خانواده، جوان؛ انتقاد و چگونگی بیان آن

نقد، ترازویی دقیق و حساس

از صحبت دوستی برنجم

کاخلاق بدم حسن نماید

عیبم، هنر و کمال بیند

خارم، گل و یاسمن نماید

کو دشمن شوخ چشم ناپاک

تا عیب مرا حُسن نماید(1)

معاشرت، گفتگو و نشست های گوناگون با جوانان همراه با شرایطی ویژه است که در آن یکایک جوانان و دوستان آنان بیش از دیگران در حالات و روحیات یکدیگر کنجکاو و دقیق می شوند؛ موشکافانه، عیب ها و ایرادهای طرف مقابل را مورد توجه قرار می دهند و به طور ظریف به نقد گفتارها و رفتارهای همدیگر می پردازند.

این خصوصیت ممتاز سبب شده است که به راحتی از دیگران انتقادهای بجا و بیجا نمایند و از مشارکت در بحث ها و گفتگوها استقبال کنند، کمتر از میانسالان و کهنسالان، «احتمال درستی» دهند و یا «حمل به صحّت» کنند و این شیوه را نشان نشاط،

پویایی و سرزندگی بدانند تا هرگز «منفعل» در حادثه ها و حماسه ها عمل نکنند، بلکه «فعّال»، «تمام عیار» و «همه جانبه» به صحنه ها بنگرند.

زمینه ای چنین آماده و فضایی چنان شفاف با تمامی آثار مثبت و سازنده، لغزشگاههایی پرخطر و زیانبار فراهم می کند که اندکی غفلت و بی احتیاطی در این مسیر، «انتقاد» را به «انتقام» و «پرده برداری خالصانه» از شخصیت فرد را به «پرده دری خصمانه» تغییر می دهد، به گونه ای که اطرافیان «عیب گویی سالم» را، «عیب جویی ناسالم» می پندارند.

انتقاد؛ معنا و انواع آن

انتقاد از «نقد» به معنای تشخیص سکّه اصلی از بدلی و آگاهی از عیار آن از سوی افراد خبره و آگاه است(2) که در آموزه های اخلاقی و از سوی پاکان و صالحان، کنایه از «اخلاص یابی» و «دوری از ریا و خودخواهی» دانسته شده است، همان گونه که لقمان حکیم به فرزند خود چنین توصیه می کرد:

«اخلص العمل فَاِنَّ الناقدَ بصیرٌ؛(3)

[فرزندم!] اعمال خود را برای خدا خالص و به دور از خار و خاشاک ریا بگردان که همانا ناقد و تشخیص دهنده کارها [در قیامت[ روشن بین دقیق است.»

این موضوع در نگاه اندیشمندان و در عرصه های اجتماعی و تربیتی به معنای جرّاحی روح و روان با ابزار اندیشه و بیان دانسته شده است، چنان که «چالِژ باکستن» در این باره می گوید:

«قانون حکّاکی، در مورد انتقاد هم صادق است؛ آن چیزی را که با یک قاشق می توان بتراشی، هیچ گاه از چاقو استفاده نکن.»

و روانشناس آمریکایی، «پرمود بترا» معتقد است تأثیر نقد «رفتار» برتر و بیشتر است:

«به جای خودِ اشخاص، از رفتارشان ایراد بگیرید.»

باور اطرافیان از «منصفانه بودن انتقاد»، موضوعی زیبا و ظریف است که «جرج برناد شاو»، طنزنویس اسکاتلندی به آن توجه می دهد و می گوید:

«عادت کنید که در صحبت هایتان از خودتان نیز انتقاد کنید؛ این کار باعث می شود که مردم باور کنند شما خیلی منصفانه حرف می زنید.»(4)

دقت و حساسیت در «فراهم بودن زمینه» نقد و نصیحت، نکته ای دیگر است که برخی صاحب نظران بر آن تأکید می کنند و با سروده ای سبز و زیبا، آن را به تصویر می کشند:

نیست در سنگین دلان «صائب» نصیحت را اثر تیغ بر خارا(5)زدن، بازوی خود رنجاندن است(6)
بینش ها و برداشت هایی چنین بایسته و شایسته، باعث شده است که انتقاد در دو جلوه، خود را نشان دهد:

1ـ انتقاد سالم و سازنده:

انتقادی که در آن، سوز و سلیقه همراه با همّت و دقت، رهاوردی مفید و مؤثر ایجاد می کند؛ شخصیت مخاطب را از هر گونه آسیبی مصون می سازد، ارزش های گفتاری و رفتاری را محترم می شمرد و سبب جلب و گسترش اعتماد متقابل و استحکام پایه های دوستی و روابط صادقانه و صمیمانه می گردد.

2ـ انتقاد ناسالم و سوزنده:

در این انتقاد، «تحریف» شخصیت و «تحقیر» موقعیت و هویت فرد، جایگزین «تکمیل» آنها می شود و فرد را با انزوا، دلزدگی و احساس یأس و ناکامی مواجه می کند. گرچه در پاره ای موارد، سکوت او تنها پاسخ به ما محسوب می شود، اما به یقین این سکوت معنادار، «محبت عاطفی» را محو و «برودت عاطفی» را جایگزین آن می سازد و پایانی جز تلخی خاطره، تیرگی روابط و فرار از نکته ها و گفته های سازنده نخواهد داشت!!

شیوه شایسته انتقاد از جوان

1ـ مربیان، مبلّغان و تمامی اطرافیان جوان همچون پدران و مادران باید این نکته را باور کنند که جوان دوره ای خاص و حساس را می گذراند. دانش اندک، تجربه ناچیز و نگاه احساسی به صحنه ها و عرصه های مختلف زندگی دربردارنده خطاها و اشتباهات کم یا زیاد است، از این رو انتظار «عصمت» از نسل جوان، انتظاری بیجا و حتی غیر عملی است، چنان که هر گاه والدین و مربیان به گذشته خود برگردند، گاه خنده ای تعجب آفرین از گفتار و رفتار خویش بروز می دهند.

بی تردید شناختی اینچنین نسبت به نوجوانان و جوانان، ما را به فراگیری آموزه های آسمانی هدایت می کند که پیش از

«بیان عیب» به «کتمان عیب» رو کنیم و سیاست «تغافل» را به جای «تهاجم» و «عفو» و «صفح»(7) را به جای «نقد» پیش رو قرار دهیم.

قرآن کریم، همه دین باوران را نسبت به شیوه های ناشایست فرزندان آنان هشدار می دهد اما در پایان می فرماید:

«و اِنْ تعفوا و تصفحوا و تغفروا فانَّ اللّه غفورٌ رحیم»؛(8)

اگر عفو سازید از ایشان خطا

ببخشید آن کار زشت و تباه

همی چشم پوشی کند از گناه

به حق شما هم یگانه خدا

رحیم است و بسیار باشد غفور

کند از شما هر خطایی به دور(9)

همان گونه که بندگان بصیر خداوند در دعاها پوشش عیوب و بدی های خود را طلب می کنند (و اْسْتُرْ عُیُوبی)(10) تا آبروی اجتماعی آنان حفظ شود، بی گمان با استفاده از این سیره آسمانی، آیا امروز خانواده های ما شاهد آمار وحشتناک دختران و پسران فراری از کانون گرم خانه و خانواده خود بودند؟ به راستی «محدودیت»های بیش از حد، توهین ها و حمله های پی در پی که با اصطلاح «گیر دادن های نادرست» شهرت یافته است، این صحنه های تلخ و ناشایست نیز در پی دارد. آیا اینها با «تحمّل و تفاهم» بهتر و بیشتر قابل پیشگیری بسیار نبود؟

2ـ به هنگام «نقد» و «ارزیابی» سه مسیر صالح و سالم وجود دارد:

الف) استفاده از «حکمت» یعنی سنجیدگی در گفتار و رفتار (ادعُ الی سبیلِ ربِّکَ بالحکمة

ب) «پند و نصیحت» در نقد و انتقاد، (و الموعظةِ الحسنة

ج) جدال و گفتگویی بسیار نیکو و شایسته، (و جادِلْهم بالّتی هِیَ احسن).(11)

به یقین این سه شیوه، بر اساس «اندیشه»، «عشق» و «فطرت» استوار است و همگان ـ به ویژه نسل جوان ـ را به خوبی قانع و شادمان می نماید.

3ـ انتقاد سازنده، همیشه با بیان یکی از صفات و جنبه های مثبت جوان آغاز می شود تا با جلب اطمینان او، موضوع اصلی مورد

انتقاد مطرح شود. به کارگیری این روش، موجب اقبال و استقبال بهتر و مقاومت کمتر مخاطب در پذیرش مطلب مورد نظر می شود، همان گونه که در باره ما نیز این معادله زیبا، جواب می دهد.

4ـ انتقاد سالم، در قالب جملات و عبارات غیر مستقیم بیان می شود، زیرا نوع افراد ـ به ویژه نوجوانان و جوانان ـ از «باید و نباید» و «بِکُن و نَکُن» گریزانند و هر گاه جنبه محکومیت، آمرانه و تحریک آمیزی در الفاظ و عبارات، احساس نشود با گوش جان پذیرا می شوند.

این پذیرش و پویایی، آنگاه به اوج می رسد که پیش از هر سخنی شیوه پیشوایان پاک اندیش خود برای آنان بازگو شود که از انتقادها و ارزیابی های دوستان و بیگانگان با روی گشاده استقبال می کردند، بهترین دوستان را دارندگان برترین هدیه، یعنی ارائه کننده اشکالات و عیب های خود می دانستند و می فرمودند:

«اَحَبُّ اِخْوانی الیّ من اَهْدی الیّ عیوبی؛(12)

محبوب ترین برادرانم کسی است که عیب ها و کاستی های مرا به من هدیه کند.»

توجه بر واژه های «احبّ»، محبوب ترین؛ «اخوانی»، برادران من؛ «اَهدی»، هدیه دهد و «عیوبی»، عیب های مرا، مفاهیم والای تربیتی و پرورشی برای خردمندان و تشنگان معارف آسمانی دارد. با این نگرش نو، هدیه ها باید در پوششی دلنشین و شیرین و با شیوه ای زیبا و دلپذیر عرضه شود تا خاطره خوب و ماندگاری داشته باشد، از این رو استفاده از عباراتی چون:

«آیا بهتر نبود؟»، «آیا صلاح می دانی؟»، «خوب است یک بار هم چنین کنیم»، «به نظر شما اگر …؟» و … انتقاد را سازنده و پاینده می سازد.

5ـ در هر نشست انتقادی، طرح بیش از یک موضوع، زیانبار است و اگر از همه جهات، جوان را مورد انتقاد قرار دهیم، او را علیه خود برانگیخته ایم و در پایان، چیزی جز خسران عاید خود نکرده ایم! بی دلیل نیست برخی از روانشناسان، همچون «پرمود بترا» بر این باورند:

«انتقاد اگر بیش از اندازه شدید و جدّی نباشد، بهتر روی اشخاص تأثیر می گذارد.»(13)

6ـ «انتقاد سازنده»، آنگاه بازدهی چشمگیری خواهد داشت که «امنیت روحی» و «شخصیت اجتماعی» جوان در آن به طور کامل حفظ شود، در غیر این صورت در صدد مقابله به مثل برمی آید و «انتقاد» جلوه «انتقام» می گیرد و به جای «صلاح»، «فساد» پدید می آید.

استفاده از خلوت و بهره بردن از فرصت های شایسته ای که آمادگی روحی برای مخاطب وجود دارد، باعث «عزّت بخشی» جوان می شود و اگر با صدای بلند و در بین دوستان و اطرافیان صورت پذیرد، «ذلّت و خواری»، ثمره سیاه آن خواهد بود. دلیل نیست که برخی استفاده از ایما و اشاره را در مراحل اولیه انتقاد بهتر و آبرومندانه تر می دانند زیرا ادب و دوستی و تفاهم موجود میان جوانان و اطرافیان می افزاید و آنان را برای پله های بعدی انتقاد مهیا می سازد.

7ـ به هنگام بیان سخنان و زمینه چینی انتقاد به این نکته توجه داشته باشیم که فایده های علمی و اندوخته های فرهنگی، آنگاه مفید و مؤثر خواهد بود که همراه با احترام دوستانه و صمیمانه و برخورد برادرانه باشد؛ از افراط های زیان بخش دوری کنیم، هرگز به شیوه های مصنوعی و روبنایی که در گفتار و رفتار ما هیچ تأثیر مثبتی نمی آفریند، رو نکنیم، انتقادهای جوانان را با تمام وجود پذیرا شویم و آنچه را قابل رد و جواب می دانیم در فرصتی مناسب پاسخگو باشیم.

ضمن انتقاد ملایم از جوان، فرصت کافی برای اظهار نظر و گفتگو برای وی در نظر بگیریم و مطالب پیشنهادی او را با استفاده از «هنر خوب شنیدن» و «فن گوش کردن فعّال» ارزشمندتر نماییم. تا «واکنش» ما او را به «کُنش» وا دارد و بذر رشد و شکوفایی را در سرزمین پاک و حاصلخیز وجود وی بیفشاند، در غیر این صورت:

«چو کاغذ چرب باشد

نقش را دشوار می گیرد.»(14)

8ـ در صورت پذیرش انتقاد از سوی جوان، باید فرصت مناسب برای تغییر و اصلاح رفتار به وی داده شود، زیرا نمی توان انتظار داشت حتی در صورت قبول مطلب انتقادی، به طور دفعی و ناگهانی، موفق به تغییر رفتار شود. همان گونه که تشکیل رفتار، امری تدریجی و مشمول گذشت زمان است، تغییر آن نیز احتیاج به فرصت مطلوب دارد.

بی شک کاربردی ترین و ماندگارترین شیوه، «تغییر نگاه و اندیشه» است. هر گاه خانواده، مدرسه و جامعه، اندیشه ای شفاف و پاک نسبت به زندگی و حیات در اختیار نسل نو قرار دهد، هرگز «ابزار» به جای «اهداف» نمی نشیند و معیارهای راستین زندگی با دروغین جایگزین نمی شود.

یگانه رسالت پیام آوران نیک بختی و سعادت جاودان در جامعه، تغییر و تکمیل بینش های افراد نسبت به خود، خلق و خداست، تا در پرتو این «بینش صحیح و شایسته»، «گرایش درست و بایسته» پدید آید و همگان به قله دانایی و توانایی دست یابند؛ کاری که اکنون، پس از قرن های بسیار، اندیشمندان جهان برای اصلاح روح و روان بیماران انجام می دهند و پیش از «انگیزه سازی» به «اندیشه سازی» رو می کنند تا قوّت و سلامت جسم با سلامت و شادکامی جان پدید آید، که:

نشاط دل نیابی تا طلسم جسم نشکافی

همه گنجیم اما، گنج، جا در مدفنی دارد(15)

9ـ انتقاد سازنده باید با انگیزه ای خیرخواهانه، صادقانه و خالصانه و با لحنی دوستانه و مشفقانه انجام شود تا بهترین تأثیر را نشان دهد. بی گمان هر گاه نیّت اطرافیان جوان، پاک و پرنور باشد، از سوی خدای مهربان چنان تأثیری ایجاد می شود که با کمترین الفاظ، بیشترین آثار احساس می شود.

از این رو صالحان و فرزانگان به پیروان خویش هماره توصیه ای اینچنین دارند:

«نیت های خود را پاک کنید، فکرهای خوب کنید … انسان در گرونیّات خویش است… اگر کاری که در ظاهر بد بود انجام دادیم، اما نیّت و هدف ما خیر بود، خداوند جبران می کند، هر چه نیت خیر و درست باشد، کارها هم صحیح و بی عیب خواهد بود.»(16)

آری:

از صافیِ سرچشمه شود آب روان صاف

دل، پاک چو گردید، نَفَس پاک برآید(17)

10ـ در انتقاد از جوانان، باید ظرفیت روانی آنان در نظر گرفته شود و متناسب با میزان حساسیت روحی و نوع شخصیت آنها، انتقاد نمود و گرنه بیش از آنچه «تکمیل» پدید آید، «تخریب و تحقیر و یا تضعیف شخصیت» مخاطب ما، رخ می دهد.

11ـ ترتیب دادن محافل بحث و انتقاد جوان در مراکز فرهنگی و یا در رسانه های گروهی و مورد بحث قرار دادن شیوه ها و رویکردهای انتقاد سالم و سازنده و ارائه نمونه های عملی از انتقاد مفید و بهره گیری از آرا و نظریه های کارشناسان و جوانان، زمینه طرح انتقاد مؤثر و پذیرش آن را فراهم می کند.(18)

آثار مثبت و مفید در اداره صحیح گفتگوهای جوانان که در محافل علمی و دانشگاهی تشکیل می شود، بهترین گواه بر ضرورت آموزش گفتاری و رفتاری بر شیوه های شایسته انتقاد است، همان گونه که آثار زشت و زیانبار جلساتی که نبودِ توان و تحمل نقد و فراموش کردن شأن و شخصیت جلسه، نیز می تواند بهترین گواه بر ضرورت این مهم باشد.ادامه دارد.

نویسنده : احمد لقمانی

پی نوشت ها: 

1 ـ سعدی.

2 ـ کتاب العین، ج5، ص118؛ لسان العرب، ج3، ص425.

3 ـ بحارالانوار، ج13، ص431.

4 ـ یک شاخه گل مینا، حسین سیدی، ص31 و 30.
5 ـ سنگ سخت.

6 ـ صائب.

7 ـ گذشت و چشم پوشی (به روی خود نیاوردن).

8 ـ سوره تغابن، آیه 14.

9 ـ ترجمه منظوم قرآن مجید، امید مجد، ص557.

10 ـ تهذیب، ج3، ص114.

11 ـ سوره نحل، آیه 125.

12 ـ الکافی، ج2، ص639.

13 ـ یک شاخه گل مینا، ص31.

14 ـ صائب.

15 ـ بیدل دهلوی.

16 ـ آیت اللّه بهاءالدینی؛ ر.ک: آیت بصیرت، ص57 و 56.

17 ـ صائب.

18 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص24 ـ 21.

 مجله:پیام زن-اردیبهشت 1383، شماره 146