شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

حدیث منزلت در شأن على(علیه السلام)

اشاره:

حدیث منزلت روایتی که جایگاه امام علی(علیه السلام) را نسبت به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌کند. این حدیث از احادیث مشهور نبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و اهل سنت است. عالمان شیعه به این حدیث برای اثبات جانشینی حضرت علی(علیه السلام) پس از پیامبر و نیز برتری موقعیت ایشان بر دیگر اصحاب استدلال می‌کنند. از نظر عالمان شیعی این حدیث متواتر است.

اشکال ابن تیمیه در دلالت حدیث منزلت : آیا همانگونه که ابن تیمیه مى گوید، حدیث منزلت  فضیلتى براى على (علیه السلام) محسوب نمى شود؟

 ابن تیمیه در کتاب خود « المُنتقی»  ۴ شبهه را در دلالت حدیث منزلت ذکر کرده و مى گوید این گفتار رسول خدا باعث فضیلتى براى على (ع ) نیست؛ وى مى گوید :

۱. این جایگزینى فضیلتى را برا ى على (علیه السلام) ثابت نمى کند، زیرا موسى به تنهایى به میقات رفت و اصحابش همه در زیر فرمان هارون قرار گرفتند، پس هارون  واقعاً جایگزین موسى در قوم او بود، در حالى که پیامبر(صلی الله علیه و آله) با همه اصحاب خود به تبوک رفت، و على (علیه السلام) تنها بر کودکان و زنان ریاست داشت.

در پاسخ باید گفت: لازم نیست در تشبیه، جمیع خصوصیات وجود داشته باشد و گرنه باید بگوییم وجود خصوصیات زمانى و مکانى نیز لازم است، مثلاً هارون در زمان موسى و در صحراى سینا بوده، در حالى که  حضرت علی(علیه السلام) در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مدینه بوده است،  این خصوصیات، در تشبیه هیچ گونه دخالتى ندارند، و تنها صفت بارز مورد نیاز است که بایستى آن صفت بارز در تشبیه حتماً وجود داشته باشد، مثلاً وقتى کسى را به شیر تشبیه مى کنیم باید شجاعت و بیباکى شیر در آن شخص وجود داشته باشد(۱) و در اینجا آن چیزى که مورد تشبیه قرار گرفته، مسئله جانشینى هارون از موسى است، و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در نظر دارد، على را در جانشینى خود، همانند هارون از موسى بداند، گرچه محدوده جانشینى تفاوت داشته باشد و مثلاً  قوم موسى از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله)  که در مدینه باقى ماندند بیشتر باشند.

دیگر اینکه از کجا معلوم است که محدوده ریاست پیامبر در مدینه کم اهمیت تر از قوم موسى باشد؟ در حالى که مدینه مرکز حکومت اسلامى بوده و شامل قبایل اطراف مدینه نیز مى شود.

۲. او مى گوید: مقصود پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این سخن دلجویى از امیرالمؤمنین(علیه السلام) بوده است، چون علی(علیه السلام) از این جهت که در سپاه،  شرکت نداشته دلتنگ شده بود.

پاسخ اینکه: بر فرض که این سخن بخاطر دلجویى از علی(علیه السلام) صادر شده باشد، شکى نیست که پرده از حقیقت مهمى بر مى دارد و آن اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) با بیان این جمله مسئله جانشینى علی(صلی الله علیه و آله) و مقام او نسبت به خود را براى همگان روشن نمود. و این خود فضیلتى آشکار است.

۳. همچنین او مى گوید:

اگر کسى صلاحیت جانشینى را براى مدّت کوتاهى در زندگى پیامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد، به معناى جانشینى همیشگى و بعد از مرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست.

پاسخ آن است که : مقتضاى تشبیه علی(علیه السلام) به هارون  این است که هر چه هارون دارد همه آن را علی(علیه السلام) نیز دارا است. و اگر کسى در زمان حیات رسول(صلی الله علیه و آله) صلاحیت خلافت را داشت چرا باید بعد از وفات آن حضرت این صلاحیت را از دست بدهد، بلکه ما از طریق روایات دیگر که در باب خلافت و وصایت آن حضرت وارد شده مى فهمیم که این خلافت و تشبیه مطلق است و منحصر به زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) نمى شود .(۲)

۴.  و نیز مى گوید: این جانشینى همیشگى نبوده است، لذا به مجرد حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) على از خلافت عزل مى شود.

در پاسخ مى گوییم: نحوه صدور حدیث منزلت در مواقع مختلف از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و الفاظ حدیث و مراتبى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى علی(علیه السلام) در نظر گرفته است هیچگاه  مورد را به زمان خاصّى مقیّد نمى کند، مضافاً هرگز پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مراتب را  از على (علیه السلام) سلب ننمودند.

و با بیان دیگر، پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشان وزارت و خلافت را به امیرالمؤمنین (ع ) واگذار نمود، علاوه بر این پیامبر (صلی الله علیه و آله) ریاست بر مدینه را نیز در غیاب خود به او واگذار کرد، و از همان اوّل مشخص بود که دوران ریاست علی(علیه السلام) در مدینه تا موقع برگشت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از جنگ است، نه اینکه با آمدن پیامبر عنوان وزارت و خلافت، را نیز از دست بدهد یعنى على (ع ) با حفظ سمت وزارت و خلافت، مقام ریاست پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ـ به نیابت ـ دارا بود، که با حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مقام را  از دست مى داد، اما سمت هاى دیگر على (علیه السلام) از بین نمى رود، مگر با سلب آن عنوان و هرگز کسى نگفته است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مقام خلافت و وزارت را از او سلب نمود.

ابن ابى الحدید مى گوید:

از جمله مواردى که دلالت دارد بر اینکه على علیه السلام وزیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است، وصریح قرآن و سنت مى باشد، این گفته پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که همه فرق اسلامى آن را روایت نموده اند)  «اَنتَ مِنِّى بِمَنزِلَهِ هَارُونَ مِن مُوسَى اِلاَّ اَنَّهُ لاَ نَبِیَّ بَعدِی» (تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى ، جز اینکه پس از من پیامبرى نخواهد بود). و با این کیفیت همه مراتب هارون نسبت به  موسى را براى على (علیه السلام) نسبت به خود ثابت نمود، و اگرنه این بود  که او خاتم پیامبران است، حتى در امر نبوت، نیز على (علیه السلام) شریک پیامبر (صلی الله علیه و آله)مى بود، طبق صریح این آیه )«وَاجعَل لِى وَزِیراً مِن اَهلِى هَارُونَ اَخِى اُشدُد بِهِ اَزرِی»(۳) بنابر این على (علیه اسلام) وزیر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) (و خلیفه او ست)(۴).(۵)

پی نوشت:

 ۱.  نه آنکه تمام خصوصیات ویژه شیر مثل : چهار پا  بودن یا یال داشتن یا دندانهاى تیز او باید در شخص تشبیه شده وجود داشته باشد.

۲. مراجعه شود به : ” حدیث یوم الدار ” و حدیث غدیر ” وآیۀ ولایت”و……

۳. سوره طه، آیه ۲۹.۳۱.

۴. شرح نهج البلاغه ، این ابى الحدید ، ج ۳، ص ۲۱۱، دارالکتب؛ حدیث الوزاره، مجمع الزوائد  الهیثمى، ج۹ ص۱۲۱؛ دار احیاء الکتب العربی.

۵.  على محدّث (بندر ریگى) سیاهترین هفته تاریخ.