حديث « دوازده خليفه» در كتابهاى اهل سنت

سنت در امامت

آن گاه سخنى گفت كه مردم را با سر و صدا از گوش دادن به آن بازداشتند، به پدرم عرض كردم حضرت چه فرمود؟ گفت: همه آنان از قریش اند سعد بن ابى وقاص مى گوید: به جابر بن سمره نوشتم كه خبر ده مرا به چیزى كه از رسول خدا شنیده اى. برایم نوشت: در روز جمعه، شبى كه اسلمى رجم شد، از رسول خدا شنیدم كه فرمود:لا یزال الدین قایما حتى تقوم الساعه او یكون علیكم اثناعشرخلیفه كلهم من قریش.

 احاديث

دوازده امام و خليفه بعد از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را اهل سنت در صحاح ومسانيد با سندهاى صحيح از جابر بن سمره و ديگران نقل كرده اند. اين احاديث به حدّى مورد توجّه فرقه هاى اسلامى قرار گرفته كه جاى هيچ شك و شبهه اى را در آن ها باقى نگذارده است. اينك به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:
1ـ بخارى به سند خود از جابر بن سمره نقل كرده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: «يكون اثناعشر اميراً. فقال كلمة لم اسمعها فقال ابى: انّه قال: كلّهم من قريش»؛ «دوازده امير خواهد بود. آن گاه سخنى گفت كه من آن را نشنيدم. پدرم گفت:پيامبر فرمود: همه آنان از قريشند».(1)
2ـ مسلم به سندش از جابر بن سمره نقل كرده كه گفت: با پدرم بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) وارد شديم، شنيديم كه مى گويد: «انّ هذا الامر لا ينقضى حتى يمضى فيهم اثناعشر خليفة: قال: ثم تكلم بكلام خفى علىّ قال: فقلت لأبى ما قال؟ قال: كلّهم منقريش»؛ «اين امر منقضى نمى شود تا آن كه دوازده خليفه در ميان آنان بگذرد. آن گاه تكلّم به كلامى نمود كه بر من مخفى گشت، از پدرم سؤال كردم: رسول خدا چه گفت: پدرمدر جواب گفت: همه آن ها از قريشند».(2)
3ـ و نيز مسلم از جابر نقل كرده كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه مى فرمود: «لايزال امر الناس ماضياً ما وليهم اثناعشر رجلا، ثمّ تكلم النبى(صلى الله عليه وآله) بكلمة خفيت علىّ فسألت ابى ماذا قال رسول الله؟ فقال: كلّهم من قريش»؛«دائماً امر مردم گذرا است تا آن كه دوازده مرد متولّى آنان گردند. آن گاه تكلم به كلمه اى كرد كه بر من مخفى شد. از پدرم سؤال كردم كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)چه فرمود: گفت: همه آن ها از قريشند».(3)
4ـ و نيز از جابر نقل مى كند كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه فرمود:«لا يزال الاسلام عزيزاً إلى اثنى عشر خليفة. ثم قال كلمة لم افهم ها فقلت لأبى ماقال؟ فقال: كلّهم من قريش»؛ «هميشه اسلام عزيز است تا دوازده خليفه بر آن ها حاكم شود. آن گاه كلمه اى گفت كه من آن را نفهميدم، به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: همه آن ها از قريش اند».(4)
5ـ و نيز از جابر نقل كرده كه فرمود: من با پدرم خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)رسيديم، شنيدم كه مى فرمايد: «لا يزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلى اثنى عشرخليفة. فقال كلمة صمّنيها الناس فقلت لأبى ما قال؟ قال: كلّهم من قريش»؛ «هميشه اين دين نفوذ ناپذير و پابرجاست تا دوازده خليفه بيايد. آن گاه سخنى گفت كه مردمرا با سر و صدا از گوش دادن به آن بازداشتند، به پدرم عرض كردم: حضرت چه فرمود؟گفت: همه آنان از قريشند».(5)
6ـ سعد بن ابى وقّاص مى گويد: به جابر بن سمره نوشتم كه خبر ده مرا به چيزى كه ازرسول خدا شنيده اى. برايم نوشت: در روز جمعه، شبى كه اسلمى رجم شد، از رسول خداشنيدم كه فرمود: «لا يزال الدين قائماً حتى تقوم الساعة او يكون عليكم اثناعشرخليفة كلّهم من قريش»؛ «هميشه دين قائم است تا قيام قيامت تا اين كه دوازده خليفه بر شما حكومت كنند كه همه آنان از قريشند».(6)
7ـ طبرانى از جابر نقل كرده كه گفت: با پدرم نزد پيامبر بودم كه فرمود: «يكون لهذه الأمة اثناعشر قيّماً، لايضرّهم من خذلهم. ثمّ همس رسول الله بكلمة لم اسمعها فقلت لأبى: ما الكلمة الّتي همس بها النبىّ(صلى الله عليه وآله)؟ قال: كلّهم من قريش»؛«براى دين امّت دوازده قيّم است، خذلان مردم به آن ها ضرر نمى رساند. آن گاه آهسته سخنى گفت كه من آن را نشنيدم. به پدرم گفتم: اين سخنى كه پيامبر آهسته فرمود چه بود؟ گفت: همه آنان از قريشند».(7)
8ـ و نيز جابر نقل مى كند كه پيامبر فرمود: «لا يزال هذا الأمر ظاهراً على من ناواهلا يضرّه مخالف ولا مفارق حتى يمضى من امّتى اثناعشر خليفة من قريش»؛ «هميشه اين دين نفوذناپذير و پابرجا و غلبه كننده بر مخالفين خود است تا آن كه دوازده حاكم مالك آن گردند. آن گاه مردم شلوغ كرده، سخن گفتند، لذا من نفهميدم كه بعد از«كلّهم» چه فرمود، از پدرم سؤال كردم، گفت: همه آنان از قريشند».(8)
9ـ احمد بن حنبل نيز از جابر بن سمره نقل كرده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درخطبه اى كه براى ما ايراد كرد، فرمود: «لا يزال هذا الأمر عزيزاً منيعاً ظاهراًعلى من ناواه حتى يملك اثناعشر كلّهم. قال: فلم افهم ما بعد قال. فقلت لأبى ماقال؟ قال: كلّهم من قريش»؛ «اين دين دائماً نفوذناپذير است تا دوازده خليفه بيايد.آن گاه سخنى فرمود كه من نفهميدم و مردم با صداى بلند ضجّه زدند. به پدرم گفتم:حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: «كُلّهم من قريش».(9)
10ـ در حديثى ديگر جابر مى گويد: بعد از سخن پيامبر مردم تكبير گفته و ضجّه زدند….(10)
11ـ و نيز از جابر نقل كرده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى ما در عرفات وبنابر نقلى ديگر در منا خطبه اى خواند، و فرمود: «لن يزال هذا الامر عزيزاً ظاهراًحتى يملك اثناعشر، كلّهم. ثم لغط القوم وتكلّموا فلم افهم قوله بعد (كلّهم). فقلت لأبى: يا ابتاه! ما بعد كلّهم؟ قال كلّهم من قريش»؛ «هميشه اين امر نفوذ ناپذير وغالب است تا آن كه دوازده نفر حاكم شوند، همه آن ها در اين هنگام سر و صدا كرده وهياهو نمودند، لذا نفهميدم كه بعد از «كلّهم» چه فرمود: از پدرم پرسيدم كه پيامبرچه فرمود؟ گفت: «كلّهم من قريش».(11)
12ـ و نيز از پيامبر نقل كرده كه فرمود: «لا يزال هذا الدين عزيزاً منيعاً… إلى اثنى عشر خليفة. قال: فجعل الناس يقومون ويقعدون»؛ «اين دين نفوذناپذير و پابرجااست… تا دوازده خليفه بيايند، آن گاه مردم شروع كردند به بلند شدن ونشستن».(12)(13)

1. صحيح بخارى، ج 8، ص

127، كتب الأحكام، باب الاستخلاف، ح 7223.
2. صحيح مسلم، ج 6، ص 3؛
شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 201.
3. صحيح مسلم، ج 6، ص 3؛
شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 201.
4. صحيح مسلم، ج 6، ص 3.
5. صحيح مسلم، ج 6، ص 4.
6. صحيح مسلم، ج 6، ص 4.
7. المعجم الكبير، ج 2،
ص 196، ح 1794.
8. المعجم الكبير، ج 2،
ص 196، ح 1796.
9. مسند احمد، ج 5، ص
93، ح 20923.
10. مسند احمد، ج 5، ص
93، ح 20923.
11. مسند احمد، ج 5، ص
99.
12. مسند احمد، ج 5، ص
99.
13. على اصغر رضوانى،
امام شناسى و پاسخ به شبهات(2)، ص 253.