حضرت مهدى در روايات شيعه

درمنابع و مصادر روايى و حديثى شيعه همچون كتاب ارزشمند كافى، كتاب الغيبة طوسى و نعمانى و . . . روايات بسيارى وجود دارد كه امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ در موقعيتها و مناسبتهاى گوناگونى در مورد حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ سخنانى بيان فرموده اند و اين نشانگر اهميّت و حساسيت اين مطلب از ديدگاه آنان است.

و اگر در برخى روايات به طور سربسته اين مطلب بيان شده است اين بخاطر شرايط و محدوديت هاى آن زمان مى باشد بگونه اى كه به عدّه اى از آن بزرگواران اجازه نمى دادند تا اين اصل عقيدتى، اجتماعى و دينى را بصورت روشن ترى بيان كنند.

در اين باره به شاخه گلى از بوستان گفتار رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ و ديگر معصومان ـ عليهم السلامـ اشاره مى كنيم:

پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله

1ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله: المهدي  عليه السلام ـ من ولدي اسمه اسمي وكنيته كنيتي أشبه النّاس بي خلقاً وخلقاً تكون له غيبة وحيرة تضل فيه الأُمم ثمّ يقبل كالشهاب الثاقب فيملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت ظلماً وجورا)1).

رسول خدا فرمودند: مهدى ـ عليه السلام ـ از فرزندان من است اسمش اسم من است و كنيه اش كنيه ى من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبيه تر است. براى او غيبت و حيرتى است كه امّتهايى در آن دوران گمراه مى شوند سپس ظاهر مى شود همچون شهابى كه روشنايى مى دهد و بسرعت حركت مى كند و زمين را از عدل و قسط پر مى كند بعد از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد .

2ـ و عن أبي عبد اللّه عليه السلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله: طوبى لمن أدرك قائم أهل بيتي وهو مقتد به قبل قيامه يأتمّ به وبأئمة الهدى من قبله ويبرئ الى اللّه من عدوّهم أُولئك رفقايي وأكرم أُمّتي عليّ(2)

پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمود: خوشا بحال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و به او اقتدا كند قبل از قيامش، پيرو او و تابع ائمه ى هدايت قبل از او باشد و از دشمنان ايشان به سوى خدا پناه آورد ايشان رفيقان من هستند و گراميترين افراد امّت، نزد من مى باشند.

حضرت امير مؤمنان على (عليه السلام)

حضرت مولى الموحدين على بن ابى طالب (عليه الصلاة والسلام) ضمن خطبه اى در ستايش پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمودند:

1ـ فنحن أنوار السموات والأرض وسفن النجاة وفينا مكنون العلم وإلينا مصير الأُمور وبمهدّينا تقطع الحجج فهو خاتم الأئمة ومنقذ الأُمّة ومنتهى النور وغامض السرّ، فليهنأ من استمسك بعروتنا وحشر على محبّتنا(3).

ما نورهاى آسمان و زمين و كشتيهاى نجات هستيم. دانش، در ما نهان است و ما گنجينه ى آنيم و سرانجام كارها بسوى ماست و مهدى ما، آخرين حجّت است. او آخرين امام معصوم، نجات بخش امّتها، آخرين نور رسالت و امامت و معمّاى پيچيده ى آفرينش است. گوارا باد آنان را كه به رشته محبّت و ولايت ما چنگ زده و با محبّت ما محشورند.

نيز حضرت جواد ـ عليه السلام ـ از پدران گراميشان آورده است كه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود:

2ـ للقائم منّا غيبة أمدها طويل كأنّي بالشيعة يجولون جولان النعم في غيبته. يطلبون المرعى فلا يجدونه ألا فمن ثبت منهم على دينه ولم يقس قلبه لطول أمد إمامه فهو معي في درجتي يوم القيامة (4).

براى قائم ما غيبتى بسيار طولانى است و من شيعيان را مى نگرم كه در غيبت او بسان گلّه بدون شبان سرگردان دنبال چراگاهند و نمى يابند. آگاه باشيد كه هر كس از اينان بر دين خويش استوار باشد و بخاطر غيبت طولانى آن حضرت قلبش سخت نگردد چنين كسى با من است و در قيامت در درجه ى من.

حضرت فاطمه سلام اللّه عليها

عن جابر بن عبداللّه الانصارى قال دخلت على فاطمة ـ عليها السلام ـ وبين يديها لوح فيه أسماء الأوصياء من ولدها فعددت أثنى عشر آخرهم القائم ـ عليه السلام ـ ثلاثة منهم محمد وثلاثة منهم عليّ(5).

جابربن عبدالله انصارى مى گويد: خدمت حضرت فاطمه ـ عليها السلام ـ رسيدم، در دستان آن حضرت لوحى را ديدم كه نام تنى چند از فرزندانش را كه از جانشينان پيامبر ـ صلى الله عليه و آله ـ بودند در آن ديدم، شمردم دوازده نفر بودند و آخرين آنها قائم ـ عليه السلام ـ بود، سه نفر از آنها محمد و سه نفر على در آنها ديده مى شد.

امام حسن مجتبى عليه السلام

امام حسن مجبتى ـ عليه السلام ـ فرمودند:. . . أما علمتم انّه ما منّا أحد الا ويقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه إلاّ القائم الذي يصلّى روح اللّه عيسى بن مريم خلفه، فإنّ اللّه عزّ وجلّ يخفى ولادته ويغيب شخصه لئلاّ يكون لأحد في عنقه بيعة إذا خرج ذاك التاسع من ولد أخي الحسين ابن سيّدة الاماء يطيل اللّه عمره في غيبته، ثمّ يظهره بقدرته في صورة شابٍّ ابن دون أربعين سنة، ذلك ليعلم انّ اللّه على كل شيء قدير(6)

مردم! آيا نمى دانستيد كه هر كدام از ما خاندان وحى و رسالت مجبور به بيعت با حكمران طغيانگر زمان خود مى شويم مگر قائم ـ ارواحنا فداه ـ كه حضرت عيسى بن مريم روح اللّه به او اقتدا مى كند و نماز مى خواند چرا كه خداوند ولادت او را مخفى و شخص او را نهان مى دارد تا هنگامى كه به دستور او ظهور كند بيعت قدرتمدارى را به گردن نداشته باشد او نهمين امام معصوم از نسل برادرم حسين ـ عليه السلام ـ است و فرزند بهترين كنيزان. خداوند در غيبت او عمر او را طولانى مى كند و سپس به قدرت خويش او را در چهره ى جوانى كمتر از چهل سال ظاهر مى سازد تا همگان بدانند كه خداوند بر هر كارى تواناست.

امام حسين عليه السلام

حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ فرمود:

1ـ لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه عزّ وجلّ ذلك اليوم حتّى يخرج رجل من ولدى يملأها عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلمًا، كذلك سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله يقول(7).

اگر از عمر اين جهان تنها يك روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى سازد تا مردى از فرزندان من ظهور كند و جهان را همانگونه كه از ظلم و جور لبريز گشته است از عدالت پر سازد. اين واقعيت را همين گونه پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ فرمود.

و نيز از آن حضرت نقل شده كه فرمودند:

2ـ لو قام المهدي لأنكره الناس، لأنّه يرجع إليهم شابّاً وهم يحسبونه شيخاً كبيراً(8).

ا گر مهدى ـ عليه السلام ـ قيام كند مردم او را انكار مى كنند و نمى شناسند زيرا آن حضرت در اوج جوانى ظهور مى كند و حال آنكه آنها مى پندارند كه او پير و كهنسال است.

حضرت سجّاد عليه السلام

بعد از شهادت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ در شام حضرت سجّاد ـ عليه السلام ـ در روز جمعه اى كه يكى از سردمداران يزيد خطبه ى شوم خود را مى خواند، امام سجاد ـ عليه السلام ـ در آنجا بپا خواست و او را با تندى خطاب كرد و بعد مطالبى ايراد نمود; از آن جمله فرمود:

1ـ أيّها الناس! أعطينا ستّاً وفضّلنا بسبع، أعطينا العلم والحلم والسماحة والفصاحة والشجاعة والمحبّة في قلوب المؤمنين وفضّلنا بأنّ منّا النبيّ المختار ومنّا الصدّيق ومنّا الطيّار ومنّا أسد اللّه وأسد رسوله ومنّا سبطي هذه الأُمّة ومنّا مهديُّ هذه الأُمّة . . .

هان اى مردم! خدا به ما شش ويژگى عطا فرموده و با شش امتياز ما را بر همگان فضيلت و برترى بخشيده است خدا به ما نعمت گران بهاى دانش، بردبارى، سخاوت، فصاحت و شجاعت عنايت فرمود; و بذر مهر و محبّت ما را بر دلها و قلبهاى باايمان افشانده است. و نيز ما را به هفت ويژگى برترى و فضيلت بخشيده است پيامبر برگزيده ى خدا از ماست و صدّيق امّت امير مؤمنان و جعفر طيّار و حمزه شير خدا و پيامبر و دو نواده ى گرانمايه ى پيامبر حسن و حسين ـ عليها السلام ـ و مهدىّ اين امّت از ماست.

و نيز آن حضرت فرمودند:

2ـ القائم منّا تخفى ولادته على النّاس حتّى يقولوا: لم يولد بعد، ليخرج حين يخرج وليس لأحد في عنقه بيعة (9) .

قائم كه از ماست ولادت او بر مردم مخفى مى ماند به گونه اى كه مردم مى گويند: او هنوز بدنيا نيامده است تا بدينگونه ظهور كند و به هنگامه ى ظهور، بيعت هيچ كس را بر عهده نداشته باشد.

امام محمّد باقر عليه السلام

ابو جارود از امام باقر ـ عليه السلام ـ آورده است كه روزى به من فرمود:

1ـ يا أبا جارود! إذا دار الفلك وقال الناس: مات القائم أو هلك، بأيِّ واد سلك وقال الطالب: انّى يكون ذلك وقد بليت عظامه فعند ذلك فأرجوه، فإذا سمعتم به فأتوه ولو حبواً على الثلج (10) .

ي عنى اى ابا جارود اگر روزگار به گونه اى بود كه مردم گفتند: قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ از دنيا رفته يا به شهادت رسيده و يا سرنوشت او روشن نيست و ديگرى گفت كه از كجا چنين خبرى خواهد بود . . . در همان اوج حيرت و نااميدى و ترديد مردم، تو به ظهور او اميدوار باش و هنگامى كه خبر ظهور او را شنيدى به هر صورت ممكن، حتى خزيدن بر روى برف بسوى او بشتاب.

و همچنين بانوى دانش پژوهى به نام «امّ هانى» مى گويد: بامدادى بر حضرت باقر ـ عليه السلام ـ وارد شدم و گفتم:

2ـ يا سيدي! آية في كتاب اللّه عزّ وجلّ عرضت بقلبى فاقلقتني واسهرتني قال: فاسألي يا أُمّ هاني قالت: قلت قول اللّه عزّ وجلّ: ( فلا أقسم بالخنّس الجوار الكنّس ) قال: نِعْمَ المسألة سألتيني يا أُمّ هاني! هذا مولود في آخر الزمان، هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضلّ فيها أقوام ويهتدي فيها أقوام، فياطوبى لكِ ان أدركتيه وياطوبى لمن أدركه (11) .

سرورم! آيه اى از قرآن شريف ذهن و فكرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است فرمود: كدام آيه ام هانى، بپرس! گفتم: اين آيه ى شريفه ( فلا أُقسم بالخنس الجوار الكنّس )فرمود: خوب مسأله اى پرسيدى اى ام هانى اين مولودى است در آخر الزمان او مهدى عترت پيغمبر است براى او غيبت و حيرتى است كه گروهى در آن گمراه مى گردند و گروههايى راه حق و هدايت را مى يابند. خوشا بحالت اگر او و زمان او را درك كنى . . . و خوشا بحال آنانكه او را درك كنند.

امام جعفر صادق عليه السلام

از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمودند:

من أقرّ بجميع الأئمّة  ـ عليهم السلام ـ وجحد المهدي كان كمن أقرّ بجميع الأنبياء وجحد محمّداً  ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ نبوّته. فقيل له: يابن رسول اللّه فمن المهدي من ولدك؟ قال  ـ عليه السلام ـ  : الخامس من ولد السابع يغيب عنكم شخصه ولا يحلّ لكم تسميته.

هر كس به همه ى امامان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ايمان آورد و مهدى آنان را نپذيرد بسان كسى است كه به همه ى پيامبران خدا ايمان آورد امّا رسالت آخرين آنان محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ را انكار كرده باشد. از آن حضرت سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! مهدى ـ عليه السلام ـ كيست آيا از فرزندان شماست. فرمودند: پنجمين امام از نسل پسرم «موسى» است او از نظرها غايب مى گردد و آوردن صريح نام مقدسش براى شما روا نيست.

امام موسى كاظم عليه السلام

يونس بن عبدالرحمن آورده است كه بر امام هفتم عليه السلام وارد شدم و گفتم: يابن رسول اللّه! أنت القائم بالحق؟ فقال  ـ عليه السلام ـ «أنا القائم بالحق ولكنّ القائم الذي يطهّر الأرض من أعداء اللّه ويملأها عدلاً كما ملئت جوراً هو الخامس من ولدي، له غيبة يطل أَمَدُها خوفاً على نفسه، يرتدّ فيها أقوام ويثبت فيها آخرون . . . طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبلنا ـ وفي نسخة: بحبّنا ـ في غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من أعدائنا أُولئك منّا ونحن منهم، قد رضوا بنا أئمّة ورضينا بهم شيعة وطوبى لهم هم ـ واللّه ـ معنا في درجتنا يوم القيامة(12) .

سرورم آيا شما قائم به حق هستيد فرمود: آرى من قائم به حق هستم امّا آن قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاك مى سازد و آن را همانگونه كه هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است از عدل و داد سرشار و مالامال مى سازد، او پنجمين امام از نسل من است. او به فرمان خدا و براى حفظ جان خويش، غيبتى طولانى خواهد داشت به گونه اى كه گروههايى راه ارتداد در پيش مى گيرند و گروهى در دين خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم مى مانند. آنگاه فرمود: خوشا به حال شيعيان ما آنانكه در عصر غيبت قائم ما به ريسمان ولايت و محبّت اهل بيت چنگ زده و بر دوستى ما پايدار بوده و به بيزارى از دشمنان ما استوارند; آنان از ما هستند و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند و ما به پيروى آنان از اهل بيت پيامبر خويش. راستى كه خوشا به حال آنان! بخداى سوگند كه آنان در روز رستاخيز با ما و در درجه ى ما خواهند بود.

امام على بن موسى الرضا عليه السلام

هنگامى كه دعبل خزاعى آن شاعر انديشمند اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بر حضرت رضا ـ عليه السلام ـ وارد شد و قصيده ى معروف خويش را خواند تا به اين شعر رسيد كه:

خروج امام لا محالة خارج *    *    *يقوم على اسم اللّه والبركاتِ

يميّز فينا كلّ حق وباطل *    *    *ويجزى على النعماء والنقماتِ

قيام شكوهمند امام راستين از خاندان رسالت كه بى ترديد ظهور خواهد نمود در پرتو نام بلند خدا و بركات او

در بين ما حق و باطل را از هم جدا مى كند و بر نعمت ها و كردارهاى شايسته و نيز بيدادها و ناهنجاريها كيفر در خور خود را خواهد داد.

امام رضا ـ عليه السلام ـ به شدّت گريست و فرمود:

يا خزاعي! نطق روح القدس على لسانك بهذين البيتين . . . فهل تدري من هذا الامام؟ ومتى يقوم؟ فقال: لا يا مولاي! . . . إلاّ أنّي سمعتُ بخروج امام منكم يطهّر الأرض من الفساد ويملأها عدلاً كما ملئت جوراً.» فقال الامام  ـ عليه السلام ـ  : يا دعبل الامام بعدي: محمّد ابني وبعد محمّد ابنه علي وبعد علي ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر في غيبته المطاع في ظهوره، لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج فيملأ الأرض عدلاً كما ملئت جوراً (13).

اى دعبل خزاعى! روح القدس بر زبان تو اين دو بيت را گذارد. آيا مى دانى اين امام كيست و كى قيام مى كند؟ پس عرض كرد نه مولاى من! مگر اينكه من شنيده ام امامى از شما خروج مى كند كه زمين را از فساد پاك مى كند و آنرا پر از عدل مى سازد همچنانكه از جور پر شده باشد. پس امام ـ عليه السلام ـ فرمود: اى دعبل! امام بعد از من محمّد پسرم و بعد از محمّد، على پسرش و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجّت قائم است كه در غيبت انتظار او كشيده مى شود و زمان ظهور او از او اطاعت مى شود اگر از دنيا نمانده باشد مگر يك روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى مى كند تا او خروج كند و زمين را پر از عدل كند چنانكه از جور پر شده است. بعد در ادامه ى فرمايشاتشان فرمودند كه كسى از وقت ظهور او خبر ندارد و ناگهان به شما ظاهر خواهد شد.

امام جواد عليه السلام

حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند به محضر امام جواد ـ عليه السلام ـ شرفياب شدم و تصميم گرفتم كه از او بپرسم آيا او قائم آل محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ است يا ديگرى; امّا پيش از آنكه سخن آغاز كنم فرمود:

يا أبا القاسم! انّ القائم منّا هو المهديّ! الذي يجب أن يُنتظَر في غيبته ويطاع في ظهوره وهو الثالث من وُلدي. والّذي بعث محمّدا ـ صلّى اللّه عليه وآله ـ بالنّبوة وخصّنا بالامامة انّه لو لم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج فيه فيملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً وانّ اللّه تبارك وتعالى يصلح له أمره في ليلة. كما أصلح أمر كليمه موسى  ـ عليه السلام ـ إذ ذهب ليقتبس لأهله ناراً فرجع وهو رسول نبيّ (14) .

اى ابا القاسم! همانا قائم از ما، مهدى ـ عليه السلام  مى باشد آن كسى كه واجب است در زمان غيبتش، انتظارش را برند و پس از ظهورش فرمانش را اطاعت كنند و او سومين فرزند از نسل من است. قسم به خدايى كه محمّد را به نبوّت مبعوث نمود و ما را به امامت برگزيد اگر از عمر اين جهان تنها يك روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى خواهد ساخت تا او ظهور نموده، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه كه به هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است. خداوند كار قيام او را در يك شب اصلاح مى كند همانگونه كه كار رسالت و نبوت كليم خود، موسى بن عمران را به هنگامى كه بسوى آتش رفت تا براى خانواده ى خود از آن برگيرد، اصلاح فرمود و او در حالى بازگشت كه به رسالت برانگيخته شده بود.

امام هادى عليه السلام

مرحوم صدوق از ابى دلف آورده است كه گفت: خود از حضرت هادى ـ عليه السلام ـ شنيدم كه فرمود:

انّ الامام بعدي الحسن ابني وبعد الحسن ابنه القائم، الذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً15 ) .)

امام پس از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش «قائم» مى باشد، همو كه زمين را از عدل و داد پر مى كند همانگونه كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.

امام عسكرى عليه السلام

احمد بن اسحاق كه از اصحاب امام عسكرى ـ عليه السلام ـ است مى گويد: خود از امام عسكرى ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود: الحمد للّه الذي لم يُخرجني من الدنيا حتّى أراني الخلف من بعدي، أشبه الناس برسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله خلقاً وخُلقاً، يحفظه اللّه تبارك وتعالى في غيبته، ثمّ يُظْهره فيملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلماً(16).

خداى را سپاس كه مرا از اين جهان بيرون نبرد تا جانشين و امام پس از مرا به من نشان داد. پسرم در چهره، خلق و خوى، شبيه ترين مردم به پيامبر خداست. خداوند او را در دوران غيبتش حفظ خواهد كرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمين را از عدل و داد لبريز خواهد ساخت همانگونه كه از ستم و بيداد پر شده باشد.

 

 


1.بحارالانوار، ج 51، ص 72; كمال الدين، ج 1، ص 286.

2. كمال الدين: 287

3. بحارالانوار: 74/300.

4. كمال الدين: 303

5. كافى، ج 1، ص 522، باب ما جاء في الاثنى عشر.

6. كمال الدين: 316.

7. بحارالانوار، ج 51، ص 133.

8. معجم احاديث امام مهدى عليه السلام: 3/354 از عقد الدرر.

9. بحارالانوار، ج 45، ص 138.

10. كمال الدين، ج 1، ص 324.

11. كمال الدين، ج 1، ص 326.

12. كمال الدين، ج 1، ص 330; بحارالانوار، ج 51، ص 137.

13. كمال الدين: 333.

14. بحارالانوار، ج 51، ص 151.

21. كمال الدين، ج 2، ص 372; فرائد السمطين، ج 3، ص 337.

15. بحارالانوار، ج 51، ص 156; كمال الدين، ج 2، ص 377.

16. كمال الدين، ص 383.