خانواده در اسلام

 روح الله مظاهري

چکيده

در اين مقاله سعي شده است با توجه به موضوع که پيرامون اسلام وخانواده بحث مي نمايد، با ورود به موضوع خانواده و آفرينش انسان که با پيوند زن و مرد آغاز شده است به محورهايي از جمله خانواده کانون آرامش، خانواده پايگاه پرورش فرزندان، خانواده بهترين حمايت کننده اعضاي خود، خانواده سپري دربرابر انحرافات و لغزش ها، خانواده زمينه ساز سعادت اخروي، خانواده کانون مودت و رحمت، برگزيده اي از روايات خانواده، اين مقاله به پايان مي رسد. در نهايت به اين نتيجه مي رسيم که خانواده سالم جامعه سالم را در پي خواهد داشت.

مقدمه

خانواده محور اصلي در تربيت جامعه مي باشد، همين خانواده است که به واسطه آن اجتماع شکل مي گيرد. بدون خانواده هيچ حرکت اجتماعي شکل نخواهد گرفت؛ و هيچ رشد اجتماعي صورت نمي گيرد.خداوند آفرينش انسان را با پيوند زن و مرد آغاز کرد و آدم و حوا را در کانون خانواده سکني داد و با اين تدبير، همه ابعاد بشري و کاروان انساني را به سوي زوجيت خواند و کمال انساني را در همراهي و همدلي زوجين در کانون خانواده ترسيم نمود.قرآن کريم در راستاي معرفي تعاليم حيات بخش براي عرصه هاي حياط بشر، آموزه هاي عميق و همه جانبه اي را در زمينه تنظيم روابط زن و مرد ارائه کرده است؛ که جا دارد هر يک از اين آموزه ها از سوي متفکران ديني به ويژه قرآن شناسان مورد بررسي و تحليل عميق قرار گيرد.با اين مطلب وارد موضوع خانواده مي شويم با توجه به اين مهم سوال اساسي اين است که خانواده بايد چگونه حرکت کند که بتواند برنامه هاي اسلام را درجهت نگهباني از حريم حجاب عملي نمايد و تربيت ديني را به مرحله اجراء بگذارد؟ با چه ابزاري اين مسير دشوار را طي نمايد؟ از کدام جهت حرکت نمايد؟ با چه کساني همراه شود؟ چگونه عمل نمايد؟ و در نهايت چه هدفي نائل گردد؟ اين سوالاتي است که با توجه به مباحث مقاله به آن پاسخ داده شده است.

خانواده در اسلام

با نگاهي به شخصيت حضرت خديجه بانوي اولين خانواده اسلامي

خداوند آفرينش انسان را با پيوند زن و مرد آغاز کرد و آدم و حوا در کانون خانواده سکني داد و با اين تدبير، همه ابناء بشري و کاروان انساني را به سوي زوجيت خواند و کمال انساني را در همراهي و همدلي زوجين در کانون خانواده ترسيم نمود. تدبير حکيمانه الهي، در قالب کشش و تجاذب ميان زن و مرد تجلي يافته و همه ابناء را در طول تاريخ حيات انساني، در کانون خانواده گرد هم آورده است و بدينسان نسل بشر به حيات خويش ادامه مي دهد. پيوند ميان زن و مرد از آنچنان اهميتي برخوردار است که خداوند آن را ميثاق غليظ ناميده و مي فرمايد: واَخَذنَ مِنکُم ميثقاً غَليظا(1) زنانتان از شما پيماني محکم و استوار گرفته اند. و به دليل همين مقام والاي پيوند مقدس زوجيّت است که پيامبر(ص) فرموده اند: ما بُني في الاسلام بناء اَحَبُّ الي الله عزَّوجلَّ من التزويج(2). هيچ بنايي در اسلام محبوب تر از ازدواج (تشکيل خانواده) در نزد خداوند بزرگ نيست.خانواده پيامبر(ص) اسلام اولين خانواده در اسلام است. خانواده اي که با پيوند پيامبر(ص) و خديجه آغاز شد و محلي براي پرورش و کمال بزرگ ترين انسان هاي تاريخ بشر گشت. اين خانواده حامي پيامبر(ص) در ابلاغ رسالت عظيم و معرفي مکتب حيات بخش اسلام گشت ودرون آن فاطمه بزرگترين بانوي عالم و مادر امامت پرورش يافت. اندرون اين خانواده شخصيتي بزرگ چون علي(ع) دوران کودکي خويش را سپري کرد و از درياي بي کران دانش و نورانيت پيامبر(ص) سيراب گشت تا اولين کسي باشد که رسالت پيامبر(ص) را تاييد کند و بزرگترين حامي او در نشر و گسترش رسالت باشد. اين خانواده را بايد الگويي جاودانه براي بشريت دانست و جلوه هاي پرفروغ آن را شناخت. بررسي کارکردها و ويژگي هاي خانواده مطلوب از نگاه اسلام يکي از نيازهاي ضروري جامعه ماست که اين نوشتار مي کوشد با بهره گيري از آيات قرآن کريم و با نگاهي به خانه پيامبر(ص) و همسر گران قدرش خديجه به اين مبحث مهم نظري افکنده و برخي از مهمترين کارکردهاي خانواده را به اختصار مطرح سازد.

1.خانواده کانون آرامش

قرآن کريم رابطه زن و شوهري و تشکيل خانواده را مايه سکون و آرامش زن و مرد مي داند و اين آرامش بهشي را از آيات و نشانه هاي عظمت و قدرت خداوند مي داند بدين معنا که زن و مردي که هيچ گونه تعلق عاطفي و روحي به يکديگر ندارند با پيمان ازدواج و تشکيل خانواده، با يکديگر پيوند يافته و در پرتو ايجاد تعلق روحي، آرامش بخش يکديگر مي شوند. ومن ءايتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزوجًا لِتَسکُنوا اِلَيها و جَعَلَ بَينَکُم مَوَدَّهَّ وَ رَحمَهًّ اِنَّ في ذلِکَ لَايتٍ لِقَومٍ يَتَفَکَّرون(3) .پيامبر(ص) در طول دوران حيات پربار خويش چه پيش از رسالت و چه پس از آن، همسري چون خديجه را در کنار خويش داشت که او را آرامش مي بخشيد و با تمام وجود از پيامبر(ص) خدا حمايت مي کرد. در شرايط سخت دشمني هاي مشرکان مکه، و در دوران سخت محاصره مسلمان در شعب ابوطالب، محبت و عاطفه خديجه آرامش بخش پيامبر(ص) بود. دنياي مدرن امروز از عدم آرامش به شدت رنج مي برد. ناآرامي و اضطراب، مشکلات رواني و عقده هاي روحي از بزرگترين گرفتاري هاي بشر امروز است که بخش عظيمي از آن ناشي از آسيب ديدن خانواده و تک زيستي انسان مدرن در بخش وسيعي از دوران زندگي است. بحران خانواده در غرب و جايگزيني تک زيستي و تجرد و هم جنس گرايي، متفکران آن ديار را به شدت نگران ساخته است و در اين مسير تنها راه نجات، بازگشت به کانون مهر يعني خانواده است.ويليام گاردنر نويسنده غرب در کتاب «جنگ عليه خانواده» چنين مي گويد:«سوگند وفاداري زوجين پرمعناترين لحظه ازداوج است. با چنين سوگندي، هريک از دو زوج تعهد مي کنند که عشق را از بي اعتقادي برهانند و آن را وقف اهداف بزرگ تر خانوادگي، اجتماعي و معنوي کنند. تهاجم هايي که حيات خانواده را نشانه گرفته، در درجه نخست، همين تقدس عشق زناشويي را نابود مي کند.(4)

2.خانواده پايگاه پرورش فرزندان:

خانواده، مهمترين عامل در تکوين ساختار جسمي و روحي و رواني فرزندان است و در حقيقت، سکوي پرتاب آنان به سوي خوبي ها و يا بدي هاست. زن ومرد با پرورش نسل پاک و شايسته بزرگترين خدمت را به جامعه بشري عرضه داشته و بهترين ذخيره را براي دنيا و آخرت خويش فراهم مي سازند. قرآن کريم اهميت خانواده را از اين بُعد آن چنان مي داند که در مواضع متعدد برمساله خانواده پاک و فرزندان پاک تاکيد مي کند از جمله درباره حضرت ابراهيم بشارت بزرگ ملائکه را به او بشارت نسل صالح و برگزيده معرفي مي کند(5) و رحمت و برکات الهي را بر خانواده ابراهيم نثار مي نمايد. و درباره پيامبر(ص) و خانواده او اراده الهي را دال بر پاک ساختن خاندان پيامبر(ص) از تمامي زشتي ها و گناهان اعلام مي دارد.خانواده پيامبر(ص) و خديجه(سلام ا…) کانون پرورش فاطمه(سلام ا…) بود، بانويي که از دامن پاکش يازده امام معصوم و تاريخ ساز پديد آمد. دختري که در مهرباني با پدر و حمايت از او آن چنان بود که پيامبر(ص) او را ام ابيها (مادر پدرش) ناميد.

3.خانواده بهترين حمايت کننده اعضاي خود:

حمايت هاي عاطفي، فکري و مادي زن و شوهر از يکديگر و از فرزندان آن چنان تاثيرگذار و عميق است که نظيري براي آن نمي توان يافت مردان بزرگ و موفق همواره همسري ارجمند و فداکار را درکنار خويش داشته اند و فرزندان بزرگ از حمايت هاي پدري و مادري دلسوز و شايسته برخوردار بوده اند.خديجه(سلام ا…) بانوي بزرگ خانواده پيامبر(ص) با حمايت هاي بي نظير خويش، نقشي اساسي در موفقيت هاي نهضت عظيم اسلامي داشت. در دوران 3سال محاصره اقتصادي مسلمانان، با مال خويش به ياري پيامبر(ص) برخاست و تمام اموال خويش را خرج کرد تا آنجا که گفته اند خديجه(سلام ا…) پس از محاصره اقتصادي، ثروتي نداشت. او علاوه براين، از خويشاوندانش درخواست کمک کرد تا مسلمانان را ياري رسانند(6). حمايت هاي خديجه(سلام ا…) آن چنان بود که پيامبر(ص) فرمود: هيچ ثروتي همچون ثروت خديجه براي من سودمند نبود(7).از مهمترين عوامل پرورش و تعالي فرزندان در خانواده، ابراز محبت و حمايت عاطفي پدر و مادر از فرزندان است. فرزنداني که در خانواده، از مهر و عاطفه، سيراب مي شوند، از عقده هاي رواني ناشي از کمبود عاطفه در امان مي مانند. ويليام گاردنر، متفکر غربي در اين زمينه مي گويد:«خانواده سنتي، تاکنون يگانه نهاد اجتماعي بوده که موفق شده عشقي بي قيد و شرط را به کودکان تقديم کند. تمام نهادهاي ديگري که براي پرورش کودکان طراحي شده اند، از جمله مهدکودک ها، مدارس و غيره، به عکس خانواده، به عمد بي تفاوت و بي طرف هستند. آنها اصرار دارند که با تمام کودکان يکسان برخورد کنند، اما اين چيزي نيست که کودکان به آن نياز دارند. کودکان براي اين که فرد متمايزي از ديگران باشند و به سلامت رشد کنند، به جانبداري از سوي والدين واقعي خود نياز دارند. فقط والدين هستند که در طول زندگي کودکان، چنين عشق و توجهي را به آنان عرضه مي کنند، … والدين در جايي که پاي فرزندان خودشان درميان باشد، همواره تا مرز ديوانگي حامي آن ها بوده اند. آنها به نحو قهرمانانه اي در برابر فرزندانشان شکيبايي به خرج مي دهند و اگر لازم باشد براي آنان مي ميرند… بدون چنين جانبداري هايي، به ويژه در سال هاي اوليه حيات کودک، پرورش کودکاني سالم و داراي امنيت عاطفي غيرممکن است.»(8) حمايت هاي خانواده نه تنها از سوي پدر ومادر بسيار اساسي است بلکه حمايت ها و روابط عاطفي فرزندان با پدر و مادر و با يکديگر مي تواند نقشي اساسي در اعتدال وآرامش روحي و رواني اعضا باشد نقش فاطمه(سلام ا…) دخت گران قدر پيامبر(ص) در تمامي عرصه هاي حيات پيامبر(ص) بسيار اساسي و تعيين کننده است تا آنجا که پس از رحلت پدر، فاطمه(سلام ا…) محوري تعيين کننده در سرنوشت امت اسلامي است و او علمدار دفاع از نهضت اسلامي پدرش مي گردد.

4.خانواده سپري در برابر انحرافات و لغزش ها:

وابستگي ها و تعلقات انسان به خانواده، او را در پناهگاه فکري و روحي مستحکمي قرار مي دهد که فرد را در برابر بسياري از آسيب هاي اجتماعي، محفوظ مي دارد. کساني که به خانواده تعلق دارند به آن عشق مي ورزند، کمتر زمزمه هاي ديگران در وجود آنان موثر مي افتد. دختران و پسران جواني که به خانواده دل بسته و پيوند روحي مناسب دارند، در برابر آسيب هاي اجتماعي، بسيار مقاوم ترند.زن و شوهر نيز در کانون خانواده، مانع انحراف و کجروي يکديگر شده، همديگر را محفوظ مي دارند، قرآن کريم با تعبير زيبايي زن و شوهر را نسبت به يکديگر همچون لباس مي داند(9) که آنان را در برابر عوامل خارجي محفوظ مي دارد. مردي که از نعمت داشتن همسر برخوردار است، کمتر دچار آلودگي هاي جنسي و غير اخلاقي مي شود و متقابلاً همسر او نيز چنين است.

5.خانواده زمينه ساز سعادت اخروي:

بي ترديد هنگامي که تشکيل خانواده عاملي براي ارتقاء معنوي و عاطفي اعضاي خود باشد و آنان را از انحراف باز دارد، سعادت اخروي و نعمت هاي جاودان الهي نيز در انتظار آنان خواهد بود. قرآن کريم در مواضع متعددي(10) از آيات خود، پيوندهاي خانوادگي را زمينه ساز ورود به بهشت معرفي مي کند که از جمله آنها آيه بيست و سوم سوره رعد است که در آن آيه چنين آمده است:جنات عَدنٍ يَدخلونها و مَن صَلَحَ مِن آبائهم و أزواجهم و ذّرياتِهِم.(همان) باغ هاي جاويدان بهشتي که وارد آن مي شوند و همچنين پدارن و همسران و فرزندان صالح آن ها. اين آيه بيانگر بشارتي است که به اهل بهشت داده مي شود و آنان را با ملحق ساختن پدارن، مادران، همسران، فرزندان و ديگر خويشان صالح و با تقوايشان، خشنود مي سازد. طبيعي است که چنين سرنوشتي ناشي از پيوندهاي پاک و نوراني خانوادگي آنان در دنيا بوده است(11) .زماني که عبدالله فرزند پيامبر(ص) وفات يافت، خديجه(سلام ا…) در حالي که مي گريست به پيامبر(ص) گفت من هنوز عبدالله را از شير نگرفته بودم. پيامبر(ص) فرمود: آيا خشنود نمي شوي اگر روز قيامت او در کنار بهشت ايستاده باشد و دست تورا بگيرد و به بهشت داخل کند و در نيکوترين منزل جاي دهد؟خديجه(سلام ا…) پرسيد آيا واقعاً چنين است؟ پيامبر(ص) فرمود: آري، اين فضيلت براي مومنان است. خداوند حکيم تر و کريم تر از آن است که جگر گوشه مومن را از او بگيرد و او براين مصيبت، صبر کند و خداي عزوجل را سپاس گويد و آنگاه خداوند او را عذاب کند.(12) پيامبر(ص) پس از مرگ خديجه مي فرمود: خديجه! و کجا مثل خديجه مي توان يافت؟ مراتصديق کرد زماني که همگان مرا تکذيب کردند. بر دين خدا ياريم کرد و با مالش به کمکم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به خانه اي زمردين در بهشت بشارت دهم که هياهو و اضطراب و سختي و محنت در آن نيست.(13)

6.خانواده کانون مودت و رحمت:

از مسائل مهمي که قرآن درباره روابط زن و مرد در خانواده مطرح ساخته است. مودت و رحمت، ميان زوجين است. مودت در لغت به معناي محبت و دوست داشتن است و تفاوت مودت با محبت آن است که محبت در دوستي ناشي از ميل طبيعي يا از حکمت و انديشه بکار مي رود اما مودت تنها در جايي به کار مي رود که دوست داشتن تنها از ميل طبيعي و دورن انسان ناشي شود.رحمت در لغت به معناي تجلي دوستي و مهرباني است زماني که اين دوستي، در عمل نمود پيدا کند و بر اساس خير و مصلحت باشد يعني گاه ممکن است رحمت در نوشاندن داروي تلخ به مريض تجلي يابد(14) .بنابراين مي توان نتيجه گرفت که هرگاه مودت و دوست داشتن، ظهور و بروز عملي پيدا کند و موجب لطف و اکرام و انعام به ديگري شود، رحمت ناميده مي شود.برخي از مفسرين گفته اند مودت، محبتي است که اثر آن در عمل انسان ظاهر و آشکار مي شود و رحمت تاثير عاطفي شخص است در برابر محروميت طرف مقابل که اين تاثير دروني، فرد را به سوي رفع کاستي ديگران مي کشاند(15) .به هر حال نتيجه مودت و رحمت در خانواده آن است که زوجين در عمل و رفتار خويش دوست داشتن را آشکار ساخته با تمام توان براي رفع کاستي هاي يکديگر تلاش کنند و از سوي ديگر مودت و رحمت، موجب مي شود تا پدر و به ويژه مادر، همه وجود خويش را سرشار از ايثار و فداکاري ساخته، تقديم فرزند نمايند و اگر اين مودت و رحمت نبود، نسل بشر ادامه نمي يافت(16) .اين نکته نيز قابل توجه است که آنچه گفته شد بنابر آن است که مخاطب «و جعل بينکم موده و رحمه» زوجين باشند اما چنانچه مخاطب آن، همه انسانها باشند، مراد از مودت و رحمت، دوستي و محبت ها و فداکاري ها در جامعه و ميان انسان هاست(17) .

برگزيده اي از روايات خانواده:

1.امام صادق(ع) از پدرش امام باقر(ع) نقل مي کنند که فرمود: هر مردي که زني را به همسري برگزيند باد او را اکرام و احترام کند(18) .

2.امام سجاد(ع) در رساله حقوق درباره حق همسر فرموده اند: حق زن بر تو (شوهر) آن است که بداني خداوند بر توست پس بايستي او را بزرگ و گرامي بداري و با او مدارا کني(19) .

3. امام صادق(ع): بهترين زنان شما…. با محبت ترين نسبت به شوهرانشان و مهربانترين نسبت به فرندانشان هستند(20) .

4. امام باقر(ع) فرمود: هنگامي که مرد، زني را به همسري خود در مي آورد، چنين بگويد: من به عهد و ميثاقي که خداوند از من گرفته است، اقرار مي کنم و آن عهد و ميثاق آيه اي از قرآن است که مي فرمايد: «يا به طور شايسته همسر خود را نگاه دارد يا با نيکي او را رها سازد.»(21)

5. حَکَم مي گويد نزد امام باقر(ع) رفتم در حالي که ايشان در اتاقي آراسته بودند… به اتاق نگاه مي کردم… امام فرمود: اين اتاقي که مي بيني اتاق همسر من است… و اتاق من همان اتاق ساده اي است که تو آن را مي شناسي(ديده اي)(22) .

6. پيامبر(ص) فرمود: هر زني که شوهرش را بيازارد، خداوند، نماز و ديگر کارهاي نيک او را قبول نمي کند هر چند همواره روزه دار باشد و شب ها به نماز شب و تهجد برخيزد و بندگان را در راه خدا آزاد کند و اموال را در راه خدا انفاق نمايد. او اولين کسي است که داخل جهنم مي شود مگر آن که شوهرش را کمک کرده و راضي سازد. سپس پيامبر(ص) فرمود: و براي شوهر هم، مثل همين پيامد و عذاب وجود خواهد داشت اگر زنش را بيازارد و مورد ظلم قرار دهد(23) .

7. پيامبر(ص) فرمود: هر مردي که يک سيلي به صورت همسرش بزند، خداوند با مالک دوزخ فرمان مي دهد او را در جهنم، هفتاد سيلي بزنند(24) .

8. امام صادق(ع) فرمود: وقتي سعد(بن معاذ صحابي گران قدر پيامبر(ص)) فوت کرد هفتاد هزار ملائکه او را تشييع کردند و پيامبر(ص) کنار قبر او ايستاد و فرمود: دوستي مانند سعد از دنيا رفت. مادر سعد گفت: برتو گوارا بايد اين سعادت و کرامت اخروي. پيامبر(ص) فرمود: اي مادر سعد، چيزي را برخدا حتم و قطعي ندان. مادر سعد گفت: اي پيامبر(ص)، آنچه تو درباره سعد، فرمودي، شنيدم. پيامبر(ص) فرمود، سعد نسبت به خانواده اش، تند زبان (وبد زبان) بود(25) .

9. فاطمه زهرا(سلام ا…) به علي(ع) فرمود: اي ابالحسن من از پروردگارم شرم دارم که تو به خاطر من خود را به چيزي و خواسته اي واداري که بر آن، توان و قدرت نداري(26) .

10. امام صادق(ع) فرمود: از دعاهاي پيامبر(ص) اين بود: خدايا به تو پناه مي برم از همسري که قبل از آن که پير شوم مرا پير سازد(27) .

11. پيامبر(ص) فرمود دنيا بهره اي است و بهترين بهره دنيا، زن صالح و با تقوا است(28) .

12. پيامبر(ص) فرمود: هرگاه مردي همسرش را نيمه شب بيدار کند و هر دو نماز شب را بخوانند، آن دو در زمره زنان و مرداني قرار مي گيرند که خدا را بسيار ياد مي کنند.(29)

13. از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) درباره زيور طلا براي زنان سوال شد. امام فرمود: استفاده از طلا براي زنان هيچ اشکالي ندارد و سزاوار نيست که زن زينت را ترک کند و لو به آويختن گردنبندي در گردنش(30) .

14. امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش نقل کردند که زنان بني اسرائيل از عفاف خارج شده و به گناه آلوده شدند و خارج نساخت آنان را از عفاف مگر کمي آراستگي شوهرانشان و فرمود همسرت از تو همان گونه انتظار دارد که تو از او مي خواهي آن گونه باشد(31) .

15. پيامبر(ص) فرمود: چگونه فردي از شما مردان، همسر خود را مي زند، آن گاه با او هم آغوش مي گردد؟(32)

نتيجه

با توجه به مطالب مقاله به اين نتيجه مي رسيم که اسلام دين خانواده محور تحت تربيت نظام الهي با توجه عميق به بنيانهاي اساسي است. به طوري که اسلام خانواده را در مسير رشد اخلاقي و اجتماعي حرکت مي دهد و اساسي ترين مطلب در اين زمينه افراد است که زمينه ساز بقاء خانواده و اجتماع از ناملايمات و ناهنجاري هاي بشري است. نقش محوري زن در کانون خانواده و اجتماع غير قابل انکار است. پرداختن به موضوعاتي چون آرامش، پرورش فرزندان، حمايت اعضاء خانواده ، مقابله با انحرافات، سعادت اخروي، مودت و رحمت، کنترل چشم، پوشش، جلوگيري از تحريکات فردي، وجود مجازات، طهارت، آرامش رواني و غيره در اين مقاله ما را به اين مهم رهنمود مي نمايد که در نتيجه توجه به افراد جامعه، اجتماعي همراه با رشد و سلامت روحي و رواني خواهيم داشت. در پايان نتيجه بحث حفظ و اجتماع است.

پي نوشت ها :
1.نساء / 21.
2.حسيني نوري، مستدرک الوسائل، ج14، ص152 ور.ک: محمدباقر مجلسي، بحارالانوار،ج100،ص222.
3.روم /21.
4.ويليام گاردنر، جنگ عليه خانواده، ص88.
5.فَبَشَّرنا باسحق و من وَراء اسحاقَ يعقوبَ، هود / 71.
6.جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج1ص286.
7.حسيني نوري، مستدرک سفينه البحار، ج3، ص216.
8.ويليام گاردنر، پيشين، ص92-91.
9. (هنّ لباس لکم و أنتم لباس لهنّ)، بقره آيه187.
10.آيات: غافر:8ديني:56. اسنام:87.طور:21
11.ر.ک: محمد حسين طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن؛ ج11،ص346،مکارم شيرازي، تفسير نمونه،ج1،ص192.
12.محمد باقر مجلسي، بحارالانوار،ج16،ص16-15.
13.شيخ عباس قمي، سفينه البحار،ج1،ص381.
14.حسن مصطفوي، التحقيق في کلمات القرآن الکريم،ج6،ص92 به نقل از فروق اللغه.
15.محمد حسين طباطبائي، پيشين،ج16، ص166
16.پيشين
17.ر.ک:مکارم شيرازي،تفسير نمونه،ج16،ص3930و محمد طباطبائي، پيشين.
18.محمد باقر مجلسي، بحارالانوار،ج103،ص224.
19.پيشين،ج76،ص5.
20.حرعاملي، وسائل الشيعه،ج21،ص37.
21.محمدباقر مجلسي، پيشين،ج104،ص154.
22.محمدبن يعقوب کليني،اصول کافي،ج6،ص476.
23.حر عاملي،وسائل الشيعه،ج20،ص163.
24.حسين نوري، مستدرک الوسائل،ج14،ص250.
25.محمد بن يعقوب،پيشين،ج3،ص236.
26.محمدباقر مجلسي، پيشين، ج37،ص103.
27.پيشين.
28.محمدباقر مجلسي، پيشين،ج103،ص222.
29.فضل بن حسين طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن،ج8،ص358.
30.شيخ صدوق، من لايحضر الفقيه،ج1،ص123.
31.محمد باقر مجلسي، پيشين، ج76،ص102.
32.حر عاملي، پيشين،ج20،ص167.
فهرست منابع
1. قرآن کريم، ترجمه، ناصر مکارم شيرازي.
2. سبحاني، جعفر، فروغ ابديت.
3. صدوق، محمدبن علي بن بابويه، من لا يحضره الفقيه، قم، دفتر انتشارات اسلامي، جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
4. طباطبايي: سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق.
5. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات ناصر و خسرو، 1372ش.
6. عاملي، حر، وسائل الشيعه، قم، آل البيت.
7. قمي، شيخ عباس، سفينه البحار.
8. کليني، محمد بن يعقوب، اصول الکافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه.
9. گاردنر، ويليام، جنگ عليه خانواده ، مترجم معصومه محمدي، قم، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، 1386.
10. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، قم، موسسه آل البيت.
11. مصطفوي، حسن، التحقيق في کلمات القرآن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360.
12. نوري، حسين، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البيت.
13. آلوسي، سيد محمود، روح المعاني غي تفسير القرآن العظيم، بيروت، درالکتب العلميه، 1415ق.
14. بروجردي، سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، تهران، انتشارات صدر، 1366ش.
15. حرعاملي، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه، بيروت-لبنان، داراحياء التراث العربي، 1391ق.