شیعه شناسی » فروع دین » نماز »

حضور قلب در نماز

از آنجایی که روح و حقیقت نماز، بر وجود حضور قلب استوار است و آثار و فوایدی که برای نماز در آیات و روایات آمده، مخصوص نماز با حضور قلب است، لذا ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ در روایات متعددی بر این مسئله مهم تأکید داشته اند، که به عنوان نمونه به ذکر یک روایت اکتفا می کنیم: امام باقر ـ علیه السلام ـ می فرماید: بر تو است که در نمازت توجه قلبی داشته باشی، پس همانا از نمازت آن مقداری برای تو محسوب می شود که با قلبت توجه به نماز داشته ای.

آنچه برای کسب حضور قلب در نماز مهم است این است که شرایط و عوامل ایجاد چنین حالتی را مهیا کنیم و موانع آن را برطرف نماییم. چرا که حواس ظاهری و حواس باطنی انسان مثل پرنده ای از یک شاخه به شاخه دیگر و از یک مسئله به مسئله دیگر پرواز می کنند، حال با وجود این مانع ، به دست آوردن حضور قلب مشکل تر خواهد شد و زحمت بیشتری را می طلبد.

قبل از پرداختن به راههای فراهم کردن حضور قلب در نماز، ذکر این نکته لازم است که حضور قلب یکی ازشرائط وآداب باطنیه نماز است و طبق روایات شرط قبولی نماز است. یعنی آثار معنوی و اخروی نماز منوط بر داشتن حضور قلب در نماز است که البته خود دارای مراتبی بس فراوان است ،با این وجود حضور قلب نزد فقها، از شرائط قبول نماز است، نه ازشرائط صحت نماز و بین این دو فرق است. زیرا ممکن است نمازی تمام شرئط فقهی‌ای که برای احکام نماز در رساله‌های عملیه آمده است، داشته باشد و احتیاجی به اعاده نماز نباشد، اما دارای شرائط قبول وکمال نباشد.در این صورت درست است که نماز بدون حضور قلب، اعاده یا قضا ندارد، اما این نماز فایده وثوابی برای نمازگذار نخواهد داشت.

شرایط و عواملی که جهت داشتن حضور قلب در نماز مهم و موثر هستند عبارتند از:

  1. اهمیت دادن به نمازعارف بزرگ، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) می گوید: حضور قلب سببش همت آدمی است، چون قلب تابع همت و ایمان انسان به حقیقت نماز می باشد. آن کس که به این حقیقت اعتقاد داشته باشد که نماز معراج اوست و مایه اوج و سعادت او خواهد شد، با کسی که نماز را سر بار خود و یک تکلیف طاقت فرسا می پندارد یقیناً از جهت دارا بودن حضور قلب متفاوتند.(۱)

پس اگر بخواهیم در نماز حضور قلب پیدا کنیم باید اهمیت عبادت را به قلب تفهیم و تلقین کنیم و این ممکن نیست مگر با فهمیدن فواید و اسرار و حقایق نماز(۲) که در موارد بعدی مطرح خواهد شد.

  1. شناخت و آگاهی معرفت و آگاهی نسبت به معبود و عبادت تأثیر بسزایی در کسب حضور قلب دارد.

چنانچه امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: ما من شی بعد المعرفه یعدل هذه الصلاه.(۳) بعد از معرفت، عملی وجود ندارد که با نماز رقابت کند.

شناخت انسان نمازگزار باید به مرحله ای برسد که خود را محتاج و نیازمند به خدا بداند و در آیات و روایاتی که انسان را محتاج و نیازمند واقعی به خدا می شمارد، توجه و تفکر نماید. مثلاً آنجا که قرآن کریم می فرماید: انتم الفقراء الی الله. (شما نیازمندان به سوی خدا هستید،) گویای این است که زمانی که می خواهیم نماز بخوانیم اگر فکر کنیم که ما الان با صحبت نماییم که تمام زندگی و وجودمان وابسته به اوست و هر نفسی که می کشیم محتاج عنایت او هستیم و هرچه بخواهیم در دست اوست، یقیناً توجه بیشتری در نماز خواهیم نمود.(۴)

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرمایند: آن چنان خدا را عبادت کن که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را مشاهده می کند.(۵) اینها(احساس نیازمندی به خدا، درک عظمت و بزرگی خداوند و احساس حضور در برابر خداوند) عوامل موثری در کسب حضور قلب می باشند.

  1. احساس نیاز یکی دیگر از عوامل ایجاد حضور قلب در عبادت احساس نیاز به نماز است. اگر انسان باور کند که نماز سرمایه سعادت و بهترین وسیله ارتباط مخلوق با خالق و نردبان صعود و معراج مؤمن و مایه نزدیکی به خداوند متعال و دژ محکمی در برابر حملات شیطان و مایه آرامش در زندگی و بطور کلی کارخانه انسان سازی است، آن چنان احساس نیازی به نماز خواهد نمود که به هیچ وجه آن را از دست نخواهد داد.(۶)
  2. فهمیدن معانی نمازشخص نماز گزار با توجه به معانی و مفاهیم الفاظ نماز در حقیقت خدا را در قلب حاضر می یابد. اگر نمازگزار دقیقاً معانی نماز را به قلب القاء نماید، آنجاست که اثر خودش را خواهد گذاشت و لذا امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: آن کس که دو رکعت نماز بخواند و بفهمد چه می گوید، از نماز خارج نمی شود مگر اینکه گناهان او بخشیده شده است.(۷)
  3. یاد مرگ و نماز وداعامام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: هنگامی که نماز واجب را می‌خوانی در وقتش بخوان، مانند کسی که نماز وداع می خواند و می ترسد که بعد از این دیگر توفیق نماز خواندن نیابد.(۸)
  4. دعا و طلب حضور قلب در نمازتحصیل حضور قلب بدون کمک و یاری خداوند ممکن نیست، لذا در نمازهای یومیه می خوانیم: ایاک نعبد و ایاک نستعین. یعنی اگر چه ما تو را عبادت می کنیم و لیکن در همین عبادت هم از تو استعانت می جوییم. و البته عوامل دیگری نیز ذکر شده که در مرتبه بعدی قابل توجه می باشند. مثلاً رعایت بعضی از مقدمات و مستحبات نماز مانند استعمال بوی خوش، هفت مرتبه تکبیر گفتن قبل از تکبیره الاحرام، نگاه کردن به محل سجده در حال قیام یا بستن چشم ها در موارد ضروری، نگاه بین دو پا در هنگام رکوع و در حال تشهد، چسباندن دستها به بدن در حال قیام و … البته حضور قلب کامل نیاز به رفع موانعی از جمله ترک گناهان و ترک شتاب زدگی در نماز و … دارد که از گفتن آنها صرف نظر می کنیم. این را نیز باید دوباره متذکر شد که حضور قلب، زمانی حاصل می شود که بر این شرایط مداومت و مراقبت داشته باشیم وگرنه اثر نخواهد کرد.
  5. تمرین و ممارست یکی از راههای مهم برای کنترل افکار و خیال و حضور قلب در نماز، تمرین و ممارست به این امر است. انسان در نماز باید هر چه که مقدور اوست، فکر را حفظ کرده و به نماز توجه کند و هنگامی که خیال او به جای دیگری متوجه شد، آن را باز گرداند و به معانی نماز دقت کند. البته این امر در ابتدا کمی سخت جلوه می کند ولی آنچه مهم است، آن است که به این امر توجه کند و تمرین کند که در اثر این تمرین کم کم، حواس و خیال او بدستش خواهد آمد و با کمی اراده می تواند آن را تا آخر نماز حفظ کند.(۹)
  6. کم کردن از اشتغال به امور دنیوی از عوامل دیگری که در حضور قلب در نماز تأثیر بسزایی دارد، آن است که انسان در خارج از نماز دلش را از مشغول شدن به دنیا حفظ کند و به اندازه نیاز متوجه امور دنیوی گردد. زیرا وقتی انسان در طول روز دل خود را مدام به امور دنیوی و اشتغالات بیهوده مشغول می کند، هنگام نماز هم آن افکار به او هجوم می آورند و نمی تواند خیال و فکر خود را در مقابل آنها حفظ کند.(۱۰) بخاطر همین است که بزرگان می فرمایند قبل از نماز دل را از هرچه به آن مشغول است باز دار و آن را رفع کن تا هنگام نماز متوجه آن نشوی(۱۱).

پی نوشتها

  1. ملکی تبریزی، جواد، اسرار الصلاه، ترجمه رجب زاده، انتشارات پیام آزادی، ص ۳۰۱٫
  2. عزیزی تهرانی، علی اصغر، حضور قلب در نماز، دفتر تبلیغات اسلامی، ص ۱۰۸٫
  3. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۴۰۶
  4. تهرانی، علی اصغر، حضور قلب در نماز، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۷
  5. نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، ص ۶۵٫
  6. حضور قلب، ص ۱۱۸ ـ ۱۲۲٫
  7. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۴۰٫
  8. بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۳۲٫
  9. موسوی خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، مؤسسه نشر آثار امام، چاپ بیست و پنج، ص ۴۳۰٫
  10. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، انتشارات رشیدی، بی تا، ص ۶۷۳ ـ ۶۶۶٫
  11. امام خمینی، سر الصلوه، انتشارات پیام آزادی، ۱۳۶۰، ص ۵۸٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه