حوزه علمیه ری

حوزه علمیه ری حوزه‌ای در علوم دینی متعلق به شیعیان که در نیمه دوم قرن سوم هجری قمری در زمان مهاجرت علویان به ری شکل گرفت. در گذشته به دلیل حمایت‌های امیران آل بویه و برخی از وزرای شیعی مذهب آنها، ری یکی از مراکز اصلی تجمع شیعیان و فعالیت‌های علمی و آموزشی آنها شد و تعداد زیادی از علما، محدّثان و فقهای شیعه نیز از شهرهای دیگر به ری هجرت کردند. یکی از مشهورترین این افراد شیخ صدوق بود. محمد بن یعقوب کلینی، شیخ صدوق، ابن قبه رازی، و ابوالفتوح رازی از علمای بنام حوزه علمیه ری بودند.

امروزه در شهر ری چند مدرسه علمیه برای برادران و خواهران وجود دارد که زیر نظر مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه فعالیت می‌کنند.

شیعیان در دهه‌های پایانی حکومت امویان در ری حضور داشته‌اند. گزارش‌هایی از همراهی شیعیان ری با قیام زید بن علی در سال ۱۲۲ هجری در دست است.[۱] پس از شکل گیری خلافت عباسی در ۱۳۲، ری یکی از پایگاه‌های مهم شیعیان شد.

حضور اصحاب ائمه(علیه السلام)

در میان اصحاب، یاران، وکلا و راویان احادیث ائمه(علیهم السلام) از دوره امام باقر(علیه السلام) تا غیبت امام زمان(عج)، نام بسیاری از شیعیان ری دیده می‌شود. در میان این افراد، اعین رازی از اصحاب امام باقر(علیه السلام)،[۲] عبدالرحیم بن سلیمان رازی و عیسی بن ماهان و یحیی بن علاء و فرزندش جعفر از اصحاب امام صادق(علیه السلام)،[۳] بکر بن صالح رازی از اصحاب امام رضا(علیه السلام)[۴] حسن بن عباس حریش رازی و عبدالله بن محمد رازی از اصحاب امام جواد(علیه السلام)،[۵] یحیی بن ابی بکر رازی و سهل بن زیاد رازی از اصحاب امام هادی(علیه السلام)[۶] و صالح بن حماد و محمد بن یزداد رازی از اصحاب امام حسن عسکری(علیه السلام)،[۷] درخور ذکرند.

مهاجرت علویان

هم چنین گزارش‌هایی از مهاجرت علویان به ری در دوره ائمه در دست است. برخی از این مهاجران از عالمان و محدّثان بزرگ شیعی بودند.[۸] عبدالعظیم حسنی از نوادگان امام مجتبی(علیه السلام) و از اصحاب امام جواد(علیه السلام) از مشهورترین این مهاجران بود که سهم مهمی در نشر تعالیم شیعه داشت.[۹]

شکل‌گیری حوزه علمیه

حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم علیه السلام

هرچند این گروه از یاران ائمه و نیز مهاجران علوی، در ری به ارائه تعالیم شیعه و نیز روایت حدیث مشغول بوده‌اند، و در واقع نخستین نشانه‌های تکوین حوزه ری را باید در فعالیت‌های این راویان جستجو کرد، لیکن آغاز گسترش فعالیت‌های منسجم علمی شیعیان در ری و شکل گیری حوزه علمیه در این شهر، ظاهراً در نیمه دوم قرن سوم هجری بوده است. در ۲۷۵ احمد بن حسن ماردانی بر شهر ری مسلط شد. او پس از اظهار تشیع، شیعیان را اکرام کرد و مورد توجه قرار داد و شیعیان با حمایت وی به تألیف کتاب‌هایی پرداختند، از جمله عبدالرحمان بن ابی حاتم، کتابی در فضائل اهل بیت نوشت.[۱۰]

در دوران آل بویه

در دوره حکمرانی سلسله شیعی مذهب آل بویه، ری به مدت ۸۵ سال (۳۳۵۴۲۰) مرکز حکومت یکی از مشهورترین شاخه‌های حکومت گر بویهی بود. به دلیل حمایت‌های امیران آل بویه و برخی از وزرای شیعی مذهب آنها، در این دوره ری یکی از مراکز اصلی تجمع شیعیان و فعالیتهای علمی و آموزشی آنها شد. ایجاد فضای نسبتاً باز سیاسی و دفاع خردمندانه علمای شیعه از باورها و شعائر اهل بیت و رفتار همراه با تعامل شیعیان با پیروان ادیان و مذاهب دیگر، موجب شد که این شهر یکی از کانون‌های مهم مباحثه‌ها و مناظره‌های علمی میان شیعیان و پیروان دیگر مذاهب شود.

حضور شیخ صدوق

علاوه بر گرایش بسیاری از اهالی ری به مذهب تشیع و ظهور دانشمندان بزرگ از میان مردم ری، گروه کثیری از علما و محدّثان و فقهای شیعه نیز از شهرهای دیگر به ری هجرت کردند. یکی از مشهورترین این افراد شیخ صدوق محمدبن علی بن بابویه قمی[۱۱] بود که از حدود ۳۴۷ به دعوت رکن الدوله (حک : ۳۳۵۳۶۶) از قم به ری هجرت کرد و این شهر را موطن خویش قرار داد. حضور وی در ری باعث رونق حوزه علمیه این شهر شد. وی علاوه بر برپایی مجالس بحث و مناظره با پیروان ادیان و مذاهب مختلف که گاه در حضور رکن الدوله صورت می‌گرفت، به تشکیل مجالس درس و املای حدیث نیز همت گماشت.[۱۲]

حضور علمای دیگر

ابومحمد جعفربن احمدبن علی رازی (علی بن احمد) از دیگر عالمان معاصر شیخ صدوق نیز در ری ساکن شد و ضمن تألیف آثار متعدد به آموزش و ترویج علوم شیعی پرداخت.[۱۳]

دانشمندانی که از ری و به ویژه از میان خاندان کلینی برخاستند در کنار محدّثان و فقیهان خاندان بابویه، به حوزه علمیه شیعه در این دوره رونق زیادی بخشیدند. محمد بن محمد بن عصام کلینی و محمد بن احمد سنانی که در ری اقامت گزید، هر دو از راویان آثار کلینی برای صدوق،[۱۴] و ابوعلی قطان رازی از مشایخ شیخ صدوق[۱۵] از جمله این افراد هستند.

نقش وزرای آل بویه

برخی از وزرای دانشمند آل بویه نیز در رونق بخشیدن به حوزه علمیه شیعه، سهم بسزایی داشتند. صاحب بن عبّاد، وزیر فخرالدوله دیلمی (حک : ۳۷۳۳۸۷)، در خانه خویش در ری مجلس درس تشکیل می‌داد. او به رسم دانشمندان طیلسان می‌پوشید و تحت الحنک می‌انداخت. در مجلس درس وی گروه بسیاری از مردم و دانشوران برجسته حضور می‌یافتند. قاضی عبدالجبار معتزلی از جمله دانشمندانی بود که در درس صاحب شرکت می‌کرد. ابوسعد منصوربن حسین آبی (متوفی ۴۲۲)، وزیر مجدالدوله بویهی (حک : ۳۸۷۴۲۰)، نیز از جمله وزرای دانشمند بود. وی در دانش‌های مختلف به ویژه تاریخ و ادبیات تبحر داشت. او نزد شیخ طوسی درس خوانده بود و شیخ عبدالرحمان نیشابوری خزاعی از عالمان نامور ری از او روایت کرده است.[۱۶]

در حمله محمود غزنوی

در حمله محمود غزنوی به ری در ۴۲۰ حوزه علمیه این شهر آسیب جدی دید و کتابخانه‌ها و مراکز علمی و آموزشی شیعه ویران گردید و بسیاری از عالمان شیعی به اتهام گرایش به باطنیه و رابطه با قرمطیان به قتل رسیدند.[۱۷]

در دوره سلجوقیان

بااین حال، در دوره سلجوقیان، نیک نفسی و تعادل عالمان شیعی و پرهیز از افراط گری و نیز تلاش مستمر آنها، موجب شد که برخی از سلاطین و وزرای سلجوقی، به شیعیان روی خوش نشان دهند.[۱۸] در نتیجه حوزه علمیه ری آرام آرام فعالیت علمی و تبلیغی خود را از سرگرفت. اسامی شمار زیادی از خاندانهای علمی شیعه و آثار و نوشته‌های آنها و نیز تعداد کثیری از مدارس و مراکز علمی متعلق به نیمه قرن پنجم و سراسر قرن ششم، که در منابع بدان اشاره شده، نشان دهنده رونق فعالیت‌های آموزشی و علمی در این دوره است.

خاندان‌های شیعی در دوره سلجوقی

خاندان بابویه

برخی از دانشمندان خاندان بابویه در دوره سلجوقیان نیز خوش درخشیدند. حسن بن حسین بن بابویه، معروف به حسکا، از این جمله است. وی که فقیهی بی‌بدیل بود در ری به کار تعلیم و تربیت اشتغال داشت. حسکا در ری مدرسه‌ای داشت که در آن به کودکان قرآن می‌آموختند.[۱۹] فرزند حسکا به نام شیخ موفق الدین عبیداللّه، والد شیخ منتجب الدین مؤلف کتاب الفهرست، نیز از راویان و فقهای برجسته خاندان بابویه است که نزد پدرش درس خواند.[۲۰] بابویه بن سعید بن محمد از همین تیره، فقیهی پارسا و محدّثی برجسته بود که نزد شیخ حسکا درس خواند و کتاب الصراط المستقیم را در موضوع عقاید و فقه تألیف کرد. منتجب الدین نیز این کتاب را نزد همین بابویه بن سعید خوانده بود.[۲۱] به گفته ابن حجر عسقلانی[۲۲] خانه بابویه بن سعید در ری، سرای دانش و بزرگی بود. شیخ منتجب الدین رازی خود از مشهورترین علمای خاندان بابویه در ری بود. وی دانش پژوهی بود کاوشگر و از درس بیش از ۵۵ استاد از شهرهای گوناگون، استفاده کرد.

خاندان مطهربن علی

فرزندان و نوادگان مطهر بن علی زکی که نقابت شیعیان ری و گاه قم را برعهده داشتند از دیگر خاندان‌های فعال در زمینه علوم مختلف شیعی در این دوره هستند. از جمله این افراد شرف الدین محمد، نقیب النقبای ری و از ممدوحین قوامی رازی، بود.[۲۳] وی در ری مجلس درس داشت و شیخ منتجب الدین از جمله شاگردان او بود.[۲۴] ابوالقاسم یحیی از دیگر نقبای ری و صاحب فضل و کمال بود. منتجب الدین در درس وی حاضر می‌شد و کتاب الفهرست را در پی گفتگو با او تألیف کرد.[۲۵]

خاندان دوریستی

از خاندان دوریستی نیز دانشمندان برجسته‌ای در این دوره به ظهور رسیدند. ابوعبداللّه جعفربن محمد دوریستی کتابهای زیادی چون الکفایة و الاعتقاد تألیف کرد.[۲۶] عبدالجلیل قزوینی رازی[۲۷] به نام برخی از افراد این خاندان و سهمی که در گسترش دانش‌های شیعی داشته‌اند، اشاره کرده است. به گفته وی خواجه حسن دوریستی فرزند ابوعبداللّه جعفر، با خواجه نظام الملک طوسی «حق خدمت و صحبت» داشت.

خاندان رازی خزاعی

خاندان رازی خزاعی، در گرم نگهداشتن حوزه علمیه ری و تبلیغ دین و نشر دانش‌های شیعی، کوشش‌های زیادی کردند. شیخ ابوبکر احمدبن حسین نیشابوری خزاعی رازی از بزرگان علمای شیعه و صاحب تألیفات گوناگون چون الامالی در حدیث در چهار جلد، عیون الاحادیث و الروضه در فقه، از این خاندان بود که به تعلیم و پژوهش اشتغال داشت. وی شاگرد سیدرضی، سیدمرتضی و شیخ طوسی بوده است.[۲۸] پسر وی شیخِ حافظ عبدالرحمان نیشابوری (متوفی ۴۸۵) نیز از اساتید برجسته در این دوره است. وی که عموی پدر ابوالفتوح رازی بود در ری کرسی تدریس داشت و شمار زیادی طالب علم و محدّث در درس او حاضر می‌شدند.[۲۹] ابوالفتوح رازی دانشمند و مفسر شهیر شیعی نیز از این خاندان است. او در ری به فعالیتهای علمی و آموزشی اشتغال داشت و شاگردان بسیاری چون منتجب الدین،[۳۰] ابن شهر آشوب، ابوطالب طوسی و صفی الدین حیروی تربیت کرد.

دیگر دانشمندان

سدیدالدین حمّصی، عبدالکریم رافعی مؤلف التدوین فی اخبار قزوین، عمادالدین طبری مؤلف بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، محمد بن ابی مسلم ابی الفوارس رازی، رشید الید رازی، قطب الدین راوندی، عبدالجبار بن عبدالله رازی از شاگردان شیخ طوسی و استاد قاطبه علما و طالبان علوم در زمان خودش، و سید تاج الدین موسوی از دیگر دانشمندان معروف حوزه علمیه ری در این دوره هستند. ظهور این تعداد فقیه، محدّث و عالم در ری در دوره سلجوقی به خوبی نشاندهنده رواج و گسترش حوزه علمیه شیعی در این دوره است.

دوران افول

در جریان یورش مغولان در اوایل قرن هفتم، شهر ری چندین بار مورد حمله قرار گرفت و ویرانی‌های زیادی در این شهر پدید آمد. در نتیجه حوزه علمیه ری به رغم ظهور دانشمندانی چون احمدبن حسن ناوندی/ نهاوندی، قطب الدین رازی و تاج الدین محمود رازی[۳۱] هرگز رونق پیشین خود را بازنیافت.

ویژگی‌های حوزه علمیه ری

مدرسه علمیه برهان

از ویژگیهای برجسته حوزه علمیه ری به ویژه در آغاز شکل گیری، ارتباط پیوسته محدّثان و علمای آن دیار، تا پیش از وقوع غیبت، با امامان معصوم بوده است. علاوه بر آنکه در میان یاران و راویان احادیث ائمه نام گروهی از دانشمندان ری دیده می‌شود، برخی دیگر از علمای ری نیز از طریق مکاتبه یا حضوری با ائمه در ارتباط بوده‌اند.[۳۲]

ارتباط با مراکز علمی مختلف در جهان اسلام، ویژگی دیگر حوزه علمیه ری است. گزارش های زیادی در دست است که نشان می‌دهد از آغاز شکل گیری حوزه علمیه ری، بسیاری از محدّثان، فقها و دانشمندانی که در این حوزه به تعلیم و تعلم اشتغال داشته‌اند، برای بهره‌مندی از درس اساتید دیگر حوزه‌های علمیه در شهرهایی چون قم، بغداد، کوفه و نجف به این شهرها مسافرت کرده‌اند.[۳۳] به علاوه دانشمندان زیادی از شهرها و حوزه‌های علمیه دیگر، برای استفاده از درس و دانش علمای ری، در این شهر ساکن می‌شده‌اند.[۳۴]

در شهر ری از حدود قرن سوم تا نهم هجری، پیروان فرق و مذاهب و حتی ادیان مختلف زندگی می‌کردند. این امر موجب شده بود که عالمان این فرق و مذاهب در حوزه‌های علمیه این شهر به مناظره و تبادل نظر با یکدیگر بپردازند و گاه در مجالس درس یکدیگر شرکت کنند.

کانون‌های آموزش

مساجد یکی از کانون‌های اصلی درس و مناظره در ری بوده است. حمدالله مستوفی[۳۵] تعداد مساجد ری را در نیمه دوم قرن دوم، سی هزار دانسته است. در قرن ششم نیز مساجدی در ری وجود داشت که متعلق به پیروان مذاهب مختلف بود و در آن مجالس درس برپا می‌شد. برخی از این مساجد یادگار قرن‌های پیشین بود و مدتی طولانی فعالیتهای علمی و آموزشی در آنها ادامه داشت.[۳۶]

مدارس

مدارس از دیگر مراکز مهم علمی و آموزشی شیعیان در ری بوده‌اند. هر چند درباره مدارس شیعی در دوره آل بویه اطلاعی در دست نیست اما اشاره عبدالجلیل قزوینی رازی[۳۷] به کثرت «مدارس سادات» در شهرهای مختلف شیعه نشین، پیش از قرن ششم، گواه فعالیت گسترده این مدارس است. وی همچنین بیش از ده مدرسه را برشمرده که در دوره سلجوقیان به ارائه تعالیم شیعی در ری مشهور بوده‌اند.

مدرسه سید تاج الدین محمد کیسکی در زمان تألیف کتاب النقض در حدود ۵۶۰، نزدیک به نود سال سابقه فعالیت داشته و موضع مناظره دانشمندان و محل تجمع علما و سادات و فقهای مشهور بوده است.[۳۸]

در مدرسه شمس الاسلام حسکا بن بابویه نیز علاوه بر مجالس وعظ و قرائت قرآن، به کودکان آموزش‌های لازم ارائه می‌شد.[۳۹]

همچنین مدرسه‌ای به نام علی جاسبی در کوی اصفهانیان ری واقع بود.[۴۰]

تنها در یکی از مدارس دوره سلجوقی به نام خواجه عبدالجبار چهار صد فقیه و متکلم درس شریعت می‌آموختند.

عبدالجلیل قزوینی رازی خود در ری مدرسه‌ای بزرگ داشت که هر جمعه در آن به ارائه درس می‌پرداخت.[۴۱]

در مدرسه خواجه امام رشید رازی نیز بیش از دویست دانشمند، درس اصول دین و اصول فقه و علم شریعت می‌آموختند.[۴۲]

ردیف   نام مدرسه علمیه             توضیحات         ردیف   نام مدرسه علمیه             توضیحات

۱          مدرسه سید تاج الدین محمد کیکی                      ۹          مدرسه خواجه امام رشید رازی

۲          مدرسه شمس الاسلام حسکا بابویه                       ۱۰        مدرسه شیخ حیدر مکی

۳          مدرسه خانقاه ریان                     ۱۱        مدرسه ابی الوفا رازی

۴          مدرسه سید زاهد ابوالفتوح                       ۱۲        مدرسه مشاط رازی

۵          مدرسه فقیه علی جاستی                         ۱۳        مدرسه خواجه شرف مرادی

۶          مدرسه محله درزان مهران- زاد مهران                   ۱۴        مدرسه عبدالجلیل رازی

۷          مدرسه خواجه عبدالجبار                         ۱۵        مدرسه قطب الدین راوندی

۸          مدرسه کوی فیروزه[۴۳]

کتابخانه

مدارس مذکور دارای کتابخانه‌های بزرگ و گاه تخصصی بودند که در آن کارهای علمی و آموزشی صورت می‌گرفت. برای نمونه مدرسه خواجه امام رشید رازی، کتابخانه‌ای بزرگ و مجهز داشت. کتابخانه‌های این مدارس و نیز سایر کتابخانه‌هایی که در ری ساخته شده بود، مملو از کتب اصولی و فروعی بود به گونه‌ای که عبدالجلیل قزوینی رازی[۴۴] «تعدید و تحصیر» این کتب را هم مشکل شمرده و ذکر اسامی مصنفان و روات این کتابها را مستلزم تألیف کتابی جداگانه دانسته است. کتابخانه‌ها در ری افزون بر مرکز مطالعه و پژوهش، کانون درس و گفتگوهای علمی بودند.

ابوالفضل ابن عمید، وزیر رکن الدوله بویهی، کتابخانه‌ای بزرگ در ری داشت که رساله‌ها و کتب ارزشمندی در آن نگهداری می‌شد و مسکویه مدتی خازن و کتابدار آن بود.[۴۵]

یکی از مشهورترین کتابخانه‌های ری در دوره آل بویه متعلق به صاحب بن عباد بود که بیش از چهارصد بار شتر کتاب در آن جمع آوری شده بود[۴۶] و مجموع کتابه‌ای آن به ۰۰۰، ۲۱۷ جلد می‌رسید.[۴۷]

در دوره سلجوقیان نیز کتابخانه‌هایی چون کتابخانه شرف الدین محمد، نقیب النقبای ری، به عنوان مراکز علمی و آموزشی شهره بوده‌اند.[۴۸]

خانقاه

در دوره سلجوقیان خانقاه هایی نیز متعلق به شیعیان در ری وجود داشته که در آنها مجالس درس و بحث و آموزش علوم و احکام دینی رایج بوده است.[۴۹]

نظام مالی

هزینه مراکز علمی شیعی اعم از مساجد، مدارس و کتابخانه‌ها از راههای گوناگون تأمین می‌شد.

اوقاف یکی از مهمترین منابع تأمین این هزینه‌ها بود.[۵۰]

بخشی از درآمدهای حاصل از دریافت وجوهات شرعی و صدقات نیز صرف مراکز علمی و زندگی دانشمندان می‌شد.[۵۱]

عده‌ای از بزرگان و وزرا نیز بخشی از اموال شخصی خویش را صرف مراکز علمی می‌کردند.[۵۲]

اغلب علما و دانشمندان و نیز طالبان علم از راه کسب و کار مخارج زندگی خویش را تأمین می‌کردند. برای نمونه مسکویه خود خازن و کتابدار ابوالفضل ابن عمید بود.[۵۳]

موضوعات درسی

در حوزه ری علوم گوناگون از ادبیات گرفته تا دانش قرآن و حدیث و تاریخ و کلام و گاه برخی از علوم عقلی تدریس می‌شد.در هریک از این علوم دانشمندان بنامی به ظهور رسیدند. مهمترین علوم موردتوجه در حوزه ری به قرار زیر است :

ادبیات

ادبیات عرب از درسهای اصلی حوزه ری بوده است. ادیبان در این حوزه با تحقیق در دانش صرف و نحو و فصاحت و بلاغت و بدیع و نیز توغل در متون ادبی و نثر و شعر عربی، به مجالس درس خویش رونق می‌بخشیدند و به ویژه این کار را برای درک زیبایی‌های ادبی و بلاغی قرآن انجام می‌دادند.

اِبن فارِس (متوفی ۳۹۵) مؤلف کتاب مجمل اللغة و مقاییس اللغة از جمله ادیبان مشهور حوزه ری بود. وی استاد مجدالدوله بویهی و صاحب بن عباد در علوم ادبی به شمار می‌رفت. ابن بابویه[۵۴] ضمن نقل روایتی از احمدبن فارس او را ادیب و از اصحاب حدیث خوانده است.

ابن عمید و شاگردش صاحب بن عباد از وزرای مشهور آل بویه در ری، از مشاهیر ادب عربی در دوره خویش بودند.

مسکویه نیز از ادیبان حوزه ری بود. وی در ادب پارسی و عربی استاد بود و تألیفاتی در این زمینه دارد.

کمال الدین بندار بن ابی نصر رازی (متوفی ۴۰۱) نیز از ادبا و شعرای شیعه در این دوره است. وی زبان‌های عربی و فارسی را نیک می‌دانست و صاحب بن عباد در تربیت او نقش مهمی داشت.

ابوالحسین محمدبن عبداللّه نحوی رازی نیز ادیبی بود که در جامع ری تدریس می‌کرد.[۵۵]

ظهور شاعران و ادیبان بزرگی چون ابوالفتوح رازی، شیخ عبدالجباربن عبداللّه بن علی رازی و ابوالحسن علی بن محمد رازی و بسیاری دیگر در دوره سلجوقیان، گواه رونق بازار شعر و ادب در شهر ری است.[۵۶]

علوم قرآنی

قرآن و دانش‌های مرتبط با آن از دیگر موضوعات مهم در برنامه آموزشی حوزه علمیه ری بوده است.

محمدبن حسّان رازی از اصحاب امام هادی(علیه السلام)، کتابهایی به نام ثواب القرآن و ثواب اناانزلناه داشته است.[۵۷]

شیخ صدوق به قرآن توجه ویژه داشت. او در رساله الاعتقادات، موضوعات بنیادین اعتقادی را از منظر اهل بیت و بر محور قرآن بررسی کرده است.

محمدبن احمدبن جنید اسکافی رازی از بزرگان فقها و علمای شیعه چندین رساله از جمله امثال القرآن تألیف کرد.[۵۸] او رساله‌ای به نام ایضاح خطأمن شنّع علی الشیعة فی امرالقرآن داشته[۵۹] که ظاهرآ موضوع آن پاسخگویی به اتهامات مخالفان شیعه است که آنها را به بی‌توجهی به قرآن و باور به تحریف آن متهم می‌کرده‌اند.

ابوسعد منصوربن حسین آبی در کتاب نثرالدر برای نخستین بار فهرست موضوعی برای آیات قرآن فراهم ساخت و آیاتی را با عناوینی چون تقوا، ذکراللّه، تحمیدات، صلوة، شهادت، جهاد و صبر در یکجا گردآورد.[۶۰]

منتجب الدین رازی[۶۱] و عبدالجلیل قزوینی رازی[۶۲] نام برخی از مُقریان و مفسران شیعه در ری را ذکر کرده‌اند. تفسیر ابوالفتوح رازی به خوبی بیانگر رواج این دانش در حوزه علمیه ری در قرن ششم است.

حدیث

نوشتار اصلی: حدیث

حوزه ری از آغاز شکل گیری از کانون‌های مهم حدیثی شیعه به شمار می‌رفته است. محمدبن یعقوب کلینی و شیخ صدوق که سهم بسزایی در گسترش دانش حدیث داشتند هر دو بخش عمده فعالیتهای علمی خویش را در ری به انجام رساندند. از آنجا که در میان اصحاب ائمه و راویان احادیث ایشان جمع زیادی از دانشمندان ری دیده می‌شوند، احادیث حوزه ری، به قلت واسطه با معصومین علیهم السلام شهرت دارند.

نوآوری‌های محدثان حوزه علمیه ری

تلاش محدّثان حوزه ری به نوآوری‌هایی در جنبه‌های مختلف دانش حدیث انجامید. تبویب احادیث و نظم و ترتیب دادن به آنها، یکی از این نوآوری هاست. کلینی و صدوق از پیشگامان این راه به شمار می‌روند و کتابهای حدیثی این دو از نظر تبویب و ترتیب و جمع آوری موضوعی احادیث، قابل توجه است. ابومحمد جعفربن احمدبن علی رازی، محدّث مشهور امامی در قرن چهارم، در گردآوری حدیث ابتکارهایی داشته است، مثلا الاعمال المانعة من دخول الجنة، شامل روایاتی درباره اعمالی که بازدارنده فرد از ورود به بهشت است، جامع الاحادیث مشتمل بر هزار حدیث نبوی به ترتیب الفبایی؛ الغایات مشتمل بر احادیثی که با افعل تفضیل آغاز شده‌اند؛ المسلسلات یا الاخبارالمسلسلة که حاوی احادیث مسلسل است؛ و نوادر الأثر فی علی(علیه السلام) خیرالبشر در بردارنده هفتاد طریق برای حدیث نبوی «علی خیرُالبشر». منتجب الدین رازی[۶۳] به اسامی تعدادی از محدّثان و حافظان شیعی ری اشاره کرده که نماینده رونق دانش حدیث در این شهر است.

تاریخ

در میان دانشمندان حوزه علمیه ری، مورخان بزرگی نیز ظهور کرده‌اند که بعضاً تألیفات مهم و مفصّلی در تاریخ نگاشته‌اند. مسکویه رازی صاحب کتاب تجارب الامم و تعاقب الهمم از جمله این افراد است. ابوسعد آبی نیز کتابی در تاریخ ری داشته است.[۶۴] شیخ منتجب الدین هم کتابی به نام تاریخ الری داشته که ابن حجرعسقلانی در لسان المیزان، بارها از آن استفاده کرده است.[۶۵]

کلام

نوشتار اصلی: کلام

حضور پیروان ادیان و مذاهب گوناگون در ری، موجب رواج دانش کلام در حوزه این شهر شده بود. معتزله، حنابله، شافعیان، شیعیان اسماعیلی و نیز یهودیان و مسیحیان گروه های دینی و مذهبی در این شهر بودند. هر یک از صاحبان این مذاهب آزادانه به ترویج باورهای خود می‌پرداختند. متکلمان مذاهب گوناگون در مساجد و مدارس در جمع مردم می‌نشستند و با یکدیگر مناظره می‌کردند. یهودیان و مسیحیان نیز برای اثبات عقاید خویش به مناظره با عالمان مسلمان مشغول بودند. در یکی از این مناظره‌ها عالمی یهودی به نام رأس الجالوت درباره اعجاز قرآن و تقلیدناپذیر بودن آن با صاحب بن عباد مناظره کرد و مغلوب شد.[۶۶] مناظرات ابوحاتِم رازی، داعی اسماعیلی در منطقه ری، با محمدبن زکریای رازی در بحث نبوت، در همین شهر روی داد؛ کتاب اَعلام النبوة گزارش ابوحاتم از همین مناظرات است.

مهمترین موضوعات کلامی

باورها و شعائر مکتب امامیه به ویژه موضوع غیبت امام دوازدهم(عج)، مورد اعتراض و مناقشه مشترک متکلمان معتزلی و زیدی قرار داشت و علمای شیعه نیز به تشریح و تبیین باورهای خویش در این زمینه و پاسخ به شبهات می‌پرداختند. ابن قبه رازی (متوفی پیش از ۳۱۹) متکلمی که ابتدا معتزلی بود و سپس شیعه شد چند کتاب در همین مباحث نگاشت.[۶۷] کمال الدین و تمام النعمة اثر شیخ صدوق نیز از مهمترین کتاب‌های همین دوره است.[۶۸] علی بن محمد رازی معروف به علّان کلینی کتابی به نام اخبارالقائم علیه‌السلام تألیف کرد[۶۹] و محمدبن یعقوب کلینی نیز در رد قرامطه کتابی نوشت.[۷۰] علی بن محمد خزاز قمی ساکن ری از فقیهان و متکلمان قرن چهارم، در دفاع از باورهای شیعه کتابهایی چون الایضاح فی الاعتقاد و الکفایة فی النصوص (کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنَی عَشَر) تألیف کرد.[۷۱]

متکلمان بزرگ شیعی در دوره سلجوقیان

در دوره سلجوقیان نیز متکلمان بزرگی در شهر ری ظهور کردند. سدیدالدین حمّصی از فقها و متکلمان مشهور قرن ششم است. وی کتابهایی چون بدایة الهدایة، التبیین و التنقیح فی التحسین و التقبیح، المنقذ من التقلید و المرشد الی التوحید تألیف کرد. کتاب بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض (معروف به النقض) تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمه دوم قرن ششم به روشنی حاکی از رواج مباحث کلامی در حوزه ری در این دوره است.

فقه

نوشتار اصلی: فقه

دانش فقه نیز از دروس و تعالیم رایج حوزه ری بوده است. در منابع به نام بسیاری از فقهای حوزه ری و آثار و تألیفات فقهی آنها اشاره شده است. ابن جنید اسکافی (متوفی ۳۸۱) از فقهای نامور اهل ری، که البته عمده فعالیت‌های علمی او در حوزه بغداد بروز کرده، بیش از پنجاه رساله در فقه و علوم قرآن تألیف کرد. تهذیب الشیعة لاحکام الشریعة و الاحمدی فی الفقه المحمدی از آثار اوست. وی مسائل فقهی را به صورت موضوعی با تقسیم‌بندی مناسب تدوین کرد. او پس از بیان آرای فقهای مذاهب، نظر علمای شیعه را نیز بیان کرده و سپس رأی مختار خود را توضیح داده است. ابن قبه رازی نیز علاوه بر کلام، در فقه نیز صاحب نظر بود. دیدگاه او دربارۀ خبر واحد که بیشتر در حوزه فقه کاربرد دارد، شهرت فراوان یافت و به شبهه ابن قبه معروف شد. ابوطیب رازی، شیخ موفق الدین معروف به خواجه آبی، حسن بن اسحاق بن عبید رازی، ابوالحسن علی بن عبداللّه رازی، سید کمال الدین عبدالعظیم، تاج الدین محمودبن حسن ورامینی و فخرالدین محمدبن علی استرآبادی، برخی دیگر از فقهای حوزه ری بوده‌اند.[۷۲]

پی نوشت ها:

رجوع کنید به:ابوالفرج اصفهانی، ص ۱۳۲

طوسی، رجال الطوسی، ص ۱۲۶

رجوع کنید به:نجاشی، ص ۱۲۶، ۴۴۴؛ طوسی، رجال الطوسی، ص ۲۳۷، ۲۵۸؛ شوشتری، ج ۱۱، ص ۶۹۷۱

،رجوع کنید به:ابن بابویه، مَن لا یحضُرُه الفقیه، ج۴، ص۴۹۹

طوسی، رجال الطوسی، ص۳۷۴، ۳۷۷

رجال الطوسی، ص۳۸۷، ۳۹۳

نجاشی، ص ۱۹۸؛ طوسی، رجال الطوسی، ص ۴۰۲

رجوع کنید به:ابن طباطبا علوی اصفهانی، ص۱۵۱ ۱۶۷

رجوع کنید به:نجاشی، ص۲۴۷ ۲۴۸

یاقوت حموی، ۱۹۶۵، ج ۲، ص ۹۰۱

رجوع کنید به: نجاشی، ص :۳۸۹

ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۸۷۸۸؛ نجاشی، ص ۳۹۲

رجوع کنید به:آقابزرگ طهرانی، طبقات :نوابغ، ص۶۸۶۹؛ و مجلسی، ج ۱، ص ۱۹، ۳۷۳۸

ابن بابویه،کتاب مَن لا یحضُرُه الفقیه، ج ۴، ص ۲۲۳۵۳۴

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نوابغ، ص ۲۳

منتجب الدین رازی، ص ۳۲، ۱۰۵

ابن اثیر، ج ۹، ص ۳۷۲

عبدالجلیل قزوینی، ص ۱۴۲ ۱۴۵

منتجب الدین رازی، ص ۴۶۴۷؛ عبدالجلیل قزوینی، ص۳۴۳۵

منتجب الدین رازی، ص ۷۷

رجوع کنید به:منتجب الدین رازی،ص۴۲۴۳

ابن حجر عسقلانی، ج۲،ص۲۶۱

رجوع کنید به:قوامی رازی، ص ۳۹۴۲، ۷۳۷۷

رجوع کنید به: منتجب الدین رازی، ص ۱۰۰

منتجب الدین رازی، ص ۲۹۳۱

منتجب الدین رازی، ص ۴۵

قزوینی رازی،ص ۱۴۵

منتجب الدین رازی، ص ۳۲

رجوع کنید به:منتجب الدین رازی، ص ۷۵؛ ابن حجر عسقلانی، ج۵، ص۸۵

رجوع کنید به:منتجب الدین رازی، ص ۴۸

رجوع کنید به:مجلسی، ج ۱۰۴، ص ۱۴۲؛ خوانساری، ج ۶، ص ۳۸۴۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الانوار، ص ۴، ۳۳

طوسی، الغیبة، ص۴۱۵؛ تفرشی، ج ۳، ص ۲۹۱؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نوابغ، ص ۶۱

رجوع کنید به:ابن بابویه، التوحید، ص ۶۸؛ نجاشی، ص ۴۱۳؛ خطیب بغدادی، ج ۵، ص ۴۵۷۴۵۸؛ منتجب الدین رازی، ص ۴۶؛ علامه حلّی، ص ۲۶۸

خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۲۰، ج۱۳، ص۲۱۰؛ منتجب الدین رازی، ص۴۶، ۵۳؛ قزوینی، ص۲۸۲؛ امین، ج ۲، ص ۳۲۹، ج ۳، ص ۲۹، ج ۴، ص ۸۲

مستوفی، ص ۵۳

رجوع کنید به:عبدالجلیل قزوینی، ص ۳۵، ۷۴، ۳۷۲، ۵۵۱۵۵۲

قزوینی رازی،ص ۳۴۳۷

قزوینی رازی، ص ۳۴

قزوینی رازی، ص ۳۴۳۵

رجوع کنید به:قزوینی رازی، ص ۳۵

قزوینی رازی، ص ۱۳۷۱۳۸

قزوینی رازی، ص ۳۶

رازی، ص ۴۷، ۴۸؛ سلطان زاده، ص ۱۳۳-۱۳۶؛ سید کباری، ص۴۳۵

قزوینی رازی،ص ۳۸

رجوع کنید به:مسکویه، ج ۶، ص ۲۶۲۲۶۳

ابن اثیر، ج ۹، ص ۱۱۰

صَفَدی، ج ۲۱، ص ۲۲

رجوع کنید به:بیهقی، ص۱۷

رجوع کنید به:عبدالجلیل قزوینی، ص۳۵۳۶

رجوع کنید به:عبدالجلیل قزوینی، ص۳۴

رجوع کنید به:عبدالجلیل قزوینی، ص ۱۹۵۱۹۶

یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۵، ص ۱۹۳۸

رجوع کنید به:مسکویه، ج ۶، ص ۲۶۲۲۶۳

ابن باوبویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۵۳

سمعانی، ج۵، ص۴۶۹

رجوع کنید به:عبدالجلیل قزوینی، ص۲۳۱ ۲۳۲؛ منتجب الدین رازی، ص۷۵

نجاشی، ص ۳۳۸

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۲، ص ۳۴۷

نجاشی، ص ۳۸۸

رجوع کنید به:آبی، ج۱، ص۲۹۱۵۰

منتجب الدین رازی، ص ۳۷، ۴۵، ۴۸

قزوینی رازی،ص ۵۲۶

منتجب الدین رازی،ص ۳۴، ۷۱، ۷۷، ۱۰۰

رجوع کنید به:یاقوت حموی، ۱۹۹۳، ج ۲، ص ۶۹۰

ابن حجرعسقلانی، لسان المیزان، ج۱، ص ۳۲۵۳۳۵، ج ۳، ص ۷۴، ۸۳، ۸۵، ج ۵، ص ۲۹۴

رجوع کنید به:یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۶۸۲

رجوع کنید به:مدرسی طباطبائی، ص ۲۱۵۲۲۴

رجوع کنید به:ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۶۱۶۳، ۸۷ ۸۸

نجاشی، ص ۲۶۰۲۶۱

طوسی، الفهرست، ص ۲۱۰

نجاشی، ص۲۶۸؛ ابن شهرآشوب، ص۷۱

طوسی، الفهرست، ص ۳۷۷؛ منتجب الدین رازی، ص ۴۹، ۵۳، ۸۳، ۹۴، ۱۲۱، ۱۲۴

منابع

منصوربن حسین آبی، نثرالدّرّ، ج ۱، چاپ محمدعلی قرنه، قاهره، بی‌تا.

محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: الانوار الساطعة فی المائة السابعة، چاپ علی نقی منزوی، بیروت ۱۳۹۲/۱۹۷۲.

محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، چاپ علی نقی منزوی، بیروت ۱۳۹۰/۱۹۷۱.

ابن اثیر.

ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم، ۱۳۵۷ش.

ابن بابویه، کتاب مَن لا یحضُرُه الفقیه، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴.

ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.

ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، چاپ عبدالفتاح ابوغده، بیروت ۱۴۲۳/۲۰۰۲.

ابن شهر آشوب، معالم العلماء، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱.

ابن طباطبا علوی اصفهانی،منتقلة الطالبیة، چاپ محمدمهدی حسن خرسان، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.

ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ احمد صقر، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

امین.

علی بن زید بیهقی، کتاب تتمة صوان الحکمة، چاپ محمد شفیع، لاهور ۱۳۵۱.

مصطفی بن حسین تفرشی، نقدالرجال، قم ۱۴۱۸.

حمداللّه مستوفی، نزهةالقلوب.

خطیب بغدادی.

خوانساری.

دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱، چاپ افست تهران ۱۳۸۲ش.

عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی، التدوین فی اخبار قزوین، چاپ عزیزاللّه عطاردی، بیروت، ۱۴۰۸/۱۹۸۷.

سمعانی.

شوشتری.

صفدی.

محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۲۰.

محمدبن حسن طوسی، الفهرست، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۷.

محمدبن حسن طوسی، کتاب الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانی و علی احمد ناصح، قم ۱۴۱۱.

عبدالجلیل قزوینی، نقض، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.

حسن بن یوسف علامه حلّی، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم، ۱۴۱۷.

محمدبن حسن قزوینی، ضیافة الاخوان و هدیة الخلان، چاپ احمدحسینی، قم ۱۳۹۷.

بدرالدین قوامی رازی، دیوان، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۳۴ش.

مجلسی.

حسین مدرسی طباطبائی، مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزدپناه، تهران ۱۳۸۶ش.

مسکویه؛ علی بن عبیداللّه منتجب الدین رازی، الفهرست، چاپ جلال الدین محدث ارموی، قم ۱۳۶۶ش.

احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشعیة المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.

یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶۱۸۷۳، چاپ افست تهران

منبع: ویکی فقه