خورشيد و ماه نشانه‏ اى از قدرت خدا

خورشيد و ماه با حركت حساب شده خود و نظم بخشيدن به ساير سيارات و تاثير در همه موجودات، نشانى از آفريننده حكيم و قادر مطلق هستند .

در شماره گذشته با يكى ديگر از آياتى كه با تعبير «و من آياته » شروع شده، آشنا شديم و آن، آيه 37 سوره فصلت بود كه در آن به چهار پديده مهم و حياتى در منظومه خاكى ما اشاره شده است و آنها عبارتند از روز و شب و خورشيد و ماه . درباره دوتاى اولى مطالبى بيان شد و اينك ادامه مطلب:

خورشيد منبع انرژى و بركات بى شمار براى سياره خاكى ما به شمار مى رود نور و حرارت و روشنايى روز و رويش گياهان و حتى زندگى بشر بدون پرتو حيات بخش خورشيد نمى تواند وجود داشته باشد .

به عبارت ديگر: انرژيهاى گوناگونى كه بشر امروزه مورد استفاده خود قرار مى دهد از جمله نيروگاه هاى اتمى و انرژى الكتريك كه در اكثر موارد زندگى، ما شاهد آن هستيم و با زندگى روزمره ما عجين گشته، و جهان را به سوى تمدن پيش مى برد، در واقع نشات گرفته از خورشيد است . دانشمند روسى «تيمير يازف » معتقد است:

«غذا از آن جهت منبع نيروى حيات است كه كنسروى از اشعه خورشيد مى باشد» (1).

خورشيد و ماه چيست؟

خورشيد يكى از ثوابت است كه زمين و سيارات ديگر دور آن مى گردند و از آن كسب نور مى كنند . حجم آن 1310000 برابر حجم زمين و فاصله اش تا زمين 149 ميليون كيلومتر و نزديكترين ثوابت به زمين مى باشد (2).

خورشيد كره اى بزرگ و گازى شكل مركب از گازهائى ملتهب است كه اشعه نورانى و گرما، به سراسر جهان گسيل مى دارد و قطرش يك ميليون و چهار صد هزار كيلومتر است . قرص خورشيد و ماه گرچه در نظر ما يكسان مى نمايد، ولى خورشيد 109 برابر بزرگتر از كره زمين است (3).

ماه نيز يكى از كرات آسمانى است كه به دور زمين مى گردد و روشنى بخش شبهاى تار و ظلمانى و چراغ راهنماى مسافران و فوايد ديگرى نيز دارد كه با جزر و مد خود مى آفريند . البته مى دانيم كه نور ماه، انعكاس نور خورشيد در نيمه اى از اين كره است .

اهميت خورشيد و ماه

ميليونها سال است انسان مشاهده مى كند كه كره زمين به دور خورشيد و ماه به دور زمين مى چرخد و لحظه اى از مسير خود تخلف نكرده، و اوقات شب و روز و ماه و سال را تنظيم كرده، و پس و پيش نمى شود، لذا انسان برنامه زندگى خود را براساس گردش اين دو، تحت نظم و حساب درآورده و براى خود مبدا تاريخ قرار داده و بر اساس همان نظم و ترتيب روز و شب و ماه و سال، كارهاى فردى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى را تنظيم مى كند . چنانكه خداوند متعال در آيه 96 سوره انعام مى فرمايد:

«خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داد» (4).

«او است كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد و هركدام از اينها در مدارى در حركتند» (5).

«نه خورشيد را سزا است كه به ماه رسد، نه شب بر روز پيشى مى گيرد، و هركدام در مسير خود شناورند» (6).

خورشيد و ماه در زندگى منظومه ما، از چنان اهميتى برخوردار است كه اگر روزى سيارات از نور خورشيد محروم گردند و همه جا تاريك و ظلمانى شده، همه گياهان از رويش باز خواهند ايستاد .

«آماسويچ » مى نويسد:

«آب درياها و اقيانوسها كه در اثر حرارت خورشيد تبخير شده و رودخانه ها و آبشارهاى زيبا را به وجود مى آورد، اگر روزى خورشيد نباشد و ديگر توليد انرژى تعطيل شود، بشر از تمامى اين نعمتها محروم مانده و زندگى او فلج خواهد شد . حتى انرژى الكتريك كه همگان با آن سرو كار دارند، صورت ديگرى از انرژى خورشيد است » (7).

همچنين وزش باد (كه در شماره دوم سال 43 اين مجله، از نگارنده به فوايد آن اشاره شد)، چيزى جز گرم شدن ناموزون قسمتهاى مختلف سطح زمين به وسيله اشعه خورشيد نمى باشد .

آماسويچ باز در اهميت خورشيد مى نويسد:

«آدميان از قديم الايام به اهميت خورشيد پى برده بودند و شگفت انگيز نيست كه پيشينيان خورشيد را يكى از خدايان مى شمردند و معابد با شكوه براى نيايش او برپا مى ساختند و به درگاهش راز و نياز مى كردند و آن را خداى خدايان مى دانستند ولى بعدها آدمى به نيروى دانش و خرد دريافت كه نيروئى ما فوق الطبيعه در خورشيد وجود ندارد، بلكه آن نيز در زمره اختران عادى است كه در كيهان نظير آن بسيار يافت مى شود و نيروبخش آن يك نيروى مافوق الطبيعه مى باشد» (8).

چنانكه گفته شد، به خاطر اين همه فوايد بى شمارى كه خورشيد و ماه در سيارات از جمله منظومه خاكى ما دارد، در روزگار قديم، گروهى در مقابل اين دو پديده مهم و حياتى و پرفروغ آسمانى سر فرود آورده و آنها را پرستش مى نمودند از اين رو آفريننده هستى پس از اشاره به تسخير درآوردن خورشيد و ماه و قرار دادن آنها و منافعشان در اختيار بشر، و بيان آن در آيات متعدد قرآن، انسان را راهنمائى كرده مى فرمايد با مشاهده اينهمه فايده از اينها نبايد از آفريننده آنها غافل باشيد و به دنبال مخلوق برويد، بلكه خالق آنها را ستايش كنيد . لذا قرآن مجيد در مقابل افراد غافل از خالق اين پديده ها مى فرمايد:

«براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، بلكه براى آفريننده آنها سجده كنيد» (9).

يعنى چرا به موجوداتى سجده مى كنيد كه اسير قوانين آفرينش اند و دستخوش انواع تغييرات . اگر مى خواهيد سجده كنيد به كسى سجده كنيد كه آنها را مسخر شما گردانيده و منافع آنها را در اختيار شما گذاشته است . چنانكه مى فرمايد:

«نظمى كه خورشيد و ماه دارد، به خودى خود نيست، بلكه خداوند آنها را به تسخير و خدمت بشر درآورده است » (10).

چنانكه قهرمان توحيد، حضرت ابراهيم عليه السلام نيز هنگام دعوت مردم به توحيد، وقتى كه جمع شدن پرده هاى تاريك شب و سر برآوردن خورشيد از افق و گستردن نور خود بر كوه و دشت را با چشم حقيقت بين خود ديد، صدا زد اين خداى من است (11) ولى با غروب و پنهان شدن قرص خورشيد، فرمود: «من از همه اين معبودهاى ساختگى كه شريك خدا قرار داده اند، بيزارم » (12).

خداوند متعال در واقع با مطرح كردن اين چهار پديده و فوايد آنها مى خواهد به بشر بفهماند كه پديده هاى به اين مهمى كه شما خيال مى كنيد معبود شماست، نظم و حركت آنها به فرمان آفريننده آنها و حاكى از وحدت و قدرت خالق مدير و مدبر مى باشد كه هيچ كدام نمى توانند از فرمان آفريننده خود سرپيچى نمايند، چرا كه جهان از يك مشيت حكيمانه پديد آمده است و با عنايت و مشيت الهى نگهدارى مى شود و اگر لحظه اى عنايت الهى از جهان گرفته شود، نيست و نابود مى گردد . كل جهان هستى به صورت مجموعه اى هماهنگ است و هدفهاى حكيمانه در خلقت جهان و انسان در كار است و تحت تدبير و مديريت عاليه الهى قرار دارد و سنتهاى ربوبى بر آن حاكم است . نقش علت العلل را آفريدگار (خالق) و پروردگار (رب) دارد كه پس از خلقت نيز، به عنوان مدبر الامور، به تدبير امور مى پردازد اگر خلقت از آن اوست، هدايت جهان نيز پس از خلقت به عهده اوست .
پى نوشت:

1) آماسويچ، ساختمان خورشيد، ترجمه روح الله عباسى و هوشنگ كريمى، ص 18 .

2) فرهنگ عميد .

3) آماسويچ، ساختمان خورشيد، ص 18 .

4) والشمس والقمر حسبانا …» .

5) و هو الذي خلق الليل و النهار و الشمس و القمر كل في فلك يسبحون » آيه 33 سوره انبياء .

6) كل في فلك يسبحون » يس: 40 .

7) ساختمان خورشيد، ص 18 .

8) همان، ص 18 و 19 .

9) لا تسجدوا للشمس و لا للقمر واسجدوا لله الذي خلقهن …» فصلت: ذيل 37 .

10) و سخر لكم الشمس و القمر دائبين و سخر لكم الليل و النهار و الشمس و القمر …» ابراهيم: 33 و نحل: 12 .

11) البته اينكه واقعا حضرت ابراهيم اين سخن را از روى اعتقاد مى گفت يا براى تفهيم به مردم آن عصر، مفسران اختلاف نظر دارند . ولى اكثر دانشمندان و مفسران معتقدند كه به خاطر تفهيم و استدلال در برابر ستاره پرستان و خورشيد پرستان بود كه در حال مناظره با آنان بوده است . و الا حضرت ابراهيم مسلما موحد بوده و قهرمان توحيد است .

12) فلما را الشمس بازغة قال هذا ربى هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم انى برى ء مما يشركون » انعام: 78 .
منبع:فرج الله فرج اللهى؛مجله مکتب اسلام، شماره 4