کرامات معصومیه (سلام الله علیها)

اشاره:

فاطمه مشهور به حضرت معصومه(س) دختر امام کاظم(ع) و خواهر امام رضا(ع) است. او که برای دیدار با امام رضا(ع) به ایران مسافرت کرد، در راه بیمار شد و در قم درگذشت و همان‌جا دفن شد. در منابع تاریخی اطلاعات زیادی درباره زندگی‌نامه حضرت معصومه(س) از جمله تاریخ تولد و وفات وی ثبت نشده است. شیعیان فاطمه معصومه(س) را بسیار بزرگ می‌دارند، برای زیارت او اهمیت قائل‌اند و روایاتی درباره او نقل می‌کنند که از شفاعت وی برای شیعیان سخن گفته شده و بهشت پاداش زیارت او دانسته شده است. همچنین می‌گویند پس از حضرت زهرا(س)، او تنها زنی است که از امامان برای او زیارتنامه روایت شده است.

مرحوم آیت الله العظمى حاج سید صدر الدین ره فرمودند: بعد از مرحوم آیت الله العظمى حائرى (ره) مدتى من زمام امور حوزه را به دست گرفتم و شهریه طلاب راعهده دار بودم، تا این که یک ماه وجهى نرسید، مجبور شدیم قرض کنیم و شهریه را بدهیم، و ماه دوم هم به همین طریق، ولى ماه سوم دیگر جرأت نکردیم قرض کنیم.

جمعى از طلاب گرفتن شهریه به منزل من مراجعه واظهار نیاز مى کردند و من در پاسخ گفتم چیزى در بساط نیست و مبلغ قابل توجهى نیز مقروض شده ام.

بعضى از طلاب گفتند: چه کنیم؟ نه در مدرسه امنیت داریم( با توجه به فشار خفقان دوران رضا خان) و نه مى توانیم به وطن باز گردیم، اگر این جا هم خرجى نداشته باشیم، دقیقاً توهین هایى که دشمنان روحانیت مى کنند صادق مى شود و خلاصه طورى صحبت کردند که من هم گریان شدم. گفتم: آقایان تشریف ببرید , ان شاء الله تا فردا براى شهریه کارى خواهم کرد.

آن ها رفتند و من تا شب فکر مى کردم، ولى نتیجه اى نگرفتم. سرانجام سحر برخاستم، تجدید وضو کردم، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشرف شدم. حرم خلوت بود، بعد از اداى نماز صبح و مقداری تعقیب، با حالت ناراحتى شدیدى پاى ضریح مطهر رفتم، و با عصبانیت به حضرت معصومه عرض کردم: عمه جان این رسم میهمان نوازى نیست که عده اى از طلاب در همسایگى شما، از گرسنگى جان بسپارند. اگر مى توانید اداره کنید بسم الله! و اگر توانش را ندارید، به برادر بزرگوارتان حضرت على بن موسى الرضا(ع) و یا به جد بزرگوارتان حضرت امیرالمؤمنین حواله فرمایید (یعنى حوزه علمیه از قم به مشهد یا نجف منتقل شود), این را گفتم و با حالت قهر و عصبانیت از حرم بیرون آمدم و وارد اتاقى در بیت مرحوم آیت الله صدر، بین بیرونى و اندرونى شدم و نشستم. ناگهان دیدم در اتاق را مى زنند، گفتم: بفرمایید. در باز شد، کربلایى محمد(پیرمرد پیشخدمت) وارد شد و گفت: آقا یک نفر با کلاه شاپو و چمدانى در دست مى گوید: همین الان مى خواهم خدمت آقا برسم و وقت ندارم که بعداً بیایم. من ترسیدم و گفتم: نمى دانم آقا از حرم آمده یا نه، حالا چه مى فرمایید؟

گفتم: بگو بیاید، بلکه راحتم کند. (چون صبح زود بود، کربلایى محمد خیال کرده بود که مأمور دولت است و براى دستگیرى آقا آمده.)

کربلایى محمد برگشت، طولى نکشید که مردى موقر و متشخص، با کلاه شاپو بر سر و چمدانى در دست وارد شد. چمدان را گوشه اتاق گذاشت، شاپو را از سر برداشت و سلام کرد. جواب دادم، جلو آمد و دستم را بوسید. سپس عذر خواهى کرد و گفت: ببخشید چون بد موقع خدمت شما شرفیاب شدم. همین الان که ماشین ما بالاى گردنه سلام رسید و نگاهم به گنبد حضرت معصومه افتاد، ناگهان به فکرم رسید که من با این ماشین که آتش و باد است مسافرت مى کنم و هر ساعت برایم احتمال خطر هست. با خود گفتم; اگر پیش آمدى شود و بمیرم و اموالم تلف شود و دین خدا و سهم امام در گردنم بماند، چه خواهم کرد؟ (ظاهراً همان وقتى که مرحوم آیت الله صدر به حضرت معصومه(س) عرض حاجت مى کرده، این فکر به ذهن آن مؤمن رسیده بود).

وى افزود: لذا وقتى که به قم رسیدیم، از راننده خواستم که مقدارى در قم صبر کند تا مسافران به زیارت بروند و من هم خدمت شما برسم.

فرمود:اموالش را حساب کرد و مبلغ زیادى بدهکار شد. در چمدانش را باز کرد و به اندازه اى وجه پرداخت که علاوه بر اداى قرض هاى گذشته و پرداخت شهریه آن ماه، تا یک سال شهریه را از آن پول با برکت پرداخت نمودم.

به حرم مشرف شدم و از حضرت معصومه(س) تشکر نمودم.

هدیه حضرت

یکى از علماى اعلام که در چند دوره مجلس شوراى اسلامى هم خدمت نموده اند و از سادات جلیل القدر منطقه آذربایجان شرقى مى باشند، چنین نقل مى کنند:

چند سال پیش از زعامت مرحوم آیت الله العظمى بروجردى(ره)، به طلاب و حوزه علمیه قم بسیار سخت مى گذشت، در حدى که خود این جانب که در منطقه خاکفرج مستأجر بودم، به قدرى از بقال محل نسیه جنس برده بودم که دیگر خجالت مى کشیدم از منزل خارج شوم و از مسیر آن مغازه بگذرم. روزى به فکر افتادم که این چه وضعى است؟ تا کى مى شود صبر کرد؟ اما این که چه کنم، به نتیجه اى نمى رسیدم! تا اینکه با خود گفتم به حرم مطهر حضرت معصومه(س) که عمه سادات است و خود من هم که سید هستم، مى روم و کنار ضریح مطهر فریاد مى کشم و حرف هاى دلم را مى زنم، هر چه مى خواهد بشود؟!

با عصبانیت عبایم را به سر کشیدم و به طرف حرم مطهر حرکت کردم . از صحن بزرگ وارد شدم و به طرف صحن عتیق رفتم و از دالانى که حد فاصل این دو صحن است چند قدم جلو رفتم که ناگهان خانمى به من نزدیک شد، در حالى که پوشیه به صورت زده بود و بسیار با وقار بود، پاکت نامه اى به من داد و فرمود: آقا سید! این براى شماست، من که به قصد دیگرى به طرف حرم مى رفتم، پاکت نامه را گرفته و بى توجه چند قدمى جلوتر رفتم و آن خانم هم به طرف صحن بزرگ رفت، یک مرتبه با خود گفتم ببینم در نامه چه نوشته است؟ و قصه چیست؟ نامه را بازکردم و دیدم «دو هزار تومان» پول است! با خود گفتم یعنى چه؟ به دنبال خانم رفتم که بپرسم این پول به چه عنوان و به چه جهت است ؟ به صحن ها و درهاى بیرون مراجعه کردم و اثرى ندیدم! ناگهان زبان دلم به من گفت: چه بسا این هدیه حضرت معصومه(س) است، خصوصاً با آن جمله اى که خانم به هنگام دادن پاکت بیان کرد. این جا بود که انقلابى عجیت در من پدیدار شده و بسیار گریه کردم و به طرف صحن عتیق آمدم و وارد ایوان طلا شدم، ولى وارد رواق مطهر نشدم، با خود گفتم: «تو لیاقت ندارى وارد شوى، همین جا کنار در توقف کن، تو مثل یک درنده مى خواستى حمله کنى، ولى حضرت زودتر یک لقمه غذا جلوى تو انداخت تا آرام شوى!» به هر حال بسیار گریه کردم و با عذر خواهى به منزل برگشتم. این شخصیت بزرگوار که در حال نقل این قضیه نیز بسیار اشک مى ریخت، هنوز شرمنده آن قصه و نیت اولى بود و مبهوت آن کرامات باهره، پس از لحظه اى دوباره ادامه داد، آن مبلغ پول موجب رونق و برکتى در زندگى ما شد که بحمداله هنوز محتاج شخصى نشده‌ام.

نزول رحمت الهى

بار دیگر شبانگاهان دست فیاض الهى ازآستین کریمه به در آمد و چراغى به روشنى خورشید برافروخت. سخن از گذشته هاى دور نیست، بلکه حقیقتى است محقق در جمعه شب ۲۳/۲/۷۳٫ آرى بار دیگر در آن شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب و نزول رحمت الهى گشتیم. آن که مورد عنایت قرار گرفت، مسافرى بود از راه دور، دخترى چهارده ساله از اهالى «شوط» ماکو، از شهرهاى آذربایجان، که خود چنین مى گوید: رقیه امان الله پور هستم از اهالى «شوط» ماکو، چهار ماه پیش بر اثر یک نوع سرما خوردگى از ناحیه هر دو پا فلج شدم. خانواده ام مرا به بیمارستان هاى مختلف در شهرهاى ماکو، خوى و تبریز بردند، ولى همه پزشکان پس از عکس بردارى و انجام دادن آزمایش هاى مکرر، ازدرمانم عاجز شدند و من دیگر نمى توانستم پاهایم را حرکت دهم تا این که چهارشنبه شب ۲۱/۲/۷۳ در عالم رویا دیدم که خانمى سفید پوش سوار بر اسبى سفید به طرف من آمد و فرمود: «چرا از همان ابتداى بیمارى پیش من نیامدى تا شفایت دهم؟». با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب راباعمو و عمه ام در میان گذاشتم و آن ها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم کردند.

لذا روز جمعه ۲۳/۲/۷۳ به قم آمدیم و ساعت ۳۰/۷ دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز، مشغول خواندن زیارتنامه شدم که ناگهان صداى همان خانمى که در خواب دیده بودم به گوشم رسید که فرمود: «بلند شو راه برو، که شفایت دادم» من ابتدا توجهى نکردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تکرار شد ; این بار به خود حرکتى دادم و مشاهده کردم که قادر به حرکت مى باشم و مورد لطف آن بى بى دو عالم قرار گرفته ام .

شفاى فلج

مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضى حائرى (ره) نقل فرمدند: شخصى بود به نام آقا جمال، معروف به «هژبر»، که دچار پا درد سختى شده بود; به طورى که براى شرکت در مجالس، مى باید کسى او را به دوش مى گرفت و کمک مى کرد. عصر تاسوعا، آقاى هژبر به روضه اى که در مدرسه فیضیه از طرف مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى (ره) تشکیل شده بود، آمد. آقا سید على سیف (خدمتگزار مرحوم آیت الله حائرى) که نگاهش به او افتاد، به او پرخاش کرد که: سید این چه بساطى است که در آورده اى، مزاحم مردم مى شوى، اگر واقعاً سیدى، برو از بى بى شفا بگیر.

آقاى هژبر تحت تأثیر قرار گرفت و در پایان مجلس به همراه خود گفت: مرا به حرم مطهر ببر، پس از زیارت و عرض ادب، با دل شکسته، حال توجه و توسلى پیدا کرد و سپس سید را خواب ربود.

در خواب دید کسى به او مى گوید: بلند شو. گفت: نمى توانم. دوباره گفت: مى توانى، بلند شو. سپس عمارتى را به او نشان داد و گفت: این بنا از حاج سید حسین آقاست که براى ما روضه خوانى مى کند، این نامه را هم به او بده.

آقا هژبر ناگهان خود را ایستاده مى بیند که نامه اى در دست دارد و نامه را به صاحبش رساند و مى گوید: ترسیدم اگر نامه را نرسانم، درد پا بر گردد. البته کسى از مضمون نامه مطلع نشد، حتى آیت الله حائرى. ایشان فرمودند: از آن به بعد آقاى هژبر عوض شد. گویى از جهان دیگرى بود- و غالباً در حال سکوت یا ذکر خدا بود.

شفاى چشم

یکى از اساتید محترم اخلاق و وعاظ برجسته شهر مقدس قم نقل کردند: سال ها قبل در چشم دختر بچه ام نقطه سفیدى پیدا شد. به چشم پزشک معروف شهر مراجعه کردیم و ایشان اظهار داشتند که باید چشم او عمل شود. على القاعده نوبتى را معین نمودند و ما هم مى بایست به بچه آمادگى روحى مى دادیم، ولى همین که متوجه مسأله گردید، کار او گریه و وحشت و ناراحتى شد و طبعاً یک حالت اضطرابى هم براى خود ما ایجاد کرد.

به هر حال نوبت جراحى و عمل فرا رسید وما بیمار را براى انجام عمل روانه مطب دکتر معالج کردیم . در مسیر از کنار حرم مطهر مى گذشتیم که نگاه دخترم به گنبد و بارگاه نورانى حضرت معصومه افتاد و گفت: بابا برویم حرم، من شفاى چشمم را از حضرت مى گیرم! این جمله براى من حالتى ایجاد کرد که خدا مى داند! او را به حرم بردم. همین که وارد شدیم خودش را سراسیمه به ضریح مطهر رسانید و در حالى که چشم خود را به ضریح مى کشید، مى گفت: یا حضرت معصومه(س) من مى ترسم، مى خواهند چشمم را عمل کنند، شاید کور شوم! و… و اشک مى ریخت.دیدن چنین حالتى از فرزند براى یک پدربه وضوح آشکاراست یعنى چه؟

به هر صورت , پس از زیارت با اصرار او را بغل کردم و در حالى که اشک مى ریخت او را تا وسط صحن بزرگ کنار قبر مرحوم قطب راوندى(ره) بردم و براى اینکه کفش او را بپوشانم او را به زمین گذاشتم. خواستم اشک او را پاک کنم که نگاهم به داخل چشم دختر بچه عزیزم افتاد و دیدم اثرى از لکه سفید در چشم او نیست! با عجله او را به دکتر رسانیدم. ایشان هم تصدیق نمود و گفت دیگر نیازى به عمل نیست و الحمد الله شفا یافته است.

شفاى طلبه نخجوانى

حضرت آیت الله مکارم شیرازى مى فرماید: بعد از فروپاشى شوروى سابق و آزاد شدن جمهورى هاى مسلمان نشین (و از جمله جمهورى نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده اى از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا براى تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبى از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفر که معدل بالایى داشتند و جامع ترین آن ها بودند براى اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان، جوانى با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالى که در یکى از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود، اما با اصرار فراوان پدرش مسؤول مربوط ناچار به پذیرش ایشان شد. هنگام فیلمبردارى از مراسم بدرقه این کاروان علمى، مسؤول فیلم بردارى دوربین را روى چشم معیوب این جوان متمرکز مى کند و تصویر بر جسته اى از آن را به نمایش مى گذارد که جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته مى شود. خلاصه کاروان به سوى قم حرکت کرده و بعد از ورود در مدرسه مربوط ساکن مى شود . جوان بیمار بعد از اسکان به حرم مشرف و با اخلاص تمام متوسل به حضرت مى شود، و در همان حال خوابش مى برد. در خواب عوالمى را مشاهده کرده و بعد از بیدارى مى بیند چشمش سالم و بى عیب است.

وقتى خبر آنى کرامت به نخجوان مى رسد، آن ها مصرانه می خواهند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتى چشمش به آن جا برگردد تا باعث بیدارى و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین شود.

انس و علاقه ایرانیان به اهل بیت (علیهم السلام)

اشاره:

ایرانیان از دیرباز مورد توجه ویژه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ و امامان شیعه (ع) بوده اند و در احادیث بسیاری، اسلام ایرانیان با اهمیت تلقی گردیده و از ملت ایران بعنوان وفادارترین ملتها به اسلام یاد شده است. بسیاری از این احادیث از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ قبل از اینکه ایرانیان اسلام را پذیرفته باشند صادر شده است همان طور که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ پیش بینی نموده بود ملت ایران از همه ملتها حتی عرب که مرکز نزول وحی بود،‌ از اسلام بیشتر بهره گرفت و هیچ ملتی به اندازه مردم ایران تاکنون از منبع روشنایی بخش وحی پرتو نگرفته است.

با همه مشکلاتی که در قرون اولیه اسلام در راه شناخت فرهنگ اصیل اسلامی بود تا آنجا که ایمان و دین و دانش به گفته پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ گویا به ستاره ثریا آویخته و دست یازیدن به آن بسیار دشوار می نمود ایرانیان به آن دست یافتند و در رشته های مختلف علوم که در رابطه با شناخت اسلام و تبیین ایدئولوژی اسلامی بکار گرفته می شود از اعراب سبقت گرفتند و بالاخره همان طور که قرآن کریم پیش بینی نموده بود در رابطه با گسترش ایدئولوژی اصیل اسلامی جایگزین ملتی شدند که وحی آنها نازل شده بود. و به گفته متفکر شهید علامه مطهری: «ایرانیان بیش از هر ملت دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام و اهل بیت (ع) قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند، در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی رسد.»(۱)

در این مقاله به پاره ای از ابراز ارادت و علاقه و خدمات ایرانیان نسبت به اسلام و ائمه معصومین (ع) اشاره می کنیم:

سخن را با اولین مسلمانان ایرانی و بزرگترین صحابه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و دلسوزترین همراه حضرت علی (ع) سلمان فارسی شروع می کنیم. سلمان نخستین ایرانی بود که به پیامبر اسلام و دین مقدس آن ایمان آورد و در این راه آن قدر ابراز محبت و ارادت نسبت به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نمود تا مدال افتخار «السلمان منا اهل البیت» را به خود اختصاص داد(۲) و گوی سبقت را در محبت به پیامبر و اهل بیتش از همه اعراب ربود، به طوری که مورد حسادت و غبطه آنها قرار گرفت. سلمان فارسی شخصیتی است که بارها پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امیر مومنان علی (ع) و ائمه معصومین (ع)از او به بزرگی و عظمت یاد کرده اند.

روزی سلمان فارسی داخل مسجد شد و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ احترامش کرد، او را مقدم داشت و در بالای مجلس نشاند و از او با عظمت یاد کرد و وی را از خاصان مصطفی و آلش دانست و این کار مثل همیشه مورد اعتراض اعراب قرار گرفت. پیامبر بالای منبر رفت و در ضمن خطبه ای فرمودند: «… سلمان دریایی است که کم نمی شود و گنجی است که از بین نمی رود. سلمان از ما اهل بیت است که همواره حکمت و برهان از او می جوشد.»(۳)

حضرت علی (ع) بارها یار و غمخوار روزهای مظلومیت خود سلمان را ستوده است و اینها همه بخاطر ارادت و محبت سلمان فارسی به اهل بیت (ع) بود چون همان طور که سلمان به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ عشق می ورزید بعد از رحلت آن حضرت جزء چهار نفری بود که از شیعیان وفاداران علی (ع) در کنار آن حضرت باقی ماند و علی (ع) هم بارها و بارها از او تمجید نمودند. حضرت در مورد سلمان به ابوذر گفت: «ای ابوذر، سلمان از باب های الهی است،‌ کسی که او را درست بشناسد و بپذیرد مؤمن است و کسی که او را انکار کند و فضایل او را نپذیرد کافر است و سلمان از ما اهل بیت است.»

منصور بزرج می گوید به امام صادق (ع) عرض کردم: ای آقای من! چه بسیار از شما یاد سلمان فارسی را می شنوم؟ فرمودند: نگو سلمان فارسی، بگو سلمان محمدی! آیا می دانی چرا از او یاد می کنم؟ عرض کردم نه. فرمود برای سه صفت:

 ۱٫ مقدم داشتن خواسته امیر مومنان (ع) برخواسته خودش، ۲٫ دوست داشتن فقراء، ۳٫ دوست داشتن علم و علماء.(۴)

آری ایرانیان بعد از اسلام همواره به اهل بیت (ع)عشق می ورزیدند و شهرهای آنها از پایگاه های اولیه تجمع شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع)بودند. شهرهای قم، ری،‌ طبرستان، … مأمن ارادتمندان به اهل بیت (ع) بود و ایرانیان بارها و بارها به طور پنهانی به خدمت ائمه (ع)می رسیدند و ضمن پرداخت وجوهات شرعی ابراز محبت و ارادت می نمودند و در حوادث تلخ و دشوار پناهگاهی برای سادات و علویان بودند و در آینده نیز طبق روایات بیشتر یاران و همراهان انقلاب بزرگ حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ را ایرانیان تشکیل می دهند و با این کار ارادت و محبت خود به اهل بیت (ع) را به اوج و نهایت درجه می رسانند.

نقل شده که امام صادق (ع) غلامی داشت که وظیفه اش نگه داشتن افسار مرکب آن حضرت بود. روزی که امام (ع) در مسجد بود و غلام بیرون مسجد نشسته و افسار مرکب امام را در دست داشت با گروهی از مردم خراسان رو به رو شد، مردی از آن گروه به غلام گفت: «آیا حاضری من به جای تو باشم و مملوک امام قرار گیرم و در مقابل همه اموالم برای تو باشد؟ من مال بسیاری دارم. هر چه می خواهی برو برای خودت بردار. غلام گفت باید از مولایم بپرسم» خدمت امام آمد جریان را گفت و امام غلام را نصیحتی کرد و گفت تو آزادی ولی غلام گفت من خدمت تو می مانم و آخرت را بر دنیا مقدم می دارم.(۵)

در زمان خلافت علی (ع) وقتی جنگ صفین اتفاق افتاد آن حضرت برای فرمانداران خود نامه فرستاد و آنهار را به کمک دعوت کرد. خواجه ربیع که از اصحاب امام بود با چهار هزار نفر از سپاه ری به سوی صفین حرکت کرد و امام با سپاه خود منتظر آنها بود، وقتی که آن لشکر رسید بی درنگ امام علی (ع) فرمان حرکت به سوی جبهه صفین را صادر کرد،(۶)این قطعه تاریخی بیانگر محبت ایرانیان به اهل بیت (ع)مخصوصاً علی (ع) می باشد.

قم و اهل بیت (علیهم السلام)

به طور قطع می توان گفت شهر قم اولین مرکز تشیع در ایران بوده است و بطور کلی قم از همان آغازاسلام مورد توجه ائمه اطهار (ع)بوده و در مورد این شهر و فضایل آن از زبان علی (ع) روایاتی وارد شده است و این شهر به عنوان حرم و پناهگاه اهل بیت (ع) شمرده شده است. قم تنها شهری بوده است که در آن اثری از نام ابوبکر، عمر و عثمان دیده نمی شد و این امر و نظائر آن باعث شد که مردم آن مورد اتهام قرار گیرند، قتل عام و شکنجه شوند و هر نوع صدمه ای به آنان وارد آید. ولی با وجود این سختی ها و فشارها چون کوه در راه ایمان و عقیده خود استوار ماندند و تمامی این بلایا را به جان خریدند و از حمایت اهل بیت (ع)دست برنداشتند.(۷)

بطور کلی هر علوی و شیعی مذهبی که از دست حکام جبار عباسی می گریخت امیدش ایران و شهر قم بود و بدانجا پناه می برد و سخت مورد حمایت مردم قرار می گرفت. درزبان ائمه اطهار (ع)بر شهر قم، آشیانه آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و مأوای فاطمیون و جایگاه شیعیانشان اطلاق شده است و در روایتی اهل قم انصار و یاوران اهل بیت (ع)خوانده شده اند، شهری با این صفات،‌ طبیعی است که به یکی از پناهگاه های عمده علویان تبدیل شود.(۸)خاک قم با قبول پیکر پاک و مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله علیهاـ فرزند بلافصل امام موسی بن جعفر (ع) در قله رفیع ارادتمندان به اهل بیت ایستاد و امروزه هم به برکت وجود آن حضرت شهر قم عملاً به پناهگاه شیعیان خالص و مرکز طلاب و علما و مراجع تقلید تبدیل شده است.

ایرانیان زمینه سازان ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ

کلیه منابع روایی شیعه و سنی، پیرامون حضرت مهدی (ع) اتفاق نظر دارند که آن بزرگوار بعد از نهضتی مقدماتی که برایش بوجود می آید، ظهور می کند … و یاران درفش های سیاه، ایرانی اند که زمینه ساز حکومت آن حضرت و آماده کننده مقدمات فرمانروایی وی می باشند،‌ در این روایات، اتفاق است که دو شخصیت وعده داده شده، سید خراسانی و یا هاشمی خراسانی و یاور او شعیب بن صالح هر دو ایرانی هستند. از جمله روایات ظهور بپا خاستن مردی از قم و یاران وی می باشد. از امام کاظم (ع) روایت شده است که فرمود: «مردی از قم، مردم را به سوی خدا دعوت می کند، افرادی گرد او جمع می شوند که قلب هایشان همچون پاره های آهن ستبر است که بادهای تند حوادث آنان را نمی لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمی ترسند … .»(۹)

برخی روایات، تصریح دارد به اینکه فلسفه نامگذاری شهر مقدس قم مناسب با نام حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ که قائم بحق است می باشد. عفان بصری از امام صادق (ع) روایت کرده: «آیا می دانی از چه رو این شهر را قم می نامند؟ عرض کردم خدا و رسولش آگاه ترند فرمود: همانا نامگذاری شده برای اینکه اهل قم، اطراف قائم (ع) گرد آمده و با وی قیام می نمایند و در کنار او ثابت قدم مانده و او را یاری می کنند.»(۱۰)

روایت پرچم های سیاه خراسان را که قبلاً یادآوری شد عده ای از علمای اهل سنت مانند ترمذی و احمد بن حنبل و … نقل کرده اند.(۱۱) که عین عبارت حدیث این است «درفش هایی سیاه از خراسان خروج می کند که هیچ چیز قادر به برگرداندن آنها نیست تا اینکه در ایلیاء به اهتزاز در آیند»

در مورد طالقان هم روایاتی هست که در آنان از اهالی این منطقه به عنوان یاران آخر الزمان یاد شده است.(۱۲)

پی نوشت:

(۱) . شهید مطهری، خدمات متقابل، انتشارات صدرا، صفحه ۳۷۳٫

(۲) . ابن هشام، السیره، ج ۲، ص ۲۲۴٫

(۳) . جعفر مرتضی، سلمان فارسی،‌ترجمه حسنین، انتشارات اسلامی، ص ۱۴٫

(۴) . نوری، میرزا حسین، نفس الرحمان فی فضایل السلمان، مؤسسه آفاق، ص ۱۳۳٫

(۵) . علامه مجلسی،‌بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، بحار، ج ۵۰، صفحه ۸۷٫

(۶) . بهجه الامال،‌ج۴، صفحه ۱۳۷٫

(۷) . مختصر البلدان، ص ۲۶۴، تاریخ قم، ص ۱۶۶، معجم البلدان، ج ۴، ص ۱۷۵، تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۱۴۴٫

(۸) . تاریخ قم، ج۱، صفحه ۸۲، تهران، توس.

(۹) . محمد قمی، ترجمه عبدالملک قمی، بحار، ج ۶۰، صفحه ۲۱۶٫

(۱۰) . همان.

(۱۱) . منن ترمذی، ج ۳،‌صفحه ۳۶۲٫

(۱۲) . کنز العمال، ج۷، صفحه ۲۶۲٫

کرامات معصومیه (سلام الله علیها)

 صیانت حوزه

مرحوم آیت الله العظمى حاج سید صدر الدین ره فرمودند: بعد از مرحوم آیت الله العظمى حائرى (ره) مدتى من زمام امور حوزه را به دست گرفتم و شهریه طلاب راعهده دار بودم، تا این که یک ماه وجهى نرسید، مجبور شدیم قرض کنیم و شهریه را بدهیم، و ماه دوم هم به همین طریق، ولى ماه سوم دیگر جرأت نکردیم قرض کنیم.

جمعى از طلاب گرفتن شهریه به منزل من مراجعه واظهار نیاز مى کردند و من در پاسخ گفتم چیزى در بساط نیست و مبلغ قابل توجهى نیز مقروض شده ام.

بعضى از طلاب گفتند: چه کنیم؟ نه در مدرسه امنیت داریم( با توجه به فشار خفقان دوران رضا خان) و نه مى توانیم به وطن باز گردیم، اگر این جا هم خرجى نداشته باشیم، دقیقاً توهین هایى که دشمنان روحانیت مى کنند صادق مى شود و خلاصه طورى صحبت کردند که من هم گریان شدم. گفتم: آقایان تشریف ببرید , ان شاء الله تا فردا براى شهریه کارى خواهم کرد.

آن ها رفتند و من تا شب فکر مى کردم، ولى نتیجه اى نگرفتم. سرانجام سحر برخاستم، تجدید وضو کردم، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشرف شدم. حرم خلوت بود، بعد از اداى نماز صبح و مقداری تعقیب، با حالت ناراحتى شدیدى پاى ضریح مطهر رفتم، و با عصبانیت به حضرت معصومه عرض کردم: عمه جان این رسم میهمان نوازى نیست که عده اى از طلاب در همسایگى شما، از گرسنگى جان بسپارند. اگر مى توانید اداره کنید بسم الله! و اگر توانش را ندارید، به برادر بزرگوارتان حضرت على بن موسى الرضا(ع) و یا به جد بزرگوارتان حضرت امیرالمؤمنین حواله فرمایید (یعنى حوزه علمیه از قم به مشهد یا نجف منتقل شود), این را گفتم و با حالت قهر و عصبانیت از حرم بیرون آمدم و وارد اتاقى در بیت مرحوم آیت الله صدر، بین بیرونى و اندرونى شدم و نشستم. ناگهان دیدم در اتاق را مى زنند، گفتم: بفرمایید. در باز شد، کربلایى محمد(پیرمرد پیشخدمت) وارد شد و گفت: آقا یک نفر با کلاه شاپو و چمدانى در دست مى گوید: همین الان مى خواهم خدمت آقا برسم و وقت ندارم که بعداً بیایم. من ترسیدم و گفتم: نمى دانم آقا از حرم آمده یا نه، حالا چه مى فرمایید؟

گفتم: بگو بیاید، بلکه راحتم کند. (چون صبح زود بود، کربلایى محمد خیال کرده بود که مأمور دولت است و براى دستگیرى آقا آمده.)

کربلایى محمد برگشت، طولى نکشید که مردى موقر و متشخص، با کلاه شاپو بر سر و چمدانى در دست وارد شد. چمدان را گوشه اتاق گذاشت، شاپو را از سر برداشت و سلام کرد. جواب دادم، جلو آمد و دستم را بوسید. سپس عذر خواهى کرد و گفت: ببخشید چون بد موقع خدمت شما شرفیاب شدم. همین الان که ماشین ما بالاى گردنه سلام رسید و نگاهم به گنبد حضرت معصومه افتاد، ناگهان به فکرم رسید که من با این ماشین که آتش و باد است مسافرت مى کنم و هر ساعت برایم احتمال خطر هست. با خود گفتم; اگر پیش آمدى شود و بمیرم و اموالم تلف شود و دین خدا و سهم امام در گردنم بماند، چه خواهم کرد؟ (ظاهراً همان وقتى که مرحوم آیت الله صدر به حضرت معصومه(س) عرض حاجت مى کرده، این فکر به ذهن آن مؤمن رسیده بود).

وى افزود: لذا وقتى که به قم رسیدیم، از راننده خواستم که مقدارى در قم صبر کند تا مسافران به زیارت بروند و من هم خدمت شما برسم.

فرمود:اموالش را حساب کرد و مبلغ زیادى بدهکار شد. در چمدانش را باز کرد و به اندازه اى وجه پرداخت که علاوه بر اداى قرض هاى گذشته و پرداخت شهریه آن ماه، تا یک سال شهریه را از آن پول با برکت پرداخت نمودم.

به حرم مشرف شدم و از حضرت معصومه(س) تشکر نمودم.

هدیه حضرت

یکى از علماى اعلام که در چند دوره مجلس شوراى اسلامى هم خدمت نموده اند و از سادات جلیل القدر منطقه آذربایجان شرقى مى باشند، چنین نقل مى کنند:

چند سال پیش از زعامت مرحوم آیت الله العظمى بروجردى(ره)، به طلاب و حوزه علمیه قم بسیار سخت مى گذشت، در حدى که خود این جانب که در منطقه خاکفرج مستأجر بودم، به قدرى از بقال محل نسیه جنس برده بودم که دیگر خجالت مى کشیدم از منزل خارج شوم و از مسیر آن مغازه بگذرم. روزى به فکر افتادم که این چه وضعى است؟ تا کى مى شود صبر کرد؟ اما این که چه کنم، به نتیجه اى نمى رسیدم! تا اینکه با خود گفتم به حرم مطهر حضرت معصومه(س) که عمه سادات است و خود من هم که سید هستم، مى روم و کنار ضریح مطهر فریاد مى کشم و حرف هاى دلم را مى زنم، هر چه مى خواهد بشود؟!

با عصبانیت عبایم را به سر کشیدم و به طرف حرم مطهر حرکت کردم . از صحن بزرگ وارد شدم و به طرف صحن عتیق رفتم و از دالانى که حد فاصل این دو صحن است چند قدم جلو رفتم که ناگهان خانمى به من نزدیک شد، در حالى که پوشیه به صورت زده بود و بسیار با وقار بود، پاکت نامه اى به من داد و فرمود: آقا سید! این براى شماست، من که به قصد دیگرى به طرف حرم مى رفتم، پاکت نامه را گرفته و بى توجه چند قدمى جلوتر رفتم و آن خانم هم به طرف صحن بزرگ رفت، یک مرتبه با خود گفتم ببینم در نامه چه نوشته است؟ و قصه چیست؟ نامه را بازکردم و دیدم «دو هزار تومان» پول است! با خود گفتم یعنى چه؟ به دنبال خانم رفتم که بپرسم این پول به چه عنوان و به چه جهت است ؟ به صحن ها و درهاى بیرون مراجعه کردم و اثرى ندیدم! ناگهان زبان دلم به من گفت: چه بسا این هدیه حضرت معصومه(س) است، خصوصاً با آن جمله اى که خانم به هنگام دادن پاکت بیان کرد. این جا بود که انقلابى عجیت در من پدیدار شده و بسیار گریه کردم و به طرف صحن عتیق آمدم و وارد ایوان طلا شدم، ولى وارد رواق مطهر نشدم، با خود گفتم: «تو لیاقت ندارى وارد شوى، همین جا کنار در توقف کن، تو مثل یک درنده مى خواستى حمله کنى، ولى حضرت زودتر یک لقمه غذا جلوى تو انداخت تا آرام شوى!» به هر حال بسیار گریه کردم و با عذر خواهى به منزل برگشتم. این شخصیت بزرگوار که در حال نقل این قضیه نیز بسیار اشک مى ریخت، هنوز شرمنده آن قصه و نیت اولى بود و مبهوت آن کرامات باهره، پس از لحظه اى دوباره ادامه داد، آن مبلغ پول موجب رونق و برکتى در زندگى ما شد که بحمداله هنوز محتاج شخصى نشده‌ام.

نزول رحمت الهى

بار دیگر شبانگاهان دست فیاض الهى ازآستین کریمه به در آمد و چراغى به روشنى خورشید برافروخت. سخن از گذشته هاى دور نیست، بلکه حقیقتى است محقق در جمعه شب ۲۳/۲/۷۳٫ آرى بار دیگر در آن شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب و نزول رحمت الهى گشتیم. آن که مورد عنایت قرار گرفت، مسافرى بود از راه دور، دخترى چهارده ساله از اهالى «شوط» ماکو، از شهرهاى آذربایجان، که خود چنین مى گوید: رقیه امان الله پور هستم از اهالى «شوط» ماکو، چهار ماه پیش بر اثر یک نوع سرما خوردگى از ناحیه هر دو پا فلج شدم. خانواده ام مرا به بیمارستان هاى مختلف در شهرهاى ماکو، خوى و تبریز بردند، ولى همه پزشکان پس از عکس بردارى و انجام دادن آزمایش هاى مکرر، ازدرمانم عاجز شدند و من دیگر نمى توانستم پاهایم را حرکت دهم تا این که چهارشنبه شب ۲۱/۲/۷۳ در عالم رویا دیدم که خانمى سفید پوش سوار بر اسبى سفید به طرف من آمد و فرمود: «چرا از همان ابتداى بیمارى پیش من نیامدى تا شفایت دهم؟». با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب راباعمو و عمه ام در میان گذاشتم و آن ها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم کردند.

لذا روز جمعه ۲۳/۲/۷۳ به قم آمدیم و ساعت ۳۰/۷ دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز، مشغول خواندن زیارتنامه شدم که ناگهان صداى همان خانمى که در خواب دیده بودم به گوشم رسید که فرمود: «بلند شو راه برو، که شفایت دادم» من ابتدا توجهى نکردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تکرار شد ; این بار به خود حرکتى دادم و مشاهده کردم که قادر به حرکت مى باشم و مورد لطف آن بى بى دو عالم قرار گرفته ام .

شفاى فلج

مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضى حائرى (ره) نقل فرمدند: شخصى بود به نام آقا جمال، معروف به «هژبر»، که دچار پا درد سختى شده بود; به طورى که براى شرکت در مجالس، مى باید کسى او را به دوش مى گرفت و کمک مى کرد. عصر تاسوعا، آقاى هژبر به روضه اى که در مدرسه فیضیه از طرف مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى (ره) تشکیل شده بود، آمد. آقا سید على سیف (خدمتگزار مرحوم آیت الله حائرى) که نگاهش به او افتاد، به او پرخاش کرد که: سید این چه بساطى است که در آورده اى، مزاحم مردم مى شوى، اگر واقعاً سیدى، برو از بى بى شفا بگیر.

آقاى هژبر تحت تأثیر قرار گرفت و در پایان مجلس به همراه خود گفت: مرا به حرم مطهر ببر، پس از زیارت و عرض ادب، با دل شکسته، حال توجه و توسلى پیدا کرد و سپس سید را خواب ربود.

در خواب دید کسى به او مى گوید: بلند شو. گفت: نمى توانم. دوباره گفت: مى توانى، بلند شو. سپس عمارتى را به او نشان داد و گفت: این بنا از حاج سید حسین آقاست که براى ما روضه خوانى مى کند، این نامه را هم به او بده.

آقا هژبر ناگهان خود را ایستاده مى بیند که نامه اى در دست دارد و نامه را به صاحبش رساند و مى گوید: ترسیدم اگر نامه را نرسانم، درد پا بر گردد. البته کسى از مضمون نامه مطلع نشد، حتى آیت الله حائرى. ایشان فرمودند: از آن به بعد آقاى هژبر عوض شد. گویى از جهان دیگرى بود- و غالباً در حال سکوت یا ذکر خدا بود.

شفاى چشم

یکى از اساتید محترم اخلاق و وعاظ برجسته شهر مقدس قم نقل کردند: سال ها قبل در چشم دختر بچه ام نقطه سفیدى پیدا شد. به چشم پزشک معروف شهر مراجعه کردیم و ایشان اظهار داشتند که باید چشم او عمل شود. على القاعده نوبتى را معین نمودند و ما هم مى بایست به بچه آمادگى روحى مى دادیم، ولى همین که متوجه مسأله گردید، کار او گریه و وحشت و ناراحتى شد و طبعاً یک حالت اضطرابى هم براى خود ما ایجاد کرد.

به هر حال نوبت جراحى و عمل فرا رسید وما بیمار را براى انجام عمل روانه مطب دکتر معالج کردیم . در مسیر از کنار حرم مطهر مى گذشتیم که نگاه دخترم به گنبد و بارگاه نورانى حضرت معصومه افتاد و گفت: بابا برویم حرم، من شفاى چشمم را از حضرت مى گیرم! این جمله براى من حالتى ایجاد کرد که خدا مى داند! او را به حرم بردم. همین که وارد شدیم خودش را سراسیمه به ضریح مطهر رسانید و در حالى که چشم خود را به ضریح مى کشید، مى گفت: یا حضرت معصومه(س) من مى ترسم، مى خواهند چشمم را عمل کنند، شاید کور شوم! و… و اشک مى ریخت.دیدن چنین حالتى از فرزند براى یک پدربه وضوح آشکاراست یعنى چه؟

به هر صورت , پس از زیارت با اصرار او را بغل کردم و در حالى که اشک مى ریخت او را تا وسط صحن بزرگ کنار قبر مرحوم قطب راوندى(ره) بردم و براى اینکه کفش او را بپوشانم او را به زمین گذاشتم. خواستم اشک او را پاک کنم که نگاهم به داخل چشم دختر بچه عزیزم افتاد و دیدم اثرى از لکه سفید در چشم او نیست! با عجله او را به دکتر رسانیدم. ایشان هم تصدیق نمود و گفت دیگر نیازى به عمل نیست و الحمد الله شفا یافته است.

شفاى طلبه نخجوانى

حضرت آیت الله مکارم شیرازى مى فرماید: بعد از فروپاشى شوروى سابق و آزاد شدن جمهورى هاى مسلمان نشین (و از جمله جمهورى نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده اى از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا براى تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبى از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفر که معدل بالایى داشتند و جامع ترین آن ها بودند براى اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان، جوانى با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالى که در یکى از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود، اما با اصرار فراوان پدرش مسؤول مربوط ناچار به پذیرش ایشان شد. هنگام فیلمبردارى از مراسم بدرقه این کاروان علمى، مسؤول فیلم بردارى دوربین را روى چشم معیوب این جوان متمرکز مى کند و تصویر بر جسته اى از آن را به نمایش مى گذارد که جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته مى شود. خلاصه کاروان به سوى قم حرکت کرده و بعد از ورود در مدرسه مربوط ساکن مى شود . جوان بیمار بعد از اسکان به حرم مشرف و با اخلاص تمام متوسل به حضرت مى شود، و در همان حال خوابش مى برد. در خواب عوالمى را مشاهده کرده و بعد از بیدارى مى بیند چشمش سالم و بى عیب است.

وقتى خبر آنى کرامت به نخجوان مى رسد، آن ها مصرانه می خواهند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتى چشمش به آن جا برگردد تا باعث بیدارى و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین شود.

ولادت ، زندگینامه و جایگاه حضرت فاطمه معصومه (س)

اشاره:

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.
آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).
مقام علم و عرفان او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه غیر معروف او چنین می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» ‍:
(سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر).و باز می خوانیم: «السلام علیک ایتها الطاهره الحمیده البره الرشیده التقیه الرضیه المرضیه»: (سلام بر تو ای بانو پسندیده نیک سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاک طینت، پاک روش، شایسته و پسندیده).بدین لحاظ و مقامات عالی معنوی آن بانوست که حضرت رضا علیه السلام در فرازی از زیارتنامه معروفش به ما آموخته که در کنار مرقدش خطاب به او بگوییم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فان لک عندالله شانا من الشان».
(ای فاطمه! در بهشت از من شفاعت کن چرا که تو در پیشگاه خداوند دارای مقامی بس ارجمند و والا هستی).امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیها سلام  در توصیف قم سخن گفته و آن مکان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن کوچ کند که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.
خاندان عصمت پیامبر در انتظار آن بودند که این دختر ممتاز چشم به این جهان بگشاید تا قلب و روی آنان را به دیدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت و آل علی علیه السلام پیام آور شادی مخصوص و پایان بخش انتظاری عمیق و شور آفرین بود زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود.
از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام یعنی سال ۱۴۸ هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها سلام سال ۱۷۳ و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، از این رو خاندان پیامبر بی صبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها سلام بودند.
هنگامی که وی چشم به جهان گشود براستی که آنروز برای اهل بیت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله علیه روز شادی و سرور وصف ناپذیر و از ایام الله بود زیرا اختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که قلبها را جلا و شفا می داد و چشمها را روشن می کرد و به کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام گرمی و صفا می بخشید
این سوال که پیامبر اسلام با آنکه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بیشتر دوست می داشت و به او بیشتر اعتبار می داد. سوالی است که درباره حضرت معصومه علیها سلام نیز صادق است که چرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با داشتن دختران بسیار به حضرت معصومه علیها سلام توجه می کرد و در میان آنها این دختر به آن همه مقامات نایل شد. پاسخش این است که در آیات قرآن و گفتار پیامبر و امامان به طور مکرر معیار, داشتن علم، تقوا و جهاد و سایر ارزشهای والای انسانی است.
براستی که حضرت معصومه علیها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله علیه در معیارهای ارزشی اسلام یکه تاز عرصه ها و در علم و کمالات و قداست گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی تافته ای ملکوتی و جدا بافته و ساختار وجودی او از دیگران ممتاز بود.همان گونه که پیامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدایش باد)، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه علیها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه علیها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراین نام رازها نهفته است. یکی از رازها این بود که در علم و عمل از رقبای خود پیشی گرفته و دیگر این که از ورود شیعیان به آتش دوزخ جلوگیری می نماید.
همچنین از نظر کمالات علمی و عملی بی نظیر است دیگر این که گرچه مرقد مطهرش آشکار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست ولی مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روى داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه علیها سلام را زیارت کند به همان مقصودی نایل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نایل می شود. از دیگر مشابهت های حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداکاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیها سلام نیز آن چنان تلاش کرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید.
یعنی حضرت معصومه علیها سلام نیز با کاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حرکت کرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی که به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یک جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند که بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سکونت در قم به شهادت رسید
همان گونه که حضرت زهرا سلام الله علیها با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه السلام را تبیین می کرد، حضرت معصومه علیها سلام نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می شود.
برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علی ولی القوم» : (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شیعت علی هم الفائزون» (شیعیان علی رستگارند).نیز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود:‌«الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»: آگاه باشید! کسی که با حب آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است).
یکی از روایات او که با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد این است که:‌حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز عید غدیر خم فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم علی هم مولا و رهبر او است و نیز به علی فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسی به موسی (ع) است.به این ترتیب می بینیم حضرت معصومه علیها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جای پای حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش برای اثبات حق کوشید تا جایی که جانش را فدای ولایت نمود و شهد شهادت نوشید.
شخصیت های بزرگ دین ارج و منزلت بسیار والایی برای حضرت معصومه علیها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه می کنند:
مرجع شیعیان جهان  حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (قدس سره)مکررا کنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها  می آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص آن حضرت را واسطه قرار می داد و به مناجات می پرداخت.
تحقیق پیرامون تولد و سن حضرت فاطمه معصومه(س)
اهل‏بیت پیامبر(ع) چهره‏ هاى پرفروغى به جهانیان عرضه کرده ‏اند و نامشان ‏مانند ستارگان درخشان در آسمان فضیلتها مى‏ درخشد؛ درخشانترین ستاره در میان‏ بانوان هفتمین منظومه ولایت؛ فاطمه کبرى فرزند پاکیزه موسى بن جعفر(ع) است.
که ‏سالهاست تشنگان معرفت از حریمش زلال ایمان مى‏نوشند و عارفان با گذر بر زندگى ‏فرزانه‏ وارش و درک لحظه‏ هاى آسمانى شدنش، درهاى عروج را به روى خود مى‏ گشایند و بوى وصال را در گستره زمین منتشر مى‏ سازند.
او والاترین دختر موسى است و از این‏روست که هر گاه نامى از پدر برده شود، یادى از او نیز به میان مى‏ آید و به این‏ مناسبت در ویژه‏ نامه موسى بن جعفر(ع) لحظات مان را با نام و یاد وى عطرآگین‏ مى‏ سازیم.
با اذعان به این حقیقت که پیرامون زندگانى حضرت فاطمه معصومه(س) تحقیق کاملى صورت نپذیرفته است، به خاندان، اوضاع سیاسى، عصر تولد، و نظراتى‏ که پیرامون تولد حضرت ارائه شده است، مى ‏پردازیم.
سرود شکفتن تولد فاطمه معصومه(س) براى اهل‏بیت(علیهم السلام) اهمیتى خاص داشت ‏زیرا این خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام مى‏شد و به این ترتیب ‏از همان ایام شیعیان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده مى‏ شدند.
از جمله آنگاه ‏که گروهى از شیعیان رى نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرین بر برادران‏ ما از اهل قم.
آنان گفتند: ما اهل رى هستیم.
ولى امام همان جمله پیشین را تکرار فرمود.
و ادامه داد:
«الا ان لله تعالى حرما و هو مکه.
الا ان لرسول الله‏ حرما و هو المدینه الا ان لامیرالمؤمنین حرما و هو الکوفه الا ان حرمى و حرم ولدى‏ بعدى قم الا ان قم کوفتنا الصغیره.
الا ان للجنه ثمانیه ابواب ثلاث منها الى قم.
تقبض فیها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بن موسى.
تدخل بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم‏».
«براى خداوند حرمى است که مکه است، حرم رسول، مدینه؛ حرم امیرمومنان کوفه است وحرم من و فرزندانم قم است.
بدانید قم کوفه کوچک ماست.
بدانید بهشت هشت در داردکه سه در آن به سوى قم است.
بانویى از اولاد من در آنجا وفات مى ‏کند که نامش فاطمه دختر موسى است.
همه ‏شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى‏ شوند.»
این خبر و نحوه تعریف حضرت از قم به ‏طور طبیعى مى‏ توانست گروهى از اهالى رى را به عزیمت ‏به سوى قم برانگیزد و درحقیقت اهمیت ویژه‏ اى را که شهر قم به خاطر حضور فاطمه کبرى مى‏ یافت ‏براى آنان‏ بازگو کند.
مى ‏توان گفت ‏به همین خاطر گروه هایى از مردم قم از جمله صاحبان فکر و اندیشه از آمدن چنین بانویى به قم مطلع بودند و براى فرا رسیدن آن زمان و یارى ‏و پاس داشت مقدم وى لحظه شمارى مى ‏کردند.
نکات دیگرى نیز از این روایت ‏به دست‏ مى ‏آید از جمله این که قم حرم ائمه طاهرین است.
موضوعى که در ده ها روایت دیگر از زبان پیامبر(ص)، امام على(ع) و اغلب ائمه یکى پس از دیگرى به آن اشاره شده ‏است.
در خبرى دیگر نیز امام صادق(ع) به پیشگویى تولد وى پرداخت.
آن روز یکى ازشیعیان به نزد حضرت آمد، امام را دید که با کودکى در گهواره سخن مى‏ گوید.
گامى ‏جلوتر نهاد و مبهوت از این واقعه پرسید: آیا با این طفل سخن مى‏ گویید؟ امام او را دعوت کرد تا با کودک در گهواره سخن بگوید.
مرد باز هم جلوتر آمد و سلام کرد.
کودک نه تنها جوابش را داد؛ بلکه گفت: اى مرد نامى را براى دخترت [که تازه ‏متولد شده است] انتخاب کرده‏ اى که خداوند آن را دشمن مى‏ دارد پس نامش را عوض کن[وى نام دخترش را حمیرا گذاشته بود] شگفتى مرد دو چندان شد.
آنگاه امام ‏صادق(ع) فرمود: «این کودک فرزندم موسى است. خداوند از او دخترى به من عنایت مى ‏کند که نامش فاطمه است. او را در سرزمین قم ‏به خاک مى‏ سپارند.
هر شخصى که او را در قم زیارت کند، بهشت ‏برایش واجب مى‏ شود».
پاکیزه نسب
پدرش موسى بن جعفر(ع) ملقب به کاظم، صابر، صالح و امین است که ‏روز یکشنبه، هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجرى قمرى در منطقه ابواء؛ محلى بین مکه ومدینه از بانویى پاکیزه به نام حمیده به دنیا آمد.
ابوبصیر درباره تولد موسى‏ کاظم(ع)مى‏ گوید: همراه امام صادق(ع) (سالى که پسرش موسى بن جعفر(ع) متولدگردیده سال ۱۲۸ ه-ق) براى شرکت در مراسم حج ‏به سوى مکه رفتیم.
وقتى به ‏سرزمین «ابواء» (منزل گاهى بین مکه و مدینه) رسیدیم، امام صادق(ع) براى ما صبحانه فراوان و خوب تهیه کرد، ما مشغول خوردن صبحانه بودیم که فرستاده حمیده(همسر امام صادق(ع‏» آمد و گفت:حمیده مى‏ گوید: درد زایمان گرفته‏ ام، و شما فرموده ‏اید نسبت‏ به این پسر اقدامى ‏نکنم.
امام صادق(ع) بى‏درنگ برخاست و همراه فرستاده حمیده رفت، و پس از مدتى نزد ‏اصحاب بازگشت.
اصحاب پرسیدند: خداوند تو را شاد کند و ما را فدایت نماید،جریان حمیده چه بود؟ فرمود: خداوند حمیده را سلامت داشت و به من پسرى عنایت فرمود، که در میان ‏مخلوقاتش از همه بهتر است، و حمیده در مورد آن نوزاد مطلبى به من گفت که به‏ گمانش من آن را نمى ‏دانم، در صورتى که من به آن از او آگاه تر هستم.
پرسیدم: قربانت گردم، آن مطلب چه بود؟ پاسخ داد: حمیده گفت؛ هنگامى که آن نوزاد متولد شد، «دستهایش را بر زمین‏ نهاد و سر به سوى آسمان بلند کرد».
من به حمیده گفتم: این کار، نشانه رسول خدا(ص) و نشانه وصى بعد از اوست.
امام کاظم(ع) در سال‏۱۷۹ ه.ق به دستور هارون زندانى شد و سرانجام در روزجمعه بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه رجب سال‏۱۸۳ در بغداد مسموم گردید و به ‏شهادت رسید و پیکر پاکش را در شهر کاظمین به خاک سپردند.
مادر حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از یک مادر به نام «نجمه‏» (ستاره)متولد شده‏ اند.
در کتابهاى تاریخى براى مادر حضرت ده نام و لقب ذکر شده است که‏ عبارتند از: نجمه، تکتم، خیزران مرسیه، اروى، ام‏البنین، طاهره، سکن،سمانه، شقرا، صقر.
درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست و درباره اینکه وى اهل چه منطقه ‏اى بوده است، نیز اختلاف نظر وجود دارد.
على اکبرمهدى‏ پور مى ‏نویسد: از تاریخ تولد نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست و از مقدار سن شریفش به هنگام ‏شرف یابى به دودمان امامت چیزى نمى‏ دانیم.
تنها چیزى که در منابع حدیثى آمده،این است که وى به هنگام تشرف به خانه امام کاظم(ع) دوشیزه بوده است.
اما درمورد تابعیت وى که اهل چه کشورى بوده، تنها چیزى که در دست است این که وى اهل ‏مغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق مى‏ شود:
۱-شمال آفریقا شامل؛ تونس، لیبى، مراکش و الجزایر ۲-مراکش ۳-اروپا
براى تعیین منظور از مغرب باید به واژه «مرسیه‏» استناد کنیم که در ذیل «خیزران‏»گفته مى ‏شود «مرسى‏» به سرزمینهایى در فرانسه، اسپانیا و الجزایر اطلاق مى‏ شود، ولى چون به وى «سکن نوبیه‏» و «شقراء نوبیه‏» نیز گفته‏ اند، این احتمال که ‏منظور شمال آفریقاست، تقویت مى‏ شود و از این رو مرحوم خاتون آبادى به صراحت وى‏ را اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنین چون درباره نجمه خاتون واژه‏«مولده‏» (آنکه در کشور عربى متولد شده و نشو و نما یافته) به کار رفته لذا این احتمال که اهل کشورهاى غربى باشد رد مى‏ شود.
اما درباره جایگاه رفیع مادرحضرت معصومه(س) همین نکته بس که امام کاظم(ع) مى‏ فرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحى خدا نگرفتم.
چشمه کوثر و فرزندان امام کاظم(ع)
فراوانى فرزندان نسل رسالت و ولایت از موضوعاتى است که قابل انکار نیست هر چند گاه این‏امر که تعداد فرزندان ائمه به دهها نفر مى ‏رسد براى برخى مورخان گران آمده وآنان سعى نموده‏اند به روش‏هاى مختلف از تعداد آنها بکاهند اما حقیقت این است که‏«کوثر» همان کوثرى که خداى متعال در قرآن کریم سوره ‏اى را به نامش نازل کرده،کلید حل مشکل است.
آن روز که ابراهیم یگانه فرزند حضرت پیامبر در هفده ماهگى‏ در مدینه طیبه رحلت کرد و در بقیع به خاک سپرده شد، گروهى از منافقان و دشمنان‏ و دشمنان مرگ وى را علامت‏ بریده شدن نسل رسالت و نابودى اسلام دانستند و باکنایه و زخم‏ زبان دل وى را آزردند.
این موضوع که به شدت پیامبر را افسرده کرد در نهایت ‏به نزول سوره مبارکه کوثر انجامید و خداى متعال چنین فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحیم. انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هوالابتر»
اعجاز این سوره منحصر در حسن و حسین فرزندان بلافصل على(ع) نبود بلکه ‏در نسلهاى بعدى نیز همین معجزه الهى جریان یافت.
و به روشنى مى ‏توان این معجزه‏ آشکار را دید.
کوثرى جوشان در نسل تمام ائمه به ودیعه گذاشته شد که نسل نبوت وامامت را زنده نگاه داشت.
مرورى بر فشارها و اعدامها و سیاستهاى کینه ‏توزانه ‏حاکمان اموى و عباسى نشان مى‏ دهد که چگونه همین «کوثر جوشان‏» گاه تنها باریکه ‏حفظ نسل ولایت‏ بود.
از این ‏روى به نظر مى ‏رسد نه تنها نباید کثرت اولاد امامان‏ موجب بروز سؤال شود بلکه ظهور اعجاز الهى «کوثر» در طول حیات ائمه باید مارا به شگفتى و تحسین وا دارد.
یکى از این امامان معصوم که به کثرت اولاد مشهور است امام موسى کاظم(ع) است که‏ تمام تاریخ‏ نویسان به تعدد فرزندانش گواهى داده ‏اند.
در بین نویسندگان تا آنجا که ما جستجو کرده ‏ایم تنها عباس فیض نویسنده انجم‏ فروزان به این حقیقت ظریف دست‏ یافته و جارى کوثر را در نسل امام کاظم(ع) به تماشا نشسته است.
وى مى ‏نویسد: «موضوع کثرت نسل پیغمبر اکرم از چیزهایى است که به شهادت حس و تاریخ به ‏هیچ ‏وجه قابل انکار نیست.
چنانچه خداوند تبارک و تعالى هم در قرآن مجید در آنجایى که مى‏فرماید: انااعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر بدین معنى تصریح فرموده‏، زیرا به اتفاق مفسرین منظور از کوثر کثرت نسل است و شان نزول این سوره آن است ‏که ازدیاد در نسل با کمتر تاملى در این عصر اعجاز قرآن ثابت مى‏گردد. زیرا ذریه ‏پیغمبر در کثرت چنانند که کوچکترین دیه و قریه ‏اى را هم از آن‏ها خالى نمى‏ تواند یافت.
با اینکه از طرف بنى‏ امیه و بنى ‏عباس و خلفاى آنها براى اضمحلال این شجره‏ طیبه و قطع نسل این دودمان شریف منتهاى کوشش و جدیت اعمال و به منظور انقراض‏ سلسله فاطمیین انواع دسائس برانگیخته گشت که کربلا و قتل هفتاد و دو نفر یاران‏ حسینى حتى اطفال شیرخوار و عملیات منصور دوانیقى و متوکل براى نمونه کفایت‏ مى ‏کند.
قتل ذریه پیغمبر در طف یا زنده زنده در گور کردن و در وسط پایه‏ ها گذاردن و هزارها کشتارهاى دیگر که همواره پى در پى جریان داشت‏ یک سلسله عوامل متعددى ‏بودند که قطع نسل پیغمبر را ایجاب مى ‏کرد و در عین حال این سلسله جلیله امروز ه‏چنان توسعه پیدا کرده ‏اند که شرق تا غرب را فرا گرفته‏ اند و در طرف مقابل ذره‏ امویان و دودمان عباسیان با تمام قدرت و عظمت ‏سلطنت و خلافتى که دارا بودند و در قرون متمادى در ناز و نعمت زندگانى مى‏ کردند.
امروزه کوچکترین اثرى هم ازآن‏ها دیده نمى‏ شود و شاید در سراسر این کشور هم یک نفر اموى یا عباسى وجودنداشته باشد و در کتاب سیاده الاشراف مسطور است موقعى که حسین بن‏ على(ع) شهیدگشت در طایفه بنى‏امیه دوازده هزار گهواره طلا و نقره وجود داشت که اطفال ‏شیرخوار خود را در آنها مى‏ جنباندند و از براى سیدالشهدا(ع) فرزندى نبود جز سیدسجاد(ع) معذالک از بنى ‏امیه نسلى باقى نیست و از سادات حسینى و رضوى در هرمنطقه جماعتى وجود دارند.
تعداد فرزندان
شیخ مفید۳۷ فرزند (۱۸ پسر،۱۹ دختر)، ابن‏خشاب (۲۰پسر، ۱۸ دختر)، سبط ابن‏جوزى (۲۰ پسر، ۲۰ دختر)، ابن شهرآشوب ۳۰ فرزند،عمده الطالب ۶۰ فرزند (۳۷ دختر،۲۳ پسر)، کشف الغمه ۳۸ فرزند (۱۸ پسر، ۲۰دختر) براى حضرت نقل کرده‏اند.
در باره حضرت معصومه(س) باید گفت که طبق همه نقلها نام فاطمه(س) ذکر شده است‏ چه طبق نظر آنها که فاطمه را ۲ نفر یا ۴ نفر ذکر کرده ‏اند زیرا در هر صورت‏ فاطمه معصومه(س) همان فاطمه کبرى است که همه مورخان در باره وى اتفاق نظردارند.
عصرى که او شکفت دورانى که مى‏رفت‏به شکفتن فاطمه معصومه بیانجامد،همزمان با امامت امام موسى بن جعفر(ع) بود که در سال ۱۴۸ ه. ق به امامت رسیدو مدت ۳۵ سال به امامت پرداخت، خلفاى بنى ‏عباس در این دوران آنچنان عرصه را برامام و شیعیان تنگ کردند که راویان به هنگام روایت نمى‏ توانستند صریحا از نام‏ حضرت یاد کنند و ناگزیر کنیه‏ هاى حضرت مانند (ابى‏ابراهیم و ابى‏الحسن) یا القاب ‏وى مانند (عبد صالح، عالم و …) را به کار برند و یا صرفا به رمز و اشاره ‏مانند «رجل‏» بسنده مى‏ کردند.
تقیه در این ایام شدت یافت و منصور، مهدى، هادى و هارون چنان وضعى پیش آوردندکه امام حتى از لحاظ مالى براى اداره زندگى و دخترانش در مضیقه قرار گرفت.
هارون آنگاه که به حکومت رسید، حضرت را زندانى کرد، گاه حضرت را آزاد مى‏کرد،دوباره زندانى مى‏ساخت و همین وضع تا مدت ۱۴ سال ادامه یافت.
هارون با رفتارآمیخته به قساوت و سنگدلى چنان رعب و وحشتى به وجود آورد که شیعیان هرگز طعم ‏امنیت را نچشیدند.
در چنین عصرى بود که زمان تولد حضرت معصومه(س) فرا مى ‏رسید.
تا آن روز ۲۵ سال بود که على بن موسى الرضا(ع) یگانه فرزند نجمه خاتون بود،او این همه سال را در آرزوى تولد فرزندى دیگرى سپرى کرده و چشم به راه تولدکودکى بود که امام صادق(ع) بشارت شکفتنش را دهها سال قبل داده بود.
نجمه همه‏ این سالها را هر چند منتظر ولى مطمئن سپرى کرد، على بن موسى الرضا(ع) نیزشادان و منتظر بود و تولد خواهرى بعد از دهها سال برایش مهم و جالب مى‏نمود،خانه‏اى که نجمه در آن منتظر تولد فرزندش بود، هنوز بوى رسالت را با خود داشت؛زیرا اولین بار که پیامبر(ص) به مدینه آمد، مدتى در آن خانه ساکن شد، لحظات به ‏کندى مى‏گذشت، بوى باران کوچه‏ هاى مدینه را آکنده کرده بود و نسیم شکفتن کوچه‏ هارا یکى پس از دیگرى پشت‏سر مى‏ گذاشت تا این که عطر خبر تولد کودکى به زلالى کوثر رسول را به خانه موسى بن جعفر(ع) آورد و به همه انتظارها پایان بخشید.
زمان تولد در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه(س) اختلافات عمده ‏اى وجود داردکه اصلى‏ترین عامل، خفقان حاکم بر علیه شیعیان بود تا آنجا که امنیت آنها تنهابا تقیه محفوظ مى ‏ماند.
در چنین زمانى که اسامى کنیزها و رقاصه‏ هاى مجالس وهمنشین‏هاى دربار فاسد عباسیان به دقت ثبت مى‏ شد، تولد و وفات اهل بیت در سکوتى‏ مرگبار اتفاق مى‏افتاد.همچنین باید افزود: منعکس نشدن تاریخ موالید و وفیات‏بانوان اهل‏بیت عمومیت دارد به طورى که تاریخ وفات حضرت فاطمه، مدفن حضرت زینب،تولد و وفات ام کلثوم، مادران همه امامان از امام زین‏ العابدین(ع) تا امام‏عصر(عج) و دختران امامان از امام حسن تا امام عسکرى(علیهم السلام) کاملا مجهول ‏است.
با این حال محققان با تکیه بر حدس و گمان و گاه استدلال، مستندات و شواهدتاریخى در صدد یافتن تاریخ دقیق یا تخمینى تولد و وفات وى برآمده ‏اند در نهایت‏ دو نظریه در این باره به وجود آمده است که عبارتند از: ۱ تولد وى در سال «۱۸۳» اتفاق افتاد.
این نظریه در برخى نوشته‏ هاى معاصرین بدون ذکر سند نقل شده است.
از جمله؛ مهدى سلطان العلما رازى در سال‏۱۳۳۹ ضمن رساله‏اى درباره اعمال‏ جمکران مى‏ نویسد: در کتاب «نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار» و کتاب‏«لوامع الانوار فى طبقات الاخیار» که کتاب مفصلى است چنین ضبط شده است «ولاده‏ فاطمه بنت موسى بن جعفر(علیهم السلام) فى مدینه المنوره غره ذى‏ القعده بقیه ازصفحه‏۳۷ الحرام سنه ثلاث و ثمانین و ماه بعد الهجره النبویه.» اما به دلایل مختلفى این نظریه از سوى محققان رد شده است.
ذبیح ‏الله محلاتى در ریاحین الشریعه‏ مى ‏نویسد: آنچه را که برخى از جهت‏ بعضى از اغراض نسبت مى ‏دهند که فلانه مجتهد در مدینه‏ طیبه تعین یوم وفات و تولد آن، تو را از کتاب لواقح الانوار استخراج کرده،بى‏اصل است زیرا کتاب لواقح الانوار در نظر من موجود است و اصلا چنین مطلبى در اونیست.
احتمال دادم کتاب دیگرى باشد تا اینکه خدمت علامه نسابه دانشمند آقانجفى؛ شهاب‏الدین تبریزى شرفیاب شدم.
این مطلب را عنوان کردم، فرمود: من کسى راکه چنین جعلى کرده، ملاقات کردم.
معلوم شد غرضى داشته که ذکر آن مصلحت نیست.
همچنین درصورت قبول این نظریه سال ولادت حضرت معصومه یا سال شهادت پدر بزرگوارش (۱۸۳ ه.ق)مصادف مى‏شود حال آنکه بعد از فاطمه معصومه این امام همام صاحب سه دختر دیگرنیز شده است که لازمه ‏اش وجود فاصله بین تولد فاطمه معصومه و آنها و زندانى شدن‏ پدر (۴ سال) و شهادتش ۲۵ رجب سال‏۱۸۳ ه.ق خواهد بود.
خصوصا اینکه حضرت چهارسال آخر عمرش را در زندان گذرانده است و از خانواده ‏اش که در مدینه بودند، دوربود.
۲-تولد در سال‏۱۷۳ ه. ق واقع شد.این نظریه از طرفداران بیشترى برخوردار است که ضمن رد دلایل سال‏۱۸۳، صدق‏مدعیان این نظریه نیز به اثبات مى‏رسد. مرحوم شیخ على نمازى صاحب مستدرک السفینه ذیل ماده فطم با قاطعیت تمام در این‏باره مى‏نویسد: «فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى‏القعده سنه‏۱۷۳ ه. ق.»
مرحوم ‏عمادزاده اصفهانى نیز بدون ابهام معتقد است که حضرت در ماه ذى القعده سال ‏۱۷۳ متولد شد.
در این صورت شش سال تا زمان زندانى حضرت فرصت‏ باقى خواهد ماند که ‏بگوییم سه فاطمه دیگر در این مدت متولد شده ‏اند.
نظرى بر اسامى و القاب حضرت فاطمه معصومه(س)
۱. فاطمه
این مجلله عظیم الشان هم نام حضرت زهرا(س) و فاطمه یا فاطمه کبرى ‏نامیده شده است.
در روایتى درباره مقام والا و عظمت‏شان حضرت زهرا(س)و علت ‏نامیده شدن ایشان به فاطمه آمده است:
محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقر(ع)شنیدم که فرمود:
فاطمه داراى جایگاهى کنار در جهنم است. وقتى روز قیامت مى‏ شود،میان دو چشم هر نفر، مومن یاکافر نگاشته مى‏ شود. آنگاه به کسى‏که دوستدار اهل‏بیت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داد ه‏مى ‏شود به آتش افکنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مى ‏بیند، مى‏ گوید: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من‏مى‏خواستى از کسانى که دوستدار من و ذریه ‏ا م هستند، درگذرى‏ وعده ‏ات حق است و تو از وعده ‏ات تخلف نمى ‏کنى.
در آن زمان خداوند عزیز و والامرتبه مى‏ فرماید: درست گفتى، تورا فاطمه نام نهادم و مى‏خواستم به خاطرتو از کسى که دوستت ‏دارد، و پیرو توست و به خاندانت علاقمند و پیرو آنان است،درگذرم. پیمانم حق است و من خلف وعده نمى‏کنم؛ به این سبب به‏بنده ‏ام فرمان داخل شدن در آتش را دادم تاتو درباره او شفاعت‏ کنى. تو را شفیع قرار دادم تا براى ملائکه و پیامبران وفرستادگانم و صاحبان این توقفگاه، جایگاه و منزلتت درپیشگاه من ‏مشخص شود. هرکس را که دیدى میان دو چشمش کلمه مومن است، مى ‏گیرى‏ و داخل بهشت مى‏ کنى.
حضرت معصومه (س)نیز چون حضرت فاطمه زهرا (س)داراى مقام شفاعت ‏است. و احتمالا نامیده شدن وى به فاطمه بى‏ ارتباط بااین مقام ‏نبوده است. به هر تقدیر به واسطه این بانوى گرامى بسیارى ازشیعیان داخل بهشت مى ‏گردند. در این‏باره امام صادق(ع) مى‏ فرماید:
«... الا ان للجنه ثمانیه ابواب، ثلاثه منها الى قم. تقبض فیهاامراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بنت موسى تدخل بشفاعتها شیعتى‏الجنه باجمعهم.»
آگاه باشید، براى بهشت هشت دراست؛ سه تا از آنها به سوى قم‏باز مى ‏شود. در آنجا بانویى قبض روح مى‏شود. او از جمله‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شیعیان‏ داخل بهشت مى‏گردند.
برخى از نویسندگان در توضیح روایت فوق گفته‏ اند:
مقتضاى این خبر آن است که از براى آن مخدره(فاطمه معصومه)درنزد خداى تعالى مقام محمودى مى ‏باشد که شفاعت نمودن آن مخدره ‏باشد(در)روزجزا. و از براى او نزد خدا شانى است عظیم که آن‏ حضرت و هکذا برادرش حضرت رضا(ع) که در زیارتش مى ‏فرماید: «ان لک‏ عندالله شانا من الشان.» و هکذا حضرت جواد. درکتاب مفتاح ‏الجنان مذکور است که حضرت رضا فرمود: هرکه زیارت کند او راهمچنان است که مرا زیارت کرده است. گرچه مولف مفتاح معلوم ‏نیست، اما از احادیث معتبر نیز(چنین مطلبى)استفاده مى ‏شود. درحدیث است که «من زار ذریتهما کانما زارهما» ؛ هرکس ذریه حضرت‏ حسن و حسین را زیارت کند، مثل کسى است که خود آنها را زیارت‏ کند. حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم حسنى نیز مشمول همین حکم‏ مى‏باشند.
آرى، حضرت معصومه از مقام محمود یعنى مقام شفاعت ‏برخوردار است:
۲. معصومه
حضرت فاطمه معصومه مستغرق درعبادت، و از آلایش به معاصى و زشتیها پیراسته و عصمت مادرش زهرا(س) در او تجلى نموده است.
براساس پاره ‏اى از روایات، لقب معصومه از سوى امام رضا(ع)به ‏این بانوى عظیم الشان اعطا گردید. علامه مجلسى دراین باره‏ گوید: امام رضا(ع) درجایى فرمود:
«من زار المعصومه بقم کمن ‏زارنى‏» هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرازیارت کرده است.
۳. کریمه اهل‏بیت (س)
حضرت معصومه درزبان علما و فقهاى شیعه به لقب «کریمه ‏اهل‏بیت‏» یاد مى‏ شود. از میان بانوان اهل‏بیت این نام زیبا تنهابه او اختصاص یافته است.
بر اساس رویاى صادق و صحیح نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آیت ‏الله‏ سیدمحمود مرعشى نجفى(م ۱۳۳۸ ه .)این لقب از طرف امام‏ صادق(ع) برحضرت معصومه اطلاق شده است. در این رویا امام‏ صادق(ع)به آیت الله نجفى که با دعا و راز و نیاز تلاش پى‏گیرى ‏را براى یافتن قبرمطهر حضرت زهرا(س) آغاز کرده بود، خطاب‏ فرمود:
«علیک بکریمه اهل‏بیت‏» ؛ برتوباد به کریمه اهل‏بیت.
لقبهاى حضرت معصومه(س)از زیارتنامه ‏ها
تاآنجایى که ما اطلاع یافتیم، سه ‏زیارتنامه براى حضرت معصومه ‏ذکر شده است: یکى از آنها مشهور و دوتاى دیگر غیرمشهور است.
اسامى و لقبهایى که براى حضرت معصومه در دو زیارتنامه غیرمشهور ذکر شده، به قرار ذیل است:
طاهره(پاکیزه)؛ حمیده(ستوده)؛ بره(نیکوکار)؛ رشیده(رشدیافته)؛ تقیه (پرهیزکار)؛ رضیه(خشنود از خدا) ؛ مرضیه(مورد رضایت‏ خدا)؛ سیده طاهره(بانوى پاکیزه)؛ سیده ‏صدیقه(بانوى بسیار راستگو)؛ سیده رضیه مرضیه(بانوى خشنود ازخدا و مورد رضاى او)؛ سیده ‏نساء العالمین(سرور زنان عالم)
لقبهاى دیگر آن بانو
محدثه و عابده و مقدامه (بانوى پیشتاز) از دیگر صفات و القابى ‏است که براى حضرت معصومه عنوان شده است .

میلاد فرخنده حضرت فاطمه معصومه(س)

اشاره:

امام موسى کاظم(ع) داراى سى و هفت فرزند بود، که والاترین و فاضل ترین آنان، حضرت على بن موسى الرضا(ع)، امام هشتم شیعیان است.(۱) امام رضا(ع) و برادرش قاسم(ع) و خواهرش حضرت فاطمه معصومه(س) از یک مادر، بنام نجمه (یا تکتم و یا سکن و یا اروى) که معروف به ام البنین بود، دیده به جهان گشودند.(۲) هنگامى که امام رضا(ع) بنا به درخواست مأمون عباسى (هفتمین خلیفه عباسیان) از مدینه منوره به “مرو” در شمال خراسان رفت و با اکراه و اجبار مأمون، ولایت عهدى وى را پذیرفت، یک سال بعد، خواهرش حضرت فاطمه معصومه(س) در پى برادر ارجمندش، از مدینه منوره، راهى خراسان شد. هنگامى که به شهر ساوه رسید، بیمار گردید. از اطرافیان پرسید: از این جا تا قم چقدر فاصله است؟ گفتند: ده فرسخ. آن حضرت به خدمت کارش دستور داد که وى را به طرف شهر قم حرکت دهد. آل سعد، که از شیعیان و محبان اهل بیت(ع) بوده و در قم زندگى مى کردند، همین که از ورود خواهر امام رضا(ع) با خبر شدند به استقبال آن حضرت شتافته و از شهر قم بیرون رفتند و چون به وى رسیدند، بسیار شادمانى و اظهار خوشحالى نمودند.

موسى بن خزرج بن سعد، که از بزرگان آل سعد و از معاریف شیعه درقم بود، افسار شتر آن حضرت را به دست گرفت و به سوى قم آورد و آن بانوى شریف را در خانه خویش اسکان داد و از او به شایستگى پذیرایى کرد. اما حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار و مریض احوال بود و سختى راه دراز و تحمل رفتار و کردار برخى از مغرضان و دشمنان، روح شریف و بلندش را آزرده کرده بود. بدین جهت، چندان دوام نیاورد و پس از شانزده روز اقامت در خانه موسى بن خزرج، دار فانى را وداع گفت و روح بلندش به اعلى علیین پیوست. موسى بن خزرج، پس از غسل و کفن کردن بدن شریف آن حضرت، جنازه اش را به باغستان خویش، واقع در بابلان، که هم اکنون مزار شریفش در آن جا است، منتقل و به خاک سپرد و با بوریا بر سر قبرش سایبانى بنا نهاد.(۳) در پایان، سه حدیث از سه امام معصوم(ع) درباره شخصیت حضرت معصومه(س) و زیارت قبر شریفش به استحضار مى رسانیم:

پی نوشت:

۱- عن الامام الصادق(ع)، قال: إنّ لله حرماً و هو مکه، ألا اِنّ لرسول الله(ص) حرماً و هو المدینه، ألا و اِن لأمیرالمومنین(ع) حرماً و هو الکوفه، ألا و اِنّ قم الکوفه الصغیره، ألا اِنّ للجنه ثمانیه ابواب، ثلاثه منها اِلى قم. تقبض فیها امرأه من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى(ع)، و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنه بأجمعهم.(۴)

۲- عن سعد بن سعد، قال: سألت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر(ع)؛ فقال: من زارها فله الجنه.(۵)

۳- عن ابن الرضا(ع)، قال: من زار قبر عمّتى بقم فله الجنه.(۶)

۱- بحار الانوار (علامه مجلسى)، ج ۱۰۱، ص ۱۲۱

۲- وفیات الائمه، ص ۳۱۳

۳- مستدرک سفینه البحار (على نمازى)، ج۸، ص ۲۶۱

۴- همان، ص ۲۶۲

۵- همان،

۶- همان، ص ۲۶۳

جغرافیاى تاریخى هجرت حضرت معصومه(س)

اشاره:

پیامبر اکرم(ص) پس از بعثت‏با رفتار ناشایست مشرکان مکه روبرو شد و به ناچار یثرب را براى هجرت و ترویج دین خدا انتخاب‏کرد. شهرى که پس از هجرت «مدینه‏النبى(ص)» نام‏گرفت. اولین پیمان بین رسول اکرم(ص) و اهالى یثرب در ایام حج‏سال ۶۲۰میلادى هنگامى که عده‏اى از مردم یثرب به مکه عزیمت کرده‏بودند، و پیمان دیگر در سال ۶۲۲ م (سال هجرت) انعقاد یافت (۱). هجرت از مکه به مدینه آغازشد، تا آنکه رسول اکرم(ص) روز دوشنبه هشتم ربیع‏الاول سال اول هجرى به «قبا» رسید و مدت چهار روز در آنجا توقف‏نمود و روز جمعه دوازدهم ربیع‏الاول قبا را ترک‏فرمود. (۲) وجود رسول گرامى سبب ایجاد صلح و آرامش میان قبایل اوس و خزرج گردید و با افزایش قدرت اسلام، قبایل یهودى (قینقاع و خیبر) از مدینه به شام مهاجرت کردند و بنى‏قریظه از مدینه خارج‏شد.

رسول اکرم(ص) خانه و مسجد خود را در یک واحد معمارى برپا کرد و خانه‏هاى صحابه و مهاجرین و انصار در اطراف آن پراکنده‏شد. در کنار مسجد خیمه‏اى به عنوان بیمارستان و مکانى به امور نظامى اختصاص‏یافت.

خانه پیامبر(ص) همزمان با تاسیس بناى مسجد، به دست مبارکشان و همکارى صحابه در سمت‏شرقى مسجدالنبى(ص) بناگردید. این خانه داراى‏ ۹ اتاق بود که بوسیله شاخه‏هاى خرما و کاه و گل پوشیده شده‏بود. به طورى که اگر انسانى دستش را بلند مى‏کرد به سقف مى‏رسید.

خانه‏ها از مقابل باب‏النساء فعلى شروع و در جنوب شرقى (۳) ادامه مى‏یافت. خانه فاطمه‏زهرا(س) نیز مجاور و پشت‏خانه پیامبر (پشت‏خانه عایشه) قرارداشت و هروقت پیامبر از خانه عایشه بیرون مى‏آمدند، از روزنه‏اى که بین خانه بود، جویاى حال دخترشان مى‏شدند. (۴)

در اطراف مدینه دیوارى نبود، چنانچه در زمان رسول اکرم(ص) بازارى تجارى در خارج مدینه، در مکان مناخه فعلى برپا مى‏شد و از اینجا آشکار مى‏گردد که نظام تجارى مدینه به همان شیوه اولى خود ادامه مى‏یابد و آن جدایى مناطق مسکونى از مناطق تجارى است. به احتمال بسیار بازارها عبارت از میدانهاى بزرگى بود که کالاهاى تجارى در آن عرضه مى‏شد و ساختمان ثابتى در آنجا موجود نبود.

مدینه از هنگام هجرت تا ماه رجب سال‏۳۶هجرى برابر۶۵۷ میلادى همچنان مرکز حکومت اسلامى بود تا آنکه حضرت امیرالمؤمنین على(ع) مرکز دولت اسلامى را از مدینه به کوفه انتقال‏دادند. و پس از صلح امام حسن(ع) اهل‏بیت صمت‏به مدینه بازگشتند. با مرورى به تاریخ حیات ائمه شیعه(ع) درمى‏یابیم که اکثر این خاندان در مدینه تولدیافته و تمامى عمر شریفشان یا اکثر آن را در مدینه گذرانده‏اند.

خانه امام‏صادق و امام‏کاظم(ع)

حضرت امام صادق(ع) خانه حارثه‏بن نعمان را در سالهاى (۱۰۰-۱۴۷) به ملکیت‏خود درآورد و خانه مسکونى خویش ساخت. این خانه در مجاورت سمت جنوبى خانه ابوایوب انصارى قرارداشت، خانه‏اى که پیامبرخدا(ص) در بدو ورود به مدینه در طبقه هم‏کف آن مدت هفت تا دوازده ماه زندگى کردند (۵) و پس از ساخت مسجدالنبى(ص) به منزلى که مجاور آن بنا شده‏بود، نقل‏مکان فرمود.

بدین‏ترتیب خانه امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نیز چون ائمه شیعه(ع) در مدینه بود و همین خانه‏اى که ذکرش گذشت، محل رشد و تعالى امام کاظم(ع) و مرکز پاسخ به سؤالات مختلف علمى اعم از فقهى، کلامى و تفسیرى و حدیثى بود.

هرچند خلفاى وقت‏با به شهادت‏رساندن امام صادق(ع) بر آن بودند تا نظام آموزشى و سازماندهى شیعه از هم بپاشد، لیکن مکتب علمى شیعه با امامت امام کاظم(ع) ادامه‏یافت.

سیدبن طاووس مى‏نویسد:

«گروه زیادى از یاران و شیعیان خاص امام کاظم(ع) و رجال خاندان هاشمى در محضر آن حضرت گردمى‏آمدند و سخنان گهربار و پاسخهاى آن حضرت به پرسشهاى حاضران را یادداشت مى‏نمودند و هر حکمى که در مورد هر پیش‏آمدى صادر مى‏نمود، ضبط مى‏کردند».

قیامهاى شیعى رو به فزونى نهاده‏بود و هر روز بر تعداد مسلمانان آگاه افزوده‏مى‏شد. شیعیان براى رسیدن به آرمان الهى و حکومت اسلامى لحظه‏شمارى مى‏کردند. سازماندهى منظم «وکلا» موجب شده‏بود تا بیت‏المال سرزمین پهناور اسلامى به سوى امام سرازیر شود، و این همه دستگاه خلافت را متزلزل مى‏کرد. لذا امام کاظم(ع) تحت‏نظر قرارگرفت و از زندانى به زندان دیگر انتقال‏یافت تا در بغداد به شهادت رسید.

خاندان امام کاظم(ع)

در تعداد اولاد امام کاظم(ع) اختلاف است. چنانکه یعقوبى براى آن حضرت هیجده پسر و بیست‏وسه دختر ذکر مى‏کند. (۶) و برخى از کتب انساب مانند «عمده‏الطالب‏» والمجدى امام کاظم(ع) را داراى شصت فرزند مى‏دانند که بیست‏وسه نفر از آنها پسر و سى‏وهفت تن دختر مى‏باشند (۷) در هرحال بر ما روشن مى‏شود که امام کاظم(ع) اولاد بسیارى داشتند.

علل عمده این امر به چند مساله برمى‏گردد:

۱ – همانگونه که در مورد همسران رسول خدا(ص) گفته‏مى‏شود، امام نیز به پیروى از پیامبر اکرم(ص) مى‏خواسته با ازدواج با خانواده‏هاى مختلف آنها را به مذهب تشیع شائق‏سازد و یا اگر با خانواده‏هاى شیعى ازدواج مى‏کرد، در صدد بود با توجه به نابسامانى اقتصادى جامعه شیعه که از فشار حاکم ناشى مى‏شد، آن خانواده‏ها را علاوه بر پوشش فرهنگى و رهبرى سیاسى، پوشش اقتصادى دهد.

۲ – علت دیگر فراوانى فرزندان امام کاظم(ع) شاید از این جهت‏باشد که امام(ع) جو سیاسى وقت را مخالف سادات و علویان مى‏دید، به گونه‏اى که با زندانى‏کردن و به‏شهادت‏رساندن سادات بر آن بودند تا مخالفان حکومت را از میان بردارند و ممکن بود با این رویه، نسل پیامبر از بین برود.

۳ – شاید امام(ع) مى‏خواستند به واسطه این فرزندان که تحت تربیت‏خاص واقع‏مى‏شدند، فرهنگ شیعه را استحکام بخشند. چه این پس از شهادت امام صادق(ع) حوزه علمیه شیعه تحت فشار قرارگرفت و بیم آن مى‏رفت در آینده کسى جز وصى وى، از اسرار آل‏محمد(ص) آگاهى نداشته‏باشد تا آن را منتشرسازد.

۴ – فرزندان امام کاظم(ع) پس از وى، یاران صمیمى امامت در عصر امام‏رضا(ع) شدند و امام کاظم(ع) به این مساله توجه‏داشت.

ولادت حضرت معصومه(س)

حضرت فاطمه معصومه(س) از فرزندان امام کاظم(ع) و شخصیتهاى برجسته خاندان موسوى است که دو امام را در عصر خویش درک‏کرده و از رهنمودهاى آن بزرگان بهره برده‏است. با توجه به محدودیتى که شیعیان در عصر موسوى داشتند، تاریخ تشیع در این دوره به صورت کامل تدوین‏نشده و یا تالیفات و آثار پیشینیان در طى حوادث و رویدادها از بین رفته‏است. چنانکه روایات و احادیث امام کاظم(ع) هم نسبت‏به ائمه پیش از خود چون امام صادق(ع) رواج‏نیافته و تنها بخشى از علوم و معارف حضرتش به ما رسیده‏است.

این مساله در مورد تاریخ تولد حضرت فاطمه معصومه(س) نیز مطرح‏است. برخى به نقل از کتاب «نزهه‏الابرار فى نسب اولاد ائمه‏الاطهار» (۸) و کتاب «لواقع الانوار فى طبقات الاخیار» (۹) ولادت ایشان را در مدینه اول ذیقعده سال‏۱۷۳هجرى مى‏دانند، چنانکه میرزا ابوطالب تبریزى گوید:

«… از کتاب نزهه‏الابرار فى نسبه اولاد الائمه‏الاطهار نقل‏شده، در روز دوشنبه اول ماه ذیقعده از سال یکصدوهفتادوسه متولدشده و در دهم ماه ربیع‏الثانى سال دویست‏ویک در قم وفات‏کرده‏». (۱۰)

برخى دیگر ولادت ایشان را اول ذیقعده سال‏۱۸۳هجرى ذکر مى‏کنند (۱۱) که ظاهرا لغزشى در ثبت تاریخ ولادت صورت گرفته‏است و با توجه به شهادت امام کاظم(ع) در سال‏۱۸۳هجرى (۱۲) و زندانى‏بودنشان در طى سالهاى‏۱۷۹ (۱۳) تا ۱۸۳ منطقى به نظر نمى‏رسد که حضرت معصومه(س) در سال‏۱۸۳هجرى تولد یافته‏باشد.

مؤلف «مستدرک سفینه‏البحار» (۱۴) در اصلاح تاریخ فوق و تعیین سال ولادت حضرت معصومه(ص) مى‏نویسد:

«فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى‏القعده سنه‏۱۷۳» (۱۵) .

«فاطمه معصومه در اول ذیقعده‏۱۷۳هجرى دیده به جهان گشود».

البته باید متذکرشد که این اختلاف تنها در سال ولادت رخ‏داده و همگى روز ولادت را اول ذیقعده عنوان کرده‏اند.

علاوه بر اینکه سال ولادت حضرت معصومه(س) با شهادت امام کاظم(ع) مصادف مى‏شود و موجب خدشه‏دار شدن قول سال‏۱۸۳ است، نکته دیگرى مطرح‏است و آن این که حضرت امام کاظم(ع) چهار دختر به نام «فاطمه‏» داشتند (۱۶) که حضرت معصومه(س) بزرگترین آنهاست و باید میان تولد ایشان و شهادت پدر به میزان تولد فاطمه صغرى، فاطمه وسطى و فاطمه اخرى فاصله باشد. لذا اول ذیقعده سال‏۱۷۳هجرى قمرى روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) مى‏باشد. (۱۷)

محیط تربیتى

حضرت فاطمه معصومه(س) در محیطى پرورش‏یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقى آراسته‏بودند. عبادت و زهد، پارسایى و تقوا، راستگویى و بردبارى، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگى و پاکدامنى و یاد خدا از صفات تبار پیامبر(ص) بود (۱۸) . پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت‏بودند و هریک در انتخاب همسر و تربیت فرزند توجه کافى مبذول مى‏داشتند. همانگونه که رسول اکرم(ص)، خدیجه‏کبرى را به همسرى انتخاب‏کرد تا به تربیت فرزندانش همت‏گمارد و او نخستین ایمان‏آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتى چون حضرت فاطمه‏زهرا(س) را پرورش‏داد. ائمه طاهرین(ع) نیز به پیروى از رسول اکرم(ص) در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومى که پس از آنها به امامت‏خواهدرسید، از مادرى پاکدامن و پارسا متولدشود. امام کاظم(ع) نیز از این اصل تبعیت‏نمود.

مادر حضرت معصومه(س)

حمیده مادر بزرگوار امام کاظم(ع) از مهاجران مغرب بود و به پیشنهاد امام باقر(ع) به همسرى فرزندش امام صادق(ع) درآمده‏بود. امام‏صادق درباره مقام والاى همسرش که مادر امام کاظم(ع) شد فرماید:

«حمیده مصفاه من الادناس کسبیکه الذهب، مازالت الاملاک تحرسها حتى ادیت الى کرامه من الله لى، والحجه من بعدى‏» (۱۹) .

«حمیده مانند شمش طلاى خالص، از ناپاکى‏ها و ناخالصى‏ها، پاک‏است، فرشتگان او را همواره نگهدارى کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتى که‏خدا نسبت‏به من، و حجت پس از من(فرزندش امام کاظم(ع) عنایت فرمود.»

حمیده بانویى آگاه و حدیث‏دان بود و احادیثى را که از امام صادق(ع) و دیگران شنیده‏بود، همچون یک راوى مورد اعتماد به مردم نقل‏مى‏کرد و درواقع یکى از اساتید مجامع علمى بانوان در عصر امام صادق(ع) محسوب مى‏شد (۲۰ . وى در حوزه آموزشى خویش با دخترى از اهالى مغرب به نام «نجمه‏» آشناشد. نجمه علوم اسلامى را از همسر امام صادق(ع) فرامى‏گرفت و نشانه‏هاى عقل و هوشیارى و ایمان به خدا از رفتار و سیره عملى وى مشهودبود.

حمیده گوید: روزى که نجمه به خانه ما راه‏یافت، پیامبر(ص) را در عالم خواب دیدم که به من فرمود: (اى حمیده نجمه را به پسرت موسى(ع) ببخش و همسر او کن، همانا به زودى بهترین فرد روى زمین از او متولد مى‏شود. من به این دستور عمل‏کردم و نجمه را همسر فرزندم امام کاظم(ع) نمودم و از او حضرت امام رضا(ع) به دنیا آمد» (۲۱) .

نجمه به اندازه‏اى از حلاوت ذکر و مناجات با خدا بهره‏برد که در ایام شیردادن به امام رضا(ع) نمى‏توانست چون سابق به اعمال عبادى خویش بپردازد، از اینرو به بستگان گفت: مرا با یافتن دایه کمک‏کنید.

از او سؤال‏شد، مگر شیرت کم شده‏است؟

در پاسخ گفت:

«لااکذب والله، وما نقص الدر، ولکن على ورد من صلاتى وتسبیحى، وقدنقص منذ ولدت‏» (۲۲) .

«سوگند به خدا دروغ نمى‏گویم، شیرم کم‏نشده، ولى براى من ذکرهایى از نماز و تسبیح هست که از هنگام پرستارى و شیردادن به این نوزاد از آن عباداتم کاسته شده‏است‏».

پى نوشت:

۱ – «تاریخ العرب‏» فلیپ‏حتى، ص‏۱۶۷، «مدینه منوره‏»، صالح لمعى مصطفى، ص‏۱۷٫
۲ – «تاریخ یعقوبى‏»، ج‏۱، ص‏۴۰۰٫
۳ – «طبقات ابن‏سعد» ج‏۱، ص‏۴۹۹٫
۴ – «سیرى در وادى عشق‏»، ص‏۳۳،۳۴٫
۵ – «الانوار البهیه‏»، محدث قمى، ص‏۱۷۰٫
۶ – «تاریخ یعقوبى‏»، ج‏۲، ص‏۴۲۱٫
۷ – «عمده‏الطالب‏»، ص‏۱۹۶-۱۹۷، «المجدى‏»، ص‏۱۰۶٫
۸ – این اثر تالیف «سیدموسى برزنجى شافعى مدنى‏» است، «الذریعه)، ج‏۲۴، ص‏۱۰۷٫
۹ – از تالیفات «عبدالوهاب شعرانى شافعى‏»، متوفاى‏۹۳۷هجرى است، «کشف‏الظنون‏»، ج‏۲، ص‏۱۵۶۵٫
۱۰ – «وسیله‏المعصومیه‏»، ص‏۶۵٫
۱۱- «گنجینه آثار قم‏»، ج‏۱، ص‏۳۸۶; به نقل از «نزهه‏الابرار» ولواقع الانوار.
۱۲ – «تاریخ اهل‏بیت‏»، ص‏۸۲٫
۱۳ – «اصول کافى‏»، ج‏۱، ص‏۳۹۷، «تاریخ بغداد»، ج‏۱۳، ص‏۲۷، «اقبال‏»، ص‏۶۷۷، «تاریخ قم‏»، ص‏۱۹۹٫۳
۱۴- محدث گرانقدر و رجالى توانا مرحوم آیه‏الله شیخ‏على نمازى متوفى دوم ذیحجه ۱۴۰۵ه.ق مؤلف این اثر است که در ده جلد تدوین یافته‏است. مرقد وى در یکى از حجره‏هاى صحن رضوى در کنار بارگاه ملکوتى امام رضا(ع) قراردارد.
۱۵ – «مستدرک سفینه‏البحار» ج‏۸، ص‏۲۵۷٫
۱۶ – «بحارالانوار»، ج‏۴۸، ص‏۲۸۶، «تذکره‏الخواص‏»، ابن‏جوزى، ص‏۳۱۵٫
۱۷ – و نیز رجوع‏کنید به: «کریمه اهل‏بیت‏» ص‏۹۷-۱۰۳، «زندگانى حضرت موسى‏بن جعفر(ع)، عمادزاده، ج‏۲، ص‏۳۷۵، «حضرت معصومه، فاطمه دوم، اشتهاردى، ص‏۱۱۱،۱۱۳٫
۱۸ – برگرفته از آیه‏۳۵ سوره احزاب.
۱۹ – اصول کافى، ج‏۱، ص‏۴۷۷٫
۲۰ – علاوه بر حوزه علمیه‏اى که توسط رسول اکرم(ص) و ائمه شیعه(ع) بنیان نهاده‏شد و در هر دوره دهها و صدها مرد دانشمند و راوى و دین‏شناس به جامعه اسلامى عرضه‏کرد، در همان ردیف حوزه‏هاى علمى بانوان از سوى رسول اکرم(ص) و حضرت فاطمه‏زهرا(س) تاسیس‏گردید که پس از آنها امامان شیعه و همسران و دخترانشان این حوزه را رهبرى‏کرده و به واسطه خویشى با امامان و بهره‏گیرى از لحظه‏لحظه حیات پربارشان در هر عصرى از اساتید برجسته آن دوره شدند. رجوع‏کنید به: «مسند فاطمه معصومه(س) از همین قلم.
۲۱ – «اعلام‏الورى‏»، ص‏۳۰۲٫
۲۲ – عیون اخبارالرضا(ع)، ج‏۱، ص‏۱۵٫
منبع: فرهنگ کوثر – شماره ۱

تأسى حضرت فاطمه معصومه(س) به حضرت فاطمه زهرا(س)

 احمدرضا احمدى

سفر تاریخى و سرنوشت ساز هشتمین آفتاب تابناک آسمان ولایت، امام على ابن موسى الرضا(علیه السلام) به ایران، این سرزمین را کانون مقدس اهل بیت (علیه السلام) قرار داد تا آنان که بى صبرانه در انتظار طلوع خورشید ولایت در ایران بودند فرصت آشنایى با خاندان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) واهل بیت(علیهم السلام) او را بیابند.

با هجرت امام رضا(علیه السلام) به مرو، اگرچه بدون رضایت قلبى ایشان صورت گرفت، خیل مشتاقان و دوستداران و نزدیکان آن حضرت که دورى و فراغ از ایشان را برنمى تابیدند بار سفر بستند و با انگیزه دیدار با آن بزرگوار مشقات سفر طولانى از مدینه تا مرو را به جان خریدند، اگر چه بسیارى از آنان به دلیل نیات پلید دستگاه خلافت و مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) در همان راه به دیدار معبود شتافتند و با آرزوى دیدارش ، به لقاءا… پیوستند.

کریمه اهل بیت، فاطمه معصومه(سلام الله علیها)، دختر دانشمند و پرهیزکار موسى بن جعفر(علیه السلام) از برجسته ترین شخصیتهایى است که مشتاقانه به دیدار برادر بزرگوارش شتافت و اگرچه فرصت پیدا نکرد محضر آن امام را دریابد، ولى سفر آن بانوى گرامى به شهر ساوه و قم اگرچه کوتاه و در دوره بیمارى صورت گرفت، منشأ خدمات فراوانى براى ایرانیان بود.

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) همواره در طول تاریخ مورد توجه بسیارى از دانشمندان، فضلا و عالمان دینى قرار گرفته است. بسیارى از بزرگان دینى مقامى شامخ و هم شأن دردانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه زهرا(سلام الله علیها) براى آن بزرگوار قائلند. همچنان که ائمه معصومین(علیه السلام) نیز خود، بارها و در روایتهاى متعدد شأن و فضایل والاى حضرت معصومه(سلام الله علیها) را ستوده و دوستداران اهل بیت(علیهم السلام) را به توجه بیشتر به ایشان فراخوانده اند. فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به لحاظ مقام بلند معنوى و علمی، جلوه اى از وجود حضرت زهرا مى باشد که در پاکدامنى و طهارت نفس مقامی در شأن حضرت زهرا(سلام الله علیها) پیدا کرده است. آن بزرگوار همچون صدیقه کبری(سلام الله علیها) از همان آغاز در دامن پدرى مهربان و شخصیتى معنوى و جلیل القدر (موسى بن جعفر) و در خاندانى که به علم و تقوا و فضایل اخلاقى شهرت داشتند، پرورش یافت و آداب و خلوص دینى و روحانى را در محضر پدر و برادر بزرگوار خویش فراگرفت.

عبادت، زهد، پارسایی، تقوا و پاکدامنى حضرت معصومه(سلام الله علیها) همچون مادرش، زهرا(سلام الله علیها) زبانزد دوستداران خاندان پاک عصمت و طهارت(علیهم السلام) بود.

آن حضرت به لحاظ علمى و اخلاقى نیز والاترین مقام را در بین فرزندان امام موسی(علیه السلام) بعد از برادر بزرگوارشان، امام رضا(علیه السلام) داشت،آن گونه که باید او را چون مادرش، «عالمه غیر معلمه» نامید.

فاطمه اى دیگر از نسل پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

«فاطمه» در لغت به معنى بریده شده و جدا شده مى باشد و علت این نامگذارى بر طبق احادیث نبوى ، این است که پیروان فاطمه(سلام الله علیها) به سبب او، از آتش دوزخ بریده ، جدا شده و برکنارند. بنابراین چون صدیقه کبری(سلام الله علیها) در مقام عصمت ، پاکدامنى و تقدس روحى و جسمى در بالاترین مقام قرار داشت، به همین اسم نامیده می شد.

موسی بن جعفر(علیه السلام) نیز نام دخترش را چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ، فاطمه نهاد. فاطمه معصومه(سلام الله علیها) نیز مانند مادرش داراى عالى ترین مقامات معنوی و پاکترین مکانت روحى است. آن بزرگوار همانند زهراى مرضیه، همچون پاره اى است که از آتش دورافتاده و در بالاترین جایگاه قدسى قرار گرفته است. آن حضرت علاوه بر طهارت ظاهرى و حجب و حیای بیرونی، طهارت روحى و باطنى خاصى دارد که معنویت و نورانیت خاصى به او بخشیده است.

تجلیگاه عصمت زهرا(سلام الله علیها)

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) بانویى بهشتى و آراسته به زیباییهای معنوى و روحى است که فضایلش دلیلى جز عصمت ندارد. آن بانوى مقدس، پرورش یافته دامان بزرگ مردى است که چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ، جایگاهى رفیع و مقامى بلند در نزد خداوند داراست. همچون مادرش(زهراى اطهر)، پاکى رفتار و پاکى کردار پدر را تجربه نموده و همانند او خود از زینتهاى مادى و زیورهاى ظاهری بریده است. عصمت معصومه(سلام الله علیها) همان عصمت زهراست و شاید از دلایلی که او را معصومه نامیده اند، این باشد که مقام عصمت مادرش، زهرای اطهر(سلام الله علیها) در او تجلى یافته باشد. بى شک به دلیل همین مقام عصمت است که جایگاهى بلند در بین ائمه معصومین(علیه السلام) یافته است.

بنابر روایات، لقب معصومه اولین بار از سوى امام رضا(علیه السلام) بر خواهر نهاده شد و ایشان از روى محبت و اشتیاق به خواهر، او را بدین نام فراخواند. آن گونه که آن امام در جایى مى فرماید:«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده باشد.»(۱)

فداها ابوها

از شواهدى که مى توان به وجود شباهت بین صدیقه کبری(سلام الله علیها) و فاطمه معصومه(سلام الله علیها) دلالت کرد، اینکه هر دو بزرگوار توسط پدران گرانقدر خویش با یک عبارت خاص(فداها ابوها) که براى هیچ بانوى دیگری به کار نرفته است، مورد تفقد قرار گرفته اند.

یکی از علماى معروف نجف اشرف از کتاب «کشف اللئالى » نقل کرده است که روزی جمعى از دوستداران و شیعیان موسى بن جعفر(علیه السلام) برای طرح مسایل خود به محضر آن حضرت رهسپار مى شوند. در این هنگام امام کاظم(علیه السلام) در مسافرت بودند، لذا سؤالهاى خود را نوشته و به خانواده امام تحویل دادند تا در سفر بعد به دیدار آن امام نائل شوند. هنگام وداع دیدند حضرت معصومه(سلام الله علیها) پاسخ پرسشها و مسایل آنها را نوشته و آماده کرده است. آنها شادمان مى شوند و آن را مى گیرند. در هنگام مراجعت در مسیر با امام کاظم(علیه السلام) روبه رو مى شوند و ماجرا را به عرض حضرت مى رسانند. امام(علیه السلام) آن نوشته را از آنان مى خواهد و مطالعه مى کند و پاسخهای فاطمه معصومه(سلام الله علیها) را درست مى یابد. آنگاه سه بار مى فرماید: «فداها ابوها» (پدرش به فدایش باد)

این موضوع علاوه بر مقام بلند علمى حضرت معصومه(سلام الله علیها)، توجه خاص امام کاظم(علیه السلام) به ایشان را نیز مى رساند زیرا این عبارت فقط درباره حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) و آن هم از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به کار رفته بود.

شفیعه روز جزا

«شفاعت» از مهمترین اصول مذهب شیعه به شمار مى آید. در اسلام بالاترین جایگاه شفاعت از آن رسول خداست و بعد از ایشان، ائمه معصومین(علیه السلام) از این جایگاه براى نجات اهل محشر برخوردارند. با این حال، دو تن از برجسته ترین بانوان اسلام نیز از چنین جایگاهى برخوردارند و به نقل از روایات در روز محشر دستگیر دوستداران و محبان اهل بیت(علیهم السلام) قرار مى گیرند؛ حضرت زهرا(سلام الله علیها) و فاطمه معصومه(سلام الله علیها). درباره شفاعت گسترده دختر رسول خدا همین بس که شفاعت به عنوان مهریه آن بزرگوار از طرف خداوند مقرر گردید و بنا به روایات اسلامى ، آن حضرت در روز قیامت به عنوان شفیعه روز جزا، به شفاعت گسترده از امت خویش خواهد پرداخت. با این حال پس از صدیقه کبرى هیچ بانوى دیگرى به جز حضرت معصومه(سلام الله علیها) در گستردگى شفاعت در حد حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار ندارد.

شفاعت گسترده حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) تا آنجاست که سالها قبل از تولدش، امام صادق از ایشان خبر داده و مى فرمایند:« به زودى بانویى از فرزندانم به آن سوى کوچ مى کند که نامش فاطمه دختر موسى بن جعفر است که با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت مى شوند» (۲)

و در جایى دیگر فرمود:

«همه امت جدم محتاج شفاعت معصومه اند و با شفاعت ایشان به بهشت مى روند.»

برادر بزرگوار آن بانوى بزرگوار، امام رضا(علیه السلام) نیز در زیارتنامه ای که براى خواهر گرامى اش آورده در بیان اوصاف آن بانوی مکرمه به مقام شفاعت حضرت معصومه(سلام الله علیها) اشاره مى کند. در این زیارتنامه مى خوانیم: «اى فاطمه در بهشت شفاعتم کن، زیرا تو مقامی بس ارجمند و والا در پیشگاه خداوند دارا هستی» (۳) و این خود نشان دهنده شأن و مقام بسیار عظیم آن شفیعه روز جزا است چنانچه در فراز دیگرى از زیارت مخصوص آن حضرت آمده است که : «فان لک عند ا… شأنا من الشأن»(۴) و این عبارت بدین معناست که اگر ما از تو طلب شفاعت مى کنیم بدین دلیل است که تو در پیشگاه خداوند داراى شأن و منزلتى عالى و وصف ناپذیر هستی که فقط خداوند و اولیایش بر این رتبه و جایگاه واقفند.

علاوه بر ایشان، امام جواد(علیه السلام) نیز به گونه اى به همین موضوع اشاره کرده است:«هر کس حضرت معصومه(سلام الله علیها) را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود»

دفاع از حریم ولایت

از دیگر ابعادى که مى توان به وجود شباهتهایى بین این دو بانوى گرانقدر- فاطمه زهرا و فاطمه معصومه(سلام الله علیها)- پى برد بحث ولایت پذیرى و دفاع از حریم ولایت مى باشد.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روزهاى سخت بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا واپسین لحظات عمر گرانبار خویش، در دفاع از حقانیت و جایگاه ولایت امیرمؤمنان به بیان استدلالهاى متین و استوار و روایتهاى متعددی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مى پرداخت و بدین طریق براى اثبات جایگاه ولایت در خاندان اهل بیت(علیهم السلام) تلاش مى نمود. از مهمترین استدلالهاى آن حضرت، خطبه ایشان در مسجد مدینه بود که سرشار از مفاهیم بلند ولایى مى باشد. اما همان گونه که حضرت زهرا(سلام الله علیها) در چنان شرایط حساسى به دفاع از اهل بیت(علیهم السلام) پرداخت دیگر سلاله پاک رسول ا…، فاطمه معصومه(سلام الله علیها) ، دختر دانشمند موسى بن جعفر نیز در شرایطى که اهل بیت(علیهم السلام) از جایگاه واقعى خویش دور افتاده بود و جانشینان بر حق رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) یکى پس از دیگری به شهادت مى رسیدند، با اشاره به روایاتى از پدران خویش، به ویژه فاطمه(سلام الله علیها)، به تبیین حقانیت ائمه معصومین(علیه السلام) و بخصوص امیرالمؤمنین(علیه السلام) پرداخت و با اثبات ولایت او، بر ولایت امامان معصوم دیگر نیز صحه گذاشت. روایات متعددى از آن حضرت نقل شده که اغلب درباره امامت و ولایت حضرت علی(علیه السلام) می باشد. از مهمترین این روایات، روایتى است که با چند واسطه از حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقل شده است که فرمود:«پیامبر در شب معراج مشاهده کرد روى پرده اى از درگاه بهشت نوشته است معبودى جز خداى یکتا و بى همتا نیست و محمد رسول خدا و على ولى و رهبر مردمند و جایى دیگر نوشته شده بود : شیعیان علی رستگارانند»(۵)

همچنین در روایتى دیگر از حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:« آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز غدیر خم فرمود: هر کس من مولاى او هستم پس على مولاى اوست و نیز به على فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسى است»(۶) و نیز در روایت دیگرى صدیقه کبری(سلام الله علیها) مى فرماید:« آگاه باشید هر کسى با دوستى آل محمد بمیرد شهید مرده است»

بنابراین، اشاره حضرت معصومه(سلام الله علیها) به احادیث غدیر و منزلت آن هم به روایت از حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نشانگر تلاش ایشان براى اثبات جایگاه ولایت در نزد امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش(علیه السلام) مى باشد و از همین روست که او را «عالمه محدثه» نیز نامیده اند.

پاداش عظیم زیارت

ایرانیان همواره براى زیارت و دیدار مزار معصومین و آل ا… ارزش و تقدس بسیارى قایل بوده اند. زیارت، غبار از دل خسته دلان و عاشقان اهل بیت(علیهم السلام) مى زداید و روح انسان را در حریم پاک و بى آلایش این ذخیره هاى الهى در روی زمین، به پرواز مى کشاند و آنان را به استمداد روحى و قلبی وادار مى کند.

در نزد ایرانیان و عاشقان خاندان پاک حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) ، زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) که همگان با لقب «کریمه اهل بیت» صدایش می زنند، حلاوت و جذابیت خاصى دارد. درباره فضیلت و پاداش عظیم زیارت آن بزرگوار روایات متعددى نقل گردیده است. از جمله اینکه امام رضا(علیه السلام) به یکى از برجسته ترین دانشمندان و محدثان اهل قم مى فرماید: « اى سعد(بن سعد) از ما نزد شما قبری است» سعدبن سعد مى گوید: آیا قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر(علیه السلام) را مى گویید؟ امام رضا(علیه السلام) مى فرمایند: آری، هر کس او را زیارت کند در حالى که آگاه به حق او باشد، بهشت از آن اوست»

از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده است: «هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب گردد» و در جایى دیگر روایت شده: «زیارت او همسنگ بهشت است» از امام جواد(علیه السلام) نیز این گونه نقل شده است:« هر کسی قبر عمه ام را در قم زیارت کند، به بهشت خواهد رفت.»(۷)

بنا بر این روایات، به جز وجود مطهر حضرت زهرا(سلام الله علیها)، کمتر زنى است که به چنان مقام شامخى رسیده باشد که زیارتش پاداش بهشت را برای زائرش دربر داشته باشد. در زیارتنامه مأثوره اى که از طرف امام رضا(علیه السلام) براى خواهر گرامى خود وارد گردیده و پس از حضرت زهرا(سلام الله علیها) فقط اوست که صاحب چنین زیارتنامه اى است، جایگاه رفیع و منزلت والاى آن بانوى مکرمه به خوبى بیان شده است. خود امام رضا(علیه السلام) در بیان اشتیاق دوستداران به زیارتش مى فرماید: «کسى که معصومه را زیارت کند گویا مرا زیارت کرده است»(۸)

از آیها… مرعشى نجفى نقل گردیده که در جمع شاگردانش درباره دلیل آمدنش به قم مى فرمود : «پدر و مادرم در نجف اشرف سکونت داشتند. من هم در همان شهر به دنیا آمدم و بزرگ شدم، پدرم مرحوم آیها… سید محمود مرعشى نجفى که براى زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشتیاق فراوان داشت چهل شب را در حرم حضرت على به سر مى برد، به امید اینکه قبر شریف حضرت زهرا(سلام الله علیها) را بیابد. شب چهلم در عالم رؤیا به محضر امام صادق(علیه السلام) مشرف مى شود که ایشان مى فرمایند: خداوند به خاطر مصالحى قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) را براى همه مخفى نموده است. اگر مى خواهى به موهبت زیارت مرقد حضرت زهرا(سلام الله علیها) برسى مرقد حضرت معصومه(سلام الله علیها) را که بانوى بزرگوار اهل بیت است زیارت کن و به دامن او چنگ بزن. از این رو طبق سفارش پدر، به قصد زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) از نجف به قم آمدم و به اصرار آیها… حائری(مؤسس حوزه علمیه قم) ماندگار شدم.»(۹)

بنابراین باید گفت، مرقد آن حضرت در رتبت، هم شأن مرقد صدیقه کبری(سلام الله علیها) و تجلیگاه مرقد منور دختر رسول خدا، حضرت زهراى اطهر(سلام الله علیها) مى باشد. بانوى والا مقامى که حرم باصفایش و قدر و منزلت والایش یاد آور قدر و منزلت قبر گم شده  عصمت کبراى حق فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است و پناه بردن  صادقانه به حریم کرمش، گره گشاى هر مشکل و بر طرف کننده همه  گرفتاریهاست.

وفات و خاکسپارى

در سال ۲۰۱هجرى خواهر گرامى امام رضا(علیه السلام) به اتفاق تعدادى از برادران و خواهران آن بزرگوار به شوق دیدار مجدد با برادر، عازم خراسان شدند ولى در میانه راه و در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) که از پشتیبانى حکومت برخوردار بودند به مقابله با آنان پرداخته و تقریباً همه همراهان را به شهادت رساندند. حضرت معصومه(سلام الله علیها) نیز در اثر این حادثه بیمار شدند و حتى بنا به روایات توسط عمال حکومتی مسموم مى شوند و چون ادامه راه دشوار مى گردد درخواست مى کنند تا او را به شهر قم که مرکز شیعیان بوده، ببرند. آن حضرت در حالی که بشدت بیمار بوده اند، ۱۷ روز در این شهر به سر مى برند و در این مدت همواره مشغول به عبادت و راز و نیاز با پروردگار بودند؛ در حالى که پذیراى دوستداران و شیعیان قم نیز بوده اند تا اینکه در روز ۲۳ ربیع الاول سال ۲۰۳ بر اثر همان بیماری و یا مسمومیت به شهادت مى رسند. این در حالى است که به گفته مورخان، بیش از ۲۷ سال از عمر آن بانوى بزرگوار سپری نشده بود.

این موضوع که ایشان در هنگام شهادت و یا وفات ۲۷ سال بیشتر نداشته اند و هنوز در آغاز دوره جوانى به سر مى برده اند، ذهن بسیاری را به خود جلب کرده، زیرا ایشان نیز به مانند زهرای اطهر(سلام الله علیها) در حالى که بیش از ۲۷ سال از عمرشان نگذشته بود در دوره جوانی به دیدار حق شتافتند.

همچنین در جریان خاکسپارى و تدفین نیز فضیلت دیگری براى آن بانوى بزرگوار برشمرده اند که بى شباهت با صدیقه کبری(سلام الله علیها) نیست و آن فضیلت اینکه دیده و شنیده نشده است بعد از حضرت زهرا(سلام الله علیها) بانویى جز حضرت معصومه(سلام الله علیها) توسط معصوم به خاک سپرده شود، در حالى که از بزرگان روایت شده است در مراسم تدفین آن بانوى بزرگوار دو سواره که از جانب ریگزار به سوى آنان آمده و بر جنازه نماز خواندند و جسم مطهر آن بانوى بزرگوار را در داخل سرابی که از قبل آماده شده بوده است، دفن کردند و بدون اینکه با کسى سخنی بگویند و کسى آنها را بشناسد، سوار بر مرکب مى شوند و می روند. به گفته این بزرگان بعید نیست که این دو بزرگوار، امامان معصومی(امام رضا(علیه السلام) و اما جواد(علیه السلام) بوده باشند که براى این امر مهم به قم آمدند.(۱۰)

پی نوشتها:

۱- کریمه اهل بیت ، على اکبر مهدى پور

۲- انوار المشعشعین، محمد على کاتوزیان، ج۱ ، ص۱۱

۳- بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۲۶۶

۴- همان

۵- بحارالانوار، ج ۶۷، ص۷۶

۶- الغدیر، ج۱، ص۱۷۹

۷- عوالم، ج ۲۱ ص ۳۳۱

۸- بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۲۶۶

۹- به نقل از مجله پاسدار اسلام، شماره ۱۷۷

۱۰- تاریخ قم، ص ۲۱۴

جغرافیاى تاریخى هجرت حضرت معصومه(س)

اشاره:

فاطمه مشهور به حضرت معصومه(س) دختر امام کاظم(ع) و خواهر امام رضا(ع) است. او که برای دیدار با امام رضا(ع) به ایران مسافرت کرد، در راه بیمار شد و در قم درگذشت و همان‌جا دفن شد. در منابع تاریخی اطلاعات زیادی درباره زندگی‌نامه حضرت معصومه(س) از جمله تاریخ تولد و وفات وی ثبت نشده است. شیعیان فاطمه معصومه(س) را بسیار بزرگ می‌دارند، برای زیارت او اهمیت قائل‌اند و روایاتی درباره او نقل می‌کنند که از شفاعت وی برای شیعیان سخن گفته شده و بهشت پاداش زیارت او دانسته شده است. همچنین می‌گویند پس از حضرت زهرا(س)، او تنها زنی است که از امامان برای او زیارتنامه روایت شده است.

پیامبر اکرم(ص) پس از بعثت‏با رفتار ناشایست مشرکان مکه روبرو شد و به ناچار یثرب را براى هجرت و ترویج دین خدا انتخاب‏کرد. شهرى که پس از هجرت «مدینه‏النبى(ص)» نام‏گرفت.

اولین پیمان بین رسول اکرم(ص) و اهالى یثرب در ایام حج‏سال ۶۲۰میلادى هنگامى که عده‏اى از مردم یثرب به مکه عزیمت کرده‏بودند، و پیمان دیگر در سال ۶۲۲ م (سال هجرت) انعقاد یافت (۱) .

هجرت از مکه به مدینه آغازشد، تا آنکه رسول اکرم(ص) روز دوشنبه هشتم ربیع‏الاول سال اول هجرى به «قبا» رسید و مدت چهار روز در آنجا توقف‏نمود و روز جمعه دوازدهم ربیع‏الاول قبا را ترک‏فرمود. (۲) وجود رسول گرامى سبب ایجاد صلح و آرامش میان قبایل اوس و خزرج گردید و با افزایش قدرت اسلام، قبایل یهودى (قینقاع و خیبر) از مدینه به شام مهاجرت کردند و بنى‏قریظه از مدینه خارج‏شد.

رسول اکرم(ص) خانه و مسجد خود را در یک واحد معمارى برپا کرد و خانه‏هاى صحابه و مهاجرین و انصار در اطراف آن پراکنده‏شد. در کنار مسجد خیمه‏اى به عنوان بیمارستان و مکانى به امور نظامى اختصاص‏یافت.

خانه پیامبر(ص) همزمان با تاسیس بناى مسجد، به دست مبارکشان و همکارى صحابه در سمت‏شرقى مسجدالنبى(ص) بناگردید. این خانه داراى‏ ۹ اتاق بود که بوسیله شاخه‏هاى خرما و کاه و گل پوشیده شده‏بود. به طورى که اگر انسانى دستش را بلند مى‏کرد به سقف مى‏رسید.

خانه‏ها از مقابل باب‏النساء فعلى شروع و در جنوب شرقى (۳) ادامه مى‏یافت. خانه فاطمه‏زهرا(س) نیز مجاور و پشت‏خانه پیامبر (پشت‏خانه عایشه) قرارداشت و هروقت پیامبر از خانه عایشه بیرون مى‏آمدند، از روزنه‏اى که بین خانه بود، جویاى حال دخترشان مى‏شدند. (۴)

در اطراف مدینه دیوارى نبود، چنانچه در زمان رسول اکرم(ص) بازارى تجارى در خارج مدینه، در مکان مناخه فعلى برپا مى‏شد و از اینجا آشکار مى‏گردد که نظام تجارى مدینه به همان شیوه اولى خود ادامه مى‏یابد و آن جدایى مناطق مسکونى از مناطق تجارى است. به احتمال بسیار بازارها عبارت از میدانهاى بزرگى بود که کالاهاى تجارى در آن عرضه مى‏شد و ساختمان ثابتى در آنجا موجود نبود.

مدینه از هنگام هجرت تا ماه رجب سال‏۳۶هجرى برابر۶۵۷ میلادى همچنان مرکز حکومت اسلامى بود تا آنکه حضرت امیرالمؤمنین على(ع) مرکز دولت اسلامى را از مدینه به کوفه انتقال‏دادند. و پس از صلح امام حسن(ع) اهل‏بیت صمت‏به مدینه بازگشتند. با مرورى به تاریخ حیات ائمه شیعه(ع) درمى‏یابیم که اکثر این خاندان در مدینه تولدیافته و تمامى عمر شریفشان یا اکثر آن را در مدینه گذرانده‏اند.

خانه امام‏صادق و امام‏کاظم(ع)

حضرت امام صادق(ع) خانه حارثه‏بن نعمان را در سالهاى (۱۰۰٫۱۴۷) به ملکیت‏خود درآورد و خانه مسکونى خویش ساخت. این خانه در مجاورت سمت جنوبى خانه ابوایوب انصارى قرارداشت، خانه‏اى که پیامبرخدا(ص) در بدو ورود به مدینه در طبقه هم‏کف آن مدت هفت تا دوازده ماه زندگى کردند (۵) و پس از ساخت مسجدالنبى(ص) به منزلى که مجاور آن بنا شده‏بود، نقل‏مکان فرمود.

بدین‏ترتیب خانه امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نیز چون ائمه شیعه(ع) در مدینه بود و همین خانه‏اى که ذکرش گذشت، محل رشد و تعالى امام کاظم(ع) و مرکز پاسخ به سؤالات مختلف علمى اعم از فقهى، کلامى و تفسیرى و حدیثى بود.

هرچند خلفاى وقت‏با به شهادت‏رساندن امام صادق(ع) بر آن بودند تا نظام آموزشى و سازماندهى شیعه از هم بپاشد، لیکن مکتب علمى شیعه با امامت امام کاظم(ع) ادامه‏یافت.

سیدبن طاووس مى‏نویسد:

«گروه زیادى از یاران و شیعیان خاص امام کاظم(ع) و رجال خاندان هاشمى در محضر آن حضرت گردمى‏آمدند و سخنان گهربار و پاسخهاى آن حضرت به پرسشهاى حاضران را یادداشت مى‏نمودند و هر حکمى که در مورد هر پیش‏آمدى صادر مى‏نمود، ضبط مى‏کردند».

قیامهاى شیعى رو به فزونى نهاده‏بود و هر روز بر تعداد مسلمانان آگاه افزوده‏مى‏شد. شیعیان براى رسیدن به آرمان الهى و حکومت اسلامى لحظه‏شمارى مى‏کردند. سازماندهى منظم «وکلا» موجب شده‏بود تا بیت‏المال سرزمین پهناور اسلامى به سوى امام سرازیر شود، و این همه دستگاه خلافت را متزلزل مى‏کرد. لذا امام کاظم(ع) تحت‏نظر قرارگرفت و از زندانى به زندان دیگر انتقال‏یافت تا در بغداد به شهادت رسید.

خاندان امام کاظم(ع)

در تعداد اولاد امام کاظم(ع) اختلاف است. چنانکه یعقوبى براى آن حضرت هیجده پسر و بیست‏وسه دختر ذکر مى‏کند. (۶) و برخى از کتب انساب مانند «عمده‏الطالب‏» والمجدى امام کاظم(ع) را داراى شصت فرزند مى‏دانند که بیست‏وسه نفر از آنها پسر و سى‏وهفت تن دختر مى‏باشند (۷) در هرحال بر ما روشن مى‏شود که امام کاظم(ع) اولاد بسیارى داشتند.

علل عمده این امر به چند مساله برمى‏گردد:

۱ . همانگونه که در مورد همسران رسول خدا(ص) گفته‏مى‏شود، امام نیز به پیروى از پیامبر اکرم(ص) مى‏خواسته با ازدواج با خانواده‏هاى مختلف آنها را به مذهب تشیع شائق‏سازد و یا اگر با خانواده‏هاى شیعى ازدواج مى‏کرد، در صدد بود با توجه به نابسامانى اقتصادى جامعه شیعه که از فشار حاکم ناشى مى‏شد، آن خانواده‏ها را علاوه بر پوشش فرهنگى و رهبرى سیاسى، پوشش اقتصادى دهد.

۲ . علت دیگر فراوانى فرزندان امام کاظم(ع) شاید از این جهت‏باشد که امام(ع) جو سیاسى وقت را مخالف سادات و علویان مى‏دید، به گونه‏اى که با زندانى‏کردن و به‏شهادت‏رساندن سادات بر آن بودند تا مخالفان حکومت را از میان بردارند و ممکن بود با این رویه، نسل پیامبر از بین برود.

۳ . شاید امام(ع) مى‏خواستند به واسطه این فرزندان که تحت تربیت‏خاص واقع‏مى‏شدند، فرهنگ شیعه را استحکام بخشند. چه این پس از شهادت امام صادق(ع) حوزه علمیه شیعه تحت فشار قرارگرفت و بیم آن مى‏رفت در آینده کسى جز وصى وى، از اسرار آل‏محمد(ص) آگاهى نداشته‏باشد تا آن را منتشرسازد.

۴ . فرزندان امام کاظم(ع) پس از وى، یاران صمیمى امامت در عصر امام‏رضا(ع) شدند و امام کاظم(ع) به این مساله توجه‏داشت.

ولادت حضرت معصومه(س)

حضرت فاطمه معصومه(س) از فرزندان امام کاظم(ع) و شخصیتهاى برجسته خاندان موسوى است که دو امام را در عصر خویش درک‏کرده و از رهنمودهاى آن بزرگان بهره برده‏است. با توجه به محدودیتى که شیعیان در عصر موسوى داشتند، تاریخ تشیع در این دوره به صورت کامل تدوین‏نشده و یا تالیفات و آثار پیشینیان در طى حوادث و رویدادها از بین رفته‏است. چنانکه روایات و احادیث امام کاظم(ع) هم نسبت‏به ائمه پیش از خود چون امام صادق(ع) رواج‏نیافته و تنها بخشى از علوم و معارف حضرتش به ما رسیده‏است.

این مساله در مورد تاریخ تولد حضرت فاطمه معصومه(س) نیز مطرح‏است. برخى به نقل از کتاب «نزهه‏الابرار فى نسب اولاد ائمه‏الاطهار» (۸) و کتاب «لواقع الانوار فى طبقات الاخیار» (۹) ولادت ایشان را در مدینه اول ذیقعده سال‏۱۷۳هجرى مى‏دانند، چنانکه میرزا ابوطالب تبریزى گوید:

«… از کتاب نزهه‏الابرار فى نسبه اولاد الائمه‏الاطهار نقل‏شده، در روز دوشنبه اول ماه ذیقعده از سال یکصدوهفتادوسه متولدشده و در دهم ماه ربیع‏الثانى سال دویست‏ویک در قم وفات‏کرده‏». (۱۰)

برخى دیگر ولادت ایشان را اول ذیقعده سال‏۱۸۳هجرى ذکر مى‏کنند (۱۱) که ظاهرا لغزشى در ثبت تاریخ ولادت صورت گرفته‏است و با توجه به شهادت امام کاظم(ع) در سال‏۱۸۳هجرى (۱۲) و زندانى‏بودنشان در طى سالهاى‏۱۷۹ (۱۳) تا ۱۸۳ منطقى به نظر نمى‏رسد که حضرت معصومه(س) در سال‏۱۸۳هجرى تولد یافته‏باشد.

مؤلف «مستدرک سفینه‏البحار» (۱۴) در اصلاح تاریخ فوق و تعیین سال ولادت حضرت معصومه(ص) مى‏نویسد:

«فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى‏القعده سنه‏۱۷۳» (۱۵) .

«فاطمه معصومه در اول ذیقعده‏۱۷۳هجرى دیده به جهان گشود».

البته باید متذکرشد که این اختلاف تنها در سال ولادت رخ‏داده و همگى روز ولادت را اول ذیقعده عنوان کرده‏اند.

علاوه بر اینکه سال ولادت حضرت معصومه(س) با شهادت امام کاظم(ع) مصادف مى‏شود و موجب خدشه‏دار شدن قول سال‏۱۸۳ است، نکته دیگرى مطرح‏است و آن این که حضرت امام کاظم(ع) چهار دختر به نام «فاطمه‏» داشتند (۱۶) که حضرت معصومه(س) بزرگترین آنهاست و باید میان تولد ایشان و شهادت پدر به میزان تولد فاطمه صغرى، فاطمه وسطى و فاطمه اخرى فاصله باشد. لذا اول ذیقعده سال‏۱۷۳هجرى قمرى روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) مى‏باشد. (۱۷)

محیط تربیتى

حضرت فاطمه معصومه(س) در محیطى پرورش‏یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقى آراسته‏بودند. عبادت و زهد، پارسایى و تقوا، راستگویى و بردبارى، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگى و پاکدامنى و یاد خدا از صفات تبار پیامبر(ص) بود (۱۸) . پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت‏بودند و هریک در انتخاب همسر و تربیت فرزند توجه کافى مبذول مى‏داشتند. همانگونه که رسول اکرم(ص)، خدیجه‏کبرى را به همسرى انتخاب‏کرد تا به تربیت فرزندانش همت‏گمارد و او نخستین ایمان‏آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتى چون حضرت فاطمه‏زهرا(س) را پرورش‏داد. ائمه طاهرین(ع) نیز به پیروى از رسول اکرم(ص) در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومى که پس از آنها به امامت‏خواهدرسید، از مادرى پاکدامن و پارسا متولدشود. امام کاظم(ع) نیز از این اصل تبعیت‏نمود.

مادر حضرت معصومه(س)

حمیده مادر بزرگوار امام کاظم(ع) از مهاجران مغرب بود و به پیشنهاد امام باقر(ع) به همسرى فرزندش امام صادق(ع) درآمده‏بود. امام‏صادق درباره مقام والاى همسرش که مادر امام کاظم(ع) شد فرماید:

«حمیده مصفاه من الادناس کسبیکه الذهب، مازالت الاملاک تحرسها حتى ادیت الى کرامه من الله لى، والحجه من بعدى‏» (۱۹) .

«حمیده مانند شمش طلاى خالص، از ناپاکى‏ها و ناخالصى‏ها، پاک‏است، فرشتگان او را همواره نگهدارى کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتى که‏خدا نسبت‏به من، و حجت پس از من(فرزندش امام کاظم(ع) عنایت فرمود.»

حمیده بانویى آگاه و حدیث‏دان بود و احادیثى را که از امام صادق(ع) و دیگران شنیده‏بود، همچون یک راوى مورد اعتماد به مردم نقل‏مى‏کرد و درواقع یکى از اساتید مجامع علمى بانوان در عصر امام صادق(ع) محسوب مى‏شد (۲۰ . وى در حوزه آموزشى خویش با دخترى از اهالى مغرب به نام «نجمه‏» آشناشد. نجمه علوم اسلامى را از همسر امام صادق(ع) فرامى‏گرفت و نشانه‏هاى عقل و هوشیارى و ایمان به خدا از رفتار و سیره عملى وى مشهودبود.

حمیده گوید: روزى که نجمه به خانه ما راه‏یافت، پیامبر(ص) را در عالم خواب دیدم که به من فرمود: (اى حمیده نجمه را به پسرت موسى(ع) ببخش و همسر او کن، همانا به زودى بهترین فرد روى زمین از او متولد مى‏شود. من به این دستور عمل‏کردم و نجمه را همسر فرزندم امام کاظم(ع) نمودم و از او حضرت امام رضا(ع) به دنیا آمد» (۲۱) .

نجمه به اندازه‏اى از حلاوت ذکر و مناجات با خدا بهره‏برد که در ایام شیردادن به امام رضا(ع) نمى‏توانست چون سابق به اعمال عبادى خویش بپردازد، از اینرو به بستگان گفت: مرا با یافتن دایه کمک‏کنید.

از او سؤال‏شد، مگر شیرت کم شده‏است؟

در پاسخ گفت:

«لااکذب والله، وما نقص الدر، ولکن على ورد من صلاتى وتسبیحى، وقدنقص منذ ولدت‏» (۲۲) .

«سوگند به خدا دروغ نمى‏گویم، شیرم کم‏نشده، ولى براى من ذکرهایى از نماز و تسبیح هست که از هنگام پرستارى و شیردادن به این نوزاد از آن عباداتم کاسته شده‏است‏».

پى نوشت:

۱ . «تاریخ العرب‏» فلیپ‏حتى، ص‏۱۶۷، «مدینه منوره‏»، صالح لمعى مصطفى، ص‏۱۷٫

۲ . «تاریخ یعقوبى‏»، ج‏۱، ص‏۴۰۰٫

۳ . «طبقات ابن‏سعد» ج‏۱، ص‏۴۹۹٫

۴ . «سیرى در وادى عشق‏»، ص‏۳۳،۳۴٫

۵ . «الانوار البهیه‏»، محدث قمى، ص‏۱۷۰٫

۶ . «تاریخ یعقوبى‏»، ج‏۲، ص‏۴۲۱٫

۷ . «عمده‏الطالب‏»، ص‏۱۹۶٫۱۹۷، «المجدى‏»، ص‏۱۰۶٫

۸ . این اثر تالیف «سیدموسى برزنجى شافعى مدنى‏» است، «الذریعه)، ج‏۲۴، ص‏۱۰۷٫

۹ . از تالیفات «عبدالوهاب شعرانى شافعى‏»، متوفاى‏۹۳۷هجرى است، «کشف‏الظنون‏»، ج‏۲، ص‏۱۵۶۵٫

۱۰ . «وسیله‏المعصومیه‏»، ص‏۶۵٫

۱۱٫ «گنجینه آثار قم‏»، ج‏۱، ص‏۳۸۶; به نقل از «نزهه‏الابرار» ولواقع الانوار.

۱۲ . «تاریخ اهل‏بیت‏»، ص‏۸۲٫

۱۳ . «اصول کافى‏»، ج‏۱، ص‏۳۹۷، «تاریخ بغداد»، ج‏۱۳، ص‏۲۷، «اقبال‏»، ص‏۶۷۷، «تاریخ قم‏»، ص‏۱۹۹٫۳

۱۴٫ محدث گرانقدر و رجالى توانا مرحوم آیه‏الله شیخ‏على نمازى متوفى دوم ذیحجه ۱۴۰۵ه.ق مؤلف این اثر است که در ده جلد تدوین یافته‏است. مرقد وى در یکى از حجره‏هاى صحن رضوى در کنار بارگاه ملکوتى امام رضا(ع) قراردارد.

۱۵ . «مستدرک سفینه‏البحار» ج‏۸، ص‏۲۵۷٫

۱۶ . «بحارالانوار»، ج‏۴۸، ص‏۲۸۶، «تذکره‏الخواص‏»، ابن‏جوزى، ص‏۳۱۵٫

۱۷ . و نیز رجوع‏کنید به: «کریمه اهل‏بیت‏» ص‏۹۷٫۱۰۳، «زندگانى حضرت موسى‏بن جعفر(ع)، عمادزاده، ج‏۲، ص‏۳۷۵، «حضرت معصومه، فاطمه دوم، اشتهاردى، ص‏۱۱۱،۱۱۳٫

۱۸ . برگرفته از آیه‏۳۵ سوره احزاب.

۱۹ . اصول کافى، ج‏۱، ص‏۴۷۷٫

۲۰ . علاوه بر حوزه علمیه‏اى که توسط رسول اکرم(ص) و ائمه شیعه(ع) بنیان نهاده‏شد و در هر دوره دهها و صدها مرد دانشمند و راوى و دین‏شناس به جامعه اسلامى عرضه‏کرد، در همان ردیف حوزه‏هاى علمى بانوان از سوى رسول اکرم(ص) و حضرت فاطمه‏زهرا(س) تاسیس‏گردید که پس از آنها امامان شیعه و همسران و دخترانشان این حوزه را رهبرى‏کرده و به واسطه خویشى با امامان و بهره‏گیرى از لحظه‏لحظه حیات پربارشان در هر عصرى از اساتید برجسته آن دوره شدند. رجوع‏کنید به: «مسند فاطمه معصومه(س) از همین قلم.

۲۱ . «اعلام‏الورى‏»، ص‏۳۰۲٫

۲۲ . عیون اخبارالرضا(ع)، ج‏۱، ص‏۱۵٫

منبع: فرهنگ کوثر . شماره ۱

میلاد حضرت معصومه (س)

رواق دختر موسى بن جعفر است اینجا
دَر ِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
زمین قم به مَثَل چون صدف بود، آرى
ببند عقد نماز اندرین مقام رفیع
مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ!
حبیبه حق و ریحانه رسول و على
ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
مسیحْ زنده شود در حریم این بانو
زمین موکب اجلال فاطمه بنگر
فروغ روضه او پرتو افکن است به مهر
اگر به دیده ادراک بنگرى، بینى
از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
کند به درگه او سجده صبحدم خورشید
اگر تجلّى حق بینى از در و دیوار
تبارک الله از این روضه بلند رواق
برو طهارت دل کن، بیا به روضه او
از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو
مرا که نام بود (حیدر) آمدم به درت
زمین قم شد روشن از آن به غیب و شهود
ز آفتاب قیامت غمى نخواهد بود
سزد که «معجزه»! قم همچنان بهشت بود
حریم فاطمه، بنت پیمبر است اینجا
ببوس با ادب آن را که آن در است اینجا
وجود حضرت معصومه، گوهر است اینجا

منبع :سایت حضرت معصومه (س)

حریمت قبله ی جانم *** بود حب تو ایمانم

حریمت قبله ی جانم
بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم
رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو
گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو
رضا جانم، رضا جانم
میلاد نور مبارک