خانواده و کارکردهاي مثبت آن در سخنان مقام معظم رهبري

نويسنده:سهيلا بهشتي

فرصتي براي تجديد قوا
در هر خانواده اي، مردان و زنان مي توانند همت شان را براي ادامه زندگي آماده کنند. زندگي، يک مبارزه است. کل زندگي، عبارتست از يک مبارزه بلندمدت؛ مبارزه با عوامل طبيعي، مبارزه با موانع اجتماعي، مبارزه با درون خود انسان که مبارزه با نفس است. انسان دايم در حال مبارزه است. بدن انسان هم درحال مبارزه است. جسم انسان نيز همواره با عوامل زيان بار مبارزه مي کند. قدرت اين مبارزه وقتي در جسم باشد، جسم سالم است. انسان، اين مبارزه را بايد صحيح، منطقي، در جهت درست، بارفتارهاي صحيح و با ابزارهاي درست انجام دهد. اين مبارزه، گاهي به استراحت و يک باراندازي نياز دارد. اين، نقطه استراحت داخل خانواده است. (1)

غريزه جنسي، نياز متقابل
اسلام، غريزه جنسي را پشتوانه اي براي استواري بناي خانواده قرار داده است ؛ يعني وسيله استحکام خانواده. وقتي زن و مرد، عفيف، دين دار و خداترسند و بنابر دستور اسلام از گناه در باب غريزه جنسي مي پرهيزند، به طبع نياز زن و مرد به يکديگر در اين زمينه بيشتر خواهد شد. وقتي به هم زيادتر احتياج داشتند، بناي خانواده که پايه اصلي آن زن و مرد است، مستحکم تر خواهد شد.
اسلام مي خواهد اين پشتوانه را از خانواده نگيرد. اسلام از انسانها مي خواهد اين غريزه را بيرون از محيط خانواده اشباع نکنند، تا مبادا در برابر خانواده بي قيد و بي اعتنا و لاابالي بشوند. از اين روست که اسلام جلوي اين راه را سد مي کند.(2)

دين داري رمز، مانايي خانواده
در تشکيل خانواده و در حفظ آن بايد احکام اسلامي را رعايت کرد تا خانواده، سالم و در اوج باقي بماند. از اين رو، در خانواده هاي ديندار که زن و شوهر به اين حدود اهميت مي دهند، سال هاي متمادي بدون ناخرسندي با هم زندگي مي کنند. محبت زن و شوهر به هم باقي مي ماند و جدايي شان از هم سخت است و دل در گرو محبت يکديگر دارند. اين نيکي ها و اين محبت هاست که بناي خانواده را ماندگار مي کند و اسلام نيز به اين امور ارزش بسيار مي نهد. اگر روشهاي اسلامي رواج يابد، خانواده ها مستحکمتر خواهد شد، چنانکه درگذشته هاي ما زماني که هنوز ايمان مردم سالم تر و کامل تر بود، خانواده، کانوني پايدار و مطمئن بود. زن و شوهر به هم علاقه مندتر بودند. فرزندان در محيط هاي امن و سالم تري پرورش مي يافتند. حالا هم راه همين است. بيشتر آن خانواده هايي که دستورهاي اسلامي را رعايت مي کنند، خانواده هايي محکمتر، بهتر، و محيطهاي امن تري براي فرزندان وکودکان خواهند بود. (3)

نقش زن و شوهر
دختران و پسران بايد بکوشند از پيوند مقدس زناشويي پاسداري کنند. اين هدف ، تنها وظيفه يکي از آنها نيست که بگوييم يکي از آنها همواره مشکلي پديد آورد و ديگري هميشه تحمل کند، بلکه بايد هر دو به هم کمک کنند تا اين کار صورت گيرد. نمي توان گفت در اين مسئوليت، شوهر سهم بيشتري دارد يا زن سهم بيشتري دارد. هر دو در حفظ اين بنيان و در حفظ اين اجتماع دو نفره که بعدها به تدريج زياد مي شود، به سهم خود نقش دارند. از هر چيزي که محيط خانواده را متشنج و دچار افسردگي و هيجان هاي بي مورد سازد، بپرهزيد. اگر خداي ناکرده در محيط يک خانواده از محبت و اطمينان و صميميت خبري نباشد، رنجش مال هر دو طرف است.
در استحکام بنيان خانواده، خود زن و شوهر، بيشترين نقش را دارند. با گذشت از يکديگر، با همکاري خود، با مهرباني و محبت و اخلاق خوب خودشان – که از همه مهمتر هم محبت است – مي توانند اين بنا را ماندگار و اين سازگاري را هميشگي بکنند. (4)

خانواده در جوامع اسلامي
در محيط اسلامي، زن و شوهر با هم هستند، متعلق به هم هستند، در مقابل هم مسئول هستند، در مقابل فرزندان مسئول هستند و در برابر محيط خانواده مسئولند. در محيط هاي اسلامي، کانون خانواده چنان مستحکم و پابرجاست که گاهي پس از دو نسل نيز هنوز پدر بزرگ و پدر و نوه در يک خانه با هم زندگي مي کنند. در جوامع اسلامي، يعني جوامع دين دار و خداباور که دو نفر آدم براي مدت طولاني با هم زندگي مي کنند و هيچ گاه از هم سير نمي شوند، بلکه دل بستگي شان وانس و محبت و وفايشان به همديگر بيشتر مي شود؛ اين، همان خاصيت دينداري و مذهبي بودن و خواسته هاي خدايي را رعايت کردن است.
در اسلام و در فرهنگ اسلامي، خانواده بادوام است. در خانه، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و پدر و مادر هستند، نوه ها و نتيجه هايشان را مي بينند و سنتها را به هم انتقال مي دهند. نسل گذشته، مواريث خود را به نسل بعد تحويل مي دهد و بريده و بي ريشه و تنها و بي عاطفه بار نمي آيند. (5)

ويژگيهاي خانواده خوب
«خانواده خوب، يعني زن و شوهري که با هم مهربان باشند، باوفا و صميمي باشند و به يکديگر محبت و عشق بورزند، رعايت همديگر را بکنند و مصالح همديگر را مهم و گرامي بدارند. اولادي که در آن خانواده به وجود مي آيد، نسبت به او احساس مسئوليت کنند و بخواهند او را از لحاظ مادي و معنوي، سالم بزرگ کنند. از لحاظ مادي و معنوي او را به سلامت برسانند. چيزهايي به او ياد بدهند، به چيزهايي او را وادار کنند، از چيزهايي او را بازدارند و صفات خوبي را در او تزريق کنند.
يک چنين خانواده اي، اساس همه اصلاحات واقعي در يک کشور است. چون انسانها در چنين خانواده اي خوب تربيت مي شوند، با صفات خوب بزرگ مي شوند. با شجاعت، با استقلال عقل ، با فکر، با احساس مسئوليت، با احساس محبت، با جرئت، جرئت تصميم گيري، با خيرخواهي – نه بدخواهي – و با نجابت . وقتي مردم جامعه اي، اين خصوصيات را داشته باشند، اين جامعه ديگر روي بدبختي را نخواهد ديد ». (6)

خانواده سالم و انتقال فرهنگ
« انتقال فرهنگ ها و تمدن ها و حفظ اصول و عناصر اصلي يک تمدن و يک فرهنگ در يک جامعه و انتقالش به نسل هاي پي در پي، به برکت خانواده انجام مي گيرد.
اساس ازدواج و مهمترين مصلحت ازدواج، عبارت است از تشکيل خانواده. علت هم اين است که اگر خانواده سالمي در يک جامعه اي وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد و مواريث فرهنگي خودش را به صورت صحيح منتقل خواهد کرد. در آن جامعه، تربيت کودکان، به بهترين وجه صورت مي پذيرد. براي همين، در کشورها و جوامعي که خانواده دچار اختلال مي شود، معمولا اختلالات فرهنگي – اخلاقي به وجود مي آيد.
اگر نسل ها بخواهند فرآورده هاي ذهني و فکري خود را به نسل هاي بعدي منتقل کنند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، اين فقط با خانواده ممکن است. در محيط خانواده است که اول بار، تمام هويت شخصيت يک انسان براساس فرهنگ يک جامعه شکل مي گيرد و اين پدر و مادرند که به طور غيرمستقيم و بدون اينکه تحميلي باشد، بدون اينکه خود آنها تصنعي به کار ببرند، به طور طبيعي محتواي ذهن و فکر و عمل و معلومات و اعتقادات و مقدسات و اينها را به نسل بعدي منتقل مي کنند.» (7)

خانواده سالم، آرامش افراد
«نگرش اسلام به خانواده، نگرشي درست، نگرشي اصيل و يک نگاه همراه با اهتمام است که خانواده، اصل قرار داده شده و به هم زدن بنيان خانواده يا آشفته نمودن آن، جزو بدترين کارهاست.
خانواده در اسلام، يعني محل سکونت دو انسان، محل آرامش رواني دو انسان، محل انس دو انسان با يکديگر، محل تکامل يک نفر به وسيله يک نفر ديگر. آنجايي که انسان در آن صفا مي يابد، راحتي رواني مي يابد؛ اين محيط، خانواده است. کانون خانواده در اسلام، اين قدر اهميت دارد.
اسلام در بيان قرآن، در چند جا، اين آفرينش زن و مرد و در نهايت زوجيت آنها را، براي آرامش زن ومرد شناخته است.
در قرآن، آيه «وجعل منها زوجها ليسکن اليها » آمده است: خداي متعال زوج آدمي را از جنس او قرار داد . زوج زن را و زوج مرد را از جنس خود او قرار داده، «يسکن اليها» تا اينکه آدمي بتواند – چه مرد و چه زن – در کنار شوهر يا همسر احساس آرامش کند. اين آرامش، سکونت و نجات از تلاطم هاي روحي و اضطراب هاي زندگي است. ميدان زندگي، ميدان مبارزه است و انسان در آن همواره در معرض نوعي اضطراب است. اگر اين آرامش وسکونت به نحو صحيحي شکل پيدا کند ؛ زندگي سعادتمندانه مي شود، زن خوشبخت مي شود، مرد خوشبخت مي شود، بچه هايي که در اين خانه متولد مي شوند و پرورش مي يابند، بدون عقده رشد خواهند يافت و خوشبخت خواهند شد، يعني از اين جهت، زمينه براي خوشبختي همه اينها فراهم است».(8)

پي نوشت ها:

1- نک: مطلع عشق (گزيده اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي به زوج هاي جوان )، گرد آورنده: محمدجواد حاج علي اکبري، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چ 5، 1384، ص 26.
2- نک: همان، ص 30.
3- نک: همان.
4- نک: همان، ص 31.
5- نک: همان، صص 31 و 32.
6- نک: همان، ص 26.
7- همان، ص 26.
8- همان، ص 27.
منبع:طوبی – آذر 1386، شماره 24 –