خانواده شیعی » تربیت فرزند » نوجوان و جوان »

جوانى هنگامى است که آدم براى نخستین بار با سخت کوشى در پى شناخت جهان و یافتن جایگاه خود در آن مى رود. این کار در سایه تجربه هاى تازه ممکن مى شود که برخى از آن ها گاه خطرناک و یا خطرآفرین است. اغلب جوانان به دنبال هیجاناتى هستند که درک آن ها براى آدم بزرگ ها دشوار است. خوشبختانه بیشتر جوانان هیجان را در ورزش، فعالیت هاى گروهى و یا سایر کارهاى پر انرژى اما کم خطر پیدا مى کنند. در اغلب موارد آنان سیگار یا مواد مخدر را با گروه دوستان تجربه مى کنند، در این میان چنان چه جوانى چنین کارهایى را به تنهایى انجام بدهد خطر بیشترى او را تهدید مى کند و هشدار از سوى بزرگترهاى جوان معمولاً موثرتر از پدر و مادر است. به نظر مى رسد شناختن جوان کار چندان دشوارى نباشد اگر به نشانه هاى این دوره از زندگى از زاویه دیگرى و با دقت بیشتر نگریسته شود.

مشکلات رفتارى:

جوانان و والدین شان متقابل، مدام از رفتار همدیگر ایراد مى گیرند. گاه والدین فکر مى کنند هرگونه کنترل یا تاثیرى را بر فرزند خود از دست داده اند. جوانان خود مى خواهند پدر و مادرشان مقررات و محدودیت هاى یکسان داشته باشند، در عین حال گاه به شدت از محدود شدن آزادى و تصمیم گیرى براى خودشان مى رنجند. حتى اگر بین آن ها اختلاف نظر باشد باز هم جاى نگرانى هست تجربه نشان داده چنان چه والدین ندانند فرزندشان کجاها مى رود، خطر بال نسبه بیشترى آن ها را تهدید مى کند.

مشکلات تحصیلى:

ترک تحصیل در جوانان ممکن است به علت مشکل جدایى از والدین، زندگى خانوادگى آشفته، طلاق یا مرگ زودهنگام یکى از والدین در خانواده اتفاق بیفتد، برخى ها نیز آنقدر کمال طلب هستند که از این که عملکرد شایسته اى ندارند سرخورده مى شوند. بعضى مدرسه گریزند، این گروه معمولاً در خانه غمگین و در مدرسه ناموفق اند و ترجیح مى دهند روزشان را با کسانى بگذرانند که احساسى شبیه به آن ها دارند.گاه مشکلات عاطفى روى عملکرد درسى تاثیر مى گذارد. پرخورى، خواب بیش از حد و رسیدگى بیش از اندازه به وضع ظاهر ممکن است نشانه هاى درگیرى هاى عاطفى باشد.نگرانى براى کسى یا این که در خانه چه مى گذرد، تمرکز روى درس ها را دشوار مى کند.معمولاً والدین و آموزگاران به جوانان فشار مى آورند تا درس هایشان را خوب بخوانند اما جوانان معمولاً خودشان اولین وظیفه مهم را درس خواندن مى دانند، غر زدن هاى بیش از حد ممکن است نتیجه برعکس داشته باشد.

مشکل تغذیه:

وزن براى جوانان موضوع مهمى است. چنان چه جوانى چاق باشد براى همین او را مسخره کنند یا مدام سرزنش بشود بیشتر از خودش بدش مى آید و افسرده مى شود که خود منجر به کم تجربگى و بیشتر غذا خوردن مى شود که بدتر از مشکل چاقى است. رژیم گرفتن هم معمولاً اوضاع را خراب تر مى کند. مهم ترین مساله این است که جوان تایید بگیرد تا از خودش راضى باشد، حال چه چاق باشد چه لاغر. خیلى از جوانان رژیم مى گیرند و خوشبختانه تعداد کمى از آن ها دچار اختلال تغذیه جدى مى شوند.تنها یکى از هر هزار جوان دچار بى اشتهایى مى شود و به همین اندازه نیز از پراشتهایى رنج مى برند.تعدادى از جوانان به سراغ تجربه مواد مخدر مى روند اما استفاده منظم و هر روزه از مواد مخدر در این سنین کمتر روى مى دهد. والدین باید در زمینه مصرف مواد مخدر و عوارض آن در جوانان اطلاعات کافى کسب کنند.

خانه را امن کنید:

جوانان به دنبال کشف زندگى هستند اما نیاز به پایگاهى دارند که برگردند. خانه باید جاى امنى باشد که جوان دوست دارد به آن جا برگردد، جایى که از او حمایت و مراقبت مى شود و او را مهم مى شمارند. بزرگسالان باید چشمه پند و اندرز، همدلى و امنیت باشند. جوان باید مطمئن بشود پدر یا مادرش به یکباره براى قضاوت، انتقاد یا یک نصیحت ساده از کوره در نمى رود. گوش دادن نخستین مهارت لازم است. جوان هر قدر هم که رشد سریعى داشته باشد، پدر و مادر باید حامى او باشند و به همین علت باید تصمیم بگیرند که قوانین اولیه چه باشد. این درست که جوان گاه با وضع قوانین ممکن است مخالفت کند اما این ها براى امنیت او لازمند. قوانین باید روشن بوده و به همه افراد خانواده تفهیم شوند البته جایى که امکانش هست باید با خود جوان هم توافق کرد. قوانین باید منطقى و محکم باشند اما آن قدر سختگیرانه نباشند که جوان از آن زده بشود. براى همه چیز نباید قوانین وضع کرد. برخى موارد قابل مذاکره اند و برخى دیگر را باید به جوان واگذار کرد. تحریم هایى مانند منع خروج از خانه فقط هنگامى کارساز است که از قبل به آن فکر شده باشد. اگر نمى خواهید چنین کارى بکنید حرفى از آن به میان نیاورید. برعکس پاداش براى رفتارهاى خوب در این بین اهمیت دارد.

اختلاف نظرها را مدیریت کنید: جوانان خانواده باید در وضع قوانین خانه مشارکت کنند.

آن ها هم مانند هر فردى دیگر اگر دلیل منطقى ببینند و کارساز بودن آن را لمس کنند، بیشتر به قانون پناه مى برند. چنان چه جوان در قوانین خانه مشارکت نمى کند حتماً با وضع آن از سوى شما مشکل دارد و بهتر است او را هم در این کار شریک کنید. والدین نیز باید موضع گیرى خود را انتخاب کنند. خیلى از کارهایى که جوانان انجام مى دهند به نظر ناراحت کننده مى رسد همان طور که والدین جوانان را ناراحت مى کنند اما این فقط ظاهر هر قضیه است و گاه همه این کارها ارزش جار و جنجال ندارند. درست است که جوان در این سن، مستقل تر شده است اما هنوز خیلى چیزها را درباره رفتارهایش از پدر و مادر یاد مى گیرد. اگر مى خواهید دروغ نگوید، خودتان دروغ نگویید، چنان چه مى خواهید سیگار نکشد، خودتان سیگار نکشید. اگر مى خواهید مهربان و بخشنده باشد خودتان این طور باشید. دستورالعمل «آن کارى را که مى گویم بکن نه آن کارى را که مى کنم.» در این مواقع، هیچ اثرى ندارد. اگر فرزند جوان شما آن قدر که انتظار دارید سپاسگزار نیست، نگران نباشید. خیلى خوب و ایده آل بود اگر این طور بود اما احتمالاً تا وقتى که خودش بچه دار نشود نمى فهمد کار شما چه قدر سخت و دشوار بوده است.

کمک بخواهید:

گاهى اوقات تمام این توصیه ها هم کارى از پیش نمى برد و شما و فرزند جوانتان با هم نمى سازید. گاهى نگرانى ها درباره تغییرات جسمى دوره جوانى، این که زود اتفاق افتاده اند یا دیر شده اند، یا روابط او با دوستانش تمامى ندارد. در این گونه موارد از مشاوران خانواده کمک بخواهید. هنگامى که نوجوانتان در تحصیل مشکل دارد مسلماً معلم ها منابع اطلاعاتى خوبى هستند. معلم شاید مشاوره تحصیلى را پیشنهاد کند.

منبع: خدیجه جبلى؛ پایگاه راسخون