جوان و شادکامى

انسان با ايمان، غم خويش را در دل و نشاط و خوشرويى را بر چهره دارد.»[1]

امام على ـ عليه السلام ـ

خوش رويى در چهره مومن، موجب بهشت براى شخص خوشرو مى شود.»[2]

حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ

نياز جوانان به شادکامى، يک نياز اصيل روانى است. شادکامى از اميد بر مى خيزد و موجب تحرک نسل جوان مى شود. در يک تجزيه و تحليل روانى، آثار اجمالى شاد کامى معقول عبارتند از:

1. افزايش نيروى روانى، به اين مفهوم که انگيزه هاى درونى به وسيله شادکامى، تقويت شده و جوانان با تکيه بر آن ها، مى توانند به هدف هاى دراز مدت زندگى بينديشند. و هدف هاى کوتاه مدت و ميان مدت را همچون وسيله اى براى دستيابى به آرمان هاى دور دست ، تلقى نمايند.

2. تقويت روحيه مقاومت پذيرى، با اين توضيح که جوانان با نشاط، استقامت بيشترى در مقابله، با سختى ها از خود نشان مى دهند. دليل عمده آن را مى توان در تفسير منطقى و عقلانى بخشى از جوانان از زندگى يافت. شادکامى معقول، به نسل جوان، فرصت مطلوبى مى دهد تا روند حيات خويشتن را از زواياى گوناگون ملاحظه نمايد و اگر در يک جبهه زندگى، دچار شکست شد، خود را براى مبارزه در بخش هاى ديگر، مهيا کند.

3. شاد کامى و مسرت باطنى به جوانان فرصت مى دهد تا مناسبات اجتماعى خويش را بهبود بخشند، زيرا آنان از روحيه اى برخوردارند که مى توانند، قضاياى زندگى را از زواياى بهترى ببينند و در نتيجه، قدرت جلب اعتماد ديگران را به مراتب بيش از همسالانشان، دارند.

4. شادکامى، جوانان را در مقابله با اختلالات عصبى و روحى، يارى مى کند.

معمولا چنين روحيه اى نه تنها از جنبه درمان مشکلات، مورد توجه است بلکه در موارد زيادى همچون عاملى پيش گيرنده، وارد عمل مى شود. زيرا سيستم دفاعى بدن به گونه اى است که عواطف مثبت موجب تقويت آن و عواطف منفى موجب تضعيف آن مى شود.

5. شاد کامى، موجب توسعه دنياى ارتباطى نسل جوان مى شود.

با اين توضيح که حفظ چنين روحيه اى در جوانان، ديگران را مجذوب شخصيت آنان مى نمايد و با انگيزه اى قوى طرح دوستى با آنان مى افکنند و حاصل اين عمل، همانا گسترش دنياى ارتباطى است.

توصيه هاى تربيتى

1. اگر برخى از مخاطبان شما شخصا افرادى مثبت و کارآمد هستند، خواهيد توانست با بروز نشاط و شادابى خويش، جهت هاى مطلوبى به اين عده از جوانان ارائه دهيد و عواطف مثبت خويش را گسترش بخشيد.

2. بايد فلسفه مناسبى براى زندگى نسل جوان، تدارک ديد. زيرا اگر کليت زندگى اين نسل، خود واجد معنا و مفهوم باشد، خواهند توانست. مسائل و مشکلات کوچکتر از آن را، تجزيه و تحليل نموده و بر شادکامى خود و خانوادشان بيفزايند.

3. بايد به جوانان آموخت که حتى با تظاهر به شادکامى و نشاط و اميد، به تدريج و عميقا مى توانند بر شادابى درونشان بيفزايند و عواطف منفى و نامطلوب خويش را تحت کنترل در آورند.

4. برخى از جوانان، دنيا را به دو منطقه تاريک و روشن، تقسيم مى کنند و خود را در منطقه تاريک آن قرار مى دهند. و دريچه هاى زندگيشان را به روى بخش هاى روشن و شفاف، مسدود مى کنند، و از غم و افسردگى به شدت استقبال مى نمايند. در قبال اين گونه جوانان، روش «ايجاد بينش» از موثر ترين راه کارهايى است که از طريق گفت و گوها و مباحثات دوستانه، اين امر، حاصل مى شود و تکيه بر چنين بينش هاى اصيلى مى تواند، تضمين کننده روحيه شادکامى تلقى شود.

[1]. اصول کافى، جلد اول، کتاب الايمان و الکفر، ص 29.
[2]. انوار الزهراء، نوشته محمد رضا عباسى، ص 43.
منبع :محمد رضا شرفي – جوان و نيروي چهارم زندگي، ص 107 – 109