شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

خداوند در آیه ۱۰۷ سوره چهارم (نساء) فرموده است: «پوشیده مى‏دارند از مردم و پوشیده نمى‏دارند از خدا».

و در آیه ۷ سوره پنجاه و هشتم (مجادله) فرموده است: «هیچ راز گفتنى میان سه کس نیست مگر اینکه او چهارمى ایشان است و هیچ پنج تنى مگر اینکه او ششمى ایشان است».

امام کاظم (علیه السّلام) فرموده است: از مثالهاى پیامبران که درود خدا بر همه‏شان باد!

چیزى جز یک کلمه باقى نمانده است و آن این است که چون آزرم نمى‏کنى، هر چه مى‏خواهى بکن، و این هم در مورد بنى امیه است‏[۱].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: خداوند تبارک و تعالى، شهوت را ده بخش فرموده، نه بخش آن در زنان و یک بخش آن در مردان است و اگر چنین نبود که خداوند در آنان نه بخش از آزرم را هم قرار داده است، هر آینه به هر مردى نه زن چسبیده بود[۲].

و همان حضرت فرموده است: حیا و آزرم ده بخش است، نه بخش آن در زنان و یک بخش آن در مردان است و چون دوشیزه به حد بلوغ مى‏رسد و خون مى‏بیند، دو بخش از آزرم او مى‏رود و چون ازدواج مى‏کند دو بخش دیگر آن از میان مى‏رود و پنج بخش آن باقى مى‏ماند. اگر تبهکارى کند، همه آزرمش از میان مى‏رود و اگر پاکدامن بماند، آن پنج بخش باقى مى‏ماند[۳].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: ایمان برهنه و جامه آن آزرم و زیورش وفا و مروتش کار نیک و ستون و مایه بر پایى آن پارسایى است‏[۴]. و هر چیز را اساس است و اساس اسلام، محبت خاندان ماست‏[۵].

امام صادق فرموده است: سه خصلت است که اگر کسى دارا نباشد، هرگز به خیر او امید نیست، آن کس که در نهان از خدا نترسد و آن کس که در پیرى بیمى به دل راه ندهد و رعایت نکند و آن کس که از هیچ عیبى آزرم نکند.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: هرگز آزرم با چیزى همراه نیست مگر آنکه آن را مى‏آراید و هرگز فحش و دریدگى همراه چیزى نیست مگر آنکه آن را آلوده مى‏کند[۶].

و همان حضرت فرموده‏اند: همانا هر دین را خوى و خصلتى است و چهره اخلاق اسلامى آزرم است.

و هم ایشان فرموده‏اند: آزرم از زندگان، از ایمان است، یا آزرم از ایمان‏ است و شخص مؤمن در بهشت خواهد بود[۷].

و به پیامبر (صلّى الله علیه و آله) گفته شد: مرا نصیحت فرمایید. فرمودند: از خداوند چنان آزرم کن که از مردان صالح خویش آزرم مى‏کنى‏[۸].

و باز فرموده است: آزرم کنید از خداى، چنان که شایسته آزرم است. گفتند:

اى رسول خدا! ما آزرم مى‏کنیم. فرمود: نه چنین است، که هر کس از خداى چنان که باید آزرم کند، سر خود و اندیشه‏اش را و شکم و اندرونش را حفظ کند و مرگ و پوسیده شدن را به یاد آورد، و هر کس آخرت را بخواهد، زیور این جهان را رها مى‏کند و هر کس چنین کند، همانا که از خداى چنان که شاید و باید آزرم کرده است‏[۹].

و گفته شده است: هر کس جامه آزرم بپوشد، عیبش بر مردم پوشیده مى‏ماند[۱۰].

شاعر چنین سروده است:

«هر گاه از سرانجام شبها (روزگار) نمى‏ترسى و آزرم نمى‏کنى، هر چه مى- خواهى بکن، و حال آنکه به خدا سوگند در زندگى و دنیا چون آزرم از میان برود، خوشى باقى نمى‏ماند. آدمى تا گاهى که حیاء و شرم دارد و به نیکى زندگى مى‏کند و تا حیاء باقى باشد، مهترى و بزرگى باقى است. چه بسیار گناه و زشتى که میان من و انجام آن، حیاء مانع شد و حیاء داروى آن بود و چون حیاء از میان برود، دوایى نیست.» دیگرى گفته است: «چه بسا کسى که از عشق او پیراهن دریده مى‏شود و او را میان خانه از شدت حیاء بیمار مى‏پندارى، ولى چون پرچم برافراشته مى‏شود، او را زیر پرچم فرمانده مى‏بینى.»

 

[۱] . در خصال، صفحات ۱۳ و ۲۰۵ جلد اول چاپ آقاى کمره‏یى آمده است. م.

[۲] . در خصال، صفحات ۱۳ و ۲۰۵ جلد اول چاپ آقاى کمره‏یى آمده است. م.

[۳] . در خصال، صفحات ۱۳ و ۲۰۵ جلد اول چاپ آقاى کمره‏یى آمده است. م.

[۴] . به نقل از امالى طوسى در بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۸۲، آمده است. م.

[۵] . به نقل از محاسن برقى، در بحار الانوار، همان صفحه، همان جلد، آمده است. م.

[۶] . امالى طوسى، ج ۱، ص ۱۹۳ م.

[۷] . صورت دوم این روایت در اصول کافى، ج ۳، ص ۱۶۵، آمده است. م.

[۸] . از همین کتاب در بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۲۹، آمده است. م.

[۹] . به نقل از قرب الاسناد حمیرى و امالى و خصال صدوق با اندک اختلافى در بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۳۳، آمده است. م.

[۱۰] . نهج البلاغه، ص ۱۱۷۵، چاپ مرحوم فیض الاسلام. م.