پیامبر و اهل بیت علیهم السلام

کیفیّت زیارت حضرت مهدى(علیه السلام)
 اذن دخول: براى ورود در سرداب مقدّس اذن دخول زیر کفایت مى کند: همان اذن دخولى که «سیّدبن طاووس» آن را نقل کرده و از جهت مضامین، قریب به نخستین اذن دخولى است که در اوایل بخش زیارات تحت عنوان «اذن دخول» گذشت. یا اذن دخولى که «علاّمه مجلسى» از نسخه اى قدیمى آن را نقل کرده و با «اللّهم إنّ هذه بقعه...» …
منظره حیرت انگیز
صفّار رحمه الله در کتاب «بصائر الدرجات» از صالح بن سعید نقل کرده است که گفت: خدمت حضرت هادى علیه السلام رسیدم هنگامى که متوکّل آن حضرت را به سامراء دعوت کرده بود و در جاى نامناسبى منزل داده بود - به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، اینها در همه امور قصد دارند نور فروزان شما را خاموش کنند و در حق شما کوتاهى …
فیض روح القدس
 در برخی آیات قرآن کریم به کرامات و معجزات اولیاء الهی و پیامبران عظیم الشأن اشاره شده است و این روشن می سازد که آنان با اجازه خداوند می توانند در عالم تکوین تصرف کرده و کارهای خارق العاده انجام دهند. قرآن سخن حضرت عیسی علیه السلام را به بنی اسرائیل این گونه بیان می فرماید: «...اَنّی اَخْلُقُ لَک…
تعلیم به دیگران
مرحوم قطب الدّین راوندى و ابوحمزه طوسى به نقل از ابوهاشم جعفرى حکایت کند: روزى از روزها به محضر مبارک حضرت ابوالحسن هادى صلوات اللّه علیه وارد شدم و پس از عرض سلام نشستم . پس از گذشت لحظاتى، حضرت با من به زبان هندى صحبت فرمود؛ ولى من نتوانستم پاسخ فرمایشات وى را بدهم ، چون به زبان هندى آشنا نبودم . در…
نان خشک و گوهر در شکم
ابن شهاب زُهَرى - که یکى از راویان حدیث و از اصحاب حضرت سجّاد علیه السّلام است - حکایت کند: روزى در محفل و محضر امام زین العابدین علیه السّلام که تعدادى از دوستان و مخالفان حضرت نیز در آن جمع حضور داشتند، نشسته بودم ، که مردى از دوستان حضرت با چهره اى غمناک و افسرده وارد شد، حضرت فرمود: چرا غمگینى؟ تو را …
تبدیل شدن برگ زیتون به پول
یکى از اصحاب حضرت به نام ابراهیم بن سعید حکایت کند: روزى در محضر شریف و مقدّس امام جواد علیه السلام حضور داشتم ، ناگهان متوجّه شدم که حضرت برگ درخت زیتون را در دست مبارک خود گرفت و بلافاصله آن برگ زیتون تبدیل به پول رایج حکومت وقت شد. پس از آن ، مقدارى از آن پول ها را گرفتم و از مجلس و خدمت امام جواد…
مرگ ناگهانى و اهمیّت صلوات
مرحوم قطب الدّین راوندى رضوان اللّه تعالى علیه به نقل از ابوهاشم جعفرى حکایت نماید: روزى شخصى به محضر مبارک حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! پدرم سکته کرده و مرده است و داراى اموال و جواهراتى بسیار مى باشد، که من از محلّ آن ها بى اطّلاع هستم . و م…
میهمان خراسانى و تنور آتش
مامون رقّى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است - حکایت نماید: در منزل آن حضرت بودم ، که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، …
تقسیم گوسفند و طىّ الارض
شخصى از اصحاب امام علىّ هادى علیه السلام - به نام اسحاق جلاّب (گلاب گیر) - حکایت کند: روزى طبق دستور آن حضرت ، تعداد بسیارى گوسفند خریدارى کردم و سپس آن ها را در طویله اى بزرگ - که در گوشه اى از منزل ایشان بود - بردم . پس از گذشت چند روز، امام علیه السلام مرا احضار نمود و به همراه یکدیگر وارد طویل…
آگاهى از درون اشخاص
همچنین مرحوم شیخ طوسى ، راوندى و دیگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوى حکایت کند: روزى از روزها پدرم با عمویم با یکدیگر اختلاف کردند، درباره آن چهار روزى که در طول سال براى روزه گرفتن ، نسبت به بقیّه روزها فضیلت و اهمّیتى بیشتر دارد. لذا براى حلّ اختلاف و گرفتن جواب صحیح تصمیم گرفتند تا به ملاقات…
پیش بینى مهمّ در آزادى از زندان
مرحوم طبرسى ، راوندى ، إ ربلى ، ابن شهرآشوب و برخى دیگر از بزرگان آورده اند: یکى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام محمّد بن فرج رُخجى حکایت کند: روزى امام علیه السلام برایم نامه اى را به این مضمون فرستاد: اى محمّد! مسائل و امور خود را بررسى کن و تجهیزات لازم را فراهم ساز. هر چه فکر …
هدایت افراد و توصیه خوردن غذا در صحرا یا منزل
شخصى به نام محمّد بن ولید گوید: من نسبت به امامت حضرت جواد علیه السلام در شکّ و شبهه بودم ، تا آن که روزى به منزل آن حضرت آمدم و جمعیّتى انبوه نیز در آن جا حضور داشتند. من در گوشه اى نشستم تا زوال ظهر شد؛ پس نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن ها را خواندم ، پس از سلام نماز متوجّه شدم که شخصى پشت من حرکت م…
خبر از بدهى پدر و پرداخت آن
مرحوم شیخ مفید، کلینى ، راوندى و دیگر بزرگان به طور مستند به نقل یکى از اهالى مدینه منوّره آورده اند: شخصى به نام مطرفى حکایت کند: هنگامى که حضرت ابوالحسن ، علىّ موسى الرّضا علیهما السلام به شهادت رسید، مبلغ چهار هزار درهم از آن حضرت طلب داشتم و کسى دیگر، غیر از من و خود حضرت از این موضوع اطّلاع نداشت . به ه…
خبر از شهادت پدر در مدینه
بسیارى از بزرگان شیعه و سنّى در کتاب هاى مختلف به نقل از شخصى به نام ، امیّه بن علىّ حکایت کنند: در آن هنگامى که امام رضا علیه السلام در شهر خراسان بود، من مدّت زمانى را در مدینه بودم و مرتّب به منزل حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد علیه السلام رفت و آمد داشتم . در طىّ این مدّت مشاهده مى کردم که هر رو…
آگاهى از اسرار زنان و کناره گیرى
یکى از اصحاب حضرت جواد الائمّه علیه السلام ، به نام ابوهاشم ، داوود بن قاسم جعفرى حکایت کند: زمانى که امام محمّد جواد علیه السلام در شهر بغداد ساکن بود، روزى به منزل ایشان وارد شدم و در مقابل حضرت نشستم ، لحظه اى بعد از آن یاسر خادم آمد و حضرت به او خوش آمد گفت و او را در کنار خویش نشانید. بعد از آن یاسر …
خبر از شهادت پدر
یکى از دوستان و اصحاب حضرت جوادالا ئمّه علیه السلام به نام ابوالحسن ، معمّر بن خلاّد حکایت کند: روزى در خدمت آن حضرت بودم ، به من فرمود: اى معمّر! بر اشتر خود سوار شو. عرض کردم : کجا برویم ؟ فرمود: پیشنهادى که داده شد انجام بده و سؤ ال نکن ، پس من سوار شدم ؛ و چون مقدارى از راه را پیمودیم به بیابانى …