دعای روز بیست و هشتم

شرح دعای روز بیست و هشتم ماه رمضان

• دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان •
أَللّـهُمَّ وَفِّرْ حَظّى فیهِ مِنَ النَّوافِلِ وَ أَکْرِمْـنى فیـهِ بِاِحْـضـارِ الْمَسـائِلِ وَ قَرِّبْ فیهِ وَسیلَتى اِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسائِلِ یـا مَنْ لا یَشْـغَلُهُ اِلْحـاحُ الْمُـلِحّـینَ.
«خدایا در این روز، بهره ام را از مستحبات، افزون گردان، و مرا با حاضر کردن خواسته ها، گرامى بدار، و از میان وسایل، وسیله رسیدنم به حضورت را، نزدیک گردان، اى که پافشارىِ اصرارکنندگان، بازش نمى دارد ومشغولش نمى کند.»

اگر لذّتِ ترک لذّت بدانى…

«گرچه ره تاریک است،

و پر از وسوسه شیطانى است،

لیک…خورشید هدایت با توست

گام «اخلاص» تو را مى باید، تا به منزل برسى.

کوله بارى بردار،

زاد و رهتوشه اى از «صبر» و «یقین»

زرِهى از «تقوا»

مشعلى از «ایمان»

راه…جز با قدم «صدق» نمى گردد طى.»[۱]

* * *

«نوافل»، جمع نافله است.

نافله، از ریشه لغوى «نَفل»، به معناى زیادى و افزایش است.

«انفال» هم، یعنى ثروتها و نعمتهاى عمومى که خداوند براى امّت اسلامى و همگان، زیاد کرده است.

«نوافل» یعنى نمازهاى مستحبى، که زیاده از واجبات و فرایض است.

هر عمل خوب و مستحبّى که انجامش واجب و الزامى نباشد و بالاتر از حدّ تکلیف الزامى باشد، «نوافل» است.

بهره اى که انسان از انجام کارهاى استحبابى و فوق برنامه مى برد، در جهت حفظ بیشتر واجبات است.

وقتى کسى بیش از مقدار واجبات، تکالیفى را هم که الزامى نیست ولى انجامش خوب است انجام دهد، این نشان دهنده علاقه و کشش او به طاعات و حسنات است، به نحوى که حتى خارج از تکلیف شرعى واجب، محبّت صالحات، او را به عمل نیک وامى دارد.

وقتى کارگر و کارمندى خارج از ساعت ادارى هم «فوق العاده» کار مى کند، نشان میزان علاقه او به کار است، که حتّى در چهار چوب شرح وظایف ادارى و کارى، خود را محدود نمى کند.

انجام نوافل و مستحبّات نیز اینگونه است. کشش «عبد» را به سوى خدا و علاقه او را به عبادت نشان مى دهد و مى رساند که این مؤمن، در طاعت، اکتفا به حدّ الزامى شرعى نمى کند.

به یک تعبیر مى توان گفت: مستحبات و نوافل، نگهبان واجبات است. و آنکه غیر از واجبات هیچ عمل مستحبّى انجام ندهد، امکان خلل و لطمه در واجباتش هم وجود دارد.

انجام مستحبات، چون از روى علاقه است نورانیّتى خاص مى آورد.

وقتى نماز شب بخوانید، یا روزه مستحبّى بگیرید، یا صدقه استحبابى و انفاقات، انجام دهید، وضوى مستحبّى بگیرید، نافله هاى شبانه روزى بخوانید،
احساس مى کنید زمینه پاکى دل و تقواى قلب بیشترى پیدا کرده اید.

این است بهره مستحبّات و «حظّ نوافل»، که از خداوند خواسته ایم در این ماه و این روز، بهره ما را از «نوافل»، فراوان بگرداند.

به «خواسته ها» رسیدن

کرامت، در آنست که انسان به خواسته هایش برسد.

«مسائل» انسان، اگر برآورده نشود، و اهداف انسانى بشر، اگر تحقّق نیابد، نوعى وازدگى و سستى و تهاون پیش مى آید.

آنچه را «مى خواهیم»، باید در طلبش بکوشیم، تا به آن برسیم. از خداوند خواسته ایم که با احضار آن خواسته ها، ما را مورد اکرام و گرامیداشت قرار دهد و ما را در رسیدن به نیازها و خواسته هایمان توفیق دهد.

در اینجا «وسیله» هم لازم است.

راه به سوى خدا، به اندازه شمار همه افراد است:

(اَلطُّرُقُ اِلَى اللّه ِ بِعَدَدِ نُفُوسِ الخَلائِق)

ولى از کدام راه باید رفت که زودتر رسید؟!

کدام وسیله، ما را به خدا، نزدیک تر مى کند؟

«شهادت، یک راه میان بر است که انسان را به خدا مى رساند». پس، شهادت هم، یک «وسیله» است براى «قرب».

قرب به خدا، هدف است.

از طریق عمل صالح و تقوا مى توان به خدا رسید. نیز، از طریق ایثار و گذشتن از مال و جان!

بیراهه رفتنها، دور افتادنها، از قافله عقب ماندنها، به خواب رفتنها، همه آفت سلوک است. باید راه راست رفت. نزدیکترین راه، «صراط مستقیم» است. همچنان که نزدیک ترین فاصله میان دو نقطه را «خط مستقیم» گویند.

«کاروان رفته و ما، مانده ز راه

گرد این قافله را مى بینیم

«وادى ایمن» و منزلگه دوست

گرچه دور است، ولى

این قدر هست که بانگ جرسى مى آید.

راه باید افتاد!…»[۲]

امّا اینگونه نیست که هرکس به راه افتد، برسد!.

به قول خواجه عبداللّه انصارى، در تفسیر ادبى آیه «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم»:[۳]

«نه هرکه «راه» را دید، در راه برفت. و نه هرکه رفت، به مقصد رسید!

بسا کس که شنید و ندید، و بسا کس که دید و نشناخت،

و بسا کس که شناخت و…نیافت!

بسا پیر مناجاتى، که از مرکب فرو مانَد،

بسا یار خراباتى، که زین، بر شیر نر بندد.»


درسى از خداشناسى

خداوند، نداى این همه بندگان را در هرجا مى شنود،

و دعاى همه را، به هر زبانى سمیع و مجیب است،

امّا پاسخ یک دعا و ندا، او را از دیگر نیازها و رازها و دعاها باز نمى دارد.

این از ضعف ماست که اگر به کارى مى پردازیم، از کارهاى دیگر باز مى مانیم. اگر گوش به صدایى مى دهیم، صداهاى دیگر را نمى شنویم. اگر توجّهمان به چیزى جلب مى شود، از چیزهاى دیگر غافل مى شویم. چرا که ما محدودیم و ناتوان.

امّا…خداوند، نامحدود است و توانا. اصرار و ندا و مناجات این همه بندگان، در هر لحظه از لحظات، او را مشغول نمى کند:

یا مَنْ لایَشْغَلُهُ اِلحاحُ المُلِحّین.

در قیامت کبرى هم چنین است، در رسیدگى به حساب بندگان.

راوى از امام على علیه السلام مى پرسد: خداوند در قیامت، این همه بندگان را چگونه مى تواند محاسبه کند؟

امام پاسخ مى دهد: همچنانکه در دنیا روزى شان مى دهد و رزق دادن به بعضى، مانع از رزق دادن دیگران نمى گردد.[۴]

آرى… خدا شنوا و بیناست. از میان این همه شور و غوغاى نیایشگران، صداى همه را مى شنود و نداى همه را پاسخ مى گوید.

در دعاى «جوشن کبیر»، بند (۹۹) مى خوانیم:

«اى خدایى که شنیدنى او را از شنیدن دیگر مشغول نمى کند،

اى خدایى که کارى، او را از کار دیگر باز نمى دارد،

اى خدایى که سخنى، او را از سخن دیگر باز نمى دارد،

اى خدایى که سؤالى، او را از سؤال دیگر، به اشتباه نمى اندازد،

اى خدایى که چیزى، او را حاجب از چیز دیگر نیست.

از خدایى که اصرار اصرارکنندگان، او را ملول و ناراحت نمى کند…»

آرى … خـدا لطیف و خبیر است.

سمیع و بصیر است.

مجیب الدعوات و قادر و تواناست…


[۱] ـ از نویسنده.

[۲] ـ از نویسنده.

[۳] ـ در تفسیر کشف الأسرار.

[۴] ـ قد سُئل: کیف یُحاسِبُ اللّه ُ الخلقَ على کَثرتِهم؟ قال: کما یَرزُقُهم على کثرتِهِم نهج البلاغه، صبحى صالح، حکمت ۳۰۰.

منبع : سینای نیاز ؛ جواد محدثی