خانواده شیعی » تربیت فرزند » نوجوان و جوان »

جوانان و مدگرایى

محمد صادق شجاعى

مُد و مُدگرایى، پدیده‏‌اى است که کم و بیش، در میان همه اقشار جامعه وجود دارد؛ اما در این میان، جوانان و نوجوانان، بیش از دیگران به «مُد» اهمیت می‌‏دهند و «مُدگرا» هستند. امروزه جوانان، با گسترش وسایل ارتباط جمعى و فناوری‌هاى جدید رایانه‌‏اى، ارتباطات گسترده‌‏اى با جوامع و فرهنگ‏هاى گوناگون یافته‌‏اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش‏ها، باورها و انتخاب هنجارهاى مطلوب، پیچیده‌‏تر و مشکل‏تر شده است و چه بسا زمینه‏‌هاى موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهاى متضاد با ارزش‏‌هاى جامعه خویش روآورند. یک روز مانتوهاى بلند و روز دیگر مانتوهاى کوتاه، یک روز آرایش موى سر به سبک آلمانى و روز دیگر موهاى بلند و اصلاح نشده، زمانى شلوارهاى با پاچه گشاد که روى زمین کشیده می‌‏شود، و زمانى دیگر، شلوارهاى تنگ و کوتاه، مُد می‌‏شوند. اگر از این همه افرادى که عادت کرده‌‏اند رفتار و نوع و سبک لباسشان‏‌ را طبق آخرین مدهاى رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده‌‏اند، یا مثلاً این آرم و کلمه روى لباس آنها چه کارکردى دارد، به سختى بتوان پاسخ متقاعد کننده‌‏اى شنید، جز آن‏ که: «خُب، قشنگه!»، «براى این که مُده!»، «همه می‌‏کنند!» و…

این پاسخ‏ها، گرچه سطحى به نظر می‌‏رسند، اما در یک تحلیل روان‏شناختى، نشان‏ دهنده نوعى از «تعلّق گروهى»، «نوجویى»، «تنوّع‌‏طلبى» و گرایش جوانان به «امروزى شدن» است و کاملاً یک پدیده طبیعى و بهنجار در جهت ارضاى این نیازها محسوب می‌‏شود؛ (۱) اما از آن‏جا که همراه کالاى مُد شده، شیوه‌‏هاى رفتارى، هنجارى و ارزش‏هاى خاصى در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می‌‏یابد و مد، عاملى می‌‏شود براى انتقال هنجار و ارزشى از جامعه‌‏اى به جامعه‌‏اى دیگر، بررسى زمینه‏‌ها و پیامدهاى مدگرایى، یکى از موضوعات مهم در جامعه ما محسوب می‌‏شود که این نوشتار، نگاهى است گذرا به همین موضوع.

تعریف مُد و مدگرایى

«مد»ها الگوهاى فرهنگی‌اى هستند که توسط بخشى از جامعه، پذیرفته می‌‏شوند و داراى یک دوره زمانى نسبتاً کوتاه‌‏اند و سپس فراموش می‌‏شوند. (۲) بنابر این، «مدگرایى» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن‏ که الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن یکى پیروى نماید. (۳)

گستره مد

گستره مُد، به اندازه گستره زندگى انسان است و تمامی‌ شئونات آن‏را در بر می‌‏گیرد. تغییرات مُدگونه، در: علوم و فنون، نظریه‌‏ها، گرایش به جنبه‏‌هاى مختلف علمی‌، الگوهاى تربیتى، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط‌ آرایى و … قابل تسرّى است.

پوشاک و آرایش، شاخص کالاى مُد شونده

با وجود آن‏ که مُد و مُدگرایى، کُل گستره زندگى اجتماعى را در بر می‌‏گیرد، پوشاک و سبک و شیوه آرایش، شاخص‏‌ترین کالاى مُد شونده محسوب می‌‏شود.

عوامل و زمینه‏‌هاى مُدگرایى

در یک نگاه کلى و جامع‏‌نگر، مُدگرایى را می‌‏توان ناشى از عوامل و زیرساخت‏‌هاى تاریخى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و روان‏شناختى دانست. ریشه‏‌هاى تاریخى مدگرایى به سال‏هاى بسیار دور برمی‌‏گردد. با نگاهى به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه که پاى ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دوره حسّاسى را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتى در مدگرایى ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطه سیاسى بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهاى مختلف در ایران (و به خصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

مدگرایى و غرب‏گرایى

گرچه مدگرایى و غرب‏گرایى، دو مفهوم جدا از هم و داراى تعریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخى – اجتماعى در ایران، به گونه‏‌اى سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایى به میان می‌‏آید، مفهوم غرب‏گرایى نیز به ذهن، تبادر می‌‏کند؛ زیرا پس از رشد تکنولوژى در اروپا، سنّت‏ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه‌‏ها، طرز زندگى و نوع لباس را تغییر داد.

همین‏طور در ایران و کشورهایى نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلى زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگى و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد. میل به اروپایى شدن در جامعه ایرانى باعث شد که به جاى بازسازى و نوسازى چارچوب اقتصادى – اجتماعى جامعه خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتى شدن توجه کنند که مهم‏ترین نماى اروپایى شدن، پوشیدن لباس‏هاى اروپایى و ترویج مدهاى غربى به شمار می‌‏رفت. ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایى کنند، تا بدین ترتیب، از ضعف و عقب‏‌ماندگى رهایى یافته، در ردیف کشورهاى پیش‏رفته قرار گیرند.

بنابراین «مدگرایى» و «غرب‏گرایى» در ایران، در یک بستر فکرى و دوشادوش هم رشد کرده‌‏اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایى که در جامعه و به خصوص در بین جوانان رایج می‌‏شود، برگرفته از الگوهاى غربى و با همان انگیزه است.

مُد و مدرنیسم

مُد و مُدگرایى را می‌‏توان از جهتى مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختى که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می‌‏افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت‏ یافته فرهنگ مدرن است، همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآورى، تجدّد و سلیقه و مُد است. از این‏ رو، مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگى، رکود، قدمت و سنّت و پیروى از هنجارهاى پایدار قرار می‌‏دهد و کشش و تمایل آن به‏ سوى تجدّد و نوآورى در فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى است. بنابراین، مدگرایى و نوآورى در تفکر و رفتار (به معناى رایج آن) به عنوان نماد اندیشه مدرنیسم قلمداد می‌‏شود(۴) و از آن‏جا که جوامع غربى، موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده‌‏اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن‏سازى) و اشاعه طرح‏ها و مدهاى نو، در واقع با غربی‌‏سازى و غرب‏گرایى کاملاً هم‌‏اُفق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می‌‏تواند از زاویه دیگر، رابطه مدگرایى و غرب‏گرایى را نشان دهد.

عوامل و زمینه‏‌هاى روان‏شناختى مدگرایى در جوانان

علاوه بر زیرساخت‏‌هاى تاریخى و اجتماعى، مدگرایى در بین جوانان از یک سرى اصول و سازه‏هاى روان‏شناختى نیز تبعیت می‌‏کند و با انگیزه‌‏ها و نیازهاى چندى در ارتباط است.

۱ . تنوع‏‌طلبى و نوگرایى

جوانى، فصل تازه‌‏اى در زندگى و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است که غرایز طبیعى در شکل‌‏دهى آن، نقش اصلى را بر عهده دارند. استقلال‏‌طلبى، تنوّع‏‌دوستى، هیجان‏‌خواهى، نقد گذشته و نوگرایى از جمله ویژگیهاى دوران جوانى است که به شدّت، رفتارهاى جوانان را تحت تأثیر قرار می‌‏دهد. تمایل به امروزى شدن و نوگرایى به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وى به شکستن قالب‏هاى موجود، فاصله گرفتن از هنجارهاى پیشین و رسیدن به هویّتى متمایز از کسانى که پیش از او بوده‌‏اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانى که نمود بیرونى به خود می‌‏گیرد و در رفتار جوان منعکس می‌‏شود، به صورت مدگرایى ظاهر می‌‏گردد.

۲ . مدگرایى و همانندسازى

همانندسازى در مکتب روان‌تحلیلگرى، به فرایندى ناهشیار اطلاق می‌‏شود که فرد، طى آن، ویژگی‏ها (نگرش‏ها و الگوهاى رفتارى)ى فرد دیگرى را براى خود سرمشق قرار می‌‏دهد و با تقلید از نگرش‏ها و ویژگى رفتارى وى احساس می‌‏کند که مقدارى از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. (۵)

منبع اصلى همانندسازى در دوران کودکى، والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگى با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانى که فرد از والدینش فاصله می‌‏گیرد، الگوهایى را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست می‌‏دهد و در درون او خلأى به وجود می‌‏آید. چنین خلأى می‌‏باید از طریق یافتن الگوهاى دیگر، یعنى از طریق همانندسازی‌هاى جدید با دیگرى، پر شود.

به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنى ناشى از آن، باعث می‌‏شود که نوجوان در مسیر خود، به راه حل‏هایى متوسّل شود که این راه‏ حل‏ها از طریق همانندسازى با شخصیت‏هایى است که الگوى نوجوان قرار می‌‏گیرند. این شخصیت‏ها می‌‏توانند شخصیت‏‌هاى معروف گذشته، هنرپیشه‌‏هاى سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه‏هاى مختلفى مانند «هیپى»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهرى شبیه آنها ساخته، در شیوه لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازى کند. به محض این ‏که یک هنرمند یا ورزشکار لباسى را بپوشد و در صحنه‏‌اى ظاهر شود، جوانان با وى همانندسازى نموده، سعى می‌‏کنند به عنوان مُد، آن را در جامعه طرح کنند.

۳ . رقابت و چشم و همچشمی‌ با دیگران

انگیزه رقابت و چشم و همچشمی‌ با دیگران، از دیگر عوامل پیروى از مُد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می‌‏شود. این انگیزه، در همه افراد وجود دارد و به گونه‌هاى مختلف بروز می‌‏کند. رقابت اگر در زمینه‏‌هاى مثبتْ جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوى فردى می‌‏شود؛ اما اگر جهت‌گیرى آن به‏ سوى امور مادّى و مُدپرستى باشد و فرد، سعى کند از لحاظ ظاهرى (و مثلاً در سبک و شیوه لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجامِ خوبى نخواهد داشت. (۶)

۴ . مدگرایى و التزام‏هاى ناشى از دوستى

یکى از عوامل پیروى از مُد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانى از مجازات‏‌هاى خصوصاً غیر رسمی‌ از سوى دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می‌‏شود که جوانان و نوجوانان از مُدهاى رایج پیروى کنند.

۵ . مدگرایى و جلب توجه دیگران

افرادى هستند که با تعویض و تغییر هر روزه لباس و آرایش خود و خریدن لباس‏هاى گران قیمت و مُدِ روز، در صدد جلب توجه دیگران برمی‌‏آیند. استفاده از لباس‏هاى چسبناک و برّاق و رنگارنگ، جوراب‏هایى شبیه تور ماهیگیرى، کفش‏هایى با پاشنه‌‏هاى خیلى بلند، آرایش تُندى با رنگ‏هاى غیر طبیعى و… (که بیش از همه در بین جوانان و به خصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه‏‌هایى را به خود معطوف می‌‏دارد.

۶ . مدگرایى و تشخُّص‌‏طلبى

برتری‌‏جویى و تشخّص‌‏طلبى، از دیگر عوامل پیدایش مُد در بین جوانان است. افرادى که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می‌‏دانند، سعى می‌‏کنند این برترى را در گویش، لباس پوشیدن، محیط‌آرایى و سبک آرایش و زیورآلات خود نشان دهند و لذا مُدهاى جدید را مطرح می‌‏کنند.

تورْشتایْن وِبْلن (Thorstein veblen) مد را وسیله‌‏اى براى این ‏که افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا داراى اندیشه‌‏اى خاص هستند، می‌‏داند؛ (۷) لذا به محض این ‏که مُدى در جامعه گسترده شد، اشراف‏‌زادگان و ثروتمندان، به سراغ این مد جدید می‌‏روند؛ زیرا مُد قدیمی‌، دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی‌‏کند.

نقش تولیدکنندگان در اشاعه مُد

شرکت‏هاى تولیدى، از طریق روان‏سنجى و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیه نوگرایى و میل به امروزى شدن در جوانان، هر روز، یک فُرم شلوار، پیراهن، کفش، کلاه، عینک، آباژور، کاغذ دیوارى، گوشى تلفن و… را عرضه می‌‏کنند و اندک تغییرى از جانب آنها، یک مُد جدید می‌‏شود و حتّى گاهى براى آن‏ که کالاى تولیدی‌‏شان زودتر در جامعه مُد شود، از یک فرد مشهور (مثل یک هنرمند سینما یا ورزشکار)، با اِعطاى مبلغ زیادى پول، می‌‏خواهند که براى یک‏بار هم که شده، از آن کالاى جدید استفاده کند و در فیلم یا صحنه تلویزیون، ظاهر شود.

یکى از دلایل عمده‌‏اى که تولیدکنندگان و طرّاحان خارجى توانسته‌‏اند در سطح جهانى براى خود، جایى باز کنند و مُدآفرینى داشته باشند، آشنایى آنها با مبانى روان‏شناختى «تأثیرگذارى» و به کارگیرى روش‏ها و اصول فنّى مناسب در کار است، در حالی ‏که تولیدکنندگان داخلى و محدود، معمولاً به الگوبردارى و تقلید از آنها می‌‏پردازند و به نحوى مُدهاى غربى را در جامعه ترویج می‌‏کنند.

رسانه‏‌ها و ترویج مُد

شبکه‏‌هاى تلویزیونى، مطبوعات و پایگاه‏‌هاى فعّال اینترنتى، انواع مدهاى جدید را تبلیغ می‌‏کنند و از این طریق، زمینه را براى گرایش خانواده‌‏ها و به خصوص جوانان به‏ سوى مدهاى نو مهیّا می‌‏سازند.

اسلام، مدگرایى و امروزى شدن

حال، این سؤالْ مطرح است که مدگرایى، تجدُّد و امروزى شدن، تا چه اندازه مطلوب است؟ و نظر اسلام در این زمینه چیست؟ در یک نگاه کلى، اسلام با همه نوع مُد، مخالف نیست. اسلام، امروزى شدن و نوگرایى در سبک و شیوه لباس پوشیدن را نیز به صورت کلّى پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت‏ پا زدن به ارزش‏ها (مثل: پوشش شرعى، پرهیز از اسراف، و…)، رعایت نکردن اخلاق اجتماعى، آزادى مطلق در روابط دختر و پسر، و همانندسازى با بیگانگان است. حال اگر این پدیده‌‏هاى انحرافى در قالب مُد به خود جوانان داده شوند و میل فطرى «نوگرایى» و نیازِ «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است.

پس مُدهاى خوب داریم و مُدهاى بد! امروزى شدن نیز همین ‏گونه است. گاه، امروزى شدن، رابطه انسان را با گذشته ‏اش (که همان سابقه تاریخى و هویت فرهنگى اوست)، قطع می‌‏کند و گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلّقات انسان به سنّت‏ها و ارزش‌‏هاى پیشین است. اسلام با این نوع تجدُّد و امروزى شدن که در راستاى ارزش‏ها و با حفظ اصول و مبانى اعتقادى باشد، هیچ‏گاه مخالف نیست.

آسیب‏‌شناسى مدگرایى جوانان

مدگرایى، گرچه ریشه در نیازهاى طبیعى جوانان دارد و برخاسته از روحیه نوگرایى جوانان است، اما به لحاظ آن‏ که مُدها و مُدِل‏ها نمایانگر علایق و ارزش‏هاى مسلّط یک زمان و یک قشر خاص‌‏اند و افزون بر آن، می‌‏بینیم که امروزه جوانان ما از مدهایى (چون: رَپ، هِوى متال، و…) پیروى می‌‏کنند و ناخواسته به رهنجارهایى رومی‌‏آورند که چه بسا با فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى ما در تضاد است، پس می‌‏توان گفت که مدگرایى در جامعه ما تا حدود زیادى کارکرد منفى به خود گرفته است و پیامدهاى آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید می‌‏کند. لذا بحث از آسیب‏‌شناسى مدگرایى ضرورت می‌‏یابد.

پیامدهاى منفى مدگرایى

با توجه به این ‏که بیشتر مُدهاى رایج در بین جوانان و نوجوانان برگرفته از الگوهاى بیگانه و غیر خودى است، می‌‏توان گفت که مدگرایى به معناى جدید آن، نوعى از خودبیگانگى و تقلید از فرهنگ غربى را القا می‌‏کند، تا آن‏جا که الآن بعضى از جوان‏ها از نوک پا تا فرق سرشان غربى است و حتّى وقتى نگاه می‌‏کنى، می‌‏بینى کلمات یا جملاتى بر روى لباس یا داشبورد ماشین یا آینه و کُمد شخصى یا درِ ورودى مغازه‏شان نوشته شده که کم‏تر ارتباطى با زندگى شخصى یا آرمان‏ها و علایق فردى آنها دارد و گاه حتّى معناى آن را نیز به درستى نمی‌‏دانند و شاید اگر بدانند، موجب شگفتى، خنده یا ناراحتى‏شان بشود، عباراتى مثل: «ما پسران شیطانیم»، «گروه لجن!»، «سفید، امّا آشغال»، «گروه سیاهان بوگندو!»، «زیبایى کثیف»، «عشق نشئه»، «گناه تا مرگ»، «بوسه بر صندلى الکتریکى» و…

این، چیزى است که از مُدگرایى یا مدپرستى جوانان امروز ما به چشم می‌‏آید؛ چیزى که شاید بتوان گفت تا حدّ زیادى، ناشى از تقلید کورکورانه و غفلت از خویش است؛ چرا که کلمات و عبارات بالا، شعارهاى آخرین مُدهاى شخصیتى است که غربی‌ها به جوانان جهان تقدیم کرده‌‏اند، در حالی که جوان امروز ما، نگاه خاص خودش، شخصیّت خودش و حتى مشکلات خودش را دارد!

تقلید هر روزه از آخرین مدهاى رایج در جهان غرب، به چه معناست، جز: از خودبیگانگى، بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگى اقتصادى، احساس حقارت و…؟ از همه دردناک‏تر، این است که بسیارى از رفتارها و هنجارهایى که امروزه به عنوان مُد در جامعه ما مطرح است و از سوى عده‏اى تبلیغ هم می‌‏شود، با اصول اخلاقى و ارزش‏هاى فرهنگى جامعه ما به هیچ وجه همخوانى ندارد. روابط بى‏قید و شرط دختر و پسر، عدم رعایت پوشش اسلامی‌، آرایش مو و صورت صرفاً به قصد جلب توجه (مثلاً به سبک جنس مخالف و یا به سبک‏هاى بسیار پیچیده و وقت‌گیر)، آرایش مو به سبک جوانان منحرف غربى (مثلاً به سبک همجنس‏گرایان)، به کارگیرى وسایل تزئینى غیرمتعارف (مثلاً حلقه بینى براى دختران و حلقه گوش و انگشتر طلا براى پسران) و… همه به نحوى شخصیت جوان مدگراى امروزى را به نمایش می‌‏گذارند؛ مدهایى که به اتلاف وقت و انرژى و قابلیت‏هاى فکرى و سرمایه‏‌هاى مادّى جوانان و خانواده می‌‏انجامند و شاید بتوان گفت که هیچ سهم و نقشى در نو شدن و امروزى شدن جوان و جامعه ندارند!

فرهنگ خودى، اصلی‌ترین ضابطه مدگرایى و امروزى شدن

فرهنگ و ارزش‏هاى اجتماعى، از اساسی‌‏ترین عناصر یک نظام اجتماعى هستند که پایه ارزیابى ما را از پدیده‌‏هاى اطرافمان تشکیل می‌‏دهند و در واقع، رفتار ما را نسبت به آنها تنظیم می‌‏کنند. بنابراین، در پذیرش یا عدم پذیرش الگوها و مدهایى که در جامعه رواج می‌‏یابند، ابتدا باید رابطه آنها را با نظام ارزشى حاکم بر جامعه و اصول و مبانى مورد قبول آن مردم، مورد ارزیابى قرار داد و میزان همگرایى یا واگرایى آنها را از یکدیگر سنجید.

به عنوان نمونه، مدهاى لباس، اگر در عین جذابیّت و امروزى بودن، برخاسته از فرهنگ خودى باشند و با اصول و مبانى اعتقادى و اخلاقى جامعه ما تعارض نداشته باشند، نشانه خلاقیّت و نوآورى جوانان ما بوده، هویت فرهنگى آنان را به نمایش می‌‏گذارند. بنابراین، باید تدابیرى سنجیده شود تا مُدها و مُدل‏ها، هم نیاز به تنوع‏‌طلبى و نوجویى و میل به امروزى شدن جوانان را تأمین کنند و هم جوانان ما از پیامدهاى منفى مدگرایى، در امان بمانند. (۸)

نکته آخر

همه ما به خوبى می‌‏دانیم که پیروى از الگوها و مدهاى غربى و پوشیدن لباس‏هاى با آرم خارجى یا تقلید از مدل موى سر فلان فوتبالیست، نمی‌‏تواند به ما شخصیت اعطا کند و موجب پیشرفت و ترقّى ما گردد. عوامل اصلى موفقیت در تمامی‌ زمینه‏‌ها، خودباورى (اعتماد به نفس) و پایبندى به اصول اعتقادى و ارزش‏هاى اخلاقى است. تا زمانى که علم و دانش در وجود ما شکوفا نگردد و زیرساخت‏‌هاى شخصیت ما مبتنى بر الگوهاى فرهنگ اصیل این مرز و بوم، شکل نگیرد، آرایش ظاهر و تقلید از مدها و الگوهاى دیگران، جز بحران هویت و دور شدن از اصالت فرهنگى خویشتن، نتیجه‌‏اى در پى نخواهد داشت. پس بیایید یک‏بار دیگر در رفتارمان تجدیدنظر کنیم و اصالت‏‌هاى فرهنگیمان را در پرتو جذابیت‏‌هاى دروغین فرهنگ بیگانه از دست ندهیم. همان‏گونه که میل به امروزى شدن و مُدگرایى (که از ویژگی‌هاى دوران جوانى است)، ناخواسته ما را به پیروى از الگوهاى بیگانه می‌‏کشانَد، غرور و احراز هویت نیز به همین دوره سنّى اختصاص دارد. چه خوب است غرور ملى و غیرت دینى را در خویش تقویت کنیم و میل به امروزى شدن و مدگرایى را با الهام گرفتن از آموزه‏‌هاى تمدّن‏‌ساز اسلام و فرهنگ غنى اسلامی‌ – ایرانى خویش و متناسب با هویت فرهنگى خود، به فعلیت برسانیم.

پاورقى ها

۱- براى مطالعه بیشتر ر.ک به: روانشناسى رشد، وندر زندن، ترجمه: حمزه گنجى، انتشارات بعثت، ۱۳۷۶، بخش سوم.

۲- درآمدى بر تئورى‏ها و مدل‏هاى تغییرات اجتماعى، احمدرضا غروى‏زاد، تهران: جهاد دانشگاهى، ۱۳۷۳، ص ۱۹۶-

۳- لغت‏نامه، على‏اکبر دهخدا، ج ۱۲، ص ۱۸۱۱۵-

۴- براى مطالعه بیشتر، ر.ک به: درآمد بر مکاتب و اندیشه‌‏هاى معاصر فرهنگ واژه‏ها، عبدالرسول بیات و همکاران، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینى، ۱۳۸۱-

۵- زمینه روانشناسى، ریتا اتکینسون، ترجمه: محمدتقى براهنى و همکاران، ج ۱، تهران: رشد، ۱۳۷۵، ص ۱۵۸ .

۶- براى مطالعه بیشتر، ر.ک به: آناتومی‌ جامعه، فرامرز رفیع‏پور، تهران: شرکت سهامی‌ انتشار، ۱۳۷۸، بخش ۷ و ۸ .

۷- . Veblen, Thorstein )1191(. the theory of the leisure class.new york. p 7

۸- انتشار سه نشریه ویژه مد در ایران (که هم زمان به مباحث نظرى و نمونه‏هاى ایرانى مد می‌‏پردازند)، شاید بتواند گام نخست در این زمینه باشد: ماهنامه طرح و مد (ویژه لباس، محیط و تزیینات)، ماهنامه لوتوس (ویژه مدهاى ایرانى لباس) و ماهنامه آرایه (ویژه محیطآرایى و تزیینات داخلى). (حدیث زندگى)

منبع: دو ماهنامه حدیث زندگى؛ سال سوم؛ شماره چهار؛ مهر و آبان ۱۳۸۲؛ ویژه بهداشت روان