حق و عدل ميزان هاى قيامت

حق و عدل ميزان هاى قيامت

حضرت صادق عليه السلام در اين خصوص فرمودند: ميزان، عدل است؛ و در آيه قرآن داريم که ميزان حق است: «والوزن يؤمئذ الحق ؛ و در آن روز (معيار) سنجش، حق است» (اعراف/8). و ميزان عدل چنانکه خواهيم گفت ميزان حق است، و حق و عدل داراى مصداق واحدي هستند، و مفهوم آنها بالاعتبار تفاوت دارد. نمازهاى هر يک از امت را با نماز حق و عدل مى سنجند. يعنى عدل را در يک کفه و نماز مورد سنجش را در کفه ديگر قرار مي دهند؛ هر چه اين نمازها به آن نماز از جهت طهارت سر، و حضور قلب، و قوت تخاطب، و شدت فناء، و پاکى نيت، و سائر آداب و جهات ظاهريه و باطنيه نزديکتر باشد عقربه نماز سنج به محل آن نماز واقعى و حقيقى نزديک مي شود؛ و هر چه از جهت اين امور دورتر باشد عقربه نماز سنج دور مى ايستد و فاصله و بعد بين اين دو نماز را نشان مي دهد. و اگر بخواهيم آن ميزان عدل الهى را خوب بفهميم که چگونه سنجش مي کند، به دستگاههاى کامپيوتر در دنيا تشبيه مي کنيم؛ غاية الامر اين دستگاهها مادى و طبيعى است، و آن ميزان عدل معنوى و روحانى. دستگاههاى کامپيوتر همچون رادار مشخص کننده فورا حد و اندازۀ مطلوب را نشان ميدهد. دستگاه نماز سنج، روزه سنج، زکات سنج، جهاد سنج، ولايت سنج، خداشناسى سنج و همچنين غير ذلک از امور حسنه فورا مقدار خلوص و پاکى نيت را در اين اعمال نشان ميدهد.
هر چه اين اعمال ـ که در يک کفه قرار مي گيرد و در کفه ديگر عدل از آن فعل يا صفت را مي گذراند ـ عقربه سنجش آن به مبدأ نزديکتر باشد آن عمل صحيح تر و مطلوب تر، و هر چه دورتر باشد آن عمل مطرودتر و محکوم تر خواهد بود. و اگر از باب مثل فرض کنيم صفحه اى که عقربه سنجش بر روى آن کار ميکند مدرج به هزار درجه باشد، هر نمازى را که در کفه بگذارند فورا عقربه روى يکى از اين درجات ما بين صفر و هزار قرار خواهد گرفت و آن وقت در هر نمازى اگر علي حده اين کار را کنند و سپس بين تمام نمازها منتجه گيرند، و سپس حالت و مقام نمازگزار را بر اصل سنجش با عدل نمازگزار و عدل مصلى مشخص کنند حقا تماشا کردنى است. و چقدر اين دستگاههاى معنوى عجيب و قابل ملاحظه و مشاهده و تفکر و تأمل است. و در آن وقت که ميزان عمل مقربين و مخلصين و ابرار و اخيار و صالحين سنگين مي شود و به درجه عدل حقيقى نزديک مي گردد يا هم وزن و مساوى آن قرار مي گيرد، بايد اين ندا را در داد که: «و فى ذ’لک فليتنافس المتنافسون»؛ سبقت گيرندگان و جلودار خواهان بايد در اين امور سبقت گيرند و داعى پيشى و برترى داشته باشند.

انفاق اميرالمومنين (ع) ميزان انفاق ها

در باب انفاق، انفاق هائى را که انسان در دنيا مي کند، به نيت ها و مقاصد مختلف براى قوم خويش، براى همسايه؛ البته براى خدا ميکند، ولى احيانا غرض ديگر هم در نظر دارد. در حال سراء و ضراء کرده، کم کرده و يا زياد کرده، علنى يا مخفيانه انجام داده، همه را مى آورند و در کفه ترازوى انفاق سنج ميريزند، و در کفه ديگر روح و حقيقت انفاق را قرار مي دهند که صددرصد خالص بوده و تقربا إلى الله تعالى بوده است و هيچ شائبه پاداش و جزاى دنيوى يا اخروى در آن نبوده؛ مانند انفاق أميرالمؤمنين عليه السلام در هر حال، و با نداشتن مال ديگرى و اندوخته ننمودن ذخيره اى براى خود و اهل بيت خود، که فقط چهار درهم دارد و آنرا در راه خدا، در آشکارا و پنهان، و در شب و روز انفاق مي کند و دربارۀ او اين آيه نازل مي شود: «الذين ينفقون أمو’لهم باليل و النهار سرا و علانية فلهم أجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون ؛ کسانى که مالشان را شب و روز، (و) نهان و آشکار، انفاق مى کنند پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بيمى بر آنهاست و نه محزون شوند» (آيه 274 سوره بقره).
در تفسير اين آيه از «مجمع البيان» و «جوامع» از ابن عباس روايت شده است که دربارۀ أميرالمؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام نازل شده است که آن حضرت فقط چهار درهم داشت، يکى از دراهم را در شب و يکى را در روز، و يک درهم را در پنهان و يکى را در آشکار انفاق کرد. چون أميرالمؤمنين، امير مؤمنان است؛ انفاقش نيز امير و سالار انفاق هاست، و در روز قيامت کفه عدل و حق انفاق، انفاق آن حضرت است که خالصا و مخلصا لوجه الله الکريم بوده است، و در کفه ديگر انفاق هاى افراد ديگر را مي گذارند و مى سنجند، و با آن الگو و نمونه و اسوۀ حسنه اندازه گيرى مى نمايند. هر کس انفاقش بهتر باشد و پاک تر باشد و خالص تر باشد، عقربۀ انفاق سنجش به انفاق آن حضرت نزديک مي شود؛ و هر کس بدتر باشد و آلوده تر عقربه دورتر مى ايستد.

حق و عدل ميزان هاى قيامت

کسى مي گويد: من در آخر الزمان بودم، عيال نداشتم، دوره و محيط فاسد بود، دست به گناه زدم؛ فورا ترازوى عفت سنج را مى آورند و مي گويند: حضرت يوسف جوان تر و زيباتر بود، امکانات گناه براى او بيشتر بود، زن پادشاه مصر که قاعدتا بايد از زيباترين زنان باشد، آنهم در مصر که مردم آن به ملاحت معروفند، آنهم در اطاق در بسته، و فشار و امر به گناه که اگر تمکين نکنى تو را متهم به گناه مي کنم و بدين تهمت ساليان دراز در زندان مى افکنم؛ ببين چگونه خود را به خداى خود سپرد و از گناه اعراض کرد. فورا اندازه گيرى مي کنند و عقربه عفت سنج در جاى خود مى ايستد؛ نعوذ بالله من شرور النفس الامارة بالسؤء إلا ما رحم الله.
همچنين گرفتارى مالى براى کسى پيش آمد مي کند و ديگر براى او مشکل مي شود که از ممر حلال خرج زن و بچه را درآورد، و دست به مال حرام ميزند و دنبال مال مشتبه مي رود؛ فورا حلال سنج را مى آورند و مي گويند: آيا مشکلات تو بيشتر بود يا فلان و فلان. به آن زن مي گويند: آيا مشکلات تو در ديندارى بيشتر بود يا آسيه زوجه فرعون زمان.

زندگي حضرت فاطمه زهرا ميزان قيامت

زنان از مشکلات اقتصادى و باردارى و بچه دارى و رضاع و شيردادن شکوه مي کنند؛ فورا الگو و نمونه زنان، حضرت زهراء دخت پيامبر آخر الزمان را مى آورند و مي گويند: نه ساله شوهر کرد و هجده ساله به خاک رفت و در اين بين پنج فرزند آورد که نمونه علم و تقوى و ولايت و صبر و تحمل و يقين و معرفت و توحيد بودند: حضرت حسن و حضرت حسين و حضرت محسن سقط شده و حضرت زينب و حضرت ام کلثوم؛ آن فرزند سقطش هم معلوم نبود که اگر حيات داشت از برادران و خواهران عقب تر باشد. فاطمه زهراء پشم ميريسيد، گندم دسداس مي کرد، و نان مى پخت، و گاهواره مى جنبانيد، و با نان جوين فرزندان خود را تربيت کرده، و سهميه باغ خود را از فدک به فقرا مي داد. آن قيامش به نماز و عبادت که پايش متورم مي شد، و آن درجه محبت به شوهرش على بن أبى طالب، و آن درجه حمايت از دين خدا و وصايت و امامت که تا سر حد شهادت به استقبال رفت.
در کتاب «کافى» و «معانى الاخبار» آورده است: «عن الصادق عليه السلام أنه سئل عن قول الله عزوجل: و نضع المو’زين القسط ليوم القيـ’مة، قال: هم الانبيآء و الاوصيآء عليهم السلام؛ از حضرت صادق عليه السلام دربارۀ معناى گفتار خداى تعالى که مي فرمايد: و ما ميزانهاى عدل و قسط را در روز قيامت قرار مي دهيم سؤال شد، حضرت فرمودند: مراد پيغمبران و وصيان آنها هستند» (تفسير صافى). و در روايت ديگرى است که: «نحن الموازين القسط.؛ ما ترازوهاى عدل هستيم».
منبع :کتاب معاد شناسى 8 صفحه 138 تا 143