معجزات و کرامات معصومین علیهم السلام

مرگ شامى و حياتى دوباره
يكى از اهالى شام كه به امام محمّد باقر (عليه السلام) بسيار علاقه مند بود و هر چند وقت يك بار به ملاقات و زيارت آن حضرت مى آمد، در يكى از زيارت هايش پس از گذشت چند روزى در شهر مدينه منوّره مريض شد و در بستر بيمارى و در شُرف مرگ قرار گرفت ، به يكى از دوستان خود گفت : « همين كه من از دنيا رفتم ، به حضرت ابو…
سفری کوتاه اما آموزنده
 مرحوم کلینی از عبدالله بن عطا نقل کرده است که روزی امام باقر (علیه السلام) به من فرمود:« دو مرکب را زین کن. من یک استر و یک الاغ آماده کردم و با این اعتقاد که استر برای آن بزرگوار مناسبتر است آن را به ایشان پیشنهاد کردم.» حضرت فرمود:« من الاغ را برای سوار شدن خودم ترجیح می‎دهم.» الاغ را به نزدیک امام…
پدر مرده و گنج مخفى
مرحوم قطب الدّين راوندى ، ابن شهر آشوب و برخى ديگر از بزرگان (رضوان اللّه تعالى عليهم) آورده اند: امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمود: جوانى مؤمن نزد پدرم ، حضرت باقرالعلوم (عليه السلام) آمد و اظهار داشت : «من پدرى فاسق و مخالف شما اهل بيت (عليهم السلام) داشتم كه هم اكنون به هلاكت رسيده است ؛ و چون او مى …
شمه ای از کرامات امام صادق (علیه السلام)
طلیعه سخن: در هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ ه . ق در مدینه منوره فرزندی پاک از سلاله رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دیده به جهان گشود. نام او جعفر و کنیه اش ابا عبدالله بود، پدر ارجمندش امام محمدباقر علیه السلام پیشوای پنجم شیعیان و مادر گرامی اش ام فروه می باشد. (۱) ایشان که بعد از شهادت پدر بزرگوارشان،…
نجات نسل دو پرنده و تسليم نخل خشكيده
جابر بن يزيد جُعفى حكايت كند: « در يكى از سال ها، به همراه حضرت باقرالعلوم (عليه السلام) رهسپار مكّه معظّمه شدم . در بين راه ، دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاى كجاوه امام محمّد باقر (عليه السلام) نشستند و مشغول سر و صدا شدند، من خواستم آن ها را بگيرم تا همراه خود داشته باشم ، ناگهان حضرت با صداى بلن…
عاقبت كتمان ولايت
جابر بن زيد جعفى از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل مى‏كند كه : على بن ابى طالب عليه السلام براي ما خطبه خواند و حمد و ثناى الهى را به جا آورد، سپس فرمودند: اى مردم در برابر منبر شما، چهار نفر از اصحاب محمد صلي الله عليه و آله و سلم نشسته ‏اند، از جمله انس بن مالك و براء بن عازب و اشعث بن قيس كندى و خالد…
ارسال كمك براى شيعيان از زندان و حضور شبانه
 يكى از اصحاب و راويان حديث كه به نام ابو يعقوب ، اسحاق - فرزند ابان - معروف بود، حكايت كند: در آن دورانى كه حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى عليه السلام در زندان معتمد عبّاسى به سر مى برد، به بعضى از دوستان و ياران باوفايش ‍سفارش مى فرمود تا مقدار معيّنى طعام براى افراد بى بضاعت از خانواده هاى مؤمن ببرند. …
اثر انگشت در سنگ
مرحوم طبرى ، بحرانى ، شيخ حرّ عاملى و ديگر بزرگان آورده اند كه شخصى به نام عمارة بن زيد حكايت كند: روزى در مجلس حضرت ابوجعفر، امام محمّد بن علىّ عليهما السلام نشسته بودم ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! علائم و نشانه هاى امام چيست ؟ حضرت فرمود: هركس بتواند كارى را كه هم اكنون من انجام مى دهم ، …
سبز شدن چوپ خشکیده
همچنين مرحوم شيخ حرّ عاملى ، طبرسى ، طبرى و ديگر بزرگان آورده اند كه شخصى به نام محمّد بن عُمير حكايت كند: روزى در مجلس و محضر شريف امام محمّد جواد عليه السلام حضور يافتم. پس از لحظاتى ، مشاهده كردم كه حضرت دست مبارك خود را روى چوب هاى يك چهارپايه چوبى كشيد و آن چوب هائى كه سال ها خشكيده بود، ناگهان سبز و شاد…
معجزه حیات چهار پرنده
یکى از اصحاب حضرت ابا عبداللّه ، امام جعفر صادق علیه السلام حکایت کند: روزى به همراه بعضى از دوستان به مجلس شریف و مبارک آن حضرت شرفیاب شدم ؛ و من از محضر مقدّسش پیرامون این آیه شریفه قرآن : خُذْ أرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إلَیْکَ(۱) سؤ ال کردم بر این که آیا آن پرندگان از یک جنس و یک نوع ؛…
معجزه پسر همچون پدر
مرحوم شيخ مفيد به نقل از امام محمّد باقر عليه السلام حكايت نمايد: روزى عدّه اى از مردم حضور امام حسن مجتبى عليه السلام آمده و به حضرت گفتند: ياابن رسول اللّه ! شما نيز همچون پدرت اميرالمؤ منين على عليه السلام معجزه اى - كه بسيار مهمّ باشد - برايمان آشكار ساز. امام مجتبى عليه السلام فرمود: آيا پس از ديدن مع…
پيمان آهو و اسلام آوردن منافق
مرحوم شيخ طوسى و علاّمه مجلسى و ديگر بزرگان آورده اند: امام صادق صلوات اللّه عليه به نقل از اميرالمؤ منين ، علىّ عليه السلام حكايت فرمايد: روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، عبورش بر آهوئى افتاد كه با طناب به ميخ چادر و خيمه اى بسته شده بود، آهو با مشاهده آن حضرت به سخن آمد و گفت : يا رسول اللّه ! …
اسلحه مسموم در توبره
مرحوم راوندى به نقل از محمّد بن زید رزامى حکایت کند: روزى در خدمت حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام بودم ، که شخصى از گروه خوارج - که درون توبره و خورجین خود نوعى سلاح مسموم نهاده و مخفى کرده بود - وارد شد. آن شخص به دوستان خود گفته بود: او گمان کرده است ، که چون فرزند رسول اللّه است ، مى تواند ولیع…