در انتظار رؤيت خورشيد‏

در انتظار رؤیت خورشید‏

ولادت

بامداد جمعه، پانزدهم شعبان ۲۵۵ هجرى قمری، دوازدهمین اختر آسمان امامت و ولایت حجه بن ‏الحسن المهدی(عج) در خانه امام عسکری(ع) در شهر “سامرا” دیده به جهان گشود(۱)

مادرش نرجس، ریحانه، سوسن و صیقل خوانده می‏ شد.(۲)

آن یادگار الهى حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان و بقیه‏اللّه‏ لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت “مهدی” است.(۳)

این مولود مسعود دو غیبت دارد؛ نخست غیبت صغری، که ۶۹ سال طول کشید و بعد از شهادت امام عسکری(ع) در سال ۲۶۰هـ .ق (زمان ۶ سالگى حضرت) آغاز شد و تا سال ۳۲۹ هـ .ق زمان درگذشت آخرین نایب خاصش “على بن‏ محمد سمری” ادامه یافت. پس از آن، غیبت کبرى آغاز شد که از سال ۳۲۹هـ .ق تا کنون استمرار یافته است و پایانش بر کسى جز خداوند آشکار نیست.(۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: [امام] غایب ما دو غیبت خواهد داشت که یکى طولانی‏ تر از دیگرى است. در دوران غیبت او، تنها کسانى در اعتقاد به امامتش پایدار می‏مانند که داراى یقینی استوار و معرفتى کامل باشند.(۵)

در انتظار مهدی(ع)

از باورهاى عمومى جهان اسلام، به ویژه جامعه تشیع، اعتقاد به مهدویت و آمدن مصلحى بزرگ است. آن که تلاشهاى شبانه ‏روزی دیگر مصلحان و مشعل داران هدایت را به ثمر می‏رساند و انسان گرفتارِ کج‏روی ها و دلخوشی‏ هاى زودگذر و اضطراب و دودلى و حیرت را نجات می ‏بخشد. به راستى انتظار وجود چنین نجات‏ بخشى دلهاى مرده را زنده می ‏کند و مردم را از نومیدی، که بزرگترین مشکل روانى قرن معاصر است، رها می ‏سازد.

پیامبر گرامى اسلام چنین انتظار مثبت و سازنده‏اى را عبادت و بندگى خداوند سبحان برشمرده، می‏ فرماید:

از باورهاى عمومی جهان اسلام، به ویژه جامعه تشیع، اعتقاد به مهدویت و آمدن مصلحى بزرگ است.

اَفضل أعمال امتی انتظار فرج اللّه‏ ـ عزوجل(۶)ـ

 برترین و والاترین کارهاى امت من داشتن امید و تلاش در راستاى فرج الهى است.

امیرمؤمنان على بن ‏ابی‏طالب(ع) نیز فرموده:

انتظروا الفرج و لاتیأسوا من روح اللّه‏ فان اُحب الأعمال إلى اللّه‏ ـ عزوجل ـ

انتظار الفرج (۷)؛ شما امیدوار فرج و گشایش الهى باشید و از کمکهاى خداوند نومید نگردید؛ همانا برترین اعمال در نزد خالق یکتا انتظار فرج است.

انتظار در امتهای گذشته

پیامبران گذشته در میان امتهای خویش از اصلاح اساسى و اجراى عدالت همگانى سخن می گفتند و وعده ظهور مصلح بزرگ به پیروان خود می‏ دادند. آنها خود با تمام توان در این راستا می‏ کوشیدند؛ قربانیان و شهداى فراوانى تقدیم می ‏داشتند؛ در جهت اصلاح جوامع گرفتاریهاى بسیار تحمل می‏کردند؛ ولى اصلاح فراگیر و جهان شمول تحقق پیدا نکرد.

ابراهیم خلیل الرحمان(ع)، بعد از طوفان نوح، به ارشاد و تبلیغ پرداخت تا بسیارى از افراد پاک مجذوب وى گشتند و سر تسلیم فرود آوردند. او با نمرودیان درافتاد و رنجهاى بسیار تحمل کرد؛ ولى نمرود (حمورابی)، با منحرف ساختن مردم، ساختن بهشت و دوزخ و سوق دادن مردم، انبیا و امتهاى پیشین در انتظار مصلحى بزرگ و نجات‏بخشى جهانى به سر می ‏بردند تا زحمات پیامبران (علیهم السلام) را به ثمر رساند .

به سوى مادیت، افکار شیطانى خود را گسترش داد؛ در نهایت سدّ راه شد و عدالت عمومى تحقق پیدا نکرد و باز آن وعده ابراهیم(ع) اجرا نشده باقى ماند. موسى پیامبر(ع) با تلاش قوم خویش را از دست فرعون نجات داد. ولى به پیروزى جهانى نرسید. عیسی(ع) تلاش فراوان کرد؛ ولى در نهایت او را به دار آویختند تا فریاد عدالت‏ خواهی‏ اش خاموش شود و خود به چپاول سرمایه‏ های مادى و معنوى مردم بپردازند. البته خداوند سبحان عیسی(ع) را از شرّ آنان محفوظ داشت و براى روز دیگر، که همان وقت ظهور است، به آسمان برد. او از آسمان فرود می‏آید و پشت سر حضرت مهدى قرار می‏ گیرد. قرآن می ‏گوید:

وَ قَوْلَهُمْ اِنّا قَتَلْنا الْمَسیحَ عِیسَى بْنَ‏مَرْیَم رَسُولَ اللّه‏ِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبَّه لَهُمْ … وَ ما قَتَلُوهُ یَقینا، بَلْ رَفَعَهُ اللّه‏ِ إِلَیْهِ وَ کانَ اللّه‏ُ عَزیزا حَکیما“(۸)

گفتار [دروغ] آنان که گفتند: ما مسیح “عیسى بن‏ مریم” رسول خدا را کشتیم در صورتى که او را نکشتند و نه به دار آویختند؛ بلکه امر بر آنان مشتبه گردید … به یقین، آنان عیسی(ع) را نکشتند؛ بلکه خداوند او را به سوى خود بالا برد؛ و پیوسته خداوند بر هر کارى مقتدر است و اعمالش از روى حکمت.

علامه طباطبایی، در تفسیر آیه فوق می‏نویسد: در اینکه عیسى بن ‏مریم به هنگام ظهور مهدی(ع) فرود خواهد آمد و پشت سر او نماز خواهد گزارد، احادیث و روایات بسیاری، از طریق اهل سنت و شیعه، از پیامبر و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده که یقین ‏آور است و جایى براى تردید باقى نمی‏ گذارد.(۹)

پس انبیا و امتهاى پیشین در انتظار مصلحى بزرگ و نجات‏ بخشى جهانى به سر می‏ بردند تا زحمات پیامبران (علیهم السلام) را به ثمر رساند و آن امرى حتمى است.

انواع انتظار

باید اذعان کرد که بشر، بر اساس طبیعت خویش، در پى تحقق عدالت عمومى است تا همه گروههاى جامعه از ستمگرى و استبداد و محرومیت خویش و دیگران رها گردند. جهت تحقق این وعده الهى دو گونه انتظار دیده می ‏شود:

الف) انتظار مخرّب

بعضى از افراد جامعه چنین می ‏اندیشند که باید دست روى دست گذارند و براى نابودى ستم و استبداد هیچ فعالیتی انجام ندهند و خطرى را به جان نخرند؛ زیرا تحول و دگرگونى جامعه یا نابودى افراد فاسد، بر عهده دیگران است. آنان باید چشم انتظار بنشینند تا قدرتى غیبى همه چیز را دگرگون کند و زمینه بهره ‏بردارى از نعمتهاى الهى را براى آنان فراهم سازد. این گونه انتظار را انتظار مخرب می ‏نامند؛ زیرا زمینه را براى فساد بیشتر تبهکاران و مفسدان فراهم می ‏سازد و بی‏ تردید استکبار و مکتبهاى الحاد و مادى همواره مبلّغ و ناشر آن بوده ‏اند. متأسفانه گاه این طرز فکر نادرست به حساب باورهاى دینى گذاشته می ‏شود. در این نوع انتظار، گناه هم فال است و هم تماشا؛ هم لذت و کامجویى است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی؛ زیرا اینان فکر می‏ کنند تا فساد همه جا را فرا نگیرد آن مصلح قیام نمی‏ کند.

طاعت از دست نیاید گنهى باید کرد در ره دوست به هر حیله رهى باید کرد

اینان هر حرکت اصلاح‏ طلبان ه‏ا را محکوم به شکست می‏ دانند و به هیچ تحول و حرکتى کمک نمی ‏کنند و به همه حرکتها با بدبینى می‏ نگرند. این نوع برداشت از انتظار و مهدویت، جز تعطیلى احکام و حدود الهی و گسترش فساد به وسیله مستکبران دستاوردى ندارد.

ب) انتظار سازنده و پویا

سازندگى و پویایى جهت بهتر زیستن از آرمانهاى جوامع اسلامى است. در مکتب ارزشمند اسلام، آن که دو روزش مساوى باشد و در مقایسه به گذشته خود رشد و تکاملى نداشته باشد، مغبون و زیانکار شمرده شده است؛ و آن کس که امروزش از دیروز بدتر باشد، ملعون و طرد شده است. علاوه بر این، معصومان پاک گفته ‏اند؛ آن که سازندگى و پویایى جهت بهتر زیستن از آرمانهاى جوامع اسلامى است.

پرونده عملش چنان باشد که آینده خود را از گذشته بهتر نبیند، مرگ برایش از زندگى سزاوارتر و بهتر است. منتظران واقعی، چنانچه در زمان غیبت به فرمان رهبران راستین خود گوش فرا دهند، باید از هیچ تلاشى در راستاى اصلاح جامعه کوتاهى نکنند، بلکه هر خطرى را به جان بخرند تا صلاح و سعادت تحقق یابد و زمینه ظهور آن نجات‏بخش فراهم گردد.

در انتظار سازنده چنانچه مؤمنان تلاشى پی‏گیر در اصلاح جامعه نداشته باشند و با زشتیها و منکرات مبارزه نکنند، منتظر شمرده نمی ‏شوند. در این نوع انتظار، جامعه آمادگى ویژه ‏اى دارد؛ در هر حال خود را در خدمت مصلحى بزرگ می‏ بیند و آماده است با تلاش صادقانه جامعه بشرى را متحول کند و با رهبرى آن نجات ‏بخش، عدل و انصاف را بر سرنوشت همه انسانها حاکم گرداند.

مفضّل بن ‏عمر، که از شاگردان امام صادق(ع) بود، می ‏گوید: خدمت آن حضرت بودیم، سخن از انتظار و آمادگى و پذیرش نجات‏ بخش الهی، که از فرزندان رسول خدا(ص) است، به میان آمد؛ آن حضرت فرمود:

من مات منتظرا لهذا الأمر کان کمن کان مع القائم فى فسطاطه لا بل کان بمنزله الضارب بین یدى رسول اللّه‏(ص) بالسیف.(۱۰)

آن که در انتظار فرج به سر برد و با حال آمادگى براى ظهور قائم و مصلح کل از دنیا رود وضعیت او مانند کسى است که در خیمه فرماندهى آن نجات‏بخش جهت اصلاح جامعه به سر می‏ برد و گوش به فرمان است.

سپس امام صادق(ع) فرمود: بلکه بالاتر، او همانند کسى است که شمشیر در دست دارد و در راه خدا در رکاب رسول خدا(ص) جهت اصلاح جامعه و نشر اسلام حقیقى جهاد می‏کند.

مصلح بزرگ در کتابهاى آسمانى

ظهور مهدى موعود(ع) از نعمتهای بزرگ الهى است که خداوند به وسیله آن بر مردم و مستضعفان جهان منت گذاشته و اراده کرده آنان را سرورى و آقایى دهد.

 قرآن می‏ گوید

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبْادِیَ الصّالِحُونَ“(۱۱)

و ما، بعد از تورات، در زبور داود نوشتیم [در کتابهاى انبیا گذشته وعده دادیم]که بندگان نیکوکار من زمین را به ارث می ‏برند و در آن حکومت خواهند کرد.

در کتابهاى تفسیرى آمده است: این وعده الهی، در همه کتابهاى آسمانى است و مراد از “صالحین” قائم آل محمد، مهدى موعود(ع) و یاران اویند.(۱۲)

علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار توضیح می ‏دهد: بعد از اینکه در همه کتابهاى آسمانى پیامبران وعده خود را نوشتیم، در قرآن نیز وعده خویش را تکرار کردیم.

سپس می‏ نویسد: مقصود از “ذکر” تورات است و بعضى از مفسران بر این باورند که مراد از “زبور” همه کتابهاى آسمانى است.(۱۳) در کتاب انجیل و تورات، در موارد مختلف از ظهور مصلح بزرگ سخن به میان آمده است که اشاره به نمونه ‏هایى از آن سودمند می ‏نماید:

الف) در عهد جدید چنین می‏ خوانیم: “او پسرى خواهد زایید که نامش را “یَسُوعْ” “عیسی” می‏ گذارد. آن فرزند امت خویش را از گناهانشان رهایی می ‏بخشد.”(۱۴)

ب) در انجیل یوحنا چنین آمده است: “زیرا در حقیقت شنیده ‏ایم که او “مسیح” نجات‏دهنده عالم است.”(۱۵)

ج) در انجیل لوقا، به صورت عموم در باره نجات‏بخش و انتظار آن، چنین می ‏نویسد:

“پس خود را حفظ کنید، مبادا دلها از پرخورى و مستى و اندیشه‏ هاى دنیوى سنگین گردد.”

“و آن روز ناگهان بر شما آید، زیرا مثل دامى بر جمیع سکنه تمام روى زمین خواهد آمد.”

“پس در هر وقت دعا کرده و بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از جمیع این چیزهایى که در زمین به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسران ایشان بایستید.”(۱۶)

د) در عهد قدیم (تورات) راجع به امنیت کامل براى همه موجودات آمده است:

“در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و مرغان هوا و حشرات زمین عهد خواهم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیت خواهم رسانید و بعد خواب، همراه با آرامش خواهند کرد.”(۱۷)

هـ) و نیز در باره نجات مستضعفان و ظهور مصلح بزرگ آمده است:

“هر که تا انتها صبر کند، نجات یابد.”(۱۸)

“زیرا شما را صبر لازم است تا اراده خداى را به جاى آورده و وعده او را بیابید”

“زیرا بعد از اندک زمانى آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد داشت.”(۱۹)

احمد زمانى

پاورقیها:

۱ ـ ارشاد، شیخ مفید، ص ۳۴۶؛ کشف الغمه، اربلی، ج ۳، ص ۳۱۰.

۲ ـ اثبات الوصیه، مسعودی، ص ۲۴۸.

۳ ـ فصول المهمه، ابن‏صباغ مالکی، ص ۴۱۸.

۴ ـ سیره پیشوایان، مهدى پیشوایی، ص ۶۷۳.

۵ ـ ینابیع الموّده، قندوزی، ج ۳، ص ۸۲، باب ۷۱.

۶ ـ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲، ح ۲ (این حدیث با سه سند مورد اعتماد به وسیله امام هشتم على بن‏موسى الرضا(ع) از پیامبر اسلام نقل شده است)

۷ ـ همان، ص ۱۲۳، ح ۷.

۸ ـ اعراف، آیه ۱۳۸.

۹ ـ نساء، آیه ۸ ـ ۱۵۷.

۱۰ ـ المیزان، علامه طباطبایی، ج ۵، ص ۱۴۶.

۱۱ ـ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۷۳، ح ۵؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۲.

۱۲ ـ همان، ج ۵۲، ص ۱۴۶، ح ۶۹.

۱۳ ـ انبیاء، آیه ۱۰۵.

۱۴ ـ تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج ۳، ص ۳۵۷؛ مجمع البیان، طبرسی، ج ۴، ص ۶۶.

۱۵ ـ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۴۷، ح ۶؛ الدر المنثور فى التفسیر المأثور، ج ۵، ص ۶۸۵.

۱۶ ـ انجیل متی، [صحاح]، آیه ۲۱. (کتاب مقدس، عهد جدید، ص۴)

۱۷ ـ انجیل یوحنا.

۱۸ ـ انجیل لوقا، اصحاح ۲۱، آیات ۳۴ ـ ۳۶.

۱۹ ـ هوشع، اصحاح ۲، آیه ۱۹. (کتاب مقدس، ص ۱۲۸۸)

منبع :کوثر ، آذر ۱۳۷۷، شماره ۲۱