حسین بن عبدالصمد عاملی

فقیه ، محدث ، عالم ۱قرن ۱۰ ق .

حسین بن عبدالصمد عاملی ، با نسبت حارثی همدانی ، پدرشیخ بهایی و ازمهم ترین راویان شهید ثانی . در روستای جبع در صیدای لبنان به دنیا آمد . در آن دیار و درحوزۀ حبل عامل نزد عالمان آن جا ، مانند سیح حسن بن محقق کرکی ، داماد محقق کرکی ، ونیز شهید ثانی ، دانش آموخت . بیش ترین مدت علم آموزی او نزد شهید ثانی حدود بیس سال به طول انجامید ودربسیاری ازسفرهای شهید و را همراهی می کرد و از جمله در سفر استادش به استانبول ، که برای گرفتن سِمتی رسمی به دربارعثمانی رفته بود ، حضورداشت .بر پایۀ برخی گزارش های تاریخی ، پیش ازشهادت استادش در ۹۶۶ ق ، راهی ایران شد که انگیزۀ این هجرت ، افزون برشهادت استادش ، بیش ترآن بوده که شیعیان درآن زمان درحکومت عثمانی اوضاع مناسبی نداشتند .

حسین بن عبدالصمد ، به سبب آشنایی با شیخ علی بن هلال مشارکرکی ( ۹۸۴ ق) ، که دراصفهان مقام شیخ الاسلامی داشت ، توانست مدتی درقزوین عهده دارمنصب شیخ الاسلامی می شود . این جایگاه اوشاید درحدود سال ۹۶۶ ق بوده ؛ چون بسیاری ازقرائن تاریخی حضوراو را دراین تاریخ درقزوین تأیید می کند (واله اصفهانی ، ص ۴۳۳ ؛ افندی ، ریاض العلماء ، ج ۲ ، ص ۱۱۹ – ۱۲۱) . اوسپس همین منصب را برای مدت هفت سال درمشهد برعهده گرفت وپس ازآن هم هشت سال شیخ الاسلام هرات بود .دراین دوره ، به اعتبارجایگاهی که کسب کرده بود ، بسیارمورد اعتماد شاه طهماسب بود و به همین سبب درحدود سال های ۹۶۸ ق به فرمان شاه ایران نیابت یافت تا پاسخ نامۀ شاه سلیمان قانونی (سلیمان اول) عثمانی را بدهد (روملو ، ص ۵۳۲) .

حسین بن عبدالصمد سرانجام در۹۸۳ ق ایران را به قصد زیارت خانۀ خدا ترک کرد و به حجازرفت ودربازگشت ازحج به بحرین رفت که درآن زمان نه تنها برای شیعیان جانشین حوزۀ اصفهان بود ، بلکه اخباریان دران جا حضوری فعال داشتند . اما درآن جا بیمارشد وازدنیا رفت وپیکرش را درهجربه خاک سپردند (دون استوارت ، ص ۲۴) .

اگرچه حسین بن عبدالصمد آثارارزشمندی چون العقد الطهماسبی وبرخیی آثارفقهی تألیف کرد ، دو موضوع درزندگی علمی او به ویژه ازمنظرحدیث بسیارمهم است : یکی تأثیرگذاری او درفرزندش ، شیخ بهایی ، بود که سبب شد اودرمسیردانش عصرقرارگیرد ودربارصفوی جایگاه رفیعی یابد ودرنتیجه منشأ خیرات فراوان درتاریخ وفرهنگ این مرز ویوم شود و دیگرآن که حسین بن الصمد خود نقش بسیارارزشمندی درتاریخ حدیث شیعه ایفا کرد واو را باید اصلی ترین شاگرد  ، وراوی شهید ثانی دانست .البته ، دریک تقسیم بندی کلی درتاریخ اندیشۀ فقاهتی شیعه ، حسین بن عبدالصمد را باید دنباله رو مکتب محقق کرکی دانست که ویژگی آن استفاده ازاستدلالات استواردرتبیین مفاهیم فقهی است . افزون برآن ، به سبب نقش برجستۀ مذهب درحکومت صفوی واعلام رسمیت مذهب شیعه ، عالمان این مکتب به موضوعات حکومتی هم چون نمازجمعه و خراج وحدود اختیارات فقیه توجه بیش ترکردند که این ها شاخصه های اندیشۀ فقهی حسین بن عبدالصمد درمقام پیرومکتب محقق کرکی بود . با این حال ، موضع اودرحدیث قدری متفاوت است ، او چنان که بیان شد ، ازمهم ترین راویان شهید ثانی بود ودانش خود را به فرزندش ، شیخ بهایی ، نیزمنتقل کرد . ازسوی دیگر ، سلسلۀ اسانید شهید ازدو طریق اصلی به شیخ طوسی می رسد . بدین ترتیب ، حسین بن عبد الصمد به واسطۀ شهید ثانی دانش پیشینیان را دراختیارنسل بعد ازخود نهاد (حاج منوچهری ، ذیل « شیخ بهایی . . . ») .

با تورق منابع روایی وحدیثی شیعه ، نام حسین بن عبدالصمد یکی ازاصلی ترین و تکرارشونده ترین نام ها درقالب حلقه ای مهم درسلسلۀ اسانید شیعی است واین مهم ترین اثرگذاری اودرتاریخ حدیث شیعه است .وی با گشاده دستی دردادن اجازه او روش استاد خود پیروی می کرد تا بدین سان انتقال دانش به بیش ترین میزان خود برسد (مدیرشانه چی ، ذیل « اجازه ») .

پی نوشت ها:

واله اصفهانی ، محمد یوسف، خلد برین، به کوشش احمد حسینی و نور الدین واعظی ، نجف.

افندی ، ریاض العلماء، ببه کوشش احمد حسینی.

روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نواوی، تهران،

دون استوارت، حسین بن عبدالصمد، ترجمه رحمتی، آینه پژوهش.