خودباورى و خودباختگى از ديدگاه امام خمينى(ره)

 فاطمه وثوقى

(مسلمانها بايد خودشان را پيدا كنند، يعنى بفهمند كه خودشان يك فرهنگى دارند، خودشان يك كشورى دارند، خودشان يك شخصيتى دارند). امام خمينى (ره)

از نظر اسلام انسانها آزاد آفريده شده اند و داراى شخصيت و هويت مستقل مى باشند، لذا حق ندارند خود را تحت سلطه ديگران قرار بدهند. اما اينكه چرا بعضى از ملتها هميشه زير سلطه ديگران زندگى مى كنند و افراد زورگو و دولتهاى استعمارگر آنها را اسير خود كرده اند، دلائل گوناگون دارد: گاهى جهل و نادانى انسانها باعث شده كه در زيردست ديگران زندگى كنند و گاهى غفلت و سهل انگارى بشر باعث شده كه از زندگى مستقل و راحت بى بهره بماند. ولى شايد مهمترين عامل (نداشتن ايمان و يك جهان بينى درست كه بر پايه اسلامى بنا شده باشد). و بالطبع محروم ماندن از آثار و بركات چنين عقيده و پشتوانه اى خود عامل اساسى در انحراف از مسير اصلى و گردن نهادن بر دستورها و امر و نهى هايى است كه به خورد مردم مى دهند. در اين ميان وظيفه افراد آگاه و دلسوز است كه با دلائل متقن و روشن، اينگونه افراد بشر را بيدار كنند و با نشان دادن راههاى صحيح زندگى، استقلال فكرى و جسمى را به آنها هديه كنند، چراغى هر چند كوچك و كم نور به دست آنها بدهند، درست همان كارى كه ائمه طاهرين (عليهم السلام) انجام دادند. تا در تاريكيهاى جهل و ظلم راهنماى راهشان باشد.

رسول مكرم اسلام (صلى الله عليه و آله) فرمود: (ان الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه) چرا كه امام حسين (عليه السلام) چه براى زمان خود و چه براى آيندگان چراغ راه هدايت مى باشد. ايشان با ظلم ستيزى خود چهره منفور ظلم و ظالم را براى مردم جهان برملا كردند. مقاله حاضر به مناسبت سالگرد امام خمينى(ره) به پيروان و علاقمند آن امام عزيز در سه بخش تقديم مى شود:

1ـ هشدارهاى حضرت امام در باره خود باختگى و خودباورى.

2ـ عوامل خودباختگى و خودباورى از ديدگاه امام راحل

3ـ راهنمايى هاى روشنگرانه امام راحل براى رسيدن به خودباورى.

هشدارهاى حضرت امام (ره) در باره خودباختگى و خودباورى

امام امت مى فرمايند:

(چرا هر روز اين مظاهر الهيت و قدرت خدايى را مى بينيد و بيدار نمى شويد؟ از اين غربزدگى بيرون بياييد… به خود بياييد. يك قدرى به اسلام فكر كنيد. نشكنيد اين سد بزرگى را كه قدرتهاى بزرگ را شكست نمى توانيد هم بشكنيد).(1)

اين مرد بزرگ هميشه سعى بر آن داشته كه ملتها را خصوصا مردم مسلمان ايران را متوجه نعمتهاى بالقوه و بالفعلى كه خداوند در وجود آنها قرار داده، نمايد.

از اين رو، در هر مناسبتى چه در دوران خفقان و چه بعد از انقلاب اسلامى محور سخنان ايشان بيدارى و هوشيارى و استقلال مردم بود و اعتقادشان به اين بود كه گر چه دشمن با انواع دسيسه ها و تبليغات دورغين سعى كرده ما را عقب نگهداشته و كارى كند كه خودمان هم باور كنيم واقعا كارى از دست ما بر نمىآيد، ولى ما مى توانيم به يارى خداوند توى دهن اينها بزنيم. مى فرمودند:

(شما مى توانيد كشور را اداره كنيد. مى توانيد مديريت داشته باشيد.) مى فرمودند: و يكى از مصيبتهاى بزرگى كه براى اين ملت بار آورده اند، اينكه ملت را نسبت به خودشان هم بدبين كردند.(… تبليغاتى كه اينها كردند ما به خودمان هم حتى سوء ظن پيدا كرديم. يعنى خودمان هم باختيم خودمان را)(2) (آنها يك همچو فرهنگى را براى ما درست كردند كه ما از خودمان بى خود بشويم و آنها تمام چيزى كه ما داريم و حيثيتى كه ما داريم ببرند.)(3)

انسان وقتى آزاد است كه جسم و روح و تفكرش هم آزاد باشد تا بتواند به كمك اين نيروى بزرگ سه گانه ادامه حيات بدهد، در اين رابطه (هيتلر) هم سخن بجايى مى گويد: او مى گويد: گر چه ما ظاهرا زنده بوديم، اما در حقيقت چون اجسام بى روحى بوديم كه تمام ارزشهاى زندگى را از ما گرفته بودند. اين قانون طبيعى است: ملتى كه خود را تسليم ديگرى كرد تا او دخالت كند، اين ملت لياقت شكست و بدبختى را خواهد داشت.(4) در يك بيان ديگر امام راحل آداب و فرهنگى را كه غرب براى مسلمانها به ارمغان آورد. (ام الامراض) مى نامند و سفارش مى كنند كه ملت مسلمان اكيدا از آن بپرهيزند. مى فرمايند:(در سالهاى بسى طولانى، جوانان ما را با افكار مسموم پرورش داده و عمال داخلى استعمار بر آن دامن زده اند و از يك فرهنگ فاسد استعمارى جز كارمند و كارفرماى استعمار زده حاصل نمى شود. بايد كوشش كنيد مفاسد فرهنگى حاضر را بررسى كرده و به اطلاع ملتها برسانيد و با خواست خداوند متعال آن را عقب زده و به جاى آن فرهنگ اسلامى ـ انسانى را جايگزين كنيد تا نسلهاى آينده با روش آن كه انسان ساز عدل پيروزى است، تربيت شوند.)(5)

امام عزيز چون پدرى دلسوز و با تدبير سعى در ايجاد وحدت بين اقشار مختلف ملت مسلمان داشتند و هر گاه قدمى يا قلمى در رابطه با ايجاد سستى و تفرقه مى ديدند، پدرانه نصيحت مى كردند. مى فرمودند: (من از آنها گله دارم براى اينكه مى بينم كه در نوشته هايشان بعضى نوشته هايشان، اينها راجع به فقها… يك قدرى حرفهايى زده اند كه مناسب نبوده است بزنند.

اينها غرضى ندارند، من مى دانم كه غالب اينها مى خواهند خدمت كنند، نه اين است كه مغرض باشند و از روى سوء نيت حرفى بزنند، اينها اطلاعاتشان كم است.)(6)

امام هميشه از افراد تحصيل كرده انتظار ويژه اى داشتند، چرا كه آنها با علم و آگاهى دادن به مردم نقش موثرى دارند. در يك بيان زيبا خطاب به دانشگاهيان مى فرمايند: (يك فرد دانشگاهى كه انحراف پيدا كند، غير از يك فرد بازارى و كارگر است. انحراف اساتيد دانشگاه انحراف خودشان تنها نيست. انحراف يك گروه است ; چه گروهى؟ آن گروهى كه مى خواهند مملكت را اداره كنند كه گاهى به انحراف يك كشور منجر مى شود.)(7) در بيانات امام مكرر شنيده و ديده بوديم كه به وحدت جامعه اسلامى اهميت خاص قائل بودند، بخصوص دو قشر عظيم و تحصيل كرده حوزه و دانشگاه كه مسئوليتهاى كليدى كشور هم به دست اين دو قشر است سفارش مى كنند. (آنها دنبال اين بودند كه اين دو قدرتى قدرت متفكر ملت هست و ممكن است كه ملت ها را اينها بيدار بكنند، اينها را از هم جدا بكنند، نه فقط جدا، طورى بكنند كه مقابل هم بايستند، صف آرايى بكنند.)(8)

نيز مى فرمودند: (نيروى هر دو قدرت متفكر ملت به جاى رويارويى با دشمن اصلى و عمال داخلى آنها، در رويارويى با يكديگر تباه شد. هر دوى آنها به جاى كاركرد عقلى، احساسى، برخورد كردند نتيجه آن شد كه آن قدر در بدگويى از يكديگر پيشى گرفتند كه پلهاى پشت سر ويران گرديد.)(9) اين هشدار جدى امام در حال حاضر بسيار قابل تامل و تفكر مى باشد، كه خداى ناكرده دوباره تاريخ سياه تفرقه بين اين دو گروه عظيم و كارى تكرار نشود. اميد است ـ انشإالله ـ هر دو قشر حوزه و دانشگاه در تمامى طول عمر با بركتشان در كنار هم بوده و براى هم كار بكنند و تنها منحصر در نام (وحدت حوزه و دانشگاه) نباشد; زيرا امام راحل اين دو نيروى بزرگ را به علم و عمل تشبيه فرموده اند: (دانشگاه و حوزه را به علم و عمل مى توان تشبيه كرد. آنچه كه خوانده شده رفتار الگويى آن عالم است. پس عالم بودن عمل كردن است) و در بيان ديگرى امام راحل حوزه اى و دانشگاهى را به چشم و گوش تشبيه كرده اند. (10)

ايجاد جنگ روانى و تضعيف روحيه انسانهاى مبارز، يكى از ابزارهاى كارى دشمنان بشريت ـ خصوصا جهان اسلام ـ است كه غالبا قربانيان بيشترى هم مى گيرد. در اين ميان فقط بصيرت و اتحاد انسانهاى آزاده و مبارز و حق جو مى باشد كه كارساز بوده و مى تواند اثرات جنگ روانى و امثال ذالك را از بين ببرد.

از آنجا كه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى در هيچ زمانى بيكار ننشسته اند و درصدد ضربه زدن مى باشند. امام بزرگوار خطاب به حوزه و دانشگاه مى فرمايند: (حوزه هاى مقدسه علميه و دانشگاهيان قديم و جديد و طبقه جوان ملتهاى بزرگ اسلام بايد خودشان را مجهز كنند براى عصرهاى تاريكى كه پيش بينى مى شود. اسلام محتاج به دفاع بيشترى است. اين دنيا با همه فريبندگى بر ما و شما خواهد گذشت. چه بهتر كه اين عمرهاى كوتاه و وقتهاى كم، صرف خدمت به اسلام و مسلمين و استخلاص ممالك اسلامى از تحت فشار ظلم استعمار و استبداد گردد. شما آقايان محترم با مجاهدات و تجنب از هواهاى باطل. حب دنيا را از دل بيرون نمائيد تا شايسته خدمت به احكام نورانى آسمانى گرديد.(11) همانطور كه اين پدر بزرگوار، جوانان را ذخائر فوق الارضى مى ناميدند. به همان نسبت هم نگران آينده آنها بودند. لذا مى فرمودند: (جوانان دبيرستانى با هشيارى كامل توجه داشته باشند كه عمال اجنبى، آنان را حتى با اسم اسلام راستين، به دام شرق يا غرب نيندازند… جوانان عزيز دبيرستانى و دانشگاهى توجه كنند كه سران و سردمداران گروه ها كه مى خواهند بااسم اسلام پايه هاى آن را سست كنند و جوانان را به دام اندازند، هيچ اطلاعى از اسلام و اهداف و قوانين آن ندارند و با خواندن چند آيه از قرآن و چند جمله از نهج البلاغه و تفسيرهاى جاهلانه و غلط نمى شود اسلام شناس شد… در حقيقت تمسك به قرآن و نهج البلاغه براى كوبيدن اسلام و قرآن است تا راه را براى رهبران غربى و شرقى خود باز كنند و شما جوانان عزيز و سرمايه هاى كشور را بر ضد مصالح كشور خودتان بسيج نمايند. اى جوانان عزيز! هشيار باشيد و با تفكر و تعقل فعاليت اين منافقين بلندگوى غرب را بررسى نماييد. امروز بزرگترين دليل بر بطلان راه آنان همبستگى تمامى نيروهاى ضد انقلاب و كوشش همه آنان در مخالفت با جمهورى اسلامى است كه خواست ملت مى باشد… اينان همان اندازه در دعوى اسلامى بودن خود صادقند كه در دعوى مخالفت با غرب و آمريكا كه اكنون صداقتشان در دامن غرب و طرفدارى بى چون و چراى غرب از آنان به ثبت رسيده.)(12) در بيان ديگر فرمودند: (و نكته ديگرى كه از باب نهايت ارادت و علاقه به جوانان عرض مى كنم اين است كه در مسير ارزشها و معنويات از وجود روحانيت و علمإ متعهد اسلام استفاده كنيد و هيچ گاه و تحت هيچ شرايطى خود را بى نياز از هدايت و همكارى آنان ندانيد.(13) به پدر و مادر اين عزيزان نصيحت كنم كه شما فرزندان خودتان را و جوان ها خودشان را از دست اين گرگهايى كه به صورت آدميزاد درآمدند و شما را منحرف مى خواهند بكنند، توجه داشته باشيد… شما تمام قواى خودتان را هم كه روى هم بگذاريد، در مقابل اين سيل خروشانى كه ملت مسلمان و ارزنده ايران به راه مى اندازد قطره اى بيش نيستند. چرا خودتان را به تباهى مى كشيد و بااسم استقلال ايران مى خواهيد ايران را به چنگال گرگهاى قدرتمند مبتلا كنيد. يك قدرى تفكر كنيد ما خير و هدايت شما را مى خواهيم.)(14)

همانطور كه امام راحل فرموده اند عده اى به نام اسلام طورى جوانها را گول مى زنند كه جوان ساده و باصفا فكر مى كند اسلامى را كه آن ها عرضه مى كنند بهتر از اسلامى است كه حاكم بر جامعه انقلابى ما است.

هر روز با ايراد گرفتن به احكام فقهى و مسائل ديگر اسلامى جوآنهارا نسبت به احكام نورانى اسلام بدبين مى كنند و ايمان و اعتقادشان را متزلزل ساخته و به نفع اغراض شخصى خود از آنها سوء استفاده مى كنند. امام امت اين پير فرزانه گويا چنين روزهايى را پيش بينى مى كرد، لذا فرمود:

(ما متاثريم براى جوانهايمان متاثريم براى اين بازى خورده ها… كه شماها را وادار مى كنند برويد، شماها استقامت كنيد، كارها را درست كنيد ; ما بياييم حكومت كنيم.(15) يك قدرى فكر لازم دارد كه اين را براى چه مى كنيد؟ مگر اينها نبودند ادعا مى كردند ما با خلق موافقيم (امروز هم قشر جوان را يدك مى كشند) با ديگران مخالف، با امريكا مخالفيم. شما ديديد عملا بر خلاف اين عمل كردند و به دامن امريكا پناه بردند و آمريكا از آنها حمايت مى كند (البته بعضى از آنها در ميان مردم ايران زندگى مى كنند و از فضاى باز سياسى كه حاصل خون شهيدان و جانبازان گرانقدر مى باشد استفاده مى كنند و همچنين از ساير خدمات ملى بهره مند مى شوند، ولى عملا و علنا در خدمت بيگانه هستند و گويا سخنگوى آنها مى باشند و انديشه هاى شوم آنها را در نوشته ها و سخنان خود پياده مى كنند چرا توجه نداريد به مصالح خودتان آن روزى كه اين ها بيايند و سلطه پيدا كنند، معلوم نيست با شماها چه خواهند كرد.

(ما ميل نداريم كه شماها، جوانانى كه مى توانيد براى اين ملت ذخيره باشيد تباه شويد تباه فكرى بشويد و بعد هم تباه جانى.(16) انتظار اين پدر پير از فرزندان خود تنها اصلاح و هدايت خودشان نيست، بلكه از آنها مى خواهد كه ديگران را هم ارشاد كنند: نوباوگانى كه بى خبر هستند و از دام صيادان شياد اطلاعى ندارند. از اين رو مى فرمايند: (نصيحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است كه از راه اشتباه برگرديد. و با محرومين جامعه كه با جان و دل به جمهورى اسلامى خدمت مى كنند. متحد شويد و براى ايران مستقل و آزاد فعاليت نماييد تا كشور و ملت از شر مخالفين نجات پيدا مى كند و همه با هم به زندگى شرافتمندانه ادامه دهيد تا چه وقت و براى چه گوش به فرمان اشخاص هستيد كه جز به نفع شخصى (حزبى) خود فكر نمى كنند(17) شما جوانان عزيز هشيار با دوستان داخل كشور خود دست به دست هم دهيد و اين نوباوگان بيخبر را ارشاد (كنيد) و از دام صيادان شياد برهانيد. (18)

عوامل خودباختگى و خودباورى از ديدگاه امام (ره)

زمانى كه مردم مسلمان ايران به زور زير سلطه اجانب و دست نشانده هاى آنان زندگى مى كردند و مجبور بودند افكار نادرست غربى را در كشور شان تحمل كنند. با دميدن صبح انقلاب اسلامى و نفس مسيحايى حضرت امام، مردم ايران به اصالت و هويت واقعى خود بازگشتند و با افشاگرى امام عزيز به پوچى ابرقدرتهاى شرق و غرب پى بردند. در اين رابطه امام راحل فرموده اند:

(ما از اروپائيان چنان وحشت كرديم كه يكسره خود را باخته و علومى كه خود در او تخصص داريم و اروپائيان تا هزار سال ديگر نيز به او نرسند به سستى تلقى مى كنيم. كسى كه منطق الشفإ و حكمه الاشراق و حكمت متعاليه صدراى شيرازى دارد، به منطق و حكمت اروپا چه احتياج دارد.(19) و نيز خطاب به روساى اسلام فرمودند:

(الان بر روساى اسلام، بر سلاطين اسلام بر روساى جمهور اسلام (روساى احزاب داخل كشور) تكليف است كه اين اختلافات موسمى جزيى را كه گاهى دارند اين اختلافات را كنار بگذارند… اگر همه با هم همدست بشوند، هفتصد ميليون مى گويند اين جمعيت، اما هفتصد ميليون متفرق به قدر يك ميليون هم نيستند، هفتصد ميليون متفرق به درد نمى خورد. هزارها ميليون متفرق هم به درد نمى خورد. اما اگر اين هفتصد ميليون، دويست ميليونش، چهارصد ميليون با هم دست بدهند، دست برادرى بدهند حدود و ثغورشان را حفظ كنند… در مصالح اسلامى كه مشترك بين همه است با هم توحيد كلمه كنند اگر اينها توحيد كلمه كنند، ديگر يهود به فلسطينى طمع نمى كند، ديگر هند به كشمير طمع نمى كند، براى اين است كه نمى گذارند شمشما متحد بشويد)(20) شما (خطاب به مردم عزيز ايران فرمودند: (مجاهدت شما جوانان و مسلمين برومند ايران همه طبقات كه با وحدت كلمه دست اجانب را كوتاه كرديد، الگويى است براى همه مستضعفين. من اميدوارم كه همه مستضعفين كه زير بار مستكبرين هستند، بواسطه اين مجاهدات شما به خود بيايند و خودشان را نجات بدهند.)(21) رهبر معظم انقلاب قدرت اقتصادى مسلمانها را يك حربه كارى عليه جهانخواران مى دانستند و تاكيد داشتند كه مسلمانان هم از نيروى خدادادى نفت بر عليه آنها استفاده كنند. مى فرمودند: (اگر چند مدتى شيرهاى نفت به روى غرب بسته شود، آنها تسليم شما مى شوند. آنها محتاج به نفت شما هستند، زمان جنگ عراق بر ايران در سال 65 يا 64، ايران يكى از پايانه هاى نفتى كويت را مورد هدف قرار داد (بخاطر همكارى كويت با عراق در جنگ… ). چند روز بعد جرائد نوشتند كه امريكا بخاطر بمباران پايانه كويت، حدود يك هزار ميليون يا ميليارد خسارت ديده است. اين همان نكته اى است كه امام به آن اشاره فرموده بودند. در رابطه با عرضه (اسلام امريكايى) اعتقادشان بر اين بود كه اين نوع از اسلام از پيچيدگى خاص برخوردار مى باشد كه به راحتى قابل شناسايى نيست. مى فرمودند: (اى كاش همه تجاوز جهانخواران همانند تجاوز شوروى به كشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنى و رو در رو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغين غاصبين را در هم مى شكستند، ولى راه مبارزه با اسلام امريكايى از پيچيدگى خاصى برخوردار است كه تمامى زواياى آن بايد براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد. )(22)

رهبر كبير انقلاب اسلامى هميشه آرزو داشتند كه دو مركز مهم حوزه و دانشگاه با هم و در كنار هم باشد تا بوسيله علم و آگاهى آنها، مردم مسلمان هم از آگاهيهاى لازم بهره مند شوند و همه با هم در جهت منافع كشور و بر ضد دشمنان اسلام به فعاليت بپردازند: (و از نقشه هاى اجانب، كوشش در جدايى اين دو قطب و تفرقه اندازى بين اين دو مركز حساس آدمساز بوده و هست جداكردن اين دو مركز در مقابل آنها را يكديگر قراردادن اينها را در مقابل هم قرار دادن و در نتيجه خنثى كردن فعاليت آنان در مقابل استعمار و استعمارگران از بزرگترين فاجعه هاى عصر حاضر است.(23) اين سخنان گهربار كه برگرفته از قرآن كريم مى باشد، هميشه بايد سرلوحه همه اقشار ملت مسلمان و انقلابى ايران قرار بگيرد. قرآن مى فرمايد: (و اطيعواالله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين)(24) و همه با روح وحدت ايمان پيرو فرمان خدا و رسول باشيد و هرگز راه اختلاف و تنازع (كه موجب تفرقه اسلام است) نپوئيد كه در اثر تفرقه ترسناك و ضعيف شده قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد; بلكه همه بايد يكدل (در راه خدا) پايدار و صبور باشيد كه خدا هميشه با صابران است.

اگر در همه جوامع اسلامى روشنگرى و افشاگرى مثل روشنگريها و افشاگريهاى حضرت امام صورت مى گرفت، مردم مسلمان جهان خصوصا نسل جوان دنباله روى آداب و سنتهاى غلط غرب و اروپا نمى شدند، برخى مشكلات اخلاقى و روحى براى جامعه ببار نمىآمد و نسل جوان كه سرمايه مهم و ذى قيمت هر كشور مى باشند دچار سر در گمى و خودباختگى محض نمى گرديد.

با توجه به دنياى امروز غرب و اروپا كه حدود هفده ميليون انسان مبتلا به (ايدز) دارد و يا تمدن فعلى كه در آن به سرمايه گذارى بيش از (شخصيت گذارى پرداخته شده) و درنتيجه طغيان و عصيان و احساس پوچى در نسل جوان (نظير ايجاد حزب سبزها در آلمان) ايجاد كرده و سبب نگرانى و ياس دانشمندان و محققان گشته(25) و (گرايش به هيپى گرى و پانكيسم و غيره كه دستاورد دنياى فريبنده و به ظاهر متمدن امروز است) آيا باز هم كسانى مى خواهند به دنبال آداب و فرهنگ غربى بروند. و ترقى و تمدن را از آنجا به ارمغان بياورند؟ (يا دست به اصلاح جامعه خود بزنند؟!)

ايمان به خدا، همان نيرويى كه مردم مسلمان را با مشت و دست خالى به ميدانهاى مبارزه مى كشاند مورد توجه حضرت امام بود كه بارها در سخنانشان به آن اشاره مى كردند كه نبايد از اين نيرو غافل بشويم. (… اين ها همه چيزهايى است كه روى يك نقشه اى درست شده است كه ماها از مقدرات كشورمان غافل بشويم… اينها ديدند كه اينها با مشت خالى لكن با ايمان، با ايمان به خدا آمدند به ميدان و قدرت هاى بزرگ را شكست دادند و همه را بيرون كردند. دستشان را قطع كردند. اينها الان لمس كردند كه آنى كه اينها را شكست داد، اين ايمانى بود كه اين جوانها داشتند و اين توجهى بود كه به اسلام داشتند.)(26)

همان طور كه رسول گرامى اسلام فرموده اند، اسلام بالاتر از همه چيز است (الاسلام يعلو و لا يعلى عليه) (اسلام قدرت كوبنده اش را نشان داد… اجانب احساس كردند جنبه كوبنده اسلام را و مى خواهند در جنبه سازنده اش اخلال كنند. ما به جنبه كوبنده اسلام تا اينجا رسيديم. بايد جنبه سازنده اش را هم به دست ملت با پشتيبانى خداى تبارك و تعالى شروع و به اتمام برسانيم. بدخواهان نمى خواهند ببينند كه جنبه سازنده اسلام نمايش پيدا كند در دنيا تا مكتبهاى ديگر را دفن كنند.)(27)

امروز حكام غربى به عظمت اسلام اذعان دارند و معتقد هستند كه اسلام تنها مكتبى هست كه كمونيست را شكست داد. در حالى كه ما از آنها شكست خورده بوديم، چرا كه اسلام هم به دنيا توجه دارد و هم به آخرت توجه دارد. در همين راستا، استعمار تمام نيروى خود را به كار گرفته است تا برنامه هاى مترقى اسلام را نامناسب با جهان امروز نشان بدهد. لذا با پايين آوردن ارزشهاى اسلامى توسط عمال خودفروخته داخلى چنين وانمود مى كند كه احكام اسلامى اشباع كننده خواسته هاى ملل مترقى امروز نيست.)

راهنمايى هاى روشنگرانه امام راحل براى رسيدن به خودباورى

(اى مسلمانان و اى مستضعفان عالم، دست به دست هم دهيد و به خداى بزرگ روى آوريد و به اسلام پناهنده شويد و عليه مستكبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش كنيد.)(28)

قرآن كريم مى فرمايد: (و نومن بالله فقد استمسك بالعروه الوثقى)(29) پس هر كس به راه ايمان و پرستش خدا گرايد به رشته محكم و استوارى چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست. باز مى فرمايد: (الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى(30) النور) خدا يار اهل ايمان است، آنان را از تاريكى هاى جهان بيرون آرد و به عالم نور برد.

امام امت در همه سخنرانى هاى خودشان مردم را دعوت به سوى عزت اسلامى مى كردند و مكرر مى فرمودند كه اگر به آغوش (اسلام ناب محمدى) ـ صلى الله عليه و آله ـ باز گرديد. سيادت بر دنيا خواهيد داشت: (بر شما جوانان مسلمان لازم است كه در تحقيق و بررسى حقايق اسلام در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و غيره اصالتهاى اسلامى را در نظر گرفته و امتيازاتى كه اسلام را از همه مكاتب ديگر جدا مى سازد، فراموش نكنيد. مبادا قرآن مقدس و آئين نجاتبخش اسلام را با مكتبهاى غلط و منحرف كننده اى كه از فكر بشر تراوش كرده خلط نمائيد).(31)

طنطاوى مفسر اهل سنت در تفسيرش مى گويد: انحطاط مسلمين و ترقى اروپا از يك نقطه شروع شد و آن اعراض از دين است. لازم به توضيح است كه دين اروپائيان غالبا مانع ترقى علمى و اكتشافى و اختراعى آنها مى شد، به عنوان مثال گاليله در كشف خود نتوانست موفق بشود، زيرا كليسا او را متهم به كفر كرد، ولى اسلام هميشه مشوق علم آموزى و ابداع و اختراع بوده است، به طورى كه در جنگهاى صدر اسلام حضرت پيامبر ـ صلى الله عليه و آله ـ در مقابل تعليم اسرا آنان را بدون فديه دادن آزاد مى كردند. آنچه كه تمام انقلابها را رو به سوى كندى مى برد، برگشتن از اصول آن انقلاب است. به عبارت ديگر فراموش كردن اهداف انقلاب و غرق شدن در كارهايى كه جلوى حركت تند چرخهاى انقلاب را مى گيرد و مانع بر سر راهش ايجاد مى كند. امام بزرگوار سفارش اكيد داشتند كه دولتمردان انقلاب اسلامى از اصول انقلاب و ولى نعمتهاى خود غافل نباشند، چرا كه مردم به مسئولين نظام اعتماد كرده و حراست و حفاظت اصول نظام اسلامى را كه خونبهاى هزاران شهيد و جانباز است به دست آنها سپرده اند، ايشان در اين رابطه فرموده اند: (شما آقايان محترم، با مجاهدات و تجنب از هواهاى باطل حب دنيا را از دل بيرون نمائيد تا شايسته خدمت به احكام نورانى آسمانى گرديد.)(32)

آگاهان هر جامعه در پيشرفت آن جامعه نقش موثرى دارند. از اين رو تلاش و خداى ناكرده كوتاهى آنها نيز موثر مى باشد و خسارتهايشان جبران ناپذير. لذا سفارش مى كنند كه: (دانشگاهى نبايد خود را بى نياز از حوزه ها بداند، به بهانه اينكه در زمينه علوم تجربى درجه اى از دانش دست يافتند و توانستند اداره امور را به دست گيرند ديگر نياز به حوزه نيست. همانگونه كه وجود دانشگاه براى كشور بايسته است وجود حوزه بايسته تر مى نمايد و اداره كشور بى وجود روحانيت باعث شكست در برنامه هاى اجرايى است)(33) اين دو قشر مهم جامعه بايد در هر حال مكمل يكديگر باشند. اين دو قشر مى توانند كاستى هاى يكديگر را گوشزد نموده با همدلى و همراهى و ارائه نظرات و پيشنهادات مفيد در رفع آن بكوشند. آنگاه مى توان گرههاى كور كشور را گشود. رسيدن به چنين نقطه اى چندان دور از دسترس نيست. از دست دادن اين فرصت ها در اين راه جبران ناپذير خواهد بود. (اگر اين نهضت شكست بخورد، تا آخر ديگر ايران روى خوش به خودش نمى بيند. همه مسئول هستيد، من يك طلبه، با شماى دانشگاهى فرق نداريم، هر دو مسئول هستيم.)(34)

امام امت با راهكارهاى خاصى كه بنا نهادند، پرچم مبارزه را بر عليه تمام مستكبران و جهانخواران برافراشتند و پيروز گشتند و بار ديگر مسلمانان جهان عظمت واقعى اسلام را به چشم خود ديدند و قدرت آن را لمس كردند. علاوه بر پيروزى مردم مسلمان ايران، اين حركت اسلامى مردم جهان را اميدوار ساخت كه مى توانند خود را از دست استعمارگران نجات بدهند. غيرت دينى در همه زمانها وسيله تحرك براى انسانهاى آزاده و مذهبى بوده است حتى افراد غير مذهبى هم به قدرت و اقتدار دين اذعان دارند، گرچه خودشان پابند نيستند; همين نيروها انسانهاى تحت سلطه وستم را به اربابان جامعه تبديل مى كنند.

هيتلر مى گويد: ما عقيده داريم كه اگر احساس مذهبى در يك قوم تقويت شود، لااقل مى تواند آن ملت را مافوق درجه انسانى قرار دهد. زيرا ايمان داشتن به يك چيز اساس آزادى فكر و رها ساختن او از قيد اسارت است اگر امروز پايه هاى احساس مذهبى را استوار نگاه دارند در صورتى كه معتقدات مذهبى با اصول يك تعليم و تربيت درست هم آهنگ باشد اين روش پايه هاى معتقدات مردم را مستحكم مى كند. و در تصفيه اخلاق و عادات عمومى موثر است.(35) اميد است انشإالله به يارى خداوند بزرگ و عمل به احكام نجاتبخش اسلام عزيز، بتوانيم ساير مردم مسلمان و غير مسلمان جهان را نيز از دست استعمارگران ظالم نجات بدهيم. على رغم همه تبليغات پر سر و صداى غرب عليه اسلام، در گوشه و كنار جهان نغمه هاى اميدبخش به گوش مى رسد. جورج نيلسن مى نويسد: خطر بزرگ ديگرى كه موجبات نگرانى اروپائيان را فراهم آورده، مسئله مهاجرين فعلى اروپا به عنوان تهديدى جدى و بالقوه و مهاجرت مسلمانان به اروپا است كه خواستار شغل و مسكن و امكانات رفاهى شده در عين حال حاضر نباشند جذب فرهنگ و نحوه زيست كشور ميزبان شوند. و نيز مى نويسد: بيشتر انديشمندان غربى با تسلط سيستم آكادميك سكولار، خاصه در زمينه جامعه شناسى بر اين تصور بودند كه اقليتهاى قومى و مذهبى نيز به زودى در سكولاريزم حل خواهند شد، اما چنين تصورى محقق نشد; بلكه به گفته او در نيمه دوم دهه هشتاد ميلادى، شاهد رشد سريع انتشار كتابها و مقاله هاى مختلف در خصوص مسلمانان اروپا هستيم. البته عامل قدرت مذهبى با آنچه كه در خاور ميانه مى گذشت بى ارتباط نبود.(36) زمانى كه امام عزيز مى فرمودند ما انقلابمان را صادر مى كنيم، بعضى از افراد كوته فكر خيال مى كردند اگر ايران را درگير جنگ بكنند يا مرزهاى ايران را كنترل بكنند مى توانند مانع صدور انقلاب بشوند. (بروس موزليش) در كتاب خمينى مخفى مى نويسد: امام خمينى رهبرى است كه مناسبترين زمانى را براى فعاليت سياسى خود انتخاب كرده و انقلاب اسلامى در پى خود (انقلاب پنهان) دارد كه با رهبرى امام به تمام جهان سرورى خواهد يافت. (37) خطر صدور انقلاب اسلامى براى غرب از همه سلاحهاى مرگبار شكننده تر است، چرا كه به قول قرآن كريم خواب و راحتى را از آنها گرفته است. قرآن كريم مى فرمايد: (و لاتهنوا فى ابتغإ القوم ان تكونوا تإلمون فانهم يإلمون كما تإلمون و ترجون من الله ما لا يرجون و كان الله عليما حكيما)(38) و نبايد (از تعقيب كردن) در كار دشمنان سستى و كاهلى كنيد كه اگر شما از آنان به رنج و زحمت مى افتيد، آنها نيز از دست شما رنج مى كشند، با اين فرق كه شما به لطف خدا (و بهشت ابد) اميدواريد و آنها (چون بى ايمانند به خدا و اجر قيامت) اميدى ندارند و خدا دانا و حكيم و (كريم) است و اميدواران را محروم نمى سازد.

علامه محمد تقى جعفرى(ره) در آخر نوشتارشان به قطعنامه كنگره اى كه از سوى انجمن دولتى حقوق تطبيقى دانشگاه حقوق پاريس نوشتند اشاره كرده اند به اين مطلب كه: (در پايان اين كنفرانسها قطعنامه اى به امضاى كنگره… رسانيدند كه همه آنان عظمت و استحكام فقه اسلامى را تصديق كردند و صلاحيت آن را براى پاسخگويى همه جوامع بشرى اعلام نمودند.)

كلام خودمان را با سخن ديگر از امام راحل به پايان مى برم كه فرمودند: (ما به تمام جهان تجربه هايمان را صادر مى كنيم و نتيجه مبارزات با ستمگران را بدون كوچكترين چشم داشتى به مبارزان راه حق انتقال مى دهيم و تمامى آزاديخواهان بايد با روشن بينى و روشنگرى راه سيلى زدن بر گونه ابرقدرتها، خصوصا امريكا، را بر مردم سيلى خورده كشور مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسيم نمايند.)

از خدا مى خواهيم اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ بر امريكا و شوروى به صدا درآوريم.

پى نوشت ها:

1 ـ خودباورى و خود باختگى از ديدگاه امام، ص77.
2 ـ مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج5، ص135.
3 ـ خودباورى و خود باختگى از ديدگاه امام، ص37.
4 ـ همان، ص77.
5 ـ نبرد من، هيتلر، ص231.
6 ـ جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى(ره)، ص48.
7 ـ مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج3، ص 371.
8 ـ همان، ج1، ص53.
9 ـ همان، ج3، ص361.
10 ـ همان، ج3، ص367.
11 ـ همان، ج3، ص358.
12 ـ جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى(ره)، ص144.
13 ـ همان، ص357.
14 ـ همان، ص359.
15 ـ همان، ص364.
16 ـ همان، ص366.
17 ـ همان ، ص368.
18 ـ همان ، ص371.
19 ـ همان ، ص369.
20 ـ خودباختگى و خودباورى از ديدگاه امام خمينى (ره)، ص3.
21 ـ جهان اسلام از ديدگاه امام خمينى(ره)، ص15.
22 ـ صحيفه نور، ج1، ص52.
23 ـ مجموعه مقالات، ج6، ص336.
24 ـ همان، ج1، ص56.
25 ـ سوره انفال، آيه46.
26 ـ تمدن اسلامى از ديدگاه امام(ره)، ص110.
27 ـ جوانان از ديدگاه امام(ره)، ص314.
28 ـ جهان اسلام از ديدگاه امام(ره)، ص164.
29 ـ همان، ص37 و 107.
30 ـ سوره بقره، آيه256.
31 ـ سوره بقره، آيه256
32 ـ جهان اسلام از ديدگاه امام(ره)، ص49.
33 ـ همان، ص144.
34 ـ مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج3، صفحه 357.
35 ـ مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره)، ج3، ص377.
36 ـ نبرد من ، هيتلر، ص268.
37 ـ مجموعه مقالات كنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج3، ص452.
38 ـ مجله پاسدار اسلام، بهمن 1375.
39 ـ سوره نسإ آيه104.
منبع : ماهنامه پاسدار اسلام ،شماره 222