خانواده نخستين كانون تربيت

محمد مجتبى زاده

خانواده اولين پايگاه تربيتى كودك است و زن و شوهر با ازدواج، اين نهاد مهم تربيتى را تشكيل مى دهند. هارلوك خانواده را يك نظام متعامل و پيچيده تعريف مى كند.[1] هر چه بر تعداد اعضاى خانواده اضافه مى شود اين نظام پيچيده تر مى گردد؛ زيرا هر فردى كه به خانواده اضافه مى شود با ساير اعضا يك رابطه تعاملى برقرار مى كند. شكل زير اين روابط تعاملى را نشان مى دهد.

اگر خانواده فقط از زن وشوهر تشكيل شود، تنها يك رابطه تعاملى وجود دارد. با اضافه شدن يك فرزند به آن، اين رابطه خطى به سه رابطه تبديل مى شود و اگر دو فرزند به خانواده اضافه شوند، رابطه تعاملى بين اعضاى خانواده به شش رابطه ارتقا پيدا مى كند و هر چه بر تعداد اعضاى خانواده افزوده شود، روابط تعاملى بين اعضا خانواده به صورت تصاعد هندسى افزايش مى يابد.

روابط كودك در خانواده با ساير اعضا يك شبكه پيچيده تعاملى و در هم تنيده اى را به وجود مى آورد. به طور مسلّم اين روابط و كنش هاى متقابل در شكل گيرى شخصيت كودك اثر مى گذارد و حضور والدين در خانه يا عدم حضور آنها براى ساعاتى طولانى آن هم به طور مستمر، تغييراتى را در ساختار و عملكرد خانواده به وجود مى آورد. همچنين نحوه تعامل والدين با يكديگر نيز مستلزم پيامدهايى است كه فرزندان از آن متأثر مى شوند.

اگر خانواده را اولين كانون تربيتى بدانيم، بدون شك والدين اولين مربيان و معلمان اين كانون مهم محسوب مى شوند. در اين ميان، نقش مادر از اهميت بيشترى برخوردار است؛ زيرا ميزان تأثيرگذارى او از زمان انعقاد نطفه آغاز مى گردد و در دوران باردارى اين تأثيرگذارى فزون تر نيز مى گردد. در هر حال، والدين مى توانند براى كودك خود نقش بهترين معلم و الگو را بر عهده داشته باشند. كودك از والدين خود، ويژگى هاى اخلاقى، عقيدتى، شخصيتى و ساير گرايش ها و نگرش ها را مى آموزد و در اين زمينه از آنان تقليد مى كند. قضاوت هاى مردم در خصوص رفتارهاى گوناگون كودك كه آنها را به حساب پدر و مادر كودك مى گذارند، حاكى از واقعيتى است كه از مطالعات فراوان به دست آمده است.

مطالعات كال دول و همكارانش نيز درباره شكل گيرى هوش در جريان تأثير محيط خانواده نشان مى دهد كه كودكان باهوش تر معمولا كسانى هستند كه در خانواده هاى صميمى رشد كرده و از امكانات تربيتى و فرهنگى بيشترى برخوردار باشند. [2]

آيات و روايات بسيارى نيز بر نقش والدين تأكيد ميورزند و اين نشان مى دهد كه مسئوليت خانواده و پدر و مادر تنها تأمين غذا و لباس و بهداشت فرزندان نيست، بلكه بايد به همه ابعاد وجودى فرزندان در مراحل گوناگون تحول اهتمام داشته باشند و مهم تر از همه، آنان را بر فطرت توحيدى و الهى، تربيت كنند و بر رفتار، گفتار، عبادت، آموزش، تفريح و ورزش كودكانشان و نيز دوستان آنان نظارت كامل داشته باشند.

قرآن كريم ازدواج و تشكيل خانواده را موجب مهر و الفت و محبت بين زن و مرد مى داند. [3] در روايات نيز توصيه هاى فراوانى براى تربيت صحيح فرزندان به والدين شده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى كنيم. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)فرمودند: «فرزندان خود را مورد محبت قرار دهيد و با آنها مهربان باشيد»[4]؛ نسبت به فرزندان خود تقواى الهى را مراعات كنيد و برخورد عادلانه با آنها داشته باشيد؛ [5] با كودكان خود بازى كنيد و برخوردى كودكانه با آنها داشته باشيد[6] به آنها احترام بگذاريد و آداب نيكو را به آنها آموزش دهيد. [7]

توجه والدين به كودكان موجب رشد و شادابى و صلاح آنان مى شود، و آنان را از دام هايى كه شياطين در پيش رويشان گسترده اند، نجات مى دهد. عدم توجه و رها كردن فرزندان موجب افسردگى، غلتيدن در منجلاب گناه، همنشينى با دوستان بد، و در نهايت، نابودى آنها مى شود. شوقى شاعر مى گويد:

ليس اليتيم من انتهى ابواه من *** هم الحياه و خلفاه ذليلا

ان اليتيم هو الذى تلقى له *** اُمّاً تخلت او اَباً مشغولا

يتيم آن نيست كه پدر و مادرش ديده از جهان فرو بسته و او را تنها گذاشته اند، بلكه آن كودكى يتيم است كه مادرش از پدرش جدا شده و يا پدرى دارد كه سخت گرفتار كارهاى خويش است. [8]

بنابراين، كودكان علاوه بر غذا و پوشاك و بهداشت، آرامش، مهربانى، محبت و صميمت والدين را طلب مى كنند و پدر و مادر بايد به همه اين نيازها پاسخ دهند تا فرزندانى سالم، داراى اعتماد به نفس، كارآمد، اجتماعى، صالح و مؤمن داشته باشند.

پى نوشت ها:

1ـ هارلوك، رشد كودك، ص 499 به نقل از: ناصر بى ريا، روان شناسى رشد با نگرش به منابع اسلام، تهران، سمت، 1375، ج 2، ص 854.

2ـ همان، ص 885.

3ـ روم: 21.

4ـ محمّدبن يعقوب كلينى، فروع كافى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1350، ج 6، ص 59.

5- محمّد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، قم، مؤسسه در راه حق، 1405 ق، ج 10، ص 706.

6-همان، ج 10، ص 700.

7-همان، ص 721.

8-محمّدجواد طبسى، حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1376، ص 25 و 26.