دعاي روز بيستم

شرح دعاي روز بيستم ماه رمضان

• دعاي روز بيستم ماه مبارک رمضان •
أَللّـهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ أَبْوابَ الْجِنانِ وَ أَغْلِقْ عَنّى فيهِ أَبْـوابَ النّـيرانِ وَ وَفِّـقْـنى فـيهِ لِتِـلاوَةِ الـْقُـرْانِ يا مُنْزِلَ السَّكينَةِ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ.
«خدايا در اين روز درهاى بهشت را به رويم بگشاى، و درهاى آتش دوزخ را به رويم ببند، و توفيق تلاوت قرآن را در اين روز به ما عطا كن، اى فرود آورنده وقار و آرامش در دلهاى مؤمنان».

بهشت به «بها»ست، نه به «بهانه»

بهشت، جاى صالحان و پاكان است،

بهاى بهشت، «عمل صالح» است،

درهاى بهشت، از طريق «تقوا»، «جهاد»، «طاعات» و «صالحات» به روى انسانها گشوده مى گردد.

اگر در دعاى امروز، از خداوند گشايش درهاى بهشت را به روى خودمان درخواست كرده ايم، بايد برگ ورود به بهشت را هم فراهم كنيم. جواز ورود به بهشت جاودان، اعمال نيك و طاعتِ خدا، اطاعت از رسول، انجام واجبات، ترك محرّمات، خدمت به مردم و دورى از ستم است.

بهشت جاى هر ديو و دد نيست.

بهشت، خانه ناپاكان آلوده دامن نيست.

بهشت، سراى اقامت گنهكاران پليد نيست.

با بار گنه ز دام جستن نتوان

دژبانى حشر را گذشتن نتوان

روزى است كه بى برگ تردّد به بهشت

آن سوى پل صراط رفتن نتوان

بهشت، در مقابل «عمل» است و عمل، برگ تردّد و جواز ورود به بهشت است.

اگر سراى آخرت و خانه بهشت برايمان مهيّا شود، در سايه كارهاى نيكى است كه در اجراى فرمان خدا انجام مى دهيم.

سنگ ها، آجرها و مصالح ساختمانى خانه آخرت، و قصرهاى بهشتى از صالحات و حسنات اين دنياى ما، تأمين مى شود.

دنيا، مزرعه آخرت است، «زندگى، زراعت وجودى انسان است، و هر كسى دهقانِ بذر «خويشتن» است».

دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر

كاى نور چشم من، بجز از كِشته، ندروى

جهان برپايه حساب و كتاب است، نه بيهوده.

وقتى كه هستى «عبث» نيست و سرانجام بشر، رجعت «الى اللّه » است، پس فرجامى دارد، خوب يا بد، نعمت يا نقمت، بهشت يا دوزخ، سايه سار جنّت، يا شعله هاى سوزان جهنّم خدا.

همسايگى پيامبران و امامان و اولياء و خوبان، يا همخانگى فراعنه و طواغيت و نِرون ها و شدّادها و جلاّدها و ستمگران تاريخ،

جوار رحمت حق، يا عذاب شديد خدا.

آنچه انسان را به يكى از اين دو سرنوشت نيك و بد مى كشد، رعايت يا عدم رعايتِ «بايد»ها و «نبايد»هايى است كه در اسلام، توسّط وحى و از زبان رسول خدا و ائمه اطهار عليه السلام و فقهاى دين و مكتبداران متعهّد بيان شده است.

رسول خدا در «حجّه الوداع»، خطاب به مسلمين فرمود:

«اى مردم!… هرچه كه شما را به بهشت نزديك مى كند و از آتش، دور مى سازد من شما را به آن فرمان دادم، و آنچه كه شما را از بهشت دور كرده و به آتش نزديك مى كند، شما را از آن نهى كردم…»

و… چه راهنمايى بهتر از قرآن، در اين زمينه!

پس راه ورود به بهشت را هم از قرآن كريم بياموزيم.

درهاى جهنّم

با ملاحظه آيات قرآن، و بررسى آياتى كه براى جمعيّت ها و افرادى وعده آتش مى دهد، مى توان پى برد كه «درهاى جهنّم» كدام است…[1]

وعده هاى آتش در قرآن براى افراد زير بيان شده است:

كافران، تكذيب كنندگان آيات خدا، مستكبرين، زراندوزان كه انفاق نمى كنند، ستمگران، منافقين، مشركين، و… كسانى ديگر.

همچنين در آيات، بهشت را براى كسانى همچون: «صابرين»، «متّقين»، «عمل كنندگان»، «شهيدان»، «توكل كنندگان» و «مطيعان خدا و رسول» و… بيان كرده است.

براى بسته شدن درهاى جهنّم به روى خود، بايد از «كفر» و «استكبار» و «زراندوزى» و «احتكار» و «گرانفروشى» و «تكذيب آيات و انبياء»، دورى كرد.

هرگناه، درى به دوزخ است، و هر طاعت، بابى به سوى بهشت برين.

پس… اى خدا! جنّت به «بها» مى دهى، نه به «بهانه».

گنهكاران و شرك آلودگان و ظالمين را به دوزخ مى فرستى.

آتش دوزخ، فراورده اى است از اعمال خود ما… عذاب جهنّم همه دستاورد عصيانها و نافرمانيهاى بندگان است…«بِما كَسَبَتْ اَيديهِم» است.

در خدمت قرآن بودن

در حديث نبوى است:

«نَوِّرُوا بُيُوتَكُم بِتِلاوَةِ القُرآن»…[2]

خانه هاى خود را با تلاوت وقرائت قرآن، روشن كنيد.

قرآن، پيام آسمانى توحيد و مرامنامه عملى يك مسلمان است،

مجموعه سخنان خداوند و وحى الهى است،

دستورالعمل امّت اسلامى و قانون زندگى و انديشه، كتاب علم و فقه و فكر، كتاب بشارت و انذار، كتاب جهاد و اجتهاد است.

قصّه آموزنده و عبرت انگيز دارد،

شفاى دلها وفروغ جانهاوروشنى بخش انديشه هاست،

كتاب الهام و اشراق و معرفت و شناخت است،

پيام هميشه زنده آسمانى و سروش جاويدان و مشعل حياتبخش است،

بايد آن را خواند، فهميد و عمل كرد و بر سرگذاشت و نصب العين قرار داد.

اگر دلداده اهل وفايى

گر از اهل صفاى مصطفايى

اگر صبح و مسا جوياى فيضى

اگرهمدل، اگر همراز مايى

بيا تا روز و شب قرآن بخوانيم

كه دل گيرد ز نورش روشنايى

صداى بال جبريل است گويا

تلاوتهاى آيات خدايى[3]

در حديث است:

اگرمى خواهيد خداوند با شما سخن بگويد، قرآن تلاوت كنيد، و اگر مى خواهيد شما با خدا گفتگو كنيد، نماز بخوانيد.

اداى نماز و تلاوت قرآن، نقش رابط بين خالق و مخلوق و عبد و مولى را ايفا مى كند. جفاى به قرآن است اگر روزها بر ما بگذرد و ما اين كتاب مقدس را پيش چشم خود نگشاييم و گوش جان به پند خـدايى آن ندهيم. در ماه رمضان كه توصيه به تلاوت قرآن شده، بايد بر قرآن خوانى خود بيفزاييم.[4]

به قرآن ستم كرده ايم اگر در «رمضان» كه بهار قرآن است، با قرآن انس كمترى داشته و به سراغش نرويم.

بايد در خدمت قرآن بود و تا مى توان قرآن خواند.[5]

قرآن، كتاب هميشه است ، كتاب همه جا و كتاب همه است ،هركس به فراخور استعدادش، به قدر ظرفيّتش، به اندازه كشش ذهنى و قدرت درك و فهمش از اين «پيام» بهره مى گيرد.

قرآن، ـ بفرموده امام صادق عليه السلام ـ «هميشه شاداب و زنده است و نزد هر قومى با طراوت است، زيرا براى قوم خاص و نسل معيّن و زمان خاصّى قرار داده نشده بلكه كتاب همه و هميشه است و تا قيامت، شاداب و زنده است…»[6]

پس بايد از خدا توفيق «تلاوت» آن را در اين ماه خواست، تا فاصله ما از قرآن، كمتر شود و در ماه رمضان كه بهار قرآن است،[7] دل و جان بهارى شود.

آرام بخش دلها

نيايش و نيازمان را با خدايى مطرح كرده ايم كه در دلهاى مؤمنين، آرامش و وقار را نازل مى كند.

دلى كه به ياد خدا باشد، از «اطمينان» و «سكون» برخوردار است،

قلبى كه با نور حق روشن شده باشد، از اضطراب و وحشت و نگرانى و ترس و يأس، دور است.

اضطراب هاى درونى، از ابهام آينده است، از نامعلومى وضعيّت، از بلاتكليفى، از سر درگمى، از «شكّ» و «ديرباورى» است.

امّا مؤمن، به خاطر ايمان، و صدق و اخلاصش، داراى «يقين» است.

«يقين» هم آرام بخش است. «ايمان» هم، اطمينان مى آورد.

و «عقيده توحيدى» مايه سكينه و وقار است. خداوند، اين آرامش را در دل مؤمنين فرود مى آورد: «هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّكينَةَ فى قُلُوبِ المُؤمِنينَ…»[8]

از خدا بخواهيم آن دريا دلى را، آن آرامش خاطر و يقين و «سكون» را.


[1] ـ قرآن براى دوزخ هفت در بيان مى كند كه بخشى از دوزخيان سهم هريك از آن درهايند: «لَها سَبعَةُ أبوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسُومٌ»

حجر، آيه 44.

[2] ـ بحارالأنوار، ج 89 ص 200.

[3] ـ برگ و بار، جواد محدثى، ص 236.

[4] ـ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: أكِثروا فيه من تلاوة القرآن شهراللّه ، ص 192.

[5] ـ فَاقرؤا ماتيسّر مِن القرآن مزّمل، آيه 20.

[6] ـ اِنّ اللّه تبارك و تعالى لم يجعله لزمانِ دونَ زمانٍ ولا لِناسٍ دونَ ناسٍ، فهو فى كلّ زمانٍ جديدٌ و عندَ كّل قومٍ غَضٌّ الى يوم القيامة جامع الاخبار و الاثار، ج 1 ص 169.

[7] ـ لِكّل شى ءٍ ربيعٌ و رَبيعُ القرآنِ شهرُ رمضان امام باقر عليه السلام،كافى2/630.

[8] ـ فتح، آيه 4.

منبع : سيناي نياز ؛ جواد محدثي