خانواده شیعی » مقالات تخصصی » خانواده »

خانواده در اندیشه و سیره عملی امام خمینی(ره)

مقدمه
نهاد خانواده به اقتضای نیاز‌های طبیعی، عاطفی و اجتماعی انسان‌ شکل گرفته و پیشینه به درازای تاریخ بشر بر روی زمین دارد. با وجود این، نهاد خانواده تا امروز برای دانشمندان و صاحب‌نظران کاملاً شناخته شده نیست و هرکدام از آن تعریف خاص خود را دارند. هم‌ چنین، عامه مردم، نگاه‌های متفاوت و برخوردهای مختلف و گاه متضادی را نسبت به خانواده از خود آشکار می‌سازند. به همین جهات بررسی علمی خانواده با مشکلات زیادی روبه‌ رو است.
آسیب‌شناسی بنیادی خانواده به شناخت درست ونزدیک به واقع این نهاد بستگی دارد و تا این شناخت محور مباحث نباشد این کاروان راه به جایی نخواهد برد. برای این‌که بتوانیم نهاد خانواده را درست بشناسیم، فقط یک راه وجود دارد و آن رسیدن به تعریف، برنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی است که دین اسلام برای نهاد خانواده ارائه کرده است.
در این راستا چند سؤال مطرح می‌شود که مقاله می‌کوشد به آن پاسخ دهد: آیا دین اسلام برای نهاد خانواده برنامه و دستورالعمل ارائه کرده است؟ آیا همه برنامه‌هایی که به نام اسلام ارائه شده و دستورالعمل‌هایی که در خانواده‌های مسلمانان به نام دین به مرحله اجرا گزارده می‌شود، قابل اعتماد است؟ اگر چنین نیست پس چه باید کرد؟ آیا در این میان کسی یا کسانی هستند که اندیشه و سیره عملی آنان در نهاد خانواده بازگوکننده برنامه‌ها و دستورالعمل‌های دین اسلام باشند؟
یکی از فقهایی که توانست اسلام را درست بشناسد و مهم‌تر این‌که آن را در زندگی خود پیاده کند، امام خمینی(ره) بود. علامه شهید محمد باقر صدر درباره امام چنین می‌گوید: در امام خمینی(ره) ذوب شوید چنان‌ که ایشان در اسلام ذوب شده است. مقاله حاضر اندیشه و سیره خانوادگی امام خمینی(ره) را به بحث نهاده و به قدر توان در پی معرفی این الگوی عملی برای خانواده‌های مسلمان است.

اهمیت و نقش خانواده

امام خمینی(ره) نهاد مقدس خانواده را از بنیادی‌ترین، مهم‌ترین، طبیعی‌ترین و تأثیرگذارترین نهادهای اجتماعی می‌داند و در باره آن می‌فرماید: “نقش خانواده و خصوص مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان بسیار حساس است. اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد، به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسان‌تر خواهد بود. اساس تربیت از دامان پاک مادران و جوار پدر شروع می‌شود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایه‌ریزی می‌شود.”۱
امام یکی از مهم‌ترین وظایف‌ خانواده را نقش تربیتی آن می‌داند. این خانواده است که اساس و بنیان صحیح تربیت، باید درآن نهاده شود. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در باره نهاد مقدس خانواده چنین می‌فرماید: “ما بنی بناء فی الاسلام احبّ الی الله عزّوجل من التزویج؛۲ در اسلام بنایی[نهادی] که نزد خداوند محبوب‌تر از ازدواج باشد، نهاده نشده است”. در مکتب اسلام نهاد خانواده جایگاهی منحصر به فرد و بی‌بدیلی دارد که هیچ سازمان و نهادی نمی‌تواند کارآیی آن را داشته باشد.
امروزه بسیاری از کشورها، نظام آموزش و پرورش را همانند قلب در بدن می‌دانند و بیشترین بودجه را به این وزارت خانه اختصاص می‌دهند. دین اسلام با آن‌همه ارزش و اعتباری که برای علم و علم‌آموزی قائل است، برای نهاد مقدس خانواده بیش از آن ارزش قائل است؛ چنان‌چه امام فرمود: اگر فرزندان در دامان مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسانتر خواهد بود. به همین جهت، اهمیت و کارآیی خانواده بیش‌تر از آموزش و پرورش رسمی است.

جایگاه زن و مرد در نهاد خانواده

ارکان اصلی نهاد خانواده، مرد و زنی هستند که با پیوند زناشویی پایه‌های این نهاد را تشکیل می‌دهند. برای شناخت این نهاد ساده و در عین‌ حال مهم و تأثیرگذار، بهتر است در قدم اوّل، نظر امام را نسبت به این پایه‌ها و ستون‌ها بدانیم؛ چون دانستن نظر ایشان که همان نظر اسلام است، درباره زن و مرد، تأثیر زیادی در جایگاه آنان در داخل نظام خانواده دارد.
امام در این باره می‌فرماید: “اسلام زن‌ها را در مقابل مردها قرار داد؛ نسبت با آن‌ها تساوی دارند. البته یک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است، یک احکام خاص به زن است. این نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است.”۳
از سخنان امام خمینی(ره) به دست می‌آید که ما در بحث خانواده، با دو انسانی سروکار داریم که در اصل انسانیت هیچ فرقی باهم ندارند و هم‌سانند؛ البته هرکدام ویژگی‌های خاص خودش را نیز دارند. زن و مرد در عین همسانی نوعی و انسانی، از ویژگی‌های جسمی و روانی متفاوت نیز برخوردار هستند. تفاوت‌ها به گونه‌ای است که وقتی در کنار هم قرار می‌‌ گیرند، مکمل‌ می‌شوند و از زن و مرد ناقص، انسانی کامل به وجود می‌آید.
امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: “لایزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا؛۴ مادام که تفاوت‌ها در میان مردم موجود باشد، خیر و صلاح مردم تضمین شده است و آن زمان که تفاوت‌ها برداشته شود، هلاکت و نابودی مردم قطعی است.”
بنابراین، پویایی، تکامل و سعادتمندی در تفاوت‌هاست؛ بدین معنا که باید از توانایی‌هایی که منشأ آن گرایش‌ها و سلیقه‌های مختلف است، استفاده کنیم. اگر تمایزها را برداریم، دیگر زن و مرد بودن و تشکیل نهادی به نام خانواده معنا ندارد.
واقعیت‌های موجود در خانواده و کارهای اجتماعی، درک و پذیرش اصل تفاوت‌ داشتن را آسان‌‌تر کرده است. همگی می‌دانیم که نادیده گرفتن تفاوت‌های طبیعی و سعی در همانندسازی زن و مرد در غرب، هلاکت و نابودی نظام خانواده را در پی‌داشته است.
پس ارکان نهاد خانواده مرد و زنی هستند که در اصل انسانیت هیچ برتری نسبت به یکدیگر ندارند. اما تفاوت‌هایی دارند.

دقت در انتخاب همسر

بحث انتخاب همسر را با یک پرسش آغاز می‌کنیم: آیا هر مرد و زن به صرف این‌که یکی مرد و دیگری زن است، می‌توانند با هم زندگی مشترکی داشته باشند؟
در پاسخ به این پرسش، امام خمینی(ره) می‌فرماید: “اسلام، انسان‌ساز است؛ می‌خواهد انسان درست کند. قبل از این‌که شما ازدواج کنید به زن گفته است چه مردی را انتخاب کن به مرد گفته چه زنی را انتخاب کن و… آنی[توجه به ویژگی‌های شریک زندگی] که همه قوانین دنیا از آن غفلت دارند، هیچ توجه به آن ندارند اسلام به آن توجه دارد.”۵ می‌بینیم که امام صرف زن و مرد بودن را کافی نمی‌داند بلکه به چگونه بودن آنان نیز توجه کرده است. امام در نامه‌ای که به فرزندش، فریده مصطفوی، نوشته‌اند به این امر توجه نموده اند: “نامه شما واصل، از سلامت شما خوش‌وقت شدم. قبلاً جواب نامه شما را داده‌ام و تبریک امر خیر را گفته‌ام [ازدواج خانم فرشته اعرابی نوه امام] امید است خداوند تعالی برای آن‌ها سعادت و سلامت و خیر مقدر فرماید. مورد بسیار خوب است، لابد خود جوان را هم تحقیق کرده‌اند و…”۶
از محتوای نامه به دست می‌آید که در زندگی خانوادگی امام به این دستورالعمل اسلامی که با چه کسی باید ازدواج کرد اهتمام داشته و به آن عمل می‌کردند. نکته دیگری که از نامه امام استفاده می‌شود این است که ایشان خانواده داماد را می‌شناخته و مورد تأیید بوده است. پس توجه به این‌که خانواده‌های دختر و پسر، خانواده‌های خوبی باشند مهم است؛ اما کافی نیست. لذا امام این دغدغه را داشته که خود داماد چگونه جوانی باشد: “لابد خود جوان را هم تحقیق کرده‌اند.” با این‌که این احتمال را می‌داده است که در چنین خانواده‌ای جوان شایسته‌ای تربیت شده باشد.
در باره گزینش همسر و ملاک‌های آن از سوی معصومان(علیهم السلام) تأکیدات زیادی شده است. (انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک و امانتک)؛۷ نگاه کن که وجود و هستی خود را در کجا قرار می‌دهی، چه کسی را شریک زندگی، محرم راز و امانت‌دار خود قرار می‌دهی”. سخن امام، نشان‌گر عمق و ژرفای زندگی مشترک است؛ زیرا در آن، صحبت از تلاقی و پیوستن دو روح است.

ارزش و اعتبار خانه‌ داری

“خانه‌داری” در عرف عام، در مقابل “اشتغال” به کار برده می‌شود. در این اصطلاح، “اشتغال” به معنای حضور در خارج از منزل و پرداختن به کاری معین در وقتی مشخص و با حقوق و مزایای تعیین شده است و خانه‌داری نوعی حضور بی‌اجر و پاداش در محیط خانه دانسته شده که فایده چندانی بر آن مترتب نیست و نوعی بیکاری تلقّی می‌شود.۸
حال باید دید، آیا اسلام هم خانه‌داری را کاری بی‌فایده و نوعی بیکاری می‌داند؟ یا خیر؟ چنان‌چه که در بحث اهمیّت و نقش خانواده دیدیم، امام در محیط خانواده، زن را محور اصلی تربیت انسان به شمار می‌آورد و دامان پاک مادران را اولین کانون تربیتی که سعادت و شقاوت انسان‌ها در آن رقم زده می‌شود، می‌داند. بنابراین به نظر امام، خانه‌داری از مهم‌ترین اشتغالات محسوب می‌شود که کمتر کاری به اهمیّت آن است. خانم فریده مصطفوی از نوادگان امام می‌گوید: “نوه‌های آقا همه شلوغ بودند، امام به دختر من که از شیطنت بچه خود گله می‌کرد می‌گفتند: من حاضرم ثوابی که تو از تحمل شیطنت حسین می‌بری، با ثواب تمام عبادات خودم عوض کنم.”۹
امام به فرزندانش سفارش می‌کنند که هوای مادرتان را داشته باشید. “مادران گرچه همه نمونه‌اند لکن بعضی از آنان از ویژگی‌های خاصی برخوردارند و من در طول زندگی ما مادر محترم تو و خاطراتی که از او در شب‌هایی که با اطفال خود می‌گذراند و در روزها نیز دارم، او را دارای این ویژگی‌ها یافتم. اینک به تو ای فرزند [سید احمد خمینی] و به سایر فرزندانم وصیت می‌کنم که کوشش کنید در خدمت به او و در تحصیل رضایت او پس از مرگ من، همان‌گونه که او را از شما راضی می‌بینم در حال زندگی و پس از من بیشتر در خدمتش بکوشید.”۱۰
در اعتبار و ارزش خانه‌داری همین بس که امام حاضر است تمام ثواب عبادت خود را با ثواب خانه‌داری نوه‌اش عوض کند. جای تأسف نیست که جامعه اسلامی از این مبانی بسیار مهم اسلامی که می‌تواند راه‌ گشای بسیاری از مشکلات خانوادگی که به خاطر اشتغال زنان در خارج از منزل به وجود می‌آید، بی‌اطلاع باشد. این بدان معنا نیست که امام با اشتغال زنان در خارج از خانه مخالف باشد؛ بسیاری از خانم‌ها به خاطر این‌که خانه‌داری را نوعی کلفتی و بردگی می‌دانند، برای آزادی و مفید نشان دادن خود به کارهای بیرون از خانه روی می‌آورند و می‌بینیم که این گرایش در میان خانم‌ها، روز به روز افزوده می‌شود.
نکته دیگری که از سیره عملی امام استفاده می‌شود این است که اهمیت دادن به کارهای داخل خانه و محترم شمردن آن، سبب می‌شود که زن نسبت به وظیفه خویش در قبال خانواده که هماهنگ با فطرت، سلیقه و توانایی آنان است دچار شک و تردید نشود.

در اولویت بودن خانواده

نکته بسیار مهم و کابردی که در زندگی خانوادگی امام خمینی(ره) وجود داشت، این بود که ایشان در هیچ شرایطی از خانه و خانواده غافل نبوده است. این نقطه برجسته در کارنامه کسی است که مشغله‌های زیاد و مهمی داشت. با آن‌همه دردسری که برای امام به وجود می‌آوردند، امام وقتی را برای خانواده گذاشته، برای آن‌ها نامه می‌نویسد و مرتب خانواده را در جریان کارهای خود قرار می‌دهد و از احوال آن‌ها نیز با خبر می‌شود.
امام در نامه‌ای به همسرش می‌نویسد: “مرقوم شما پس از مدت‌ها انتظار واصل شد [همسر امام برای دیدن اقوام به ایران آمده بود] مثل این‌که شما از نجف که خارج شدید دیگر از فکر ماها بیرون رفتید و خیال نکردید از دیر آمدن کاغذ، ما نگران می‌شویم. در هر حال ان‌شاء‌الله تعالی خوش و سالم باشید. ماها بحمدالله تعالی سلامت هستیم و می‌گذرانیم و… از سلامت خودتان ولو به دو کلمه ما را در هر هفته یا لااقل در هر دو هفته مطلع کنید و…”۱۱
وقتی این نامه امام را می‌خواندم به یاد آن جمله دختر امام افتادم که فرموده بود: امام چیزی را از ما نمی‌خواست، مگر این‌که خودش قبلاً آن را انجام داده بود. لذا کنج‌کاو شدم به تاریخ نامه‌های ارسالی از امام که برای خانواده‌ محترم‌شان فرستاده بود، دقت کنم؛ دیدم بسیار پیش آمده که امام هر هفته از نجف برای خانواده خود نامه‌ای فرستاده است. مثلاً در فروردین ۱۳۵۱، سوم فروردین به احمد آقا، چهارم فروردین به دخترش فریده و احمد آقا، سیزدهم فروردین به احمد آقا و بیست و هفتم فروردین به احمد آقا که احوال همه خانواده را جویا شده است.
امام خمینی(ره) در مناسبت‌ها و اعیاد بیش از پیش به فکر خانواده بودند. در میان نامه‌های امام به چند نامه برمی‌خوریم که عید را به خانواده تبریک گفته و برای هریک عیدی نیز فرستاده است: “احمد عزیزم مرقوم مورخ ۱۰ صفر واصل، سلامت و سعادت شما را خواهانم و… مبلغ یک هزارتومان فرستادم برای عیدی شما و خانم محترمه و سه دختر[دختران امام] هر یک، دویست تومان.”۱۲
اهتمام امام به خانواده و در اولویت قرار دادن آن، برای بسیاری از خانواده‌ها می‌تواند الگوی خوبی باشد. کم‌نیستند کسانی که به خاطر کارهای اقتصادی، تحقیقاتی و… خانه و خانواده را به کلی فراموش کرده‌اند که مشکلات جبران ناپذیری را در پی‌داشته است.

مهرورزی و اظهار آن به همسر

مبنای تشکیل خانواده، علاقه درونی و عشق پاک است که زن و مرد نسبت به یک‌دیگر پیدا می‌کنند. خداوند می‌فرماید: (وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً)؛۱۳ “و در میان‌تان مودّت و رحمت قرار داد”. پس مهر و محبّت میان همسران، از ارکان اصلی زندگی مشترک و خانوادگی می‌‏باشد. به عبارت دیگر، زندگی واقعی یعنی رابطه ‏ای سرشار و لبریز از محبّت.
پیداست که دوستی و محبّت در آغاز تشکیل خانواده، امر لازمی است که در حقیقت محرک زندگی جدید به حساب می‌آید و همین‌ طور تداوم و حیات این زندگی نیز به دوستی و محبّت بستگی دارد. یکی از مواردی که موجب آسیب جدی در روابط زناشویی می‌‏شود، این است که زن یا مرد، احساس کند همسرش نسبت به او بی‌‏توجه و یا نسبت به گذشته کم‌علاقه شده است. مرد یا زنی که چنین تصوری را از طرف مقابل‏ در ذهن داشته باشد، احساس بی‌‏ارزشی و پوچی خواهد کرد که در نهایت این بی ‏توجهی و بی‌‏محبّتی، زمینه‏ ساز تنش و اختلاف می‌شود.
این بحث را در سیره عملی امام خمینی(ره) که گوش به زنگ نیازهای روحی و روانی همسرش‌ بود، پی می‌گیریم. امام نامه دارد به همسرش که می‌توان از لابلای آن به رابطه‏ ای سرشار و لبریز از محبّت ایشان با همسرش پی‌برد: “تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.
عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف، یک کشتی فردا حرکت می کند، ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست، امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت. بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم‌تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است، جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت [سیدمصطفی] قدری تنگ شده است. امید است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید. من از قبل همه نایب‌الزیاره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر [علوی] سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.”۱۴
این نامه توانسته دورنمایی از زندگی خانوادگی امام را به تصویر بکشد. زندگی خانوادگی امام، حکایت از آن دارد که احساس عاشقانه نه تنها حفظ که روز به روز تقویت و جوانه‌های بیشتری برای شکفتن پیدا ‌کرد است. امام در نهاد خانواده و کنار همسر به آن آرامش و سکون و محبّتی که خداوند نوید آن را داده رسیده است.۱۵ حالا که از آن شهری با صفا که جویبارهای عشق و محبت در آن جاری و نسیم آرامش در آن می‌وزد، دور شده، بی‌تابی می‌کند. هیچ شهر و منظره زیبایی حتی عروس خاورمیانه لبنان نمی‌تواند به دل امام بچسبد. “صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد”

امام خمینی(ره) و فرزندان
کودک، انسانی کوچک است، با همان روح و حساسیت یک انسان بزرگسال. مشکل از اینجا است که کوچکی او بر رفتار، عکس‌العمل و قضاوت‌های ما تاثیر می‌گذارد. بسیاری، کودکان را دست‌کم می‌گیرند، چرا که آنان به لحاظ ظاهری کوچک و ناتوانند. روی هم رفته این نگاه‌ها و به تبع آن قضاوت‌ها، سبب شده انسان به تنهایی نتواند مسیر کمال را برای کودکان خویش ترسیم نماید. یکی از دانشمندان به این عجز و ناتوانی اعتراف می‌کند: “نشان دادن دورنمای زندگی ممکن نیست؛ زیرا زندگی اساساً راز نهانی است و رودخانه‌ای است که سرچشمه آن نا پیداست و در سیر تکامل آن نکته‌ها و باریکی‌های بی پایانی است که اندیشه را در آن راه نیست تا چه رسد به بیان و گفتار”.۱۶
حق این است که انسان بدون کمک و راهنمایی دین، قادر نخواهد بود که راه درست را پیش پای فرزندانشان بگذارند. گرچه علماء و دانشمندان تلاش‌های بی‌وقفه و ارزشمندی در زمینه‌ کشف دنیای کودکان و نوجوانان انجام داده‌ و راهکارهای زیادی را ارائه کرده‌اند.
امام خمینی(ره) با الهام از منبع وحی و الگوگیری از زندگی اهل‌بیت(علیهم السلام) توانسته‌ برنامه‌های جامع و کاملی برای فرزندان خویش ترسیم نماید و آن را در رفتار خود با فرزندان عملی سازد. آن‌چه برای ما در این قسمت مهم است، سیره عملی امام در برخورد با فرزندان است.

۱- شناخت و درک فرزند

یکی از مسائل بسیار مهم و حیاتی در مواجهه با فرزند، شناخت و درک آن است. پس از شناخت این عضو جدید و تازه از راه رسیده، می‌توان در باره آینده او تصمیمات بهتری اتخاذ نمود.
تضاد اندیشه و افکار بین نوجوان و کهن سال، طبیعی و بر اساس حکمت و مصلحت است. در رفتار با فرزندان، مهم درک این تضاد‌ها و احترام گذاشتن به افکار آنان است. بسیاری از اختلافات و بی‌نظمی‌هایی که خانواده‌ها با آن مواجه‌اند، ناشی از پافشاری هریک از والدین و فرزندان بر افکار خود و تحمیل آن بر دیگری است. امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: “بچه شیطون است او باید شیطنت کند و بچه‌ای که یک گوشه بیفتد و بخوابد، چهارزانو بنشیند، این بچه نیست، بزرگسال است.”۱۷
فرمایش امام در باره کودکان، نشانگر این مطلب است که عالم کودکی با بزرگسالی تفاوت دارد؛ یعنی سن کودکی اقتضای بازی‌گوشی دارد، در حالی‌که بزرگسالی اقتضای وقار و متانت. بنابراین، امام با دنیای کودکان آشنا بوده است. نکته بسیار مهم تربیتی که در این زمینه به دست می‌آید، این است که در مقام تعامل، این پدر و مادر و بزرگسالان هستند که باید خود را در شرایط سنی کودکان قرار دهند و با آن‌ها کودکی کنند نه این‌که از بچه‌ها بخواهند که مثل بزرگترها باشند.
امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: “من کان له ولد صبا؛۱۸ کسی که فرزند کودکی دارد، با او کودکی کند.”
چون که با کودک سروکارت فتاد پس زبانی کودکی باید گشاد

۲- توجه به نیازهای اساسی فرزند

این مرحله از حساس‌ترین دوران کودک به حساب می‌آید که دقت و آگاهی زیادی را می‌طلبد. بسیاری از این نیازها به گونه‌ای است که کودک خود قادر به ابراز آن نیست. این پدر و مادر هستند که باید با درایت و تیزبینی، نیازهای کودک را شناسایی و به آن پاسخ مثبت و مفیدی دهند.

۲-۱- بازی

بازی یکی از طبیعی‌ترین فعالیت‌هایی است که بیشترین وقت کودک را به خود اختصاص می‌دهد. کودک، ساعت‌ها بدون این‌که احساس خستگی و کسالت کند به بازی مشغول می‌شود. رمز این شور و شوق در این است که میل به بازی از درون او می‌جوشد و هیچ امر و نهی از بیرون دخالت ندارد. این خود از شگفتی‌های آفرینش است که در این سن و برای این روح لطیف، چنین شغل مورد علاقه‌ی را در نظر گرفته است. خانم “ماریا مونته سوری” پزشک و مربی تربیتی، بازی را مدرسه بزرگی می‌داند که کودک در آن پرورش می‌یابد و نیروی بدنی، ذهنی و اجتماعی او رشد می‌کند و برای زندگی کردن از هر جهت او را آماده می‌کند.۱۹
امام خمینی(ره) به این نیاز کودک توجه ویژه داشت. مرحوم حاج احمد آقا در باره بازی کردن امام با بچه‌ها، این‌گونه نقل می‌کند: “بارها شده بود که من وارد اتاق می‌شدم و امام مرا نمی‌دیدند. می‌دیدم که امام با زانو روی زمین نشسته‌اند و پسرم علی روی دوششان سوار است. خیلی دلم می‌خواست از آن صحنه‌ها عکس بگیرم، اما می‌دانستم که امام نمی‌گذارند.”۲۰
امام خمینی(ره) در بازی‌های بچه‌ها شرکت می‌کرد و بقیه خانواده را نیز راهنمایی می‌کرد که چه بازی‌هایی برای کودک مفید است. امام خطاب به فاطمه طباطبایی می‌گوید: “بگذار بچه آزاد باشد و بچه‌ها با محیط و طبیعت اطرافشان بازی کنند، بچه‌هایی که در خاک بزرگ می‌شوند خیلی سالم‌ترند تا آن بچه‌هایی که لای زرورق بزرگ می‌شوند.”۲۱

۲-۲- محبّت

محبت یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای کودک است. کودک، این موجود ظریف، لطیف و عاطفی، توان رو در رویی با بی‌مهری‌ها را ندارد. امام صادق(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند: “من قبّل ولده کتب الله عزّ و جلّ له حسنه و من فرّ حه فرّحه الله یوم القیامه و… ؛۲۲ کسی که فرزندش را ببوسد، خداوند در پرونده او عمل‌نیک می‌نویسد و کسی که فرزندش را خوشحال کند، خداوند او را در روزقیامت خوشحال می‌کند.”
در اهمیّت و ضرورت محبّت به فرزند، همین بس که خداوند، بوسیدن او را عمل‌ نیکو شمرده و برای مسرور کردن او پاداش قطعی در نظر گرفته است. در دیوان عدل الهی، پاداش دادن‌‌ها بدون حساب و کتاب نیست؛ (فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ)؛ بلکه بر اساس اعمال مفیدی که انجام داده‌اند، مستحق در یافت پاداش می‌شوند. پس اصل محبت و نیاز فرزند به آن یک امر مسلم و پذیرفته شده‌ا‌ی است.
در باره محبّت کردن امام خمینی(ره) به بچه‌ها مواردی زیادی نقل شده است که به چند نمونه اکتفا می‌کنیم: “علی، خیلی به امام علاقه داشت. در مقابل، آقا هم خیلی به ایشان علاقه‌مند بودند. روزی نبود که علی امام را نبیند. امام قبل از ظهر می‌خوابیدند، ما مواظب بودیم که مبادا علی آقا را از خواب بیدار کند. و… [بالاخره یک روز این اتفاق می‌افتد] این بچه خودش را روی آقا انداخت و آقا را بیدار کردند. ایشان بدون این‌که کوچک‌ ترین حرفی بزنند، بچه را بغل کردند و در آغوش گرفتند و بنا کردن به بوسیدنش.”۲۳
از سیره امام خمینی(ره) به دست می‌آید که ایشان، تنها به دوست داشتن و حتی به رفتارهای محبّت‌ آمیز با فرزندان اکتفا نمی‌کردند؛ بلکه این دوستی را به طرف اعلام می‌کرد که شما را دوست دارم. امام شعر زیبای در باره نوه عزیزش علی دارد که بیانگر همان ابراز دوستی است:
فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی از خم دوست جوانم به خم موی علی
طی‌کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست یاد آرم به خرابات چو ابروی علی
بنابراین در امر محبت، مهم این است که در کودک این باور به وجود بیاید که کسی او را دوست دارد. بهترین راهکار عملی امام خمینی(ره) برای تقویت این باور، ابراز و اعلام دوستی به فرزندان است.

۳- تربیت فرزندان

کودکان همگی با فطرت الهی و همراه با روحیاتی پاک و زمینه‌هایی آراسته زاده می‌شوند. این محیط است که با تأثیر مستقیم و غیر مستقیم، زمینه هدایت یا گمراهی را فراهم می‌آورد. مؤثرترین و نخستین آموزگاران تربیت فرزندان، والدین هستند. “تمدن بشری میراثی نیست که بدون کوشش و رنج از گذشتگان به دست آیندگان رسیده باشد، بلکه تمدن، میراثی اجتماعی است که بشر در به دست آوردن آن تلاش کرده و سالیان بی‌شمار در نگهداری آن کوشیده است. این میراث، جز به وسیله تربیت از نسلی به نسلی دیگر انتقال نیافته است؛ زیرا تربیت عامل انتقال اندوخته‌های فکری، ارزش‌های والای انسانی و خصلت های نیکو از پدران به فرزندان می‌باشد”۲۴
با توجه به شناخت و اعتمادی که فرزندان نسبت به والدین دارند، رفتار و کردار آن‌ها در ذهن خودآگاه و ناخودآگاه فرزندان نقش می‌بندد که کپی آن را در رفتار با دیگران ارائه می‌دهند. لذا برای الگوپذیری و اعتمادسازی هرچه بهتر فرزندان، پدر و مادر باید شرایط لازم را داشته باشند.

۳-۱- هماهنگی در گفتار و رفتار

زندگی خانوادگی امام خمینی(ره) نشان می‌دهد که ایشان آن‌چنان بین گفتار و کردارشان پیوند زده بود که فرزندان با تمام وجود، اندوخته‌های فکری، ارزش‌های والای انسانی و خصلت‌های نیکو را در وجود پدر لمس می‌کردند. خانم زهرا مصطفوی فرزند امام می‌گوید: “ایشان با عمل و سلوکشان بیشتر از سخنانشان به ما می‌آموختند، رفتار و کردار ایشان نمونه عینی اخلاق اسلامی را در ذهنمان تداعی می‌کرد و مصاحبت با ایشان اثر خاصی در روح و روان ما برجا می‌گذاشت. خوب به یاد دارم که آرام از خواب برمی‌خاستند و به نماز می‌ایستادند و سعی می‌کردند هنگام وضو، صدای گام‌هایشان آرامش دیگران را برهم نزند. غالباً دیگران را نه با کلام که با عمل به ادای فرایض دعوت می‌کردند و همواره سعی داشتند کلام حق را با حلاوت و شیرینی و آرامش و ملاطفت قرین سازند، هرگز در این خصوص به عتاب متوسل نمی‌شدند و عبادت خدا و انجام واجبات را در نظر دیگران سنگین و طاقت‌فرسا جلوه‌گر نمی‌ساختند. همسرم به جهت عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می‌کرد و به نماز وا می‌داشت. امام وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند که: “چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن” این کلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که برای اقامه نماز صبح به موقع بیدارم کنید.”۲۵
خانم فریده مصطفوی فرزند دیگر امام می‌گوید: “کارهای دینی به ما دیکته نمی‌شد، در خانواده وقتی ما رفتار امام را می‌دیدیم، خود به خود در ما تأثیر می‌گذاشت و همیشه سعی می‌کردیم مثل ایشان باشیم، ولو این‌که مثل ایشان نمی‌شدیم. از نظر تربیتی، خود ایشان برای ما یک الگو بودند، وقتی کاری را به ما می‌گفتند، انجام ندهید و ما می‌دیدیم که ایشان در عمرشان آن کار را نمی‌کنند، قهراً ما هم انجام نمی‌دادیم.
مثلاً به ما می‌گفتند: باید نماز بخوانید، خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می‌گرفتند و مشغول نماز خواندن می‌شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازی کردن بودیم و… ولی یک بارهم به ما نگفتند که الان دست از کارتان بردارید، موقع اذان است، دست از بازیتان بردارید و بایستید برای نماز.”۲۶
خانم فاطمه طباطبایی از امام نقل می‌کند: “با بچه‌ها روراست باشید تا آن‌ها هم روراست باشند. الگوی بچه‌ها، پدر و مادر هستند، اگر با بچه‌ها درست رفتار کردید، بچه‌ها درست بار می‌آیند، هر حرفی که به بچه‌ها زدید به آن عمل کنید.”۲۷
در این نموداری که امام خمینی(ره) آن را برای فرزندانش با رفتار خویش ترسیم ‌نموده شاخص‌های آن، ارتباط با خدا، صداقت و راستی و… به گونه‌ای است که نمی‌توان اندازه آن‌ها را با عدد و ارقام نشان داد. با توجه به این نمودار و شاخص‌های آن که فرزندان امام با تمام وجود آن‌ها را لمس کرده است، آثار تربیتی ژرف و ماندگاری را در وجود بچه‌ها نهادینه کرده است.
پیام امام خمینی(ره) به پدران و مادران این است که اگر آموزه‌ها، با این روش به فرزندان منتقل شوند، عمیق و ماندگار خواهد بود. لذا اگر مربّیان، با روش امام به سراغ فرزندان بروند، قطعًا پاسخ مثبت است.

۳-۲- مراقبت از فرزندان

پس از آشنا کردن فرزندان با هنجارها و هماهنگ بودن گفتار و رفتار، باید رفتار آنان را نیز کنترل و هدایت کرد. امام خمینی(ره) در قبال رفتارهای فرزندان، رضایت و خشنودی خویش را با کارهای مطلوب و نارضایتی و ناخشنودی را با کارهای نامطلوب آنان همراه ساخته بودند. خانم فاطمه طباطبایی نقل می‌کند: “یادم است که پسر کوچکم وقتی با تندی جوابم را می‌داد، آقا جداً از رفتار او با من ناراحت می‌شد، بعداً او را جداگانه می‌خواستند و می‌گفتند تو رفتارت با مادرت خیلی بد بود. به من می‌گفتند نباید رفتارش این گونه باشد. یعنی از کنار این قبیل مسائل به ظاهر ساده هم راحت رد نمی‌شدند.”۲۸
این عکس‌العمل امام در مقابل اشتباه بچه‌ها، نشان می‌دهد که ایشان تا چه اندازه به هنجارها اهمیت می‌دادند و در مقابل هنجارشکنی‌های آنان می‌ایستادند تا به فرزندان بفهماند که خواسته‌ها و رفتارهای آنان نمی‌تواند بی‌حد و حصر و بدون قاعده و قانون باشد.
خانم فاطمه طباطبایی در جای دیگر نقل می‌کند: “امام بعد از سن تکلیف بچه‌ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آن‌ها بود. همیشه از ما می‌پرسیدند: آیا شما می‌دانید بچه‌هاتان کی از خانه بیرون می‌رود و کی می‌آید، با چه کسانی رفت و آمد می‌کند و یا چه صحبت‌هایی می‌کند.”۲۹

۴- آموزش فرزندان

خداوند دانا، در باره ضرورت و کارآیی علم می‌فرماید: (یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ)۳۰ “ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از مرزهای آسمان‌ها و زمین بگذرد، پس بگذرد، ولی هرگز نمی‌نوانید، مگر با نیروی علم.” پس بهبودی زندگی مادی و معنوی انسان،‌ در گرو علم است. این علم است که به انسان کمک می‌کند که چگونه زندگی کند تا به هدف خویش نائل‌آید. امّا آنچه که مهم است و باید روشن شود، تعیین هدف است و این‌که علم با چه راهکار و مبنای می‌تواند ما را به آن هدف برساند.
امام در فراگیری علوم یک مبنا دارد و آن این است که انسان باید در هر رشته‌ای که تحصیل می‌کند، فقط یک هدف داشته باشد و آن هم رسیدن به قرب الهی است.۳۱ خانم فاطمه طباطبایی می‌گوید: ” امام در مورد تحصیل دخترانشان، اصرار نمی‌کردند که حتماً فلان رشته را بخوانید و یا فلان رشته را نخوانید. اساساً دخالتی در این امور نمی‌کردند. حداکثر این بود که توصیه به تحصیل علم می‌کردند. امام همیشه مشوق ادامه تحصیل آن‌ها بودند و تأکید می‌کردند که علم برایشان حجاب نشود.”۳۲
بنابراین امام خمینی(ره) درباره تحصیل فرزندان و این‌که در چه رشته‌هایی ادامه تحصیل دهند، فقط راهکار و مبنا معرفی کرده و آن این است که هدف از تحصیل رسیدن به قرب الهی باشد. پس هر علمی که انسان را به این هدف برساند مفید است. فرق نمی‌کند که موضوع این علم چه باشد؛ فقه، اصول، فلسفه، الهیات، تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد، فزیک، شیمی، طب و... به نظر امام، مهم این است که مبانی این علوم بر محوریت خدا و رسیدن به کمال طراحی شده باشد.
به این نکته باید توجه داشته باشیم، مبنایی را که امام خمینی(ره) برای تحصیل علوم در نظر گرفته، می‌تواند مبنایی کلیدی و راه‌گشا برای نظام آموزش و پرورش جامعه اسلامی نیز باشد. یعنی نظام آموزش و پرورش به علومی اجازه وارد شدن به این نظام مقدس را بدهد که با این مبنا سازگاری داشته باشند و یا این‌که خود هریک از علوم را تعریف نماید و علومی را که بر مبنای غیر الهی بنا شده، فقط از داده‌ها و اطلاعات آن استفاده شود و در صورت نیاز، مبانی آنان نیز مورد نقد و ارزیابی قرارگیرد.

نتیجه‌

تئوری‌پردازان مسائل خانواده به طور خاص و توده مردم به طور عام، نتوانسته اند راه‌حل مناسبی برای نهاد خانواده در نظر بگیرند و حاصل آن‌چه انجام شده، افراط و تفریط‌هایی است که در این زمینه صورت گرفته. اگر دیدگاه اسلام در باره خانواده درست شناسایی و به مرحله اجرا گزارده شود، می‌توان بهترین راه‌حل و بهترین مدل از نوع خانواده اسلام را به جهان ارائه نمود که ما نمونه بزرگی از این مدل اسلامی را در زندگی خانوادگی امام خمینی(ره) می‌بینیم.
امام خمینی(ره) با الهام از منبع وحی و سیره عملی اهل‌بیت(علیهم السلام) توانست خانواده‌ای را تشکیل دهد که محور و اساس تربیت واقع شد. در خانواده امام، خانه‌داری از مهم‌ترین اشتغالات محسوب می‌شد که کمتر کاری به اهمیّت آن دیده می‌شود. هیچ‌گاه مسائلی چون رهبری جامعه اسلامی، کارهای علمی، تبعیدها وغیره، امام را از توجه به مسائل معیشتی و روحی روانی خانواده‌شان باز نمی‌داشتند.
امام نهاد خانواده را از مهم‌ترین امور زمینه‌ساز، برای شکوفایی استعدادها می‌داند. ایشان فضای خانه را آکنده از محبت، عاطفه، عشق و معنویت می‌کردند تا فرزندان بتوانند در این فضای سالم و خالی از آلودگی به رشد و نمو طبیعی خویش دست یابند. راهکارهایی عملی را که امام برای تقویت این روند به کار می‌گرفتند، یکی تکریم و احترام گزاردن به فرزندان بود که به آن‌ها توجه می‌کردند، به افکار و خواسته‌های‌شان احترام می‌گذاشتند و در بازی‌های کودکانه آن‌ها شرکت می‌نمودند. دیگری بالابردن سطح معنویات و اخلاق در خانواده بود.
در جامعه امروزی، بسیاری خانواده‌ها از آرامش و آسایش بی‌بهره‌اند. در حالی‌که نهاد خانواده برای رسیدن به آن، بنا نهاده شده. برای برون‌رفت از این مشکلات، بهترین راه‌حل این است که زندگی خانوادگی امام خمینی(ره) را که مورد قبول خانواده‌ها بوده و آن را به عنوان الگو می‌پذیرند به جامعه معرفی کنیم تا چراغ راهی باشد برای کسانی که در صدد ایجاد و تقویت یک خانواده سالم، پویا، با نشاط، صمیمی، معنوی و اخلاقی هستند.

پی‌نوشت‌ها
۱. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) “جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره)” قم:مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،چاپ نهم، ۱۳۸۴ ص۱۱۷
۲. طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، “مکارم الاخلاق” قم: شریف رضی، ۱۴۱۲ هـ ق، ص ۱۹۶.
۳ . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، پیشین، ص۳۳
۴ . مجلسی، محمد باقر، “بحار الانوار” بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴هـ ق، ج۷۵، ص۳۸۵
۵ . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، پیشین، ص۹۱
۶ . سعادتمند، رسول، “نامه‌های عرفانی، عاطفی و خانوادگی امام خمینی(ره)”، قم: تسنیم، ۱۳۸۵ص۱۹۸
۷. طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، پشین، ص ۱۹۹.
۸ . دهخدا، علی اکبر، “لغت نامه” ۱۳۸۳، ص۲۶۳۳
۹ . ستوده، امیر رضا، “پا به پای آفتاب”، نشر پنجره،۱۳۷۳، ج۱، ص۱۰۷
۱۰ . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، پیشین، ص۱۱۹
۱۱ . سعادتمند، رسول، پیشین، ص۱۹۹
۱۲ . همان، ص۱۹۵
۱۳- روم/ ۲۱
۱۴ . سعادتمند، رسول، پیشین،ص۱۵۱
۱۵ . وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً؛ روم/ ۲۱
۱۶ . دورانت، ویلیام‌جیمز “لذات فلسفه”، ترجمه عباس زریاب خویی، تهران: انتشارات علمی فرهنگی کتیبه، چاپ چهاردهم،‌ ۱۳۸۰؛ ص۴۵۶
۱۷ . طباطبایی، فاطمه ، “مجله آشنا”، شماره ۱۰، آبان و آذر، ۱۳۷۲، ص۳۰
.۱۸ حرعاملی، محمد بن حسن، “وسائل الشیعه” قم: آل البیت(علیهم السلام) ، ۱۴۰۹ هـ ق، ج۲۱، ص۴۸۶.
۱۹ . عربی، فاطمه، “روان شناسی کودک” (galaxyroad.com) 10/3/1384.
۲۰ . ستوده، امیر رضا، پشین، ج۱، ص۸۳
۲۱ . طباطبایی، فاطمه ، پشین.
۲۲ . کلینی، محمد بن یعقوب، “الکافی” تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵، ج۶، ص۴۹
۲۳ . مطهری، محمد رضا، “شرحی بر جلوه‌های رفتاری امام خمینی(ره) با کودکان و نوجوانان”قم: فرهنگ اسلامی‌، چاپ سوم، ۱۳۸۳،ص۶۵
۲۴ . قرشی، باقرشریف، “نظام تربیتی اسلام” ترجمهــــ قم: فجر، چاپ اول، ۱۳۶۱، ص۱۲
۲۵ . ستوده، امیر رضا، پیشین، ص۱۲۳
۲۶ . مطهری، محمد رضا، پیشین، ص۱۰۸
۲۷ . همان، ص۲۷
۲۸ . “مجله زن روز” شماره ۱۲۶۷، خرداد ماه سال ۱۳۶۹، ص۱۷
۲۹ . ستوده، امیر رضا، پیشین، ص۱۹۱
۳۰ . رحمن/ ۳۳
۳۱ . ستوده، امیر رضا، پیشین، ص۲۱۲
۳۲ . همان، ص۱۷۱

منبع: محمد جمعه شیخ‌زاده؛ کوثر معارف؛ ۱۳۸۶؛ شماره ۳