شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » رشد معنوی »

حضور سالک در محضر حق تعالى

چون سالک الى اللّه خود را حاضر در محضر مقدّس حق جلّ و علا دید، بلکه باطن و ظاهر و سرّ و علن خود را عین حضور یافت، چنانچه از کافى و توحید روایت شده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: انّ روح المؤمن لاشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بها.[۱] بلکه به برهان قوى متین در علوم عالیه پیوسته است که جمیع دائره وجود از اعلى مراتب غیب تا ادنى منازل شهود عین‏ تعلق و ربط و محض تدلّى و فقر است به قیّوم مطلق جلّت عظمته، و شاید اشاره به این معنى باشد آیه مبارکه‏ یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ.[۲] چه اگر موجودى از موجودات در حالى از حالات و آنى از آنات و حیثیّتى از حیثیّات تعلّق به عزّ قدس ربوبى نداشته باشد از بقعه امکان ذاتى و فقر خارج و در حریم وجوب ذاتى و غنا داخل گردد.

حفظ ادب حضور

سالک چون خود را به جمیع شئون عین حضور دید، ستر جمیع عورات. ظاهریّه و باطنیّه کند براى حفظ محضر و ادب حضور. و چون دریافت که کشف عورات باطنه در محضر حق قباحت و فضاحتش بیشتر از کشف عورات ظاهره است به مقتضاى حدیث انّ اللّه لا ینظر الى صورکم، و لکن ینظر الى قلوبکم‏[۳].

کیفیات مختلف حفظ حضور

باید دانست که هریک از اهل ایمان و سلوک و عرفان و ولایت به طورى حفظ حضور و حضرت کنند که خاص به خود آنهاست.

چنانچه مؤمنین و متقین حفظ حضور را به ترک نواهى و اتیان اوامر دانند؛ و مجذوبین به ترک توجه به غیر و انقطاع تامّ کامل دانند؛ و اولیا و کمّل به سلب غیریت و نفى انانیت دانند. و بالجمله، یکى از مقامات شامخه اهل معرفت و اصحاب قلوب، مشاهده حضور حق و حفظ حضرت است، چنانچه با مشاهده کیفیت علم فعلى حق و فناى اشیا در ذات حق و حضور موجودات در پیشگاه مقدس و فهم اینکه دار تحقق محضر ربوبیت است، حفظ محضر نمایند به هر مقام که هست. و این نیز از فطریات است.

و به مقام اوّل اشاره فرموده است رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، در وصیتى که به حضرت امیر، علیه السّلام، فرموده که ما اکنون به شرح آن مشغولیم. و در حدیث شریف اسحاق بن عمّار بقوله، صلّى اللّه علیه و آله: و الثّالثه الخوف من اللّه عزّ ذکره کانّک تراه خف اللّه کأنّک تراه.[۴]

و به مقام دوم اشاره فرموده است جناب صادق، علیه السّلام، بقوله: و إن کنت لا تراه فإنّه یراک.[۵]

و به فطرت حفظ محضر اشاره فرموده است جناب صادق، علیه السّلام، بقوله: و إن کنت تعلم أنّه یراک … الخ.[۶]

فطرت حفظ حضور و محضر

بدان که اگر کسى کیفیت تجلى حق را در ملک و ملکوت و ظهور ذات مقدس را در سماوات و ارضین به مشاهده حضوریه، یا مکاشفه قلبیه، یا به ایمان حقیقى، بفهمد، و نسبت حق به خلق و خلق به حق را آن‏چنان‏که هست بداند، و کیفیت ظهور مشیت الهیه را در تعینات و فناى آنها را در آن، على ما هو علیه، ادراک کند، خواهد دانست که حق‏تعالى حضور در تمام امکنه و احیاز دارد و او را مشاهده کند به علم حضورى در جمیع موجودات. چنانچه حضرت صادق مصدّق، علیه السّلام، فرماید: ما رأیت شیئا إلّا و رأیت اللّه معه أو فیه. و در قرب نوافل حقیقت کنت سمعه و بصره و یده‏[۷] و غیر ذلک بر او مکشوف گردد. پس، حق را حاضر در تمام مراتب وجود ببیند به حسب مقام خود، علما یا ایمانا یا عینا و شهودا. و البته در این رتبه، سالک به هر مرتبه که هست حفظ حضور حق کند و از مخالفت آن ذات مقدس خوددارى نماید؛ زیرا که حفظ حضور و محضر از فطرتهایى است که خلق بر آن مفطورند، و هرچه انسانى بیحیا باشد غیبت و حضورش باهم فرق دارد؛ خصوصا که حضور منعم عظیم کامل باشد که در فطرت حفظ حضور هریک مستقلا ثبت است.[۸]

پی نوشتها

[۱] .« همانا پیوند روح مؤمن به روح خدا استوارتر از پیوستگى پرتو آفتاب به آن است»؛ اصول کافى؛ ج ۲، ص ۱۶۶،« کتاب الایمان و الکفر»،« باب اخوه المؤمنین بعضهم لبعض»، ح ۴٫

[۲] .« اى مردم شمایید نیازمندان به خدا؛ و خداست بى‏نیاز ستوده»؛( فاطر/ ۱۵).

[۳] .« خداى تعالى نظر به صورتهاى شما نمى‏کند، بلکه نظر به قلبهاى شما مى‏کند»؛ بحار الانوار؛ ج ۶۷، ص ۲۴۸، به نقل از جامع الاخبار؛ ص ۱۱۷( با اندکى زیادت).

[۴] . اشاره است به حدیثى از امام صادق( ع) که فرمود:« اى اسحاق، بترس از خداوند مثل آنکه او را مى‏بینى، و اگر تو او را نمى‏بینى، او تو را مى‏بیند»؛ اصول کافى؛ ج ۲، ص ۶۸،« کتاب ایمان و کفر»،« باب الخوف و الرجاء»، ح ۲٫

[۵] . همان جا.

[۶] . همان جا.

[۷] .« من گوش و چشم و دست او شوم»؛ اصول کافى؛ ج ۲، ص ۳۵۲،« کتاب ایمان و کفر»،« باب من اذى المسلمین»، ح ۸٫

[۸]. برگرفته از: خمینى، روح‏الله، ، تهذیب نفس و سیر و سلوک از دیدگاه امام خمینى (س)، ص۳۷۵- ۳۷۸، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س) – ایران – تهران، چاپ: ۱، ۱۳۸۷ ه.ش.