پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اصحاب و شاگردان »

حسن بن محبوب سرّاد

 بن محبوب
«حسن بن محبوب بن وهب بن جعفر بن وهب سراد (زراد) بجلى» ملقب به «ابوعلی» از راویان امامى کوفه بود که از سال ۱۴۹ تا ۲۲۴ه.ق زندگی کرد. وهب جد اعلای حسن، بنده ای از «سند» بود که به زره سازی اشتغال داشت و توسط جریربن عبدالله بجلى، صحابى پیامبر اکرم (ص) آزاد شد؛ دادن نسبت سراد (زره ساز) و بجلى به ابن محبوب، به همین مناسبت است.

صحابی ائمه اطهار (ع)

با اینکه نام حسن بن محبوب را در میان اصحاب امام موسی کاظم (ع) آورده اند، ولى روایتى که ابن محبوب به طور روشن از آن امام نقل کند، وجود ندارد. درباره امام رضا (ع) بعضی منابع، او را از اصحاب آن امام (ع) شمرده اند و روایاتى از ابن محبوب به نقل از امام رضا (ع) در دست است که در اکثر آنها تصریح شده که ارتباط به صورت مکاتبه بوده است. گاهی نام او را از صحابه امام جواد (ع) هم شمرده اند.
حسن بن محبوب با واسطه از بعضی محدثان متقدم روایت نقل می کند و شیخ طوسی، او را از جمله ۶۰ تن از اصحاب امام صادق (ع) می داند. او از محدثانی مانند ابوحمزه ثمالی، على بن رئاب، هشام بن سالم جوالیقى، عبدالله بن سنان، علاءبن رزین، محمدبن نعمان صاحب الطاق، عبدالله بن بکیر، على بن ابى حمزه بطائنى، حسن بن صالح بن حى و ابوالجارود زیادبن منذر روایت کرده است. در مورد روایت کنندگان از او، در اسانید روایات نام نزدیک به یکصد نفر به عنوان راوی حدیث از او دیده مى شود که از مشاهیر آنان حسین بن سعید اهوازی، ابراهیم بن هاشم قمى، احمدبن ابى عبدالله برقى، احمدبن محمد سیاری، فضل بن شاذان، ابراهیم بن محمد ثقفى، محمدبن حسین بن ابى الخطاب و احمدبن محمد بن عیسى اشعری هستند.
طبق روایت شیخ کشى، او پنجمین نفر از شش تن اصحاب اجماع در میان اصحاب امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) است. (طبق قول دیگری به جای او، حسن بن على بن فضال قرار دارد.)
از اصحاب امامان هفتم، هشتم و نهم شیعیان (ع) و از راویان و فقهای بزرگ ممتاز و موثق که تمام محدثان متقدم و متاخر بر وثاقتش متفقند. همچنین از اصحاب اجماع و فقهای شش گانه که شیعه صحت روایات و علم و فقاهتشان را تایید می کند.
لقبش: “زراد” که بنا به توصیه امام هشتم حضرت رضا (ع) “سراد” گفته شد. (هر دو کلمه به معنای زره سازی است) وقتی که آن حضرت او را تایید نمود و توصیه فرمود: «به او سراد بگویید چنانکه خداوند در قرآن زره سازی را به سرد تعبیر کرده است.» «و قدر فی السرد؛ حلقه ‏ها را درست اندازه ‏گیرى کن.»
این لقب به جهت یادگار شغل جد او که زره سازی می کرد داده شده بود.
خاندانش تا چند نسل در کوفه ساکن و با قبیله بجیله هم پیمان بودند.
خصوصیات فردیش آن چنانکه در میان سالی او را دیده بودند بسیار خونگرم با قدی متوسط، صورتی سبزه که فقط بر چانه اش ریش بود و پای راستش هم لنگ می زد توصیف شده است.
پدرش: محبوب زراد که در راه تعلیم و تعلم او ظاهرا مؤثر و مشوق بوده آنچنانکه گفته شده بابت هر حدیثی که حسن در نوجوانی از “علی بن رئاب” می شنید و می نوشت یک درهم به او جایزه می داد. سالها بعد او و سه راوی بزرگ دیگر ارکان چهارگانه شیعه در فقه و حدیث بودند.
جدش: وهب، غلام “جریر بن عبدالله بجلی” (صحابه مشهور پیامبر که در سالهای آخر عمر رسول خدا به مدینه آمد و اسلام آورد). وهب که در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) زندگی می کرد روزی از آن حضرت درخواست کرد تا او را از جریر بخرد. جریر هم از این کار اکراه داشت و می دید که با فروش او وی را کاملا از دست می دهد لذا آزادش کرد تا پیوند قبیله ای آنها برقرار بماند، وهب پس از آزادی خدمت علی (ع) آمد و در کنار آن امام (ع) ماند.
فرزندان حسن: دو پسر به نام های محمد و هارون که هر دو از اصحاب امام نهم حضرت جواد (ع) و یکی از نوه هایش جعفر بن محمد از راویان حدیث می باشند.
نام حسن بن سراد در کنار ۳۰۰۰ (سه هزار حدیث محدودا) در کتب اربعه شیعه به چشم می خورد.

چگونگی نقل احادیث او از بزرگان

حسن سراد علاوه بر چندین حدیث که بدون واسطه از امام هفتم و هشتم (ع) روایت کرده از ۱۸۸ راوی دیگر که شصت نفرشان از اصحاب و روات امام ششم حضرت جعفر الصادق (ع) بودند حدیث شنیده است.
بیشترین روایاتش را از “علی بن رئاب، ابو ایوب ابراهیم بن زیاد خزاز و عبدالله بن سنان” که هر سه نفر صحابی امام ششم و از هشام بن سالم و علاء بن رزین از اصحاب امام ششم و هفتم (ع) آورده است.
نیز از هشت نفر از اصحاب اجماع روایت کرده است.
در ذکر این احادیث توجه زیادی به نقل فقه و اصول عقاید اسلامی و معارف شیعی (که عبارت از توحید، نبوت و انبیا و آخرت و امامت به ویژه امامت حضرت رضا (ع) و سپس اخلاق و آداب زندگی، احکام عبادات، معاملات (حدود، دیات، قصاص و…) و موضوعات متنوع دیگر داشته است.
و اما شمار افرادی که از وی روایت کرده اند بسیار است از جمله:
احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، ابراهیم بن هاشم قمی، عبدالعظیم حسنی، سهل بن زیاد آدمی، احمد بن محمد بن خالد برقی، فضل بن شاذان نیشابوری.

جایگاه او از منظر علما

محقق حلی: آنجا که در فقه استدلالی و مقارن، از میان اقوال فقهای امامیه به سخن چند نفر بسنده کرده نام پنج فقیه که جلوتر از همه نام حسن بن محبوب را برده و آنان را مشهور به فضل و معروف به تقدم در نقد اخبار و صحت انتخاب وجودت حکم و نظر معرفی کرده است.
شیخ طوسی: وی را دارای کتابهای بسیاری می داند که از بعضی کتابهای او نام برده است.
بحرالعلوم: او را از مؤلفان بزرگ مصنفات روایی می داند.
ابن ندیم: بعضی از آثار او چون: النکاح، الطلاق، العتق و التفسیر را ذکر کرده، برخی از کتب او مثل الفرائض الحدود و الدیات او را یک کتاب می داند.
نجاشی: او نیز نام حسن بن محبوب را چندین مرتبه در گروه مصنفان دیگر آورده و برخی از آثارش را نام برده اما به طور مستقل اسم او را نیاورده است که در این باره مرحوم شوشتری با توجه به قرائن احتمال داده که نام او از نسخه موجود نجاشی افتاده باشد.

آثار

مهمترین اثر منتسب به حسن بن محبوب، کتاب «المشیخه» است که احمدبن حسین بن عبدالملک آن را بر اساس نام مشایخ ابن محبوب مرتب کرده است؛ گفته شده که این کتاب در میان متقدمان شیعه شهرت داشته است. کتاب المشیخه با ترتیب ابن عبدالملک، از طریق ابوالحسن بن زبیر به ابوعبدالله بن عبدون و از طریق او به شیخ طوسى رسید و از طریق طوسى هم به کسانى مانند قطب الدین راوندی رسیده است.
«المشیخه» تنها اثری است که از حسن بن محبوب به متأخران رسیده و در سده ششم قمری مورد استفاده راوندی و طبرسى در مکارم الاخلاق قرار گرفته و ابن ادریس هم گزیده هایى از آن را در «مستطرفات السرائر» آورده است. از دیگر آثار حسن بن محبوب، مى توان التفسیر، النکاح، الحدود و الدیات را نام برد. اثر دیگر او با عنوان النوادر است که در حدود هزار برگ بود.
حسن بن محبوب به عنوان راوی آثار سلف نیز نقش به سزایى ایفا کرده و بسیاری از اصول و مصنفات شیعه از طریق او به آیندگان رسیده است. اما جز چند مورد، همه موارد مذکور در الفهرست طوسى و الرجال نجاشى برگرفته از فهرست ابن بطه قمى بوده و او آنها را به واسطه احمدبن محمدبن عیسى اشعری از ابن محبوب روایت کرده است. این کتاب از قدیم ترین آثار در علم فقه و رجال در بین شیعه به حساب می آید. این کتاب در زمان حضور امامان در اصول شیعه مشهورتر از کتاب مزنی (فقیه مشهور شافعی و مؤلف المختصر) دانسته شد.
داود بن کوره قمی این اثر را طبق موضوعات فقهی تبویب و احمد بن حسین بن عبدالملک از راویان موثق آن را بر اساس نام راویان تنظیم نمودند.
نیز شهید ثانی منتخبی از آن را در قالب حدودا هزار حدیث گرد آوری کرد که این خود گویای گستردگی و اهمیت کتاب است.
اکنون این کتاب به طور کامل در دست نیست احتمالا تا قرن پنجم موجود بوده زیرا شیخ طوسی نقل آن را در کتب حدیثی خویش داشته و ظاهرا از طریق ایشان به قطب راوندی رسیده است از طرفی با توجه به منتخب شهید ثانی از آن کتاب موجود بودند آن اثر تا قرن دهمین را می توانیم شاهد باشیم.
نام کتب دیگر او که بزرگان از آن یاد کرده اند عبارتست از: الدیات، الفرائض، الحدود، المزاح یا المراح، العتق، النوادر، النکاح، معرفه رواه الاخبار و… که متأسفانه هیچ یک از این آثار به طور کامل باقی نیست فقط اغلب روایاتش را در کتب چهارگانه حدیثی شیعه و جز آن می توان پیدا کرد و از این راه آثار از دست رفته را تا حدودی بازسازی نمود. وی علاوه بر تألیفاتش نقش عمده ای در انتقال آثار حدیثی گذشتگان خود داشته است آنچنانکه شیخ طوسی و نجاشی نام او را در طریق روایت بیش از چهل اصل و کتاب ذکر کرده اند که بیشتر آنها برگرفته از فهرست “ابن بطه قمی” است که او اکثرا به واسطه احمد بن… اشعری از ابن محبوب روایت کرده است.
سن این صحابی بزرگ را از ۶۵ تا ۹۵ سال و زمان وفاتش را اکثرا ۲۲۴ ه.ق گفته اند.

منـابـع:
سید مصطفى حسینى دشتى- معارف و معاریف
حاج شیخ عباس قمی- منتهی الامال
دائره المعارف تشیع به نقل از: رجال خویی رجال نجاشی و …
محمد علی مدرس- ریحانه الادب
دانشنامه جهان اسلام به نقل از: الخصال، السرائر، رجال البرقی، اعلام الوری و دهها منبع دیگر
شیخ طوسی- فهرست
شیخ کشی- رجال
محمدباقر مجلسى- بحار الانوار
طبرسی- مکارم‌الاخلاق
طبرسی- اعلام الوری