در انديشه معاد

«يسئل ايان يوم القيامة فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس والقمر يقول الانسان يومئذ اين المفر؛ (1)

مي پرسد: روز رستاخيز چه وقت است؟ پس آن گاه که ديده خيره گردد و ماه در خسوف افتد و آفتاب و ماه به هم گرد آيند آن روز انسان گويد راه گريز کجاست؟»

انسان در آخرت نتيجه تک تک اعمال نيک و بد خود را خواهد ديد.

در انديشه معاد

«يسئل ايان يوم القيامة فاذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس والقمر يقول الانسان يومئذ اين المفر؛ (1)

مي پرسد: روز رستاخيز چه وقت است؟ پس آن گاه که ديده خيره گردد و ماه در خسوف افتد و آفتاب و ماه به هم گرد آيند آن روز انسان گويد راه گريز کجاست؟» قيامت جاى گاه عمل و پاداش است.

هر شخص اعمال خود را در پيش روى خود حاضر مي يابد آن جا اعضا و جوارح و شاهدان بر رفتار و کردار ما شهادت مي دهند.

گناهان مانند طوق دور گردن انسان پيچيده شده با او قرين هستند و راه فرارى از آن براى صاحب گناه نمي باشد. فرد گناه کار در آن روز آرزو مي کند که اى کاش بين او و اعمال بدش فرسنگ ها فاصله بود.

انسان در آخرت نتيجه تک تک اعمال نيک و بد خود را خواهد ديد.

انسانى که اعمال نيک انجام مي دهد، ولى در کنارش مرتکب معصيت مي شود، ثواب اعمالش از بين مي رود.

گناه سبب از بين رفتن حسنات مي شود.

اگر در روز قيامت انسان، گناه کار شناخته شود و حق الناس بر گردن او باشد، ثواب اعمالش به پرونده ديگران منتقل مي شود.

ائمه اطهار (ع) با آن همه عظمت باز هم نگران عاقبت اعمال خويش بودند.

در اين جا به داستانى در اين مورد توجه کنيد.

شبى، شخصى شتابان به خانه حضرت زهرا (س) آمد و عرض کرد: فاطمه جان! على (ع) از دار دنيا رفت.

فرمودند: چه ديدى؟ عرض کرد:

على (ع) را در ميان نخلستان ديدم که خدا خدا مي کرد تا اين که به روى زمين افتاد و از دنيا رفت.

حضرت زهرا (س) فرمود: تو يک بار على (ع) را اين گونه در نخلستان ديده اى.

على (ع) هر شب اين چنين مي ميرد و زنده مي شود.

پس در جايى که على (ع) اين گونه نگران عاقبت اعمال خويش است ما بايد خيلى مواظب اعمال و رفتارمان باشيم.

‌حضرت على (ع) بارها و بارها به مؤمنان سفارش تقوى را کرده است.

در جاهاى مختلفى از نهج البلاغه اين سفارش به چشم مي خورد.

«فان تقوى الله مفتاح سداد و ذخيرة معاد؛ (2)

آرى، بي گمان تقوا رمز استوارى اندوخته اى براى معاد است.»

يا «خير الزاد التقوى؛ (3) بهترين توشه تقوى است.»

تقوا از ماده «وقى، يقي » به معناى خود را نگه داشتن، کف نفس از گناه مي باشد.

تقوا، يعنى دورى از گناه اعم از کبيره و صغيره. ما بايد به فکر سختى روز قيامت باشيم روزى که رابطه هاى ظاهرى، انسان را نجات نمي دهد.

پدر، پسر را نمي شناسد.

مادر فرزند را فراموش مي کند، هيچ کسى در آن لحظات هولناک يک ديگر را نمي شناسد و همه به فکر نجات از عذاب و نتيجه اعمال خود مي باشند.

امام حسين (ع) و فرزندش امام زين العابدين (ع) با آن همه عظمت و بزرگى، به فکر سختى روز قيامت و اندوختن زاد و توشه براى اين سفر طولانى بودند، آن وقت ما از زمان برپا شدن قيامت مي پرسيم براى ما چه فرقى مي کند بالاخره قيامت برپا خواهد شد و هيچ شکى در آن نيست آن چيزى که مهم است اين است که به فکر توشه اين سفر باشيم.

به اين داستان هم توجه کنيد: از شخصى نقل شده است: «در نيمه شبى از کوچه اى عبور مي کردم ناگاه مردى را ديدم که بارى به دوش مي کشيد، گفتم:

آقا! کجا مي رويد؟ گفت به مسافرت. گفتم: چه چيزى به همراه دارى؟

گفت: اين زاد و توشه من است قدرى که با هم راه رفتيم، ديدم در خانه اى را زد و مقدارى از آن کيسه را آن جا گذاشت و همين طور خانه به خانه در مي زد و از آن کيسه به صاحبان خانه ها مي داد گفتم:

آقا! شما گفتيد، من به مسافرت مي روم و اين ها توشه من است جواب داد:

بلى. همين طور است، مسافرت طولانى در پيش دارم، سفرى که بازگشت ندارد و آن سفر قيامت است.

درست که نگاه کردم ديدم اين آقا، امام زين العابدين (ع) است.

يکى از مسائلى که در مورد معاد و نتيجه اعمال مطرح شده است تجسم اعمال خوب و بد انسان مي باشد. اعمال خوب و يا بدى که ما در اين دنيا انجام مي دهيم در عالم برزخ و قيامت به صورت فردى خوش صورت و زيبا و يا زشت مجسم شده و هميشه در کنار انسان خواهند بود.

تنها چيزى که انسان همراه خود به عالم آخرت مي برد اعمال او است.

ثروت، جاه، اهل و عيال و قدرت در آن جا ما را نجات نخواهد داد.

هر يک از اعمال خوب ما مانند نماز، روزه و حج، نورى هستند که ما را از ظلمت و تنهايى قيامت نجات مي دهند. امام زين العابدين (ع) در مناجاتى عرض مي کنند:

بارخدايا گريه مي کنم بر تنهايى و تنگى ظلمت قبرم آن جا ظلمت مطلق است، اگر ما از اين جا نور نبريم، در آن جا در تاريکى خواهيم بود.

اگر ما در احوال برزخ و قيامت بينديشيم نورانيتى در قلب پيدا مي کنيم که ما را منقلب خواهد کرد.

در اين جا به داستانى عبرت انگيز توجه کنيد:

نقل به مجنون گفت روزى عيب جويى              كه پيدا كن به از ليلى نكويى

كه ليلى گر چه در چشم تو حوريست           به هر جزوى زحسن او قصوريست

ز حرف عيب جو مجنون برآشفت               در آن آشفتگى خندان شد و گفت

اگر در ديده مجنون نشينى                          به غير از خوبى ليلى نبينى

تو كى دانى كه ليلى چون نكويى است           كزو چشمت همين بر زلف و رويى است

تو قد بينى و مجنون جلوه ناز                     تو چشم و او نگاه ناوك اندازي کنند:

شبى شيخ بهايى وارد قبرستانى شد و با نگهبان قبرستان احوال پرسى نمود.

پس از احوال پرسى از وى سؤال کرد.

ساليان درازى که در اين قبرستان هستى چه ديده اى؟ گفت: از عجايبى که ديده ام اين بود که مرده اى را آوردند و دفن کردند.

بعد از دفن وى از ميان قبرستان بوى خوشى بلند شد ديدم يک جوان زيبا و معطر وارد قبرستان شد و کنار همان قبر آمد.

قبر شکافته شد و جوان داخل قبر شد.

چيزى نگذشت که قبرستان متعفن شد.

دوباره ديدم يک سگ بدبو و زشت آمد و داخل قبر شد.

اندکى پس از آن، جوان از درون قبر سراسيمه بيرون آمد، در حالى که پيراهنش پاره شده بدنش خون آلود بود.

جلو رفتم و پرسيدم تو کيستى؟

گفت: من عمل خوب اين مرد بودم و آن سگ عمل بد او، ما در داخل قبر با هم مبارزه کرديم تا اين که او به من غلبه کرد و تا روز قيامت با صاحبش خواهد بود.

آرى، دعا، نماز، روزه، خمس، زکات و اعمال شايسته، مثل آن جوان زيبا است که با ما داخل قبرمان شده و تا روز حساب مونس ما خواهند بود.

در مقابل، غيبت، دروغ، سخن چينى، تهمت و افترا، کم فروشى، ترک نماز و… مثل آن سگ بدبو و موحش است که قرين انسان مي شوند.

ما بايد متوجه باشيم که ميزان الهى حق است و همه چيز، حتى کوچک ترين اعمال نيز مخفى نمانده از آن سؤال خواهد شد. قرآن مي فرمايد:

«هذا کتابنا ينطق عليکم بالحق » (4)

تمام اعمال و رفتار ما در دنيا تحت کنترل بوده و ضبط مي شود.

درست همانند دوربين هاى فيلم بردارى که از کوچک ترين حرکات و اعمال ما فيلم بردارى مي کنند.

در حديثى آمده است که روزهاى دوشنبه و پنج شنبه هر هفته پرونده اعمال انسان ها به پيشگاه حضرت حجة ابن الحسن (عج) عرضه مي شود.

اگر در پرونده مان اعمال نيک و ثواب نوشته باشند، قلب نازنينش راضى و خشنود خواهد شد و اگر گناه نوشته باشند، آزرده خاطر شده و بر آن اشک مي ريزند. هشيار باشيم قلب حضرت از ما آزرده خاطر نشود.

ان شاءالله.

پي نوشت ها:
1 – سوره قيامه (75) آيه 7.
2 – نهج البلاغه، خطبه 23.
3 – نهج البلاغه، قصار الحکم، 130.
4 – سوره جاثيه (45) آيه 29.

منبع: ماه نامه – پاسدار اسلام – 1378 – شماره 213، شهريور

عباس محفوظى