دعاي روز دهم

شرح دعاي روز دهم ماه رمضان

• دعاي روز دهم ماه مبارک رمضان •
أَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْفـآئِزينَ لَدَيْـكَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُقَرَّبينَ اِلَيْكَ بِاِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالِبينَ.
«خدايا، در اين روز، مرا از توكّل كنندگان بر خودت، و رستگاران نزد تو، و مقرّبان پيشگاهت قرار بده، قسم به احسانت، اى مقصد خواستاران و جويندگان».

خدا، تكيه گاه مؤمن

«ذرّه»هاى معلّق در هوا، در نور خورشيد است كه به چشم مى آيد. اگر فروغى برآنها نتابد، «هيچ»ند.

خدا، هستى مطلق و قدرت تامه هستى است و هر توانايى، از توان او سرچشمه گرفته است. پس مؤمن، بر او تكيه دارد و توكّلش بر اوست.

خداوند، تنها پشتوانه اى است كه زايل شدنى نيست.

تنها تكيه گاهى است كه اطمينان بخش است.

تنها مرجع وملجأ وپناهگاهى است كه هم قدرت وعلم دارد، هم رؤوف و مهربان است و هم بنده نواز و كريم.

حال كه چنين است، در مشكلات، چرا خدا را تكيه گاه نيروبخش دل و جانمان قرار ندهيم و چرا استمداد از او نجوييم؟

هركه به غير خدا دل بندد و تكيه كند باخته است، چرا كه جز خدا همه چيز نابود شدنى است، و «تنها خداست كه مى ماند»!

آنكه «بت» مى پرستد، روزى خواهد ديد كه: «اِنَّ القُوَّةَ لِلّهِ جَميعاً».

آنكه به قدرت هاى بزرگ دلبسته است، روزى خواهد يافت كه: «كُلُّ شَى ءٍ هالِكٌ إلاّ وَجهَهُ»

آنكه گرفتار يأس و دلخستگى و سستى است، روزى آگاه و پشيمان مى شود كه چرا تكيه گاه و اميدى چون «خدا» را فراموش كرده است؟

در قرآن فراوان مى خوانيم: «وَ عَلى اللّه ِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنُونَ».

مؤمنان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند و تنها تكيه گاهشان «او» باشد.

ما كه ادعاى ايمان داريم، به همان دليل درپى اتّكال و اتّكاء به اوييم و از اين رو از ذات بى همتايش مى خواهيم ما را از توكّل كنندگان بر او قرار دهد.

آيين رستگارى

فائز، كسى است كه به آرزوى والاى خويش، به هدف مقدّس و آرمان پاكش مى رسد. «فوز»، آن است كه بذر وجودى انسان، از مرحله كالى و خامى بگذرد، برسد و پخته شود و كمال يابد.

اميرمؤمنان عليه السلام، با شهادتش به عشق و آرزويش رسيد و در محراب شهادت، نداىِ «فُزتُ وَرَبِّ الكَعبَة» سرداد.

حسين عليه السلام و ياران شهيدش در قربانگاه عشق، رستگار شدند و به فوز الهى و فيض ابدى رسيدند و چهارده قرن است كه حسرتِ آن رستگارى بزرگ را بر دل شهادت طلبان گذاشته اند، كه همواره آرزو مى كنند كاش در «كربلا» بودند و همراه آن فائزان، به فوز و فيض مى رسيدند و دعاى «يالَيتَنا كُنّا مَعَكُم فَنَفُوزَ مَعَكُم…» برلب داشته و دارند.

چه كسى نزد خدا، به جايگاه رفيع فوز و رستگارى مى رسد؟

آنكه از همه تعلّقات، رسته و از همه بندها، گسسته باشد،

جان را از هر رنگ و ننگى شسته و «توكّل» برخدا كرده و از او «فوز» طلبيده باشد. و اين نيز، نيازمندِ توفيق الهى است.

او بايد دست اراده و ارادتمان را به آستان «حق» و «حقپرستان» برساند.

اوست كه بايد ما را بپذيرد و اين شايستگى را عطا كند. وگرنه، عنايتش اگر باشد، بذر وجودمان در مزرع حيات، فاسد مى شود و از كِشته امروز خويش، جز «حسرت فردا» نخواهيم چيد.

مقرّبان حضور حق

چگونه مى توان به خدا نزديك شد؟

خدا پاك است و آستانش آستانه طهارت است، و ذاتش، منزّه و مبرّا از هر عيب و كاستى. او جميل است و جمال را دوست مى دارد.

او كمال محض است و موجود متكامل را مى پذيرد.

به كمال قرب حق، جز با طاعت و تقوا نمى توان دست يافت.

انبيا كه حجت هاى آشكار الهى اند، مبعوث برآنند كه «بندگان» را به «مولى» نزديك سازند.

آيات الهى و امامان معصوم و اولياى خدا، همه «راهنماى قرب»اند، همه قبله نماى تقرّب و وصل اند. بيچاره آنانكه با صدها چراغ، باز هم بيراهه مى روند! به قول صائب تبريزى:

غفلت نگر كه پشت به محراب كرده ايم

در كشورى كه قبله نما موج مى زند

آنكه از خدا مى خواهد تا مقرّب درگاهش شود، بايد با «عبادت» و «تهجّد» و انجام فرايض و نوافل، به آن مرتبه برسد، نه با غفلت و سستى و تن پرورى و پُرخوابى.

رسول خدا صلى الله عليه و آله را خدا فرمان مى دهد تا شب ها به «تهجّد» و شب زنده دارى بپردازد، شايد به آن «مقام محمود» نائل آيد!

بايد از شيطان دور شد تا به خدا نزديك گشت.

بايد از گناه و رذايل فاصله گرفت، تا فاصله با آفريدگار كم شود. بايد با سجود و ركوع، انس با خدا داشت، تا پذيرفته درگاه شد.

آنكه «قرب» مى خواهد، بايد «تقرّب» هم بجويد. و آنكه «رسيدن» را مى طلبد، بايد «گام طلب» هم بردارد، با عبادت و تهجّد، با تقوا و ترك معصيت.

امام صادق عليه السلام فرمود:

يك بنده مؤمن، درحالتِ سجود، از هرحالت ديگر به خدا نزديك تر است.[1]

و على عليه السلام فرمود:

«لايُقَرِّبُ مِنَ اللّه ِ سُبحانَهُ اِلاّ كَثرَةُ السُّجُودِ وَ الرُّكُوعِ» .[2]

سجود و ركوع بسيار است كه سبب تقرّب به خداوند مى شود.

خدا، مقصد جويندگان

از خدا، توفيق «توكّل» و «فوز» و «قرب» طلبيديم. براى برآمدن اين حاجت، او را به «احسان»ش سوگند مى دهيم و احسانش را شفيع اجابتش مى سازيم.

او كه همواره به بندگانش نيكى كرده و همه را روزى خور خود و مهمان خوان نعمت بى كرانش ساخته و همه دلهاى حق جو را شيفته خويش ساخته، مى تواند با برآوردنِ اين دعا، احسانى ديگر و منّتى ديگر نهد و نعمتى ديگر عطا كند.

او را همه دلهاى پاك و همه كمال طلبان و حق خواهان مى جويند.

مگر نه اينكه او كمال كامل و جمال مطلق و ذات بى مثال و بى نياز است؟ مگرنه اينكه همه درپى وجود برتر و «هستى فناناپذير»ند؟

پس همه هستى، كاروانى درپى اوست. «كُلٌّ اِلَيهِ راجِعُون!»

و همه، به هر زبانى او را مى خوانند. حتى آنانكه به شرك و بيراهه افتاده اند، درپى او بوده اند كه فريب نفس خورده اند و شيطان، آنان را به اشتباه افكنده و «صنم» را به جاى «صمد» گرفته اند و «صيد حرم» را در پاى «بت» قربانى كرده اند.

به هر حال، خدا، غايت طالبان و مقصود و مقصد جويندگان است. به تعبير معلم عرفان، حضرت امام خمينى (قدس سرّه):

اين شيفتگان كه در صراطند همه

جوينده چشمه حياتند همه

حق مى طلبند و خود ندانند آن را

در آب، به دنبال فراتند همه[3]

نه تنها بشر، بلكه همه كائنات، درپى اويند و همه هستى، تسبيح گوى آن خالقند: «اِنْ مِن شَيئٍ اِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ». و بر سفره وجود، هر كه بهره اى از هستى دارد، او را مى طلبد، او «غايه الطالبين» است.

باز به قول امام عارفان، حضرت خمينى(رضوان اللّه عليه):

هر ذرّه در اين مزرعه، مهمان تواست

هر ريش دلى به حق پريشان تو است

كس را نتوان يافت كه جوياى تو نيست

جوينده هرچه هست، خواهان تو است[4]

از اين خدا مى خواهيم كه ما را از مقرّبان و رستگاران و متوكّلان قرار دهد، كه اهل احسان است و ما به كرم و احسانش، اميدواريم.


[1] ـ ميزان الحكمة، ج 4، ص 382.

[2] ـ همان.

[3] ـ ديوان امام، ص 239.

[4] ـ همان.

منبع : سيناي نياز ؛ جواد محدثي