معجزات و کرامات امام باقر علیه السلام

حفظ جان جابر با کرامت امام باقر علیه السلام
نعمان بن بشیر می‌گوید: در یکى از سفرهاى حج همسفر جابربن یزید جعفى بودم. در مدینه بودیم که جابر بر امام باقر علیه السلام وارد شد، سپس با آن حضرت وداع کرد و با چهره‌اى شاد بیرون آمد و به سوى کوفه حرکت کردیم. به اولین منزل در بیرون مدینه که رسیدیم روز جمعه بود، نماز ظهر را خواندیم و حرکت کردیم که ناگاه مر…
پاره اي از معجزات و کرامات امام باقر علیه السلام
 اهل بیت علیهم السلام به اذن خداوند دارای کرامات و معجزاتی بوده که در متون شیعی بخی از آنها نقل شده است در اینجا به برخی از کرامات آن حضرت اشاره می یشود: قطب راوندي از ابوبصير روايت كرده كه: با حضرت باقر ـ عليه السلام ـ داخل مسجد شديم مردم داخل مسجد مي شدند و بيرون مي آمدند. حضرت فرمود: «بپرس از م…
جنّ در طواف كعبه و تبعيّت از ولايت
ابوحمزه ثمالى حكايت نمايد:«روزى از روزها در محضر شريف امام محمّد باقر (صلوات اللّه و سلامه عليه) بودم ، آن حضرت برايم تعريف نمود: « روزى در مناسك حجّ عمره ، مشغول طواف كعبه الهى بودم ، چون طواف خود را انجام دادم در حِجر اسماعيل نشسته و مشغول ذكر و دعا گرديدم . ناگهان متوجّه شدم ، كه يكى از جنّيان از سمت صف…
مرگ شامى و حياتى دوباره
يكى از اهالى شام كه به امام محمّد باقر (عليه السلام) بسيار علاقه مند بود و هر چند وقت يك بار به ملاقات و زيارت آن حضرت مى آمد، در يكى از زيارت هايش پس از گذشت چند روزى در شهر مدينه منوّره مريض شد و در بستر بيمارى و در شُرف مرگ قرار گرفت ، به يكى از دوستان خود گفت : « همين كه من از دنيا رفتم ، به حضرت ابو…
سفری کوتاه اما آموزنده
 مرحوم کلینی از عبدالله بن عطا نقل کرده است که روزی امام باقر (علیه السلام) به من فرمود:« دو مرکب را زین کن. من یک استر و یک الاغ آماده کردم و با این اعتقاد که استر برای آن بزرگوار مناسبتر است آن را به ایشان پیشنهاد کردم.» حضرت فرمود:« من الاغ را برای سوار شدن خودم ترجیح می‎دهم.» الاغ را به نزدیک امام…
پدر مرده و گنج مخفى
مرحوم قطب الدّين راوندى ، ابن شهر آشوب و برخى ديگر از بزرگان (رضوان اللّه تعالى عليهم) آورده اند: امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمود: جوانى مؤمن نزد پدرم ، حضرت باقرالعلوم (عليه السلام) آمد و اظهار داشت : «من پدرى فاسق و مخالف شما اهل بيت (عليهم السلام) داشتم كه هم اكنون به هلاكت رسيده است ؛ و چون او مى …
نجات نسل دو پرنده و تسليم نخل خشكيده
جابر بن يزيد جُعفى حكايت كند: « در يكى از سال ها، به همراه حضرت باقرالعلوم (عليه السلام) رهسپار مكّه معظّمه شدم . در بين راه ، دو پرنده به سمت ما آمدند و بالاى كجاوه امام محمّد باقر (عليه السلام) نشستند و مشغول سر و صدا شدند، من خواستم آن ها را بگيرم تا همراه خود داشته باشم ، ناگهان حضرت با صداى بلن…
اثر انگشت در سنگ
مرحوم طبرى ، بحرانى ، شيخ حرّ عاملى و ديگر بزرگان آورده اند كه شخصى به نام عمارة بن زيد حكايت كند: روزى در مجلس حضرت ابوجعفر، امام محمّد بن علىّ عليهما السلام نشسته بودم ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! علائم و نشانه هاى امام چيست ؟ حضرت فرمود: هركس بتواند كارى را كه هم اكنون من انجام مى دهم ، …