نقد و بررسی ادیان و فرق » وهابیت »

خروج وهابیت از مذهب اهل سنت

فرقه وهابیت از همان آغاز تکون آن از سوی عالمان اهل سنت، خارج از مذهب اهل سنت دانسته شده و تا امروز عالمان آگاه اهل سنت این فرقه را از فرقه های اهل سنت نمی دانند.

پیش از همه، پدرش عبدالوهاب که یکی از علمای صالح حنبلی مذهب به شمار می‌آمد عقاید او را مردود شمرده و او را از ابراز عقاید انحرافی باز می‌داشت و مردم را به دوری از او سفارش می‌نمود.[۱] و نیز برادرش سلیمان بن عبد الوهاب با عقاید او شدیداً مخالفت نموده و دو کتاب به نام های «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» و «فصل الخطاب فی الرّد علی محمد بن عبد الوهاب» نوشته است.[۲]

در اینجا به سخنانی برخی از علمای اهل‌سنت که در باره محمد بن عبدالوهاب و فرقه وهابیت گفته‌اند، اشاره می‌شود:

سخن جمیل صدقی زهاوی در باره وهابیت

شیخ جمیل صدقی زهاوی یکی از علمای بنام اهل‌سنت بعد از طرح حدیث افتراق امت اسلامی به ۷۳ فرقه می‌گوید: «از آخرین فرقه‌هایی که هلاک شده، دشمن دین و نسبت به عصای مسلمین شکافنده ترین (اختلاف برانگیز ترین) است، فرقه وهابیت است. این فرقه باغیه از زمانی که به وجود آمده پیوسته در گمراهی فرو رفته و دین را به بازی گرفته است».[۳] این عالم اهل‌سنت می‌گوید او بسیار تشنه خواندن مطالبی بود که از ادعای نبوت کاذب مثل مسیلمه کذاب، سجاح، اسود عنسی و طلیحه اسدی و امثال این‌ها خبر می‌داد. در ضمیرش ادعای نبوت نهفته بود اما نمی‌توانست آن را آشکار سازد؛ ولی در عین حال مردم شهر خود را انصار و مردم خارج شهر خود را مهاجرین نام گذاشته بود.[۴]

   سخن زینی دحلان در باره وهابیت

شیخ الاسلام زینی دحلان مفتی مکه و از بزرگان شافعیه(۱۲۳۱-۱۳۰۴ق.) می‌گوید: پدر و برادر محمد بن عبدالوهاب از سخنان و رفتار او و از ایجاد فساد در بسیاری از مسائل به وسیله او، با فراست دانسته بودند که به زودی فرقه‌ای گمراه از طرف او تاسیس خواهد شد؛ از این رو آنان مردم را از او برحذر می‌داشتند. و بالاخره این پیش بینی آنان تحقق پیدا کرد؛ زیرا او  فرقه‌ای گمراهی را با بدعت به وجود آورد که جاهلان را با آن اغوا کرده و با امامان دین مخالفت نموده و با این کار به تکفیر مؤمنین متوصل شده و گمان برده که زیارت قبر نبی(ص) و توسل به انبیاء و اولیاء و صالحین و زیارت قبور آنان و نداء پیامبر(ص) در هنگام توسل و هم‌چنین نداء سایر پیامبران و صالحین در هنگام توسل به آنان، شرک است.[۵]

زینی دحلان می‌گوید بسیاری از احادیث پیامبر اسلام(ص) به فتنه وهابیت تصریح دارد. ازجمله این حدیث که فرمود مردانی از شرق خروج کرده، قرآن قرائت می‌کنند؛ اما از حلقوم آنان تجاوز نمی‌کند و از دین بیرون می‌روند مانند تیری که از کمان خارج می‌شود و چهره شان تحلیق (سر تراشیده ) است. در این روایت عبارت «سیماهم التحلیق» تصریح به این طائفه دارد؛ زیرا آنان هرکسی را که وارد این فرقه شود دستور می‌دهند که موی سرش را بتراشد و این علامت قبل از فرقه وهابیت برای هیچ کسی حتی خوارج نبوده است. به همین دلیل سید عبدالرحمن اهدل مفتی شهر «زبید» می‌گوید که هیچ نیازی در رد وهابیت برای نوشتن کتاب نیست؛ بلکه این سخن پیامبر اسلام که فرمود«سیماهم التحلیق» در رد آن کافی است؛زیرا از میان مبتدعه هیچ گروهی این علامت را ندارد.[۶]

سخن سرهندی مجددی در باره وهابیت

سرهندی مجددی از علمای اهل‌سنت هندوستان، فرقه وهابیت را اهل هوا دانسته، می‌گوید این فرقه خود را اهل‌حدیث نامیده و در مقابل اهل‌سنت و جماعت به ویژه در برابر مقلدین مذهب حنفی در پیمانه بسیار بالایی کارهای خلاف انجام داده و برای خاموش کردن نور ملت و مذهب بسیار تلاش می‌کند و عوام را در دام فریب خود قرار داده، هم‌مشرب خود نموده‌است.[۷]

دیدگاه علمای دیوبندیه در باره وهابیت

دیوبندیه منسوب به مدرسه دیوبنداست که در ۱۵ محرم سال ۱۲۸۳ق. در «دیوبند» یکی از شهرهای هند توسط شیخ محمد قاسم نانوتوی تأسیس شد. علمای دیوبندیه از نظر دین مسلمان، از نظر فرقه اهل‌سنت و جماعت، از نظر مذهب حنفی و از نظر عقیده ماتریدی است.[۸]

  1. شیخ خلیل احمد سهارنفوری از علمای بزرگ دیوبندیه می‌گوید: «نظر ما درباره فرقه وهابیت نظر صاحب «الدرالمختار» است که گفته‌است فرقه وهابیت خوارج است. آنان با تأویل، خون، مال و اسارت زنان ما را حلال کرده‌اند. ولی در عین حال آنان را تکفیر نمی‌کنیم به دلیل اینکه با تأویل چنین اعتقادی پیدا کرده‌اند».[۹]
  2. شیخ انورشاه کشمیری عالم دیگر دیوبندی در خصوص محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: «محمد بن عبدالوهاب یک آدم کودن و نادان بود که با شتاب و بدون اندیشه به کفر حکم می‌کرد».[۱۰]
  3. شیخ حسین احمد مدنی عبارت «خبیث» را نسبت به فرقه وهابیت به کار برده می‌گوید: «وهابیت خبیث صلوات بر پیامبر اسلام را امر قبیح و شرک می‌داند».[۱۱]
  4. شیخ محمد حسین احمد یکی از علمای مهم دیوبندی درباره محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: «محمد بن عبدالوهاب نجدی، از نجد ظهور نمود او دارای افکار باطل و عقیده فاسد بود و بسیاری از اهل‌سنت و جماعت را کشت. او اهل حجاز و خصوصاً ساکنان حرمین شریفین را مورد بدترین آزار و شکنجه قرار می‌داد… .»[۱۲]
  5. شیخ خالد بغدادی می‌گوید: اگر کتاب‌های وهابی‌ها را به دقت مطالعه کنیم در می‌یابیم که مانند کتاب‌های لامذهب‌ها سعی دارند که با افکار باطله شان مسلمانان را مورد خدعه قرار داده و آنان را گمراه کنند.[۱۳]

افزون بر اینها در اوایل شهریورماه ۱۳۹۵ش از ۴ تا ۶ شهریور اجلاس با حضور علمای مطرح اهل سنت در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که شرکت‌کنندگان در بیانیه پایانی بر برائت خود از فرقه جعلی وهابیت تأکید کردند و آن را خارج از مذهب اهل سنت دانستند.

این کنفرانس با هدف شناسایی و معرفی هویت اهل سنت و جماعت، با حضور شمار زیادی از علمای اهل سنت به‌ ویژه احمد الطیب شیخ الازهر مصر به ‌میزبانی گروزنی پایتخت چچن و با حضور علما و اندیشمندان ارشد اهل سنت برگزار شد.[۱۴] در این کنفرانس بیش از ۱۰۰ مفتی و اندیشمند اهل سنت از کشورهای مختلف از جمله روسیه، سوریه، لبنان، اردن، ترکیه، هند، سودان، انگلیس، آفریقای جنوبی و مصر شرکت داشتند. [۱۵] این کنفرانس سه ‌روزه روز شنبه ۲۷ آگوست با صدور بیانیه‌ای به کار خود پایان داد. شیخ شوقی علام مفتی اهل سنت مصر، شیخ اسامه الزهری مشاور رئیس جمهور مصر و معاون کمیسیون دینی پارلمان این کشور، شیخ علی جمعه مفتی سابق مصر، شیخ عبدالفتاح البزم مفتی دمشق از جمله شخصیت‌های مهم شرکت کننده در این کنفرانس بودند.[۱۶]

مهمترین نتیجه این کنفرانس، خروج وهابیت از دایره اهل سنت بود و بر این مطلب تأکید شد که اهل سنت و جماعت در اعتقاد و مذاهب کلامی اشاعره و ماتریدیه، و  در فقه پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنبلی، حنفی، شافعی و مالکی) و اهل تصوف هستند».[۱۷]

به علت اینکه این کنفرانس وهابیت و جریان تکفیری را باعث بدنامی اسلام دانست، شماری از نویسندگان و وهابیون سعودی به این کنفرانس حمله کرده و برگزاری این اجلاس را زیر نظر سازمان اطلاعاتی روسیه و ایران دانستند. «سعدالبریک» از مفتیان وهابی در باره این کنفرانس گفته است: «نشستی که از رشته های توطئه علیه اهل سنت محسوب می شود، یک دشمنی آشکار علیه اهل سنت و کشورمان است».[۱۸]

پی نوشتها

[۱]. زهاوی، جمیل صدقی، الفجر الصادق فی الرد ، ص۱۷؛ عاملی، سید محسن امین، کشف‌الارتیاب، ص۷٫

[۲] . الفجر الصادق ، ص۱۷٫

[۳] . همان، ص۲٫

[۴]. همان، ص۱۷؛  زینی دحلان، احمد بن زین بن احمد، الدررالسنیه  فی الرد علی الوهابیه، ص۴۷٫

[۵]. زینی دحلان، احمد بن زین بن دحلان مکی، فتنه‌الوهابیه، ص۴٫

[۶] . فتنه الوهابیه، ص۱۹-۲۰٫

[۷]. سرهندی مجددی، خواجه محمد حسن جان صاحب،  الأصول الأربعه فی تردید‌الوهابیه، ص۱٫

[۸]. سید طالب الرحمن، عقائد علماء الدیوبندیه(من کتاب الدیوبندیه)، ص۷٫

[۹] . همان، ص۶۷٫

  [۱۰].  همان.

[۱۱] . همان، ص۲۱٫

[۱۲]. مدنی، ‌حسین احمد، شهاب الثاقب علی المسترق الکاذب، ص۴۳ .

[۱۳]. صفحه عن آل‌سعود الوهابیین،  ص ۱۲۵٫

[۱۴]. http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395

[۱۵]. خبرنامه سیاسی، فرهنگی اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شماره ۱۳۰۰، ص ۴۷٫

[۱۶]. http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395

[۱۷]. http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395.

[۱۸]. خبرنامه سیاسی، فرهنگی اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شماره ۱۳۰۱، ص ۴۶٫