دعای روز سیزدهم

شرح دعای روز سیزدهم ماه رمضان

* دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان *
أَللّـهُمَّ طَهِّرْنى فیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الاَْقْذارِ وَ صَبـِّرْنى فیهِ عَلى کآئِناتِ الاَْقْـدارِ وَ وَفِّقْنى فیهِ لِلتُّقى وَ صُحْبَهِ الاَْبْرارِ بِعَـوْنِکَ یا قُرَّهَ عَیْنِ الْمَساکینَ.
«خدایا، از آلودگى و کثافتها پاکم کن، بر حوادث و قضا و قدرها صبرم بده، و بر تقوا و همنشینى با نیکان، توفیقم بخش، به یاریت، اى نور چشم مسکینان».

«پاکى» و «پاکیزگى»

«این ماه را، «رمضان» از آن گفتند که خداوند در این ماه، دلهاى عارفان را از غیر خود بشوید، پس به مهر خود بسوزد، گاه در آتش دارد، گاه در آب، گاه تشنه، گاه غرقاب، نه غرقه را سیراب، و نه تشنه را خواب، و زبان حال ایشان گوید:

در عشق تو بى سریم، سرگشته شده

وز دست امید ما، سر رشته شده

مانند یکى شمع، به هنگام صبوح

بگداخته و سوخته و کشته شده»[۱]

چهره را با آب مى شویند و دل را با «توبه»!

شستشوى با آب، «پاکیزه» مى کند، اما تقوا و دین، «پاک» مى سازد.

باید بر طهارت درون و برون، از آلودگیهاى ظاهرى و باطنى تأکید کنیم. حتى پاکیزگى ظاهر را رمزى از طهارت قلبى و درونى قرار دهیم.

به قول بعضى از عارفان، صاحبان بصیرت بدانند که ایمان، با آباد کردن دلها و درون ها ست و سخن پیامبر که فرموده: «طهور، نصف ایمان است»، آنست که: آباد ساختن ظاهر با شستشو و تمیز کردن با ریختن آب، نصف ایمان است، و نصف دیگر، عمارت و آبادى درون است با اعمال شایسته و اخلاق نیکو.

مراتب چهارگانه «طهارت»:

«مرتبه اوّل»: پاک ساختن ظاهر از آلودگى ها و کثافت ها.

«مرتبه دوّم»: پاک ساختن اعضاء و جوارح و اندام از جرم ها و گناهان و معاصى.

«مرتبه سوّم»: پاک ساختن قلب از رذایل اخلاقى و خصلت هاى زشت.

«مرتبه چهارم»: پاک ساختن درون و راز قلبى، از هرچه که جز خداى متعال باشد. و این، طهارت انبیاء و صدّیقین است.

و دست یافتن به هر یک از این مراحل، بسته به این است که انسان از مرحله قبلى گذشته باشد. طهارت دل از غیر خدا، براى کسى میسّر است که قلبش از اخلاق ناپسند و دست و یا اندامش از گناه، و ظاهرش از آلودگیها پاک شده باشد.

شکیبایى و مقاومت و تقوا

حوادث، انسان هاى غیر مقاوم را مى شکند و غیر صابرین را خورد مى کند. قَدَرها و قضاها و رویدادها تحمّل و شکیبایى لازم دارد.

دلى به وسعت دریا، تحمّلى به قدرت کوهها، ظرفیّتى عظیم و اراده اى نستوه لازم است، تا انسان بر «کائنات اقدار» شکیبا باشد.

خدا باید قدرت تحمّلى و توان شکیبائى و صبرى عنایت کند. و او باید توفیق تقوا دهد، توفیق خویشتن دارى، مالک نفس بودن، «اراده» را در «اختیار» داشتن، سپرى از «خداترسى» در مقابل معصیت داشتن، خود را ضدّ گناه ساختن، ضربه ناپذیر نمودن. و این است تقوا.

تقوا مرحله اى برین، از خودسازى است، لباس زیبا بر جان انسان است، جامه جان و لباس روح است. تقوا، مصونیّت در برابر گناه ایجاد مى کند، «تقوا»، به فرموده امام على علیه السلامدر نهج البلاغه، مَرکبى است راهوار، که سوار خود را آرام وارد بهشت مى کند و خطا و معصیت، اسبى سرکش و مرکبى چموش است که سوار را با مغز بر زمین مى کوبد و با فشار، به جهنّم پرتاب مى کند.[۲]

مصاحبت و دوستى با «ابرار»

داشتن دوست، نعمتى است بزرگ،

و دوستى با ابرار، نیکان و صالحان، موهبتى است بزرگتر.

به فرموده امام على علیه السلام:

«عاجزترین مردم، کسى است که از دوست یابى عاجز باشد، و ناتوان تر از او، کسى است که دوستانِ بدست آورده را از دست بدهد»[۳]

دوستى با «نیکان»، انسان را به «نیکى» مى کشد و معاشرت با «صالحان» انسان را به «عمل صالح» وامى دارد. همنشینى با «متّقین»، روح «تقوا» و خداترسى را در انسان مى دمد.

رفت و آمد با خوبان، آدمى را «خوب» مى کند.

رفاقت با بندگان مطیع خدا، انسان را به یاد خدا مى اندازد و چه نعمتى از این بالاتر؟! این خیر و موهبت بزرگ الهى است که به تو دوستى صالح و همنشینى مؤمن عنایت کند که لحظه لحظه حیاتش، درس باشد و نگاهش، عبرت بیاموزد و از سخنش، حکمت ببارد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است:

«خداوند به هر کس که بخواهد خیرى دهد، به او دوستى صالح و شایسته روزى مى کند، که اگر از یاد خدا غافل شود، خدا را به یادش مى آورد. و اگر در یاد خدا باشد، در این مسیر، یاریش مى نماید».[۴]

پس، براى گریز از جاذبه دوستى هاى دنیایى، رهایى از دام رفاقت هاى مادّى، نجات از همنشین هاى بد، که وقت را تباه مى کنند و عمر را برباد مى دهند و سرمایه را به تاراج مى برند، باید از خداوند توفیق خواست.

باید دوستى براى مصاحبت و همنشینى برگزید که زندگیش، براى انسان آموزنده باشد، سخنش، سراسر پند باشد، نگاهش، عبرت آموزد، نگاه به او، انسان را به یاد خدا بیندازد، همنشینى با او، کمال انسان را بیفزاید،

همنشین تو، از تو، به باید

تا تو را «عقل» و «دین» بیفزاید.

ازنیکان وخوبان باشد و بتوانى به او بگویى: «خوب».

این را، اى خداى متعال، از تو مى خواهیم و از یارى تو، مدد مى جوییم.

تو که نور چشم مسکینانى و فریادرس مظلومان.

امید دلهاى امیدوارى و فروغ چشمهاى بیدار.

و مگر مى توان خدا را شناخت و دوست نداشت؟ و آیا «محبّت» بى «معرفت» چه اندازه سودمند است؟

جوینده تو، همچو تو فردى باید

آزاده زهر علّت و دردى باید


[۱] ـ تفسیر کشف الاسرار، ص ۷۴.

[۲] ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۶ اَلا و انّ التّقوى….

[۳] ـ أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عَن اکتِسابِ الإخوان، وَ اَعجَزُ مِنهُ مَن ضَیَّعَ مَنْ ظَفَرَ بِهِ مِنهُم نهج البلاغه، حکمت ۱۲.

[۴] ـ بحارالأنوار، ج ۷۴ ص ۱۶۴.

منبع : سینای نیاز ؛ جواد محدثی