دعای روز سی ام ماه

شرح دعای روز سی ام ماه رمضان

• دعای روز سى ام ماه مبارک رمضان •
أَللّـهُمَّ اجْعَلْ صِیامى فیهِ بِالشُّکْرِ وَ الْقَبُولِ عَلى ما تَرْضـاهُ وَ یَرْضـاهُ الرَّسُـولُ مُحْـکَـمَهً فُـرُوعُـهُ بِـالاُْصُـولِ بِحَقِّ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ الْحَمْـدُ للّه ِ رَبِّ الْعـالَـمینَ.
«خدایا، روزه ام را امروز، مقرون به شکر و قبول قرار بده، آنگونه که تو مى پسندى و پیامبرت راضى است، آن سان که فروعش با اصول، استوار باشد، به حق سرورمان محمد صلى الله علیه و آله و دودمان پاکش. و سپاس و حمد، مخصوص خداى جهانیان است.»

طاعتى خداپسند

خدایا چنان کن که انجام کار

تو خشنود باشى و ما رستگار

قبلاً نیز گذشت، که ارزش طاعت، به «مقبول» شدن آن است.

تا پذیرفته نگردد، ارتقاء درجه نمى آورد، تا قبول نشود، ارج ندارد.

قبولى آن، با اخلاص و نیّت خوب و تقوا و تقیّد به «امر خدا» است.

و تقوا، جز در خط خدا بودن و مطیع فرمان گشتن و حرکت در «سبیل اللّه » و پرهیز از محرّمات الهى، نیست.

خداوند، روزه اى را ارزش نهاده و مى پذیرد، که در کنار پرهیز از خوردن و آشامیدن، پرهیز از گناه و بى تقوایى و آلودگى و غیبت و بدزبانى هم باشد. وگرنه، جز رنج و گرسنگى، ثمرى به بار نخواهد آورد.

شکر خدا نسبت به عبادتمان، همان قبول اوست. و قبولش، آنگاه است که «خداپسندانه» باشد.

وقتى خداپسند است که «پیامبر پسند» هم باشد. چرا که اطاعت پیامبر، اطاعت خداست، پس خشم و «رضاى رسول» نیز همان خشم و رضاى «اللّه » است. رسول خدا صلى الله علیه و آله جز براى خدا خشم نمى گرفت و جز آنچه را، خدا بپسندد، نمى پسندید.

زنى زبان به غیبت گشود، در حالى که روزه بود.

پیامبر فرمود: برو غذا بخور، دیگر روزه نیستى! روزه ات باطل شد.

آرى…روزه اى که مُهر «شکر و قبول» و رضاى خدا و رسول بر آن باشد، دور از غیبت و بهتان و دشنام و لغویّات و «گناهانِ زبانى» است.

«عقیده»، ریشه «عمل»

استوارى هر شاخه، به تنه درخت است. و قوام هر درخت، به قوّت ریشه اش.

در پیکره دیندارى انسان مؤمن، برخى امور، همچون ریشه و بنیان است، برخى به سان رو بنا و ساقه و میوه.

«ایمان»، اساس مسلمانى است. اگر در دل انسان، نسبت به «خدا» و «قیامت» و «وحى»، عقیده باشد و انسان از «باور درونى» برخوردار گردد، این ریشه، تنه استوار دیندارى را برافراشته مى دارد و بر این نهاد، شاخ و برگ هاى عبادت، تقوا، پاکى، پرهیز از حرام، کسب حلال، مروّت و عدالت، رعایت حقوق دیگران و … مى روید .

در شناخت آنچه «اصل» و «فرع» است، باید دقت کرد و به تقویت ریشه پرداخت، تا تنه و ساقه و شاخه هم رشد کرده نیرومند گردد و میوه و ثمر و سایه دهد.

خداوند، سخن پاک را به درختى پاک تشبیه مى کند که ریشه استوارش در زمین و شاخ و برگ پربارش، بالنده و رو به آسمان است:

«اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فىِ السَّماء»[۱] و قوام آن شاخ و برگ، به نیروى اساس و اصل است.

در روایات، برخى چیزها به مثابه ستون و پایه دین به حساب آمده است، از جمله «ولایت» که بدون ولاى اهل بیت و بدون پذیرش ولایت و حاکمیت حق و امامان، اعمال تباه مى شود و تلاشها در جهت انحرافى سوق مى یابد.

در بعضى کلمات، «آل محمّد» اساس به حساب آمده است.

کلام حضرت امیر چنین است: «هُم اَساسُ الدّین وَعِمادُ الیَقین»[۲]

دودمان پیامبر، پایه دین و ستون یقین اند.

اگر پیوند با اهـل بیت و اطاعت از رهبرى حق باشد (که اصل و اساس است) امور دیگر نیز درست مى شود و اگر این «اصـل» استوار شود، «فرع»هاى دیگر نیز قوام مى یابد. وگرنه با ضعف ریشه، درخت ها خشکیده یا از جا کنده خواهد شد.

آرى…«ریشه بجا باد اگر برگ و برى مى رود.»

اگر «خداباورى» در دل انسان نباشد، انگیزه اى قوى براى عبادت و اطاعت و اجراى اوامر و نواهى نخواهد بود. پس باید در تقویت و تحکیم آن اصل کوشید و بذر ایمان را در دلها کاشت و روح معنویّت را در کالبدها دمید.

این آرزو و خواسته نیز، در سایه عنایت الهى فراهم مى آید.

در دعاى «مکارم الاخلاق»، امام سجاد علیه السلاماز خدا مى خواهد:

«خدایا… ایمانم را به مرز کاملترین ایمان برسان، یقینم را به مرحله برترین یقین برسان و نیّتم را به مرز بهترین نیّات منتهى ساز و عملم را بهترین عملها قرار بده.»[۳]

«ایمان»، «یقین»، «نیّت» و…«عمل»، سیرى خاص را طى مى کند و ایمان، در نهایت به عمل مى رسد، یعنى همان استحکام «فروع» در سایه تقویتِ «اصول».

وداع با رمضان

اینک، در پایانِ خط طواف، بر گرد خانه عشقیم،

خانه عشقى که کانون آن، محبت خداست،

و آرایش آن، طاعت و تقوا، و طهارت و عبادت،

و فرش آن، بندگى است،

و طعامش، معنویّتِ «ذکر» و مائده «قرآن».

اینک، ماه رمضان را پشت سر مى گذاریم.

گرچه آنگونه که شاید و باید، از این سفره رزق الهى و خوان گسترده نعمت پروردگار، توشه نگرفتیم، و غافلانه از کنار این «روزهاى خدا» گذشتیم و خدا را آنگونه که سزاوار «ربوبیّت» اوست، «عبودیّت» نکردیم. ولى چشم دلمان به گوشه اى از عنایت اوست.

بیابان هاى وسیع گناهمان، امیدوار ابرهاى رحمت و باران هاى مغفرتِ اوست.

رمضان به پایان مى رسد، ولى ما در آغاز بندگى هستیم.

امید است که از «کلاس رمضان» دست خالى برنگردیم.

در پایان، با امام سجاد علیه السلام همنوا مى شویم:

امام زین العابدین علیه السلام، در وداع «ماه رمضان»[۴] با این ماه، خداحافظى مى کند. وداع کسى که فراق رمضان بر او سخت و ناگوار است و رفتنش غمبار و وحشت آور است و به رمضان درود و سلام مى دهد.

در سلام خداحافظى و بدرود مى گوید:

«سلام و بدرود، اى رمضان، اى ماه بزرگ خدایى،

سلام برتو، اى عید اولیاء اللّه ،

سلام برتو، اى بهترین اوقات و بهترین ماهها و ساعتها،

سلام برتو، اى رمضان، که آرزوها را به هدف نزدیک مى کردى،

سلام بر رمضان، که در این ماه، چه بسیار، از آتش دوزخ، رستند،

سلام بر رمضان، که سراسر سلام بود.

سلام بر رمضان، که با برکت بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را زدودى.

سلام بر رمضان، اى موهبت خدا…اى ماه اشتیاق!

سلام بر رمضان…

خدایا…بر محمد و آلش درود فرست و آنچنان کن که وقتى رمضان از ما رخت بربست، ما را از خطاها برهانى و با خروج این ماه، ما را از گناهان خارج سازى…

خدایا، عید فطر را براى ما شادى آفرین قرار بده و آن را بهترین روزى قرار بده که عفو تو را طلب کرده و گناه خویش را پاک کرده باشیم…


[۱] ـ ابراهیم، آیه ۲۴.

[۲] ـ نهج البلاغه، خطبه ۲.

[۳] ـ صحیفه سجادیه، دعاى ۲۰ بلّغ بِایمانى اَکملَ الإیمان….

[۴] ـ صحیفه سجادیه، دعاى ۴۵.

منبع : سینای نیاز ؛ جواد محدثی