شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

در بیان فضایل نماز

خداوند متعال در آیه دوم سوره «بقره» فرموده است «کسانى که به غیب ایمان مى آورند و نماز را بر پا مى دارند.» و در آیه هفتاد و یکم سوره «انعام» فرموده است «بگو هدایت خدا به حقیقت هدایت است و ما مأموریم که تسلیم فرمان خداى جهانیان باشیم و اینکه نماز را بپا دارید.» و در آیه بیست و نهم سوره «اعراف» فرموده است «بگو پروردگار من به عدل و درستى فرمان داده است و اینکه در هر عبادت روى به او آورید.» و در آیات دوم و سوم سوره «انفال» فرموده است «همانا مؤمنان کسانى  هستند که چون ذکرى از خدا شود دلهاشان ترسان شود … و نماز را بپا مى دارند.» و در آیات نخستین سوره «مؤمنون» فرموده است «همانا اهل ایمان رستگار شدند آنان که در نمازشان فروتن و خاشع هستند.» پیامبر فرموده اند: خدا را فرشته یى به نام سخائیل است که در هر نمازى براى نمازگزاران براتهایى از پروردگار جهانیان مى گیرد، هنگام سحر چون مؤمنان برمى  خیزند وضو مى گیرند و نماز صبح را مى گزارند، براتى از خداوند براى ایشان مى- گیرد که در آن چنین نوشته شده است «من پروردگار جاودانم، اى بندگان و کنیزکان من! شما را در پناه خود در آوردم و در حفظ و تحت حمایت خویش قرار دادم و سوگند به عزت خودم که شما را زبون نمى کنم و گناهان شما تا نیم روز براى شما آمرزیده و بخشیده است.»، و چون وقت ظهر فرا مى رسد و آنان برمى خیزند وضو مى سازند و نماز مى گزارند از خداى عز و جل براتى براى ایشان مى گیرد که برات دوم است و در آن چنین نوشته شده است «من پروردگار توانایم، اى بندگان و کنیزکان من! خطاها و اعمال ناپسند شما را به اعمال پسندیده مبدل کردم و از خطاهاى شما درگذشتم و به سبب خشنودى خود از شما، شما را به بهشت در مى آورم»، و چون وقت نماز عصر فرا مى رسد و برمى خیزند و وضو مى سازند و نماز مى گزارند براى آنان از خداوند برات سوم را مى گیرد که در آن نوشته شده است «من خداوند جلیلم و یاد من جلیل و پر شکوه است و قدرت من بزرگ است. اى بندگان و کنیزان من بدنهاى شما را بر آتش حرام کردم و شما را در مساکن نیکوکاران مسکن دادم و به رحمت خود شر اشرار را از شما دور کردم.»، و چون وقت نماز مغرب فرا مى- رسد و برمى خیزند و وضو مى سازند و نماز مى گزارند، براى آنان برات چهارم را مى گیرد که در آن نوشته شده است «من خداوند متعال جبار متکبرم. اى بندگان و کنیزکان من! فرشتگان من با خشنودى از پیش شما به آسمان برآمدند و اکنون سزاوار است که از شما خشنود باشم و آرزوى شما را در قیامت برآورم.»، و چون وقت نماز عشاء فرا مى رسد و برمى خیزند و وضو و نماز مى گزارند، برات پنجم را براى آنان مى گیرد که در آن چنین نوشته است «من خدایم که خدایى جز من نیست و پروردگارى غیر از من وجود ندارد. اى بندگان و کنیزکان من! در خانه هاى خود طهارت ساختید و به سوى خانه هاى من رفتید و به یاد من افتادید و حق مرا شناختید و فرایض مرا بجا آوردید، اکنون اى سخائیل! تو و دیگر فرشتگانم گواه باشید که از ایشان خشنود شدم.» و سخائیل همه شب پس از نماز عشاء سه بار ندا مى دهد که اى فرشتگان خدا گواه باشید که خداوند براى یکتاپرستان نمازگزار، آمرزش خویش را مقرر فرمود و هیچ فرشته یى در آسمانها باقى نمى ماند مگر آنکه براى نمازگزاران آمرزش خواهى و تقاضاى مداومت بر این کار را مى کند و هر مرد و زنى که سعادت نماز شب به او ارزانى شود و با خلوص براى خداى عز و جل از جاى برخیزد و وضو بگیرد و با نیت صادق و دل پاک و بدن خاشع و چشم گریان نماز گزارد، خداوند نه صف از فرشتگان را پشت سرش قرار مى دهد که همراه او نماز گزارند و شمار فرشتگان هر صف را کسى جز خدا نمى داند. یک سر هر صف در خاور و دیگرى در باختر است و چون بنده از نماز شب فارغ مى شود، خداوند به شمار آن فرشتگان براى او حسنه مى نویسد.

منصور که یکى از راویان این روایت است مى گوید: ربیع بن بدر هر گاه این روایت را نقل مى کرد، مى گفت اى غافل از این کرامت که نماز شب است و از پاداش بزرگ آن و گرامیداشتى که بهره ات مى شود غافل مباش.

پیامبر فرموده اند: چون هنگام نیم روز مى رسد براى خورشید دایره یى است که در آن درمى آید و چون خورشید وارد آن دایره مى شود نیم روز (ظهر) است و همه چیز که فروتر از عرش است براى خداى من تسبیح و ستایش مى کند و آن ساعت یکى از ساعتهایى است که براى خدا نماز گزارده مى شود و خداوند در آن ساعت بر امت من هم نماز را واجب فرموده است. و خداوند متعال در آیه هفتاد و هشتم سوره هفدهم «بنى اسرائیل» فرموده است «از هنگام زوال آفتاب تا تاریکى شب نماز را بپا دار و نماز صبح را بجاى آر که آن به حقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز است.» گوید: این ساعت، ساعتى است که روز قیامت، جهنم در آن ساعت آشکار مى شود و هر مؤمنى که موفق شده باشد در آن ساعت سجده و رکوع و قیام انجام داده باشد خداوند جسدش را بر آتش حرام مى فرماید. نماز عصر هنگامى است که آدم در آن ساعت از درخت ممنوع خورد و خدایش او را از بهشت بیرون راند.

ابن فارسى مى گوید: این خطاى آدم بر سبیل مصلحت بود و بیرون کردن او از بهشت نیز بر سبیل مصلحت بوده نه براى خوار و زبون کردن او و خداوند به ذریه آدم مقرر فرموده است که تا روز قیامت در آن ساعت نماز بگزارند. پیامبر مى فرموده اند: براى امت من هم نماز گزاردن در آن ساعت مقرر شده است و نماز عصر از محبوب تر نمازها در نظر خداوند است و خداوند در باره مواظبت از آن به من سفارش فرموده است. و نماز مغرب هنگامى است که خداوند توبه آدم (علیه السّلام) را پذیرفت و فاصله میان خوردن آدم از درخت ممنوع تا پذیرفته شدن توبه اش بر حسب زمان این دنیا سیصد سال بوده و بر طبق زمان در آخرت که هر روزش هزار سال است، در فاصله میان نماز عصر تا نماز عشاء بوده است و آدم سه رکعت نماز گزارد، رکعتى براى پوزش از خطاى خود و رکعتى براى پوزش از خطاى حواء و رکعتى براى پذیرش توبه اش.

ابن فارسى توضیح مى دهد که مقصود از خطا، ترک کردن کار مستحبى است که از آن، گاه به معصیت هم تعبیر مى شود و آدم (علیه السّلام) هم سه رکعت نمازى که گزارده است براى این بوده که پاداش آن کار مستحب را که انجام نداده است دریابد و توبه او به پیشگاه خداوند براى این بوده که مقرب شود نه از باب اینکه گناهانش آمرزیده شود. که او از مقام عصمت بهره مند بوده است. خداوند هم این سه رکعت را بر امت من فرض فرموده است و این ساعتى است که دعا در آن پذیرفته مى شود و خداى به من وعده فرموده است هر کس در آن ساعت او را عبادت کند و فرا خواند، دعایش را مستجاب فرماید. و این نماز را خداوند به من مقرر داشته و فرموده است «خدا را هنگام شب (نماز مغرب) و هنگام صبح (نماز صبح) ستایش کنید.» (آیه هفدهم از سوره روم)، اما نماز عشا براى این است که گور و روز رستاخیز را ظلمتى است و خداوند به من و امت من فرمان داده است این نماز را در این وقت بگزاریم تا گورهاى ایشان و مسیرشان براى گذشتن از پل صراط روشن شود و هیچ قدمى براى نماز عشاء برداشته نمى شود مگر اینکه خداوند بدن آن شخص را بر آتش دوزخ حرام مى فرماید و این نماز را خداوند براى پیامبرانى که پیش از من بوده اند نیز مقرر فرموده است. اما نماز صبح چنین است که چون آفتاب طلوع مى کند بر دو شاخ شیطان مى تابد و خداى عز و جل به من فرمان داده است پیش از طلوع خورشید و پیش از آنکه کافران خورشید پرست به آن سجده کنند من و امتم براى خدا سجده کنیم و شتاب در گزاردن این نماز براى خدا خوشتر است و این نمازى است که فرشتگان گماشته بر شب و روز به گزاردن آن گواهى مى دهند[۱].

موسى (علیه السّلام) گفته است: پروردگارا پاداش کسى که براى نماز در پیشگاه تو مى ایستد چیست؟ حق تعالى فرموده است: اى موسى! من بر آن قیام و رکوع و سجودش بر فرشتگان خود مباهات مى کنم و هر کس را که به او نزد فرشتگانم مباهات کنم، عذاب نخواهم کرد.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: در خواب دیدم مردى از امت مرا فرشتگان عذاب احاطه کرده اند و نمازش آمد و او را از آنان بازداشت و نجات داد.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: زمستان، بهار مؤمن است. شب آن طولانى است و کمک براى نماز خواندن اوست و روزش کوتاه و مناسب روزه گرفتن اوست [۲].

و فرموده است چون نماز واجب مى گزارى آن را در اول وقت انجام بده آنچنان که گویى آخرین نماز تو است و بیم آن دارى که دیگر هرگز موفق به آن نشوى و چشم به موضع سجده خود داشته باش. و اگر بدانى چه کسى سمت راست و چپ تو ایستاده است (فرشتگان) نمازت را بهتر خواهى گزارد و بدان که در آن حال در پیشگاه خدایى هستى که تو را مى بیند و تو او را نمى بینى.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: در ساعات غفلت نماز نافله بگزارید هر چند دو رکعت سبک باشد که موجب بهشت است. پرسیدند اى رسول خدا ساعت غفلت چه هنگام است؟ فرمود میان نماز مغرب و عشاء (شاید منظور همان نماز است که به غفیله مشهور است. م.)[۳] امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند هر کس نماز مغرب بگزارد و تعقیب بخواند و سخن نگوید تا آنکه دو رکعت نماز بگزارد، براى او در علیین (نامه عمل) آن دو رکعت نوشته مى شود و اگر چهار رکعت بگزارد براى او پاداش حج پذیرفته شده اى نوشته مى شود[۴].

همان حضرت فرموده است گزاردن نماز واجب بهتر از بیست حج است و هر حجى بهتر از خانه یى انباشته از طلاست که صدقه داده شود تا تمام گردد[۵].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: چون آفتاب به زوال مى رسد (ظهر و نیم روز فرا مى رسد) درهاى آسمان گشوده مى شود و درهاى بهشت باز مى گردد و دعا پذیرفته مى شود.

خوشا به حال کسى که در آن هنگام براى او کار پسندیده یى به آسمان بر شود (ظاهرا مقصود نماز اول وقت ظهر است. م.) امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: چون نمازگزار به نماز مى ایستد براى او سه خصلت است: فرشتگان او را از جاى پاهایش تا آسمان احاطه مى کنند، و از آسمان بر فرق سرش رحمت و نیکى فرو مى ریزد و فرشته یى بر او گماشته مى شود و ندا مى دهد اگر نمازگزار بداند با چه کسى مشغول مناجات است خسته و تافته نمى شود[۶].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: هر کس نمازهاى واجب را در اول وقت بگزارد و حدود آن را حفظ کند، فرشته آن نماز را در حالى که پاک و رخشان است به آسمان مى برد و آن نماز به نمازگزار ندا مى دهد که خدایت حفظ کند آنچنان که مرا حفظ کردى و من تو را به خداى مى سپارم همچنان که تو مرا به این فرشته گرامى سپردى. و هر کس بدون سبب و عذر نماز را پس از وقت آن بگزارد و حدودش را رعایت نکند، فرشته آن را به صورتى آلوده و سیاه مى برد و آن نماز به او ندا مى دهد مرا تباه کردى، خدایت تباه کند و مرا رعایت نکردى، خدایت رعایت نکند. سپس فرمود: نخستین چیزها که از بنده چون در پیشگاه خدا بایستد پرسیده مى شود، نمازهاى واجب و زکات و روزه و حج واجب او و دوستى و ولایت ما خاندان است. اگر به ولایت ما اقرار آورده و بر آن مرده باشد نماز و زکات و روزه و حجش پذیرفته مى شود و اگر اقرار به ولایت ما نداشته باشد هیچ یک از اعمال او پذیرفته نخواهد شد[۷].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: مردى وارد مسجدى شد که رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) حاضر بودند. نماز گزارد و سجده اش را چنان که شاید انجام نداد. پیامبر فرمودند «نوک بر زمین زد آنچنان که کلاغ نوک بر زمین مى زند و اگر با همین حال بمیرد بر آیین دیگرى غیر از آیین محمد (صلّى الله علیه و آله) مرده است.»[۸]

و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: تا وقتى که آدمى نمازهاى پنجگانه خویش را به وقت خود بگزارد شیطان از او ترسان و گریزان است و چون نمازها را تباه کند شیطان بر بر او دست مى یابد و او را در گناهان بزرگ مى کشاند[۹].

ابو بصیر مى گوید: پیش ام حمیده رفتم که به او رحلت امام صادق (علیه السّلام) را تسلیت بگویم، گریست و از گریه او من هم گریستم. سپس گفت: «اى ابو محمد اگر امام صادق (علیه السّلام) را هنگام رحلت ایشان دیده بودى چیز عجیبى مى دیدى، چشمهایش را گشود و فرمود همه کسانى را که نزدیکان منند و میان من و ایشان خویشاوندى است جمع کنید و ما همگان را جمع کردیم، امام (علیه السّلام) به آنان نگریست و فرمود: همانا شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمرد نخواهد رسید.»[۱۰] پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: وقت هیچ نمازى فرا نمى رسد مگر آنکه فرشته یى میان مردم ندا مى دهد که برخیزید، آتشهایى را که براى خود و پشت خود برافروخته اید با نمازتان تخفیف دهید و فرو نشانید[۱۱].

و پیامبر فرموده اند: شفاعت من به کسى که نماز خود را سبک بشمرد نمى رسد و سوگند به خدا که کنار حوض کوثر بر من وارد نمى شود[۱۲].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: امیر المؤمنین على (علیه السّلام) مردى را دیدند که شتابان و بدون رعایت طمأنینه نماز مى گزارد، از او پرسیدند چند وقت است که چنین نماز مى گزارى. گفت: مدتى است، فرمودند: مثل تو در پیشگاه خداوند مثل کلاغ است که نوک به زمین مى زند، اگر با این حال بمیرى به آیین ابو القاسم (صلّى الله علیه و آله) نخواهى مرد، سپس امیر المؤمنین فرمود: همانا دزدتر دزدان کسى است که از نماز خود مى دزدد.

امام صادق (علیه السّلام) در باره مردى که عمدا نماز خود را به تأخیر مى انداخت فرمود:

این شخص روز قیامت در حالى برانگیخته مى شود که هیچ کس و هیچ مالى همراه ندارد. یعنى در بهشت براى او چیزى نیست.

در روایت دیگرى از امام باقر (علیه السّلام) نقل شده که فرموده است: فرشته یى گماشته شده که ندا مى دهد هر کس نماز عشاء نگزارده، بخوابد تا نیمه شب فرا رسد، خداوند چشمش را هرگز نخواباند[۱۳].

روایت شده است که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) وارد مسجد شدند و گروهى از اصحاب آنجا بودند، فرمودند: آیا مى دانید پروردگار شما چه فرموده است؟ گفتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمودند: پروردگارتان مى فرماید هر کس این پنج نماز واجب را به هنگام بگزارد و بر آن مواظبت کند، روز قیامت مرا دیدار خواهد کرد در حالى که براى او پیش من عهدى است که او را وارد بهشت کنم و هر کس آن را در وقت خود نگزارد و بر آن مواظب نکند کار او بر دست من است. اگر بخواهم عذابش مى کنم و اگر بخواهم او را مى آمرزم [۱۴].

شاعر چنین سروده است:

پروردگارا! همانا که من تبهکارتر تبهکارانم، طاعتم اندک و تباهى هایم بسیار است. روز رستاخیز چه چیزى را مى توانم براى روزه و نماز و زکات خویش آرزو کنم.[۱۵]

[۱] . این روایت در تفسیر برهان، ص ۲۵۹، ج ۳، از شیخ صدوق نقل شده است، سید هاشم بحرانى مى گوید در من لا یحضر الفقیه صدوق هم به صورت مرسل از امام مجتبى( علیه السّلام) نقل شده است، بدون توضیحات ابن فارسى که فتال آن را آورده است. م.

[۲] . در معانى الاخبار، ص ۲۲۸، چاپ آقاى غفارى، حوزه قم، ۱۳۶۱ شمسى. م.

[۳] . ثواب الاعمال صدوق، صفحات ۶۸ و ۶۹، چاپ آقاى غفارى، ۱۳۹۱ ق. م.

[۴] . ثواب الاعمال صدوق، صفحات ۶۸ و ۶۹، چاپ آقاى غفارى، ۱۳۹۱ ق. م.

[۵] . در باب فضل الصلاه کتاب من لا یحضره الفقیه صدوق ذیل شماره ۹ و نیز محجه البیضاى فیض در ص ۳۳۹، ج ۱، آمده است. م.

[۶] . در دعائم الاسلام، ص ۱۳۶، ج ۱، چاپ مصر، ۱۳۸۳ ق. و ثواب الاعمال صدوق، ص ۵۷، از قول حضرت صادق آمده است. م.

[۷] . بخش دوم این روایت در امالى صدوق و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۱۶۷، ج ۲۷، چاپ جدید، آمده است. م.

[۸] . در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق، صفحات ۲۷۳ و ۲۷۴٫ م.

[۹] . در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق، صفحات ۲۷۳ و ۲۷۴٫ م.

[۱۰] . این روایت با ذکر سلسله اسناد در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق، ص ۲۷۲، آمده است. م.

[۱۱] . در من لا یحضره الفقیه، ص ۵۵ در باب فضل الصلاه به شماره ۳ آمده است. م.

[۱۲] . بحار الانوار، ص ۲۱، ج ۸۳، به نقل از فقه الرضا، ص ۷٫ م.

[۱۳] . این دو روایت در ثواب اعمال و عقاب الاعمال صدوق، ص ۲۷۶، آمده است. م.

[۱۴] . محجه البیضاى فیض( رضی الله عنه)، ص ۳۳۹، ج ۱، به نقل از من لا یحضره الفقیه صدوق. م.

[۱۵] روضه الواعظین (ترجمه)، ج ۲، ص: ۵۰۸