, ,

دريچه ‏اى به قرآن از منظر شرق شناسان 3

اعتراف بيگانگان به دست نخورده باقى ماندن قرآن

بدون ترديد هر شخص آگاه از انجيل و تورات اذعان مى كند كه لا اقل بخش قابل توجهى از اين دو كتاب، ساخته و پرداخته دست بشر است و هيچ ارتباطى ميان آنها و حضرت مسيح و حضرت موسى عليهماالسلام وجود ندارد.

به اين حقيقت، بسيارى از خاورشناسان و دانشمندان مغرب زمين ـ افزون بر تمامى انديشمندان اسلامى ـ اعتراف كرده و آنها را دور از شأن يك كتاب مقدس ـ به معناى واقعى كلمه ـ دانسته اند.

در مقابل، غالب متفكران و فرهيختگان مسلمان به پيراستگى قرآن مجيد از راهيابى تحريف (نقصان يا زيادى) اعتراف داشته و آن را با براهين عقلى و نقلى مستحكم ساخته اند.

علاوه بر مسلمانان پاره اى از قرآن پژوهان بيگانه و شرق شناسان هم قرآن را تحريف نشده مى دانند و به عظمت آن از اين منظر اشاره كرده اند:

ارنست رونان گويد: «.. بناى واقعى تاريخ ابتدايى اسلام؛ قرآن، محققا دست نخورده و تغييرناپذير باقى مانده است.»

دومينيك سوردل مى نويسد: «… محمد خاتم پيغمبران صلى الله عليه و آله ، الهام خدايى را به نحوى كامل در ام الكتاب جلوه داده است.

درست است كه اين الهام در پيش نيز به يهوديان و عيسويان [يعنى به پيامبران آنها] نازل شده بود، ولى آنان اين الهام را دگرگون كردند و سخن خود را به جاى وحى الهى گذاشتند.»

البته سوردل مرحله عالى قرآن را كه از آن به «ام الكتاب» تعبير مى شود، با مرحله نازل آن كه در قالب الفاظ و تركيبات لفظى است، اشتباه گرفته است.

ف. ف. اربوتنت گويد: «… آخرين و كامل ترين متن قرآن در اثناى بيست سال پس از مرگ پيغمبر(632 م) تدوين شده است و عينا همان متن تاكنون باقى مانده است؛ بدون آنكه هيچ گونه تحريفى و تصرفى از طرف هواداران قرآن يا مترجمين يا مفسرين در آن به عمل آمده باشد.

متأسفانه چنين ادعايى درباره هيچ يك از كتب عهد قديم و جديد نمى توان كرد.»

بسانتا كومربوس (B.KOMERBOUS) گويد:

«… بنابراين، هيچ گونه فرصتى براى جعل و دخل و تصرف مسلمانان و هواداران در قرآن باقى نمى ماند و همين موضوع، قرآن را تقريبا از تمام آثار مهم مذهبى تاريخ باستان امتياز داده است.»

بزرگ ترين كتاب اخلاقى همه سونگر و اصلاحگر

هدف از نزول قرآن مجيد، رشد و تكوين نيروهاى نهفته انسان در بعد نظرى و عملى بوده است.

بدين ترتيب، از يك سو اين كتاب شريف با آيات راهبردى خود نقش زيادى در سازندگى انسان ايفا مى كند و از سوى ديگر، آيات زيادى در جنبه آسيب شناسى و بيان ناهنجاريهاى اخلاقى در آن به چشم مى خورد تا انسان را از مهلكه هاى شيطانى نجات دهد.

از وجود چنين آياتى همه مسلمانان كم و بيش به اجمال يا تفصيل اطلاع دارند؛ ولى بيشتر آنها توانايى به تصوير كشيدن يافته هاى خود را در اين زمينه ندارند.

قرآن پژوهان غربى هم وقتى با اين كتاب نورانى آشنا شده، به كندوكاو در آن مى پردازند، در مى يابند كه اين مجموعه، حاوى تمامى فرامينى است كه راه سعادت را به روى انسان مى گشايد و اصلاحات را ـ به معناى درست كلمه ـ در بُعد فردى و اجتماعى ايجاد مى سازد.

ولتر گويد: «قرآن در واقع مجموعه اى از پندهاى اخلاقى، دستورهاى دينى، راز و نياز به درگاه خدا، تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خداست… آيا مى توان به پيروى از نيدهام احمق بى سواد، چنين كتابى را افسانه ناميد؟»

اى دنت و سليمان بن ابراهيم گويند: «اين دستورات و تعاليم [قرآنى ـ اسلامى]، منشورى بزرگ، سازنده و انسان آفرين است؛ قوانينى دور از حب و بغضها و منافع شخصى و سياسى است و هدفى جز برتر ساختن انسان و رهنمون شدن او به سوى خير، نيكى و سعادت ندارد و آنان كه در اجراى تعليمات و دستوراتش بكوشند، بر آن سعادت و نيكبختى موعود دست خواهند يافت.»

ادوارد مونته مى نويسد: «قرآن قربانى كردن بشر، كشتن دختران، استعمال مسكرات و بازى قمار را كه در بين اعراب مرسوم بود، قدغن كرد و در نتيجه، پيشرفتهايى كه از اين اصلاحات پيدا شد، آن قدر بزرگ بود كه محمد صلى الله عليه و آله را به عنوان بزرگ ترين نيكوكار بشر قلمداد نمود.»

جرج داوسون از جمله پژوهشگرانى بود كه از عقايد كارلايل درباره اسلام و حضرت محمد صلى الله عليه و آله دفاع كرد.

وى در بخشى از يكى از سخنرانيهايش گفت: «محومت» (محمد) به تعليم برخى حقايق عالى فراموش شده دست زد و ايمان به حقايق از دست رفته را احياء كرد.

و به تحقيق، براى زندگى، قانونى اولى تر و براى روح، آرمانى شريف تر از آنچه را [كه] پيش از اين مردمش از آن برخوردار بودند، به آنان آموخت.»

جان ويليام درپر گويد: «قرآن تذكرات عالى اخلاقى و دستورات زيادى دارد… اين بنياد مخصوص كه به صورت تكه هاى كوتاه كوتاه است، مطالب، شعارها و قوانينى را به ما مى آموزد كه به خودى خود كامل بوده، براى عموم مردم در تمام حوادث و احتياجات زندگى، متناسب و قابل استفاده است.»

پروفسور تيرفانوف ـ نخستين مترجم قرآن از عربى به بلغارى در عصر حاضر ـ گويد: «از آنجا كه قرآن از كليه مرزهاى شناخته شده عبور كرده و در عين حال، مربى و معلمى است كه بشر را به راه راست هدايت مى كند، مى تواند تمامى نيازهاى فردى و اجتماعى او را تأمين كند.

براى خود من، قرآن دريايى از انديشه و خرد و مملو از اسرارى است كه با آموختن آنها مى توان بدانها دست يافت.

اينكه امروزه… آمار كسانى كه به اسلام گرايش مى يابند، رو به افزايش است… به ميزان زيادى به خصلت معجزآساى قرآن مربوط است.»

گيبون درباره جامعيت قرآن و دستورات آن در تمامى زمينه هاى مورد نياز انسان مى نويسد: «… قرآن، دستور عمومى و قانون اساسى مسلمين است؛ دستورى است شامل مجموعه قوانين دينى و اجتماعى و مدنى و تجارى و نظامى و قضايى و جنايى و جزايى.

همين مجموعه قوانين از تكاليف زندگى روزانه تا تشريفات دينى، از تزكيه نفس تا حفظ از آنجا كه قرآن از كليه مرزهاى شناخته شده عبور كرده و در عين حال، مربى و معلمى است كه بشر را به راه راست هدايت مى كند، مى تواند تمامى نيازهاى فردى و اجتماعى او را تأمين كند.

بدن و بهداشت و از حقوق عمومى تا حقوق فردى و از منافع فردى تا منافع عمومى و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب تا مكافات اين جهان تا عذاب و مكافات جهان آينده، همه را در بر دارد.»

ژوزف شاخت در كتاب وحدت و تنوع در تمدن اسلامى گويد:

«اگر اصول اخلاقى و نوع دوستى اسلام و قرآن كاملاً اجرا مى شد، براى رسيدن به يك آرامش كلى، ما به يك سيستم جامع حقوقى ديگر احتياج نمى داشتيم.»

س. آ. سورما قرآن را يك دستور و قانون كامل براى راهنمايى جامعه بشريت معرفى كرده است.

دكتر شيليدى در كتاب «The lordjesus in the koran» (حضرت مسيح عليه السلام در قرآن)، طبع سورات هند، 1913 م، نسبت به عظمت قرآن مطالبى تحرير كرده، آن را بزرگ ترين كتاب اخلاقى و اصلاحى كه تعاليمش با خرد و بلكه با برتر از آن تطبيق مى كند، معرفى كرده است.

پروفسور دراپرز اروپ گويد: «قرآن شامل پيشنهادها و دستورهاى عالى اخلاقى است و از قسمتهايى تشكيل شده كه مورد تصديق همگان قرار مى گيرد.

همين دستورها به خودى خود كامل و رسا بوده، براى برنامه زندگى مردم… ضرورى است.»

توصيفاتى ديگر درباره قرآن

نظر به آنكه تصوير قرآن و بررسى زواياى آن حتى از ديدگاه خاورشناسان نيازمند رساله ها و كتابهاى متعددى است و در اين نوشتار مختصر نمى گنجد، به نقل گزيده هايى از گفته هاى آنان در محورهاى گوناگون اشاره مى كنيم:

الف. عدم اختصاص به قشرى خاص

رالف لينتون ـ مؤلف كتاب سير تمدن ـ گويد: «آموزشگاه عالى قرآن، راه ترقى و پيشرفت هر فرد از هر طبقه به هر مقام را هموار و فراخ ساخته است؛ به طورى كه حتى فرزند يك برده مى تواند به مقامات عالى و بالا برسد.»

ب. بزرگ ترين قانون تكامل

كنت دوگو بينيو (1816 ـ 1882 م) نويسنده و مورخ فرانسوى و وزير مختار وقت فرانسه در ايران، قرآن را ستوده و آن را بزرگ ترين قانون تكامل و مذهب ناميده است.

ج. مورد نياز همگان

ادوارد گيوجا ـ محقق ايتاليايى ـ در يكى از مقالاتش نوشته است: «قرآن محتوى آن چيزى است كه هر روحى براى ارتقاء معنوى به آن نيازمند است.»

د. عظمت قرآن در نظر غربيان

وون (يافون) هامر ـ دانشمند آلمانى ـ گويد: «ما قرآن را به عنوان كتاب محمد صلى الله عليه و آله ، با همان عظمت و اطمينانى مى نگريم كه مسلمين آن را كتاب خدا مى دانند.»

ه. جهانى بودن معارف قرآنى

گوسين دوپرسوال ـ دانشمند فرانسوى ـ گويد: قرآن تنها طرف صحبت با اعراب يا مسلمين نيست، بلكه براى نشر فضايل با جميع ملل دنيا سخن مى گويد.»

و. تأثير تدبّر در قرآن

ژان ژاك روسو ـ نويسنده مشهور فرانسوى ـ گويد: «برويد قرآن را به دقت كامل مطالعه كنيد تا حقايق و مزاياى آن بر شما روشن و آشكار ناپلئون: اميدوارم كه بعيد نباشد آن زمانى كه من بتوانم همگى دانشمندان و روشنفكران تمام كشورهاى جهان را متحد كنم و يك رژيم متحد الشكل كه بر اساس قوانين قرآن مبتنى باشد، به وجود آورم

بشود؛ [چه] به طور قطع مى دانم پس از مطالعه قرآن، سر تعظيم در برابرش فرود مى آوريد.»

ز. تأثير كلام و آواى قرآن و اعتبار زياد آن

كارن آرمسترانگ مى نويسد: «به شهادت كسانى كه اولين بار اين آيات را مى شنوند، كلام قرآن بيانگر يك احساس هيجان انگيز و غنى است كه باعث شكسته شدن تمامى سدهاى درون در رسيدن به حقيقت وجود مى گردد.»

و نيز گويد: «اگر [قرآن] به درستى خوانده شود، احساسى از معنويت و صفاى باطن در شما شكل مى گيرد.»

همو در جايى ديگر بيان مى كند: «غير مسلمانان نيز اين كتاب (قرآن) را منبع گرانبهايى در مورد محمد صلى الله عليه و آله مى يابند.

اگر چه قرآن پس از فوت محمد صلى الله عليه و آله جمع آورى گرديده است، ولى به عنوان يك منبع موثق مورد تأييد است.»

ح. ارزش مطلق قرآن

دومينيك سوردل گويد: «قرآن كتابى مقدس است كه ارزشى مطلق دارد.»

ادوارد مونته ـ استاد دانشگاه ژنو و مترجم قرآن به فرانسوى ـ گويد: «قرآن براى ما مسيحيان، كتابى فوق العاده سودمند است.

از مهم ترين كتابهاى دينى است كه زندگى روحانى گروهى بزرگ از افراد بشر… بدان بستگى دارد… روح پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين قطعات (سوره ها) مانند ستاره ها… مى درخشد و بايد قرآن را سرمشق قرار داد.»

ط. بهترين كتاب در زبان عربى از سوى يك نفر امّى

بساشا كومر بوس گويد: «خيلى بعيد است كه توانسته باشد شخص درس نخوانده اى بهترين كتاب زبان عرب را خود انشاء كند.»

نظر مرى گيلورد دورمان ـ نويسنده كتاب به سوى شناختن اسلام ـ گويد: «مرد درس نخوانده اى مانند محمد صلى الله عليه و آله هيچ گاه قادر نبود كه شخصا آنها (آيات قرآنى) را جمع كند.»

محتواى ژرف واژه هاى قرآن و تنها منبع براى درك دين

هربرت جرج ولز گويد: «گاهى يك كلمه آن (قرآن) چندين حقيقت را در بر دارد.»

همو در جايى ديگر گويد: «هر كس… بخواهد معنى دين را بفهمد، بايد به قرآن مراجعه كند.»

اروپا وامدار قرآن

رودول ـ مترجم قرآن به زبان انگليسى و اسلام شناس ـ گويد: «بايد اعتراف كرد كه قرآن به واسطه ارشادات عاليه و نظريات عميقش سزاوار است كه مورد توجه كامل قرار گيرد…

قرآن مقام والايى دارد… اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن است؛ همان كتابى كه آفتاب علم را در ميان تاريكى قرون وسطى در اروپا جلوه گر ساخت.»

فهرستى ديگر

ذكر بخشى ديگر از سخنان اسلام شناسان خارجى پايان بخش اين مقاله است:

– هيچ طرز فكرى به اندازه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و قرآن، مردم را به دانش دعوت نكرده است.

– اميدوارم كه بعيد نباشد آن زمانى كه من بتوانم همگى دانشمندان و روشنفكران تمام كشورهاى جهان را متحد كنم و يك رژيم متحد الشكل كه بر اساس قوانين قرآن مبتنى باشد، به وجود آورم.

– مذهبى كه به وسيله حضرت محمد صلى الله عليه و آله بنيان گذارى شده، حاوى تعليمات بسيار مترقى و بى عيب مى باشد.

– آيين حضرت محمد صلى الله عليه و آله چنان خردمندانه است كه براى تبليغ آن هيچ نيازى به جبر و قهر نيست؛ كافى است اصول آن را به مردم بفهمانند تا همه به آن بگروند.

– گر چه ما به اديان آسمانى عقيده نداريم، ولى آيين حضرت محمد صلى الله عليه و آله و تعاليم او، دو نمونه اجتماعى براى زندگى بشرى است.

بنابراين، اعتراف مى كنم كه ظهور وى و دين او و احكام خردمندانه اش، بزرگ و با ارزش مى باشد. و به همين جهت، از پذيرش تعاليم حضرت محمد صلى الله عليه و آله بى نياز نيستيم.

– گرانبهاترين موهبتى كه خدا به زمينيان ارزانى داشته، نابغه اى چون محومت (محمد) بوده كه با پيام الهى از عالم بالا بر ما نازل شد.

منبع :مبلغان، آذر و دى 1385، شماره 85