خانواده مستبد(3)

راهکارهای مقابله با آسیب ها

برای پیشگیری از آثار مخرب تربیتِ آمیخته با اکراه و تحمیل، لازم است به این راهکارها توجه کنیم:
1. رعایت تدریج و پرهیز از شتاب زدگی

فرایند تربیت، مستمر و تدریجی است و نمی توان بدون در نظر داشتن موقعیت مناسب، برنامه ی تربیتی ویژه ای را به صورت شتاب زده اجرا کرد. این حقیقت نه فقط درباره ی کودکان، که درباره ی بزرگ سالان نیز صادق است. و نه تنها درباره ی انسان های عادی، بلکه در تربیت اولیای خدا نیز رعایت شده است تا آنجا که خداوند متعال، رسول گرامی خود را از عجله کردن هنگام دریافت وحی باز می داشت. البته رسول خدا (ص) به دلیل عشق و علاقه ی فراوان و با انگیزه ی مقدس ابلاغ کلام الهی، هنگام نزول وحی، شوری ویژه داشت که سبب می شد برای دریافت وحی عجله کند،(1) ولی از آنجا که نفس عجله کردن گاه مشکلاتی پدید می آورد خداوند فرمود: «و لاَ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ؛(2) پیش از آنکه وحی قرآن تمام شود، درباره ی آن عجله مکن».
همچنین خداوند متعال هنگامی که در تربیت اخلاقی مسلمانان می خواهد آنان را از شراب خواری و قماربازی منع کند، بدون شتاب زدگی و با نازل کردن آیات قرآن در چندین مرحله، به تدریج آنان را با این احکام شرعی آشنا و به عمل به این احکام، ترغیب می کند.(3)
بنابراین، اگر به کودکان اجازه دهیم برای کشف مطلبی که سه روز وقت لازم دارد، به همان اندازه وقت صرف کنند، به شتاب رشد فکری آنان بیشتر کمک کرده ایم تا اینکه بخواهیم همان مطلب را در مدت کمتری به آنها یاد دهیم. این سرعت شتاب زا، نه تنها به یادگیری معنا دار و تربیت درونی کمکی نمی کند، بلکه خود موجب کندی یا توقف نیز می شود.(4)
یکی از صاحب نظران تربیت می گوید:
این مسئله را از گنجشک بیاموزید. بچه ی گنجشک وقتی پر در می آورد، همان روز نمی پرد؛ بلکه مادر، او را به تدریج آموزش پرواز می دهد. در مرحله ی اول، او را به اندازه ی یک متر به پرواز در می آورد، دوباره خود به پایین می پرد. باز مادر دو متر پایین تر می پرد و جوجه تلاش می کند که خود را به مادر برساند؛ به این صورت، جوجه گام به گام مهارت پرواز را به دست می آورد.(5)
البته گفتنی است که نباید موضوع تدریج و پرهیز از شتاب زدگی در تربیت اخلاقی را با کندی و از دست دادن فرصت ها خلط کرد. سرعت در تربیت به این معناست که بدون فوت وقت، مراحل تربیتی را که با تخصص و کارشناسی تعیین شده است، اجرا کنیم و کمترین لحظه ها را هدر ندهیم. امیرالمومنین (ع) در کلامی کوتاه، مالک اشتر را از افتادن در ورطه ی افراط( عجله) یا تفریط (کندی و از دست دادن فرصت ها) باز داشته و به پیمودن طریق وسط (سرعت بدون شتاب زدگی) توصیه کرده اند:
«ایاک و العجله بالامور قبل اوانها والتساقط فیها عند امکانها؛(6) از عجله کردن درباره ی کارهایی که وقتشان نرسیده، یا سستی در کارهایی که امکان عمل آن فراهم شده، بر حذر باش».
2. تبیین و روشنگری

به همان میزان که اکراه، اجبار، تحکم و تحمیل، بی رغبتی و گریز فرزندان را در پی دارد، تبیین موضوع و روشنگری درباره ی دلیل و فلسفه ی آن، رغبت و علاقه ی آنها را به محتوا و پیام تربیت اخلاقی در پی خواهد داشت. آن گاه که متربی از علت و دلیل تکلیف آگاه نیست، آن را تحمیلی دانسته، به گونه ای از زیر بار آن شانه خالی می کند، ولی آن گاه که به حکمت و اسرار آن پی می برد، بدون نیاز به تأکید و الزام، آن را می پذیرد.
در قرآن کریم موضوع تبیین و روشنگری از چنان جایگاه تربیتی برخوردار است که خداوند متعال در آیات متعددی، تبیین آیات را زمینه ای برای ایجاد تقوا (کذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ)‌(7)، تفکر (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ‌)(8)، تذکر (وَ یُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ‌)(9)، تعقل ( کذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‌)(10)، تشکر (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‌)(11)، و هدایت (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ‌)(12) معرفی کرده است.
موضوع تبیین علت ها و روشنگری، چنان جایگاهی در دین مبین اسلام دارد که محدث بزرگوار، شیخ صدوق(رحمه الله)، کتابی قطور مشتمل بر روایات مربوط به علت های احکام و وظایف دینی منتشر کرده است. در تربیت اخلاقی نسل کنونی نیز، اگر به جای تحکم و اجبار در رعایت مسائل اخلاقی همچون پوشش، نگاه، روابط با نامحرم و … به تبیین دقیق موضوع و علل و پیامدهای آن پرداخته شود، به جای ابتلا به عوارض تربیت تحمیلی، از نتایج ارزشمند تربیت خودجوش، درونی، ریشه دار و غیر وابسته به عوامل بیرونی، بهره مند خواهیم شد.
3. تغافل و بی اعتنایی

همچنان که در بحث «نمودها و جلوه ها» گذشت، برخی مربیان نظارت مستمر و جدی بر اعمال و رفتار متربی را لازمه ی تربیت صحیح می دانند و بر این باورند که باید خطاها و لغزش های او را بلافاصله به رُخش کشید، حال آنکه نظارت مستقیم و تذکر دادن به خطاها، افزون بر آنکه عزت نفس متربی را متزلزل می کند، او را به تظاهر، مقاومت و … نیز وا می دارد.
مادر یکی از دانشجویان دختر، که از ارتباط او با مردی متأهل آگاه شده بود، شماره ی کیلومتر شمار وسیله ی نقلیه ی او را بررسی می کرد و هرگاه متوجه می شد دخترش مسافتی بیش از مسافت منزل تا دانشگاه را پیموده، می فهمید که به ملاقات آن مرد رفته است؛ از این رو دخترش را توبیخ می کرد. دختر نیز که از شگرد مادر آگاه شده بود، وسیله ی نقلیه را در نقطه ی معیّنی پارک می کرد و بقیه ی مسافت را تا وعده گاه شیطانی با تاکسی می پیمود! این امر نشان دهنده ی آن است که نظارت آشکار و گسترده، نقش مؤثری در تغییر رفتار نامطلوب فرد ندارد. به همین دلیل، روش تغافل یکی از روش های مؤثر تربیتی است و موجب می شود مربی بتواند با استفاده از روش های غیر مستقیم، متربی را از اعمال ناشایست باز دارد و به رفتارهای مطلوب ترغیب کند. در مثالی که یاد شد، مادر دختر می تواند خود را درباره ی این موضوع نا آگاه نشان دهد و در رفتار و گفتار خود کمال اعتماد را به دخترش ابراز دارد. این ابراز اعتماد، افزون بر حفظ عزت و کرامت دختر، موجب می شود تا ارتباط صمیمانه ی او با مادر همچنان برقرار بماند. حفظ ارتباط مادر و فرزند، زمینه ی طرح سؤالاتی دختر را به پیامدهای این ارتباط متوجه سازد. برای مثال، مادر می تواند با لحنی صمیمانه و عاری از هر نوع تحکم، بپرسد:
آیا قصد تو ازدواج با مردی همسردار است؟
اگر چنین قصدی داری، چه تصویری از آینده ی زندگی مشترک و اختلافات با او و همسرش خواهی داشت؟
اگر به قصد ازدواج با او دیدار نمی کنی، فکر نمی کنی که این ارتباط زمینه ی علاقه و دل بستگی تو به او را ایجاد کند؟
گمان نمی کنی که این دل بستگی، برای ازدواج تو مشکل ساز شود و خواستگاران مناسب خود را از دست بدهی؟
تصور نمی کنی که این علاقه، زندگی خانوادگی تو با فردی دیگر را تحت الشعاع قرار دهد؟ و …
مسلّماً چنین دختری، طرح این پرسش های مادر را محبت و دل سوزی او به شمار می آورد و با تاّمل درباره ی آنها، امید به اینکه او از درون، خودش به جواب مناسب برسد و این رفتار را ترک کند، افزایش می یابد.
4. تشویق رفتار صحیح

آن گاه که فرزند، رفتاری صحیح و متفاوت با رفتارهای نامطلوب پیشین انجام می دهد، می توان با تشویق آن رفتار، نظر وی را به رفتار مطلوب جلب کرد و به گونه ای آزادانه و غیر تحمیلی، او را به سوی رفتار مطلوب برانگیخت.
امام علی (ع) در روایتی، به نقش بازدارندگی این نوع تشویق اشاره می کنند: «گنهگار را با پاداش دادن به نیکوکار، [از کار زشت] باز دار».(13)
نتیجه ی تحقیقات مادسن و دیگران که در مبحث پیامدها به آن توجه کردیم نیز نشان می دهد، آن گاه که معلم درباره ی بی نظمی شاگردان و حرکات آنان از روی صندلی به اطراف کلاس، از خود بی توجهی نشان می داد و در مقابل، شاگردانی را که سر جای نشسته و مشغول فعالیت های کلاس بودند تشویق می کرد، بی نظمی دانش آموزان به میزان بسیار کاهش می یافت.
امام علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر، اهمیت تشویق را در تقویت صفت اخلاقی شجاعت و درمان کسالت و سستی فرماندهان نظامی یادآور می شوند:
«پی در پی سران سپاهت را تشویق کن و کارهای مهمی که انجام داده اند برشمار؛ زیرا یادآوری کارهای نیک آنها شجاعاتشان را به حرکت بیشتر وادار، و آنان را که در کار کندی می ورزند، به کار تشویق می کند».(14) البته فراموش نکنیم که افراط در تشویق نیز ممکن است آسیب زا باشد، که در بخش «وابستگی به ارزش های دیگران» بدان اشاره کردیم:
5. تکرار متنوع و دل نشین

تکرار مطلب، عامل مهمی در یادگیری و عمل به مقتضای آن است. بر همین اساس، یکی از شیوه های مرسوم در تربیت، تکرار است. امام خمینی (ره) در تشریح دلیل تکرار قصه های قرآن می فرمایند: اینکه قصه های قرآنی مثل قصه ی آدم و موسی و ابراهیم (ع) و دیگر انبیاء مکرر ذکر شده برای همین نکته است که این کتاب، کتاب قصه و تاریخ نیست، بلکه کتاب سیر و سلوک الی الله و کتاب توحید، معارف، مواعظ و حکم است و در این امور، مطلوب تکرار است تا در نفوس قدسیه تأثیری کند و قلوب از آن موعظت گیرد.(15)
در عین حال، این نکته حایز اهمیت است که اگر تکرار به صورت یک نواخت و ملالت آور صورت پذیرد، تداعی کننده ی نوعی تحمیل در متربی خواهد بود. فرزند، این گونه تکرار را به منزله ی فشار بیرونی تلقی می کند که می خواهد او را به سمت خواسته های والدین سوق دهد. بنابراین، لازم است پدر و مادر از شیوه هایی متنوع و دل نشین برای تکرار و تأکید مطالب مهم خود استفاده کنند. از این رو، حضرت امام خمینی (رحمه الله) در ادامه ی مطلب پیشین فرموده اند.
به عبارت دیگر، کسی که بخواهد تربیت و تعلیم و انذار و تبشیر کند، باید مقصد خود را با عبارات مختلفه و بیانات متشتته، گاهی در ضمن قصه و حکایت و گاهی در ضمن تاریخ و نقل و گاهی به صراحت لهجه و گاهی به کنایت و امثال و رموز، تزریق کند تا نفوس مختلفه و قلوب متشتته هر یک بتوانند از آن استفاده کنند.(16)
خداوند متعال نیز در قرآن کریم، تکرار مطالب را با تنوع و تغییر توأم ساخته و زمینه ی دل نشینی پیام و محتوا را فراهم ساخته است. تعبیر «صرفنا» در آیه ی: وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا(17) گویای همین مطلب است؛ چرا که «صرف» به معنای باز گرداندن جهت چیزی، یا تغییر حالت آن است.(18)
بنابراین، قرآن کریم برای تذکر به مردم، از آیات و مثال های گوناگون و متنوعی بهره گرفته و هر چند همه ی آنها در یک جهت و دارای هدفی یگانه است، تنوع آنها، دل نشینی پیام را برای مخاطب به ارمغان می آورد.
در تربیت اخلاقی نیز والدین می توانند با استفاده از شیوه های گوناگونی همچون پرسش، بیان تمثیلی، نقل داستان، استفاده از قالب های هنری، موعظه، تشویق به مطالعه، بحث و گفت وگو و … پیام خود را به صورت مکرر و دل نشین به متربی ابلاغ کنند و به این ترتیب، پیام را از قالب و محتوای تحمیلی عاری سازند.

1. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج 13، ص 13.
2. طه (20)، 114.
3. آیات 67 نحل، 219 بقره، 43 نساء و 90 و 91 مائده، به ترتیب در همین زمینه نازل شده اند.
4. عبدالعظیم کریمی، تربیت چه چیز نیست؟، ص 109.
5. محی الدین حائری شیرازی، مثل ها و پندها، ج 6، ص 30.
6. نهج البلاغه، نامه ی 53.
7. بقره (2)، 187.
8. بقره (2)، 219.
9. بقره(2)، 221.
10. بقره (2)، 242.
11. مائده (5)، 89.
12. آل عمران(3)، 103.
13. قال علی(ع): ازجر المسیء بثواب المحسن (نهج البلاغه، حکمت 177).

منبع : حسین زاده، علی؛ خانواده موفق: ارتباط والدین و فرزندان (1390)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله) و دانشگاه کاشان، چاپ اول.