شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

خداوند متعال در آیه ۸۸ سوره چهارم (نساء) فرموده است «و چون تحیت‏ داده شوید به تحیتى، پس تحیت دهید به بهتر از آن، یا همان گونه تحیت دهید.به درستى که خداوند بر همه چیز محاسب است.» و در آیه ۵۴ سوره ششم (انعام) فرموده است: «و چون کسانى که به آیتهاى ما ایمان آورده‏اند پیش تو آیند، بگو سلام بر شما باد، پروردگار شما بر خویشتن رحمت را نوشته است.» و در آیه ۶۱ سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «پس چون به خانه‏ها درآیید، پس سلام کنید بر خودتان سلام کردنى از نزد خداوند فرخنده و پاکیزه.» و در آیه ۹ سوره پنجاه و هشتم (مجادله) فرموده است: «و چون پیش تو آیند و تو را به چیزى تحیت گویند که خدایت آنچنان تحیت نفرموده است.» روایت شده است که یهودیان پیش پیامبر آمدند و گفتند: السام علیک و سام در لغت ایشان به معنى مرگ است و پیامبر در پاسخ فرمودند و بر شما، و خداوند این آیه سوره مجادله را نازل فرمود[۱].

و پیامبر فرموده‏اند: به هر کس که پیش از سلام دادن، سخنى بگوید، پاسخ مدهید و نیز فرموده‏اند: هیچ کس را تا سلام نداده است به خوراک خویش فرا مخوانید[۲].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: سه چیز از درجات پسندیده و سه چیز از کفارات و سه چیز از بدبختى‏ها و سه چیز از خوشبختى‏هاست. آن سه چیز که درجه است، آشکار ساختن سلام و خوراک دادن به مردم و خواندن نماز شب در حالى که مردم خوابیده باشند، مى‏باشد. و آن سه چیز که کفاره و موجب آمرزش و پوشش گناهان است، نیکو وضو گرفتن در صبحگاهان و شامگاهان سرد و رفتن روز و شب به نماز جماعت و محافظت بر حضور آن است. سه چیزى که از بدبختى‏هاست، بخل و امساک و هواى نفس حاکم و شیفتگى آدمى به خویشتن است. و آن سه که از خوشبختى‏ها و مایه‏هاى رستگارى است، بیم از خداوند در نهان و آشکار و میانه‏روى در حال توانگرى و تنگدستى و گفتن کلمه حق در حال خشنودى و خشم است‏[۳].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است که رسول خدا از سلام دادن به چهار کس نهى فرمودند، بر مست تا هنگامى که مست است و بر کسى که پیکرتراش است و بر آن کس که نرد مى‏بازد و بر آن کس که بازى چهارده‏[۴] مى‏کند و من یکى دیگر را که پنجمى است مى‏افزایم و مى‏گویم بر شطرنج باز سلام مدهید[۵].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است: بر شش تن شایسته نیست سلام داده شود و شش خصلت از خصلتهاى قوم لوط است. اما آن شش تنى که سلام دادن بر آنان روا نیست، یهودیان و مسیحیان و نرد و شطرنج بازان و میگساران و نوازندگان بربط و طنبور و کسانى که با دشنام دادن به مادران شادى مى‏کنند و شاعران هستند.

و آن چیزها که از خوى‏هاى قوم لوط است، مهره بازى (تیله بازى) و تلنگر زدن و جویدن سقز (آدامس) و دامن بر زمین کشیدن و باز گذاشتن دگمه‏هاى قبا و پیراهن است‏[۶].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: بر یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان و بت پرستان و میزبانان میگساران و نرد و شطرنج بازان و فرومایگان و شاعرانى که به زنان شوهردار تهمت مى‏زنند و بر نمازگزاران سلام مدهید- نمازگزاران، از این روى که نمى‏توانند پاسخ دهند، زیرا سلام دادن مستحب و پاسخ آن واجب است- و بر رباخواران و بر کسى که براى قضاى حاجت نشسته است، و بر کسى که در گرمابه است و کسى که آشکارا گناه مى‏کند نیز سلام مدهید[۷].

همان حضرت فرموده است: فرشته‏یى از فرشتگان از کنار مردى که بر در خانه‏یى ایستاده بود گذشت. از آن مرد پرسید: چه چیزى تو را بر در این خانه بر پا داشته است؟ گفت: برادر دینى من است، خواستم بر او سلام دهم. فرشته پرسید:

آیا میان تو و او پیوند خویشاوندى است و یا براى نیازى آمده‏اى؟ گفت: نه میان من و او خویشاوندى است و نه براى حاجتى آمده‏ام، فقط حرمت برادرى دینى است و من به خاطر پروردگار جهانیان، احوال او را مى‏پرسم و سلام مى‏دهم. فرشته گفت:

من فرستاده خداوند هستم، خدایت سلام مى‏رساند و مى‏فرماید همانا که به خاطر من چنین کردى و من بهشت را بر تو واجب کردم و از خشم خویش تو را معاف داشتم‏

و از آتش پناه دادم. معنى اینکه بنده‏یى به برادر دینى خود سلام مى‏دهد این است که براى تو از سوى خود سلامت آرزو مى‏کنم، مانند این گفتار خداوند است که مى‏فرماید:

«فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ‏» یعنى سلامت، و گفته شده است هنگامى که کسى به بنده مطیع و پرهیزگار سلام مى‏دهد، معناى آن این است که او را به سبب فرمانبردارى از خداوند گرامى داشته و پاداش داده است و چون بر گنهکاران سلام مى‏دهد، معناى آن این است که بیدار شو و غافل مباش‏[۸].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: سلام، یکى از نامهاى خداوند است. آن را میان خود آشکار سازید و همانا انسان مسلمان چون از کنار قومى بگذرد و بر ایشان سلام دهد، بر فرض که آنان پاسخ ندهند، کسى که از ایشان بهتر است و پاکیزه‏تر، پاسخ خواهد داد.

و همان حضرت فرموده‏اند: همانا ناتوان‏ترین مردم کسى است که از دعا کردن ناتوان باشد و بخیل‏ترین مردم کسى است که از سلام دادن بخل بورزد[۹].

عمار بن یاسر (رضی الله عنه) مى‏گفته است: سه چیز است که هر کس در خود فراهم آورد ایمان را در خود فراهم آورده است، بخشش در تنگدستى و انصاف دادن نسبت به خویشتن و سلام دادن به دانشمند و عالم‏[۱۰].

 

[۱] . نظیر این گفتار در تبیان طوسى، ج ۹، ص ۵۴۶، و تفسیر مجمع البیان طبرسى، ج ۹ و ۱۰، ص ۲۵۰، آمده است. م.

[۲] . خصال، صدوق، ج ۱، ص ۷۲، م.

[۳] . در خصال، ج ۱، ص ۱۱۱، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۴] . بازى‏یى است که با چهارده مهره بازى مى‏کنند. م.

[۵] . در خصال، ج اول، صفحات ۱۱۱ و ۲۲۱ و ۲۹۴ و ۲۹۰ چاپ آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۶] . در خصال، ج اول، صفحات ۱۱۱ و ۲۲۱ و ۲۹۴ و ۲۹۰ چاپ آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۷] . در خصال، ج اول، صفحات ۱۱۱ و ۲۲۱ و ۲۹۴ و ۲۹۰ چاپ آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۸] . در کافى، ج ۲، ص ۱۷۶، و بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۳۴۴، و امالى صدوق، ص ۱۹۹، آمده است. م.

[۹] . این دو روایت در مشکاه الانوار طبرسى، ص ۲۰۰، هم از همین کتاب نقل شده است. م.

[۱۰] . به نقل از کتاب سید ناصح الدین در همان صفحه مشکاه الانوار، آمده است. م.