معجزات و کرامات معصومین علیهم السلام

خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایّام
مرحوم صدوق ، راوندى و دیگر بزرگان آورده اند: یکى از دوستان حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام به نام صقر بن ابودلف - ابن اُورمه - حکایت کند: در دوران حکومت متوکّل عبّاسى راهى سامراء شدم و چون وارد شهر سامراء گشتم ، حضور یکى از وزراى متوکّل به نام سعید حاجب رفتم تا بلکه بتوانم با مولایم امام هادى علیه ا…
ملکوت آسمان ها و طبقات
زمین جابر بن یزید جُعفى حکایت کند:« روزى به محضر شریف حضرت باقرالعلوم (علیه السلام) شرفیاب شدم و پیرامون آیه قرآن : «وَ کَذلِکَ نُرى إ براهیمَ مَلَکُوتَ السَّمواتِ وَالاْ رْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ» (۱) از حضرت سؤال کردم که چگونه خداوند متعال ، ملکوت آسمان ها را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) نشان د…
دفن پدر و خبر از مرگ برادر
یکى از راویان حدیث - و از اصحاب امام موسى کاظم صلوات اللّه و سلامه علیه - حکایت کند: از آن حضرت شنیدم که فرمود: هنگامى که نشانه هاى مرگ بر پدرم امام جعفر صادق علیه السلام آشکار گردید، خطاب به من اظهار داشت : اى پسرم ! کسى غیر از تو مرا غسل نمى دهد، همان طور که من خودم پدرم امام محمّد باقر علیه السل…
آسایش دنیا و یا سعادت آخرت
ابوبصیر آن راوى حدیث و از اصحاب صادقَیْن علیهماالسلام ، نابینا شده بود؛ روزى محضر مبارک مولایش امام محمّد باقر علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! آیا شما وارثان و جانشنان پیامبر خدا هستید؟ حضرت در پاسخ فرمود: بلى . سؤ ال کرد: آیا پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وارث علوم همه انبیاء…
انقراض بنى عبّاس توسط هلاکو
مرحوم شیخ کلینى و دیگر بزرگان به نقل از ابوبصیر آورده اند: روزى با مولایم حضرت ابوجعفر، امام محمّد باقر علیه السلام در مسجد النّبى صلى الله علیه و آله نشسته بودیم ، ناگهان سه نفر به نام : داود بن علىّ، سلیمان بن خالد و ابوجعفر منصور دوانیقى وارد مسجد شدند و در گوشه اى نشستند. پس از ساعتى ، داود و سلیمان حر…
دستور درمان آرامش زلزله
مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه به طور مستند به نقل از علىّ بن مهزیار اهوازى - که یکى از اصحاب و یاران باوفاى امام جواد، امام هادى و امام حسن عسکرى علیهم السلام مى باشد - حکایت نماید: در یکى از روزها، نامه اى به محضر مبارک حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد علیه السلام بدین مضمون نوشتم : یاابن رسول…
رنگ مو و چهره ، در رنگ هاى گوناگون
یکى از اصحاب حضرت جوادالائمّه علیه السلام ، به نام عسکر حکایت کند: روزى از روزها به محضر شریف امام محمّد جواد علیه السلام وارد شدم ، حضرت در ایوانى - که مساحت آن جمعا پنج متر در پنج متر بود - نشسته بود. در مقابل حضرت ایستادم و مشغول تماشاى چهره نورانى آن بزرگوار شدم ؛ و با خود گفتم : سبحان اللّه ! چقد…
سبز شدن درخت
ابو هاشم جعفرى مى گوید: وقتى که آن حضرت از مأمون جدا شد و با همسرش ام فضل از بغداد به سوى مدینه مى رفت، با همراهان خود هنگام غروب در راه کوفه به دارالمسیب رسید و در آنجا داخل مسجدى شد. در صحن مسجد درختى بود که همواره خشک و بى ثمر بود. امام مقدارى آب خواست و کنار آن درخت وضو گرفت و نماز مغرب را در آن مسجد ب…
نجات از ضربت شمشیر مستانه
بسیارى از بزرگان به نقل از حکیمه دختر حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام روایت کرده اند، که فرمود:چون برادرم ، حضرت جواد علیه السلام به شهادت رسید، روزى نزد همسرش ، امّ الفضل (دختر مامون) رفتم . امّ الفضل ضمن صحبت هائى پیرامون فضائل و مکارم امام جواد علیه السلام ، اظهار داشت : آیا مایل هستى تو را در جر…
شفابخش و درمان امراض
حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد (علیهما السلام) همانند دیگر ائمّه اطهار و انبیا عظام علیهم السلام در تمام علوم و کمالات نسبت به دیگر انسان ها برتر و والاتر بود، همچنین آن حضرت در تشخیص مرض ها و چگونگى درمان آن ها به طور معجزه آسا و خارق العاده عمل مى نمود. در این رابطه ، مرحوم راوندى و دیگر بزرگان به نق…
ورود از درب بسته و رفع جنازه
مرحوم شیخ صدوق و طبرسى و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروى حکایت نمایند: چون حضرت ابوالحسن ، علىّ بن موسى الرّضا علیهما‌السلام توسّط مامون عبّاسى به وسیله انگور زهرآلود مسموم شده و به منزل مراجعت نمود، طبق دستور حضرت درب ها را بسته و قفل کردم و غمگین و گریان گوشه اى ایستادم . ناگاه جوانى خوش سیما - که از…
هدایت گمراه با سخنى کوتاه
مرحوم طبرسى ، راوندى ، ابن شهرآشوب ، شیخ حرّ عاملى و برخى دیگر از بزرگان رضوان اللّه علیهم آورده اند: شخصى بود به نام جعفر بن قاسم هاشمى از أ هالى بصره که از سران واقفیّه به حساب مى آمد. روزى حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام او را در یکى از کوچه هاى شهر سامراء دید، هنگامى که نزدیک یکدیگر مُواجه ش…
هیچ زمینى خالى از قبر نیست
یحیى بن هرثمه وزیر متوکّل عبّاسى حکایت کند: روزى خلیفه مرا احضار کرد و گفت : باید سیصد نفر همراه خود بردارى و از طریق کوفه ، عازم شهر مدینه گردى و ابوالحسن ، علىّ بن محمّد هادى را با عزّت و احترام به بغداد بیاورى . من نیز دستور خلیفه را اطاعت کرده و پس از جمع آورى افراد به همراه امکانات لازم ، حرکت کرد…
درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانى
یکى از دوستان و اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه - به نام زید بن علىّ - حکایت کند: روزى از روزها سخت مریض شدم ، تا حدّى که دیگر نتوانستم حرکت کنم ، لذا پزشکى نصرانى را بر بالین من آوردند و او برایم داروئى را تجویز کرد و گفت : این دارو را به مدّت دَه روز مصرف مى کنى تا مریضى ات برطرف و بهب…
شیعه شدن پسر نصرانى
مرحوم قطب الدّین راوندى به نقل از هبه اللّه بن ابى منصور موصلى رضوان اللّه علیهما حکایت کند: شخصى نصرانى به نام یوسف بن یعقوب با وى معاشرت و هم نشینى داشت ، روزى از روزها اظهار نمود: متوکّل - عبّاسى - مرا احضار کرده و نمى دانم از من چه مى خواهد، براى نجات از شرّ او با خود عهد کردم که مبلغ صد دینار نذر ع…
اطّلاع از جریانات و افشاى خیانت
مرحوم شیخ طوسى رضوان اللّه علیه در کتاب خود آورده است : اسماعیل بن ابى حمزه بطائنى به نقل از پدرش حکایت نمود: روزى حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم علیه السلام سوار مَرکب خود شد و به همراه عدّاى از غلامان و یکى از اصحابش به نام سلیمان بن خالد، راهى باغ خود گردید، من نیز سوار مَرکب خود شده و همراه ایشان حرک…