خانواده شیعی » تربیت فرزند » نوجوان و جوان »

جوان، شادى و نشاط (۲)

مهم‏ترین راه کارهاى شادى آفرین عبارت اند از:

۱ . ایمان‏

قرآن مجید رسیدن به اطمینان قلبى را منحصراً در یاد خدا می‌‏داند و این اطمینان، اساس هر نوع شادى است. پژوهش‌‏هاى روان‌شناسان غربى نیز نشان می‌‏دهد که افراد معتقد به خدا و جهان آخرت و تعالیم کتاب مقدس، شادتر و براى زندگى، پر انگیزه‏ترند. همچنین افرادى که به طور مرتب به کلیسا می‌‏روند، شادتر از کسانى هستند که به کلیسا نمی‌‏روند.(۵۱)

۲ . رضایت و تحمل

یکى از راه‏هاى مهم شادى، کنار آمدن با مشکلات و رضامندى از مقدرات الهى است. امام صادق(علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «نشاط و شادى، در پرتو راضى بودن به رضاى خدا و یقین به دست می‌‏آید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودى به مقدرات الهى حاصل می‌‏شود.»(۵۲)

۳ . عبادت‏

یکى از اسباب شادى و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادى که به دعا و نماز می‌‏پردازند، کمتر دچار نگرانى و اندوه می‌‏شوند. امام صادق(علیه السلام) ‏به یکى از یارانش فرمود: «چه عاملى شما را مانع شده در وقتى که غم و اندوه دنیوى برایتان ایجاد گردید، وضو بگیرد و داخل مسجد شود و دو رکعت نماز بخواند و خداوند بزرگ را صدا بزند و از او کمک بخواهد!؟ آیا نشنیده‏اى کلام خدا را که فرموده: از نماز و روزه کمک بگیرید.»(۵۳)

کسى که گناهى مرتکب شده و عذاب وجدان او را غمگین کرده، به وسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایى می‌‏یابد و نشاط اولیه را به دست می‌‏آورد. پیامبر اکرم‏(صلى الله علیه و آله و سلم) ‏می‌‏فرماید: «کسى که بسیار استغفار کند، خداوند او را از هر اندوهى، گشایشى و از هر تنگنایى، راه نجاتى می‌‏بخشد.»(۵۴)

ذکر خدا، آرامبخش دل و نشاط دهنده روح است. امام صادق(علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «اى سفیان! زمانى که چیزى تو را محزون ساخت، لا حول و لا قوه الا بالله زیاد بگو، زیرا این جمله، کلید شادى است.»(۵۵)

۴ . هدف مندى در زندگى‏

کسى که در زندگى خود، هدف متعالى و معقولى را دنبال می‌‏کند، در پى یافتن معنا در زندگى است. تلاش براى یافتن معنا در زندگى، انسان را به حرکت در می‌‏آورد، در او شور و شوق وصف ناپذیرى ایجاد می‌‏کند و انرژى وى را مضاعف می‌‏سازد. روان‏شناس شهیر، ویکتور فرانکل که در اسارت نازی‌ها به کشف معنا درمانى نایل گردید، در همان زمان همه نزدیکان خود را از دست داد. پدر، برادر و همسرش در تنورهاى آتش از بین رفتند. همه اعضاى خانواده‏اش از بیمارى جان دادند، اما گرسنگى، سرما و شکنجه هرگز زانوان پر توان فرانکل را خم نکرد. او در این باره می‌‏گوید: آنچه انسان را از پاى در می‌‏آورد، رنج‏ها و سرنوشت نامطلوب نیست، بلکه بى معنا شدن زندگى است که مصیبت بار است. معنا تنها در لذت و شادمانى و خوشى نیست، بلکه در رنج و مرگ هم می‌‏توان معنایى یافت.(۵۶)

۵ . مثبت نگرى‏

خوش‌بینى که نشانه سلامت روان است، می‌‏تواند شادى را افزایش دهد. «ما تصمیم می‌‏گیریم که دیگران را چگونه ببینیم. وقتى می‌‏خواهیم کسى را دوست داشته باشیم، می‌‏توانیم بسیار صبور و شکیبا باشیم. وقتى تصمیم می‌‏گیریم که از آدم‏ها برنجیم، بر اشتباهات آنها دقیق می‌‏شویم؛ پس نوع احساسى که درباره دیگران داریم به رفتارهاى آنها بستگى ندارد، بلکه به نگرش خود ما مربوط است. اکثر آدم‏ها بیشرین وقت خود را صرف جست و جوى عیب‏هاى دیگران می‌‏کنند و کمتر به خوبی‌هاى آنها می‌‏پردازند.»(۵۷)

زندگى ما، بازتاب کامل اعتقاداتمان است. باورها و اعتقادات انسان، تعیین کننده کیفیت زندگى او هستند؛ «مثلاً اعتقاد شما این است که پدرها باید فرزندان خود را تشویق کنند و براى آنها هدیه بخرند. هر گاه پدرتان مطابق این اعتقاد شما رفتار نمی‌‏کند، غمگین و افسرده می‌‏شوید و در نتیجه تصمیم می‌‏گیرید که پدرتان را تغییر دهید. اکثر مردم هیچ وقت فکر نمی‌‏کنند که راه حل دیگرى هم وجود دارد. آیا بهتر نیست که به جاى پدر، باورهاى خود را تغییر دهیم؟ بعضی‌ها هرگز توقع ندارند که یک رفتار خاصى را از دیگران ببینند و در نتیجه از آرامش ذهنى بیشترى برخوردارند».(۵۸) پس براى به دست آوردن شادى، باید یاد بگیریم که اندیشه هایمان را کنترل کنیم، چون« آنچه مایه خوش بختى و شادى انسان می‌‏شود، درون اوست، نه عوامل بیرونى». البته این را نیز باید به یاد داشته باشید که: «آنچه شما را آزرده است، نفس حادثه نیست، بلکه تفکرات شما در باره آن حادثه است.»(۵۹)

فکرت را راست کن نیکو نگر

هست آن فکرت شعاع آن گهر(۶۰)

منفى بافان همیشه نیمه خالى لیوان را می‌‏بینند و با عینک بدبینى، به اطراف خود می‌‏نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می‌‏شمارند، از کاه کوهى می‌‏سازند و زندگى را در کام خود و دیگران تلخ می‌‏کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می‌‏بینند و خطاها و لغزش‏هاى دیگران را نادیده می‌‏گیرند و زندگى را نشاط‌‌‌ انگیز می‌‏نمایند. «آندرو متیوس» به مراجعان خود که از افسردگى رنج می‌‏بردند، چنین توصیه می‌‏کرد: «اولین کار براى رهایى از افسردگى و ناراحتى این است: دهانت را هنگامی‌ باز کن که حرفى مثبت و سازنده براى گفتن داشته باشى.»(۶۱)

پرورش حالات روحى مثبت مانند: مهربانى، همدردى، کمک به دیگران و… به سلامت و شادى روحى منجر می‌‏شوند. اعمال و واکنش‌‏هاى ما نتیجه افکار ما هستند. پس اگر افکار مثبت و شاد داشته باشیم، زندگى‏مان شاد خواهد بود.

۶ . در حال زیستن‏

شادى، در گرو زندگى کردن در زمان حال است. متأسفانه بعضى از مردم به دیروز و فردا به صورت افراطى می‌‏نگرند؛ یا حسرت دیروز را می‌‏خورند یا خود را در آرزوهاى دست نیافتنى فردا غرق می‌‏کنند و نشاط و آرامش را از خود سلب می‌‏نمایند. اگر به آینده نگرى و دوراندیشى اهمیت داده شده؛ براى ساختن آینده است، اما نه به قیمت از دست دادن امروز. از طرفى، آینده، مجموعه‌‏اى از امروزهاست. پس به دست آوردن آینده در صورتى است که امروز را ذخیره کنیم. لذا اشتباه است اگر امروز را فداى آینده کنیم که در این صورت، آینده‏اى نیز نخواهد بود، چون مهم‏ترین آفت آینده، از دست دادن اجزاى آن، یعنى امروز است. هر وقت توانستیم از امروز استفاده کنیم، به آینده نیز خواهیم رسید.

پیشوایان دین، همواره بر این نکته مهم تأکید داشته‌‏اند. امام علی(‏علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «گذشته عمر تو رفته است و باقى مانده آن، محل تردید است؛ پس زمانى را که در آن به سر می‌‏برى، براى عمل، غنیمت شمار».(۶۲) در جاى دیگر می‌‏فرماید: «قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز که تو را از آمادگى براى آینده باز می‌‏دارد».(۶۳) و باز فرموده است: «نگرانی‌هاى سال را بر نگرانى امروزت اضافه مکن، براى امروز مشکلات خودش کافى است.»(۶۴)

سعدیا دى رفت و فردا همچنان معلوم نیست‏

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

ویکتور هوگو می‌‏گوید: «سراسر عمر ما تلاشى است پیوسته براى دست یافتن به کام یابى و سعادت، در حالى که شاید خوش بختى همین لحظه‏‌اى بود که به آن می‌‏اندیشیم».(۶۵) وقتى به جاى لذت بردن از هر لحظه زندگى، آن را صرف آماده شدن براى آینده می‌‏کنیم، در واقع شادمانى خود را به تعویق می‌‏اندازیم. ما توانایى خویش را براى تجربه کردن و لذت بردن از زمان حال از دست می‌‏دهیم. پس وقتى فرصت شادمانى داریم، آن را از دست می‌‏دهیم.(۶۶)

صائب تبریزى می‌‏گوید:

حالِ ما را غم آینده مشوّش نکند

در بهاران، نبود فکر زمستان ما را

در روایات اسلامی‌، از «امروز»، به عنوان غنیمت و فرصت یاد شده که دقیقاً همان چیزى است که از سوى کارشناسان امور تعلیم و تربیت و روان شناسان، در جهان امروز مطرح شده است.

۷ . تبسم و خنده‏

یکى از اسباب مسرت و شادى، تبسم و لبخند می‌‏باشد. این موضوع از نظر علمی‌ نیز ثابت شده است. متخصصان می‌‏گویند: در یک قهقهه، شانه‏‌ها، گلو، گردن و دیافراگم تکان می‌‏خورند، به طورى که عضلات بعضى افراد که عادت به خنده درست و حسابى ندارند، دچار گرفتگى می‌‏شود، قلب تندتر می‌‏زند، فشار خون بالا می‌‏رود و سطح اکسیژن خون افزایش می‌‏یابد؛ همچنان که تعداد دفعات تنفس بیشتر می‌‏شود. احتمالاً مهم‏تر از همه، اندورفین، داروى مغزى، ترشح می‌‏شود که نه فقط در انسان احساس سرخوشى به وجود می‌‏آورد، بلکه از نظر بسیارى از پزشکان، یکى از بهترین داروهاى طبیعى است.(۶۷)

هر کس در روابط اجتماعى خود با دیگران، به کار کرد خنده و اهمیت آن در ایجاد شادى پى برده است. پیشوایان دین به خصوص پیامبر اکرم‏(صلى الله علیه و آله و سلم) ‏خنده رو بودند. در روایتى آمده است: رسول خدا(صلى الله علیه و آله‏ و سلم) هنگام سخن گفتن تبسم می‌‏کرد.(۶۸) البته خندیدن باید به گونه‌‏اى باشد که شخصیت انسان آسیب نبیند و با وقار و متانت در تضاد نباشد. در این صورت، خنده، به موقع و متعادل خواهد بود. امام علی(‏علیه السلام) ‏در توصیف پرهیزگاران می‌‏فرماید: «اگر بخندد، صدایش به قهقهه (خنده صدادار) بلند نمی‌‏شود.»(۶۹)

۸ . شوخى‏

با مزاح و شوخى، خاطرات غم‏انگیز فراموش می‌‏شود و طراوت و شادى جایگزین آن می‌‏شود. اغلب اتفاقات و حوادث ناراحت کننده زندگى را می‌‏توان با روح شوخى و بذله‌گویى به امورى خوشایند و قابل تحمل تبدیل کرد. بر این اساس، اسلام شوخى و بذله گویى را به منظور به دست آوردن نشاط روحى تجویز کرده و براى زدودن کسالت و ملالت، در چهارچوب نظم اخلاقى، مطلوب شمرده است. پیامبر اکرم‏(صلى الله علیه و آله و سلم) ‏یکى از صفات مؤمن را شوخ طبعى و زنده دل بودن دانسته‌‏اند.(۷۰) امام صادق(علیه السلام) ‏به یکى از یارانش فرمود: «شوخى شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است؟ گفت: کم است. حضرت فرمود: این گونه نباشید، به درستى که شوخ طبعى از حُسن خلق است. شما بدین وسیله برادرتان را شاد می‌‏کنید؛ همان گونه که رسول خدا‏(صلى الله علیه و آله و سلم) اهل شوخى و مزاح بودند تا سرور و شادى را در قلب اصحاب ایجاد کنند.»(۷۱)

البته از نظر اسلام، شوخى باید معقول و منطقى باشد و از حد اعتدال خارج شود. روایاتى که از شوخى کردن نهى کرده‏اند، ناظر به مواردى است که اصول اخلاقى در آن رعایت نشده باشد. امام علی(‏علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «کسى که زیاد مزاح کند، شکوه و وقار او کم می‌‏شود.»(۷۲)

۹ . خودآرایى‏

آراستگى ظاهرى، جذابیت به همراه دارد، ناخواسته توجه دیگران را به سوى انسان جلب می‌‏کند و ارتباط صمیمانه‌‏اى را ایجاد می‌‏نماید که در پرتو آن، شادمانه زیستن پرورش خواهد یافت.

۱۰ . بوى خوش‏

یکى از عوامل نشاط آور، استفاده از بوى خوش است. انسان با استشمام بوى خوش، نیرویى تازه می‌‏گیرد و به وجد می‌‏آید. عطر زدن از سنت‏‌هاى پسندیده‌‏اى است که اسلام بر آن تأکید کرده است. امام صادق(علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «رسول خدا‏(صلى الله علیه و آله و سلم) ‏براى بوى خوش، بیشتر از خوراکش خرج می‌‏کرد.»(۷۳)

۱۱ . پوشیدن لباس‏هاى روشن‏

امروزه این نظریه روان شناسان به اثبات رسیده است که رنگ‏ها می‌‏توانند بیانگر خلق و خو و احساسات و حالات درونى انسان باشند.(۷۴) بر این اساس، براى هر رنگى ویژگى و خواصى ذکر شده است. بدون تردید رنگ روشن مثل سفید و یا سبز، مفرح و بهجت‌آور است. از این رو پزشکان و جراحان در اتاق‏هاى عمل، از این رنگ استفاده می‌‏کنند تا امید به زندگى را در دل بیماران خود ایجاد نمایند. معمولاً در جشن‏ها و عروسی‌ها از لباس سفید استفاده می‌‏کنند که پیام آور شادى، نشاط، عشق و محبت است. اسلام به پوشیدن لباس‏هاى روشن، به ویژه سفید توجه زیادى مبذول داشته است. امام باقر(علیه السلام‏) می‌‏فرماید: «هیچ لباسى بهتر از لباس سفید نیست».(۷۵) از سوى دیگر، استفاده از لباس سیاه که غم‌‏انگیز می‌‏باشد، مکروه اعلام شده است. امام علی(‏علیه السلام) ‏می‌‏فرماید: «لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است.(۷۶) (البته چادر، عمامه و لباس سیاه براى عزاداری‌‏ها استثنا شده است و چه بسا گاهى اوقات موجب وقار و نشاط زنان در جامعه ما باشد).

۱۲ . ورزش‏

تحرک جسمی‌ و فکرى در زندگى ماشینى امروز، در تعادل روحى انسان بسیار مؤثر است. به تجربه ثابت شده که پس از انجام حرکات ورزشى، سرخوشى و طراوتى به آدمی‌ دست می‌‏دهد که شاید تا آخر روز اثرش باقى باشد. ضمن این که بر رفتارهاى تحصیلى و شغلى نیز اثر می‌‏گذارد.

۱۳ . تغذیه مناسب‏

پژوهش‏ها نشان داده‌‏اند که صبحانه مناسب و حاوى مختصرى مواد قندى، سهم به سزایى در شادى روزانه دارد. همچنین برخى پروتئین‏هاى موجود در گوشت و سبوس غلات و ویتامین‏هاى «ب»، نقش مؤثرى در شادى بخشى و پیشگیرى از افسردگى دارد. نقش سبزیجات و میوه‏ها، به ویژه سیب، پرتقال، زیتون و شیر در افزایش نشاط، غیر قابل انکار است.(۷۷)

۱۴ . مسافرت‏

سیر و سفر و تغییر محیط و جابه جایى، زندگى را از یک نواختى ملال آور خارج می‌‏کند و نشاط و شادکامی‌ را به ارمغان می‌‏آورد. در شعرى که به امام علی(‏علیه السلام) ‏نسبت داده شده، آمده است: براى رسیدن به ترقى و تعالى، از وطن‏هاى خود دور شوید و مسافرت کنید که در سفر پنج فایده است: تفریح و انبساط روح؛ تحصیل درآمد و تأمین معاش؛ فرار گرفتن علم و تجربه؛ یادگیرى آداب زندگى و آشنایى با افراد فاضل.(۷۸)

۱۵ . رویکرد به ادبیات و شعر

شعر و شادى، هر دو منشأ درونى دارند و بین آنها رابطه مستقیم برقرار است. از این رو هر گاه انسان بخواهد احساسات و عواطف خود را بروز دهد، از شعر استفاده می‌‏کند. وقتى کسى غمگین می‌‏شود، اقدام به آواز خوانى می‌‏کند. اگر علتش را جویا شوید، می‌‏گوید: دلم گرفته است و می‌‏خواهم غم‏هایم را فراموش کنم.

۱۶ . اعتماد به نفس‏

یکى از اسباب شادى، اطمینان به خود و تجربه آن در عمل است. خانم الیزابت هارلوک، روان شناس معاصر «سه میم» را عوامل اصلى شادى می‌‏داند: ۱ – محبوبیت؛ ۲ – مقبولیت؛ ۳ – موفقیت.(۷۹) این «سه» وقتى حاصل می‌‏شود که انسان به خود اعتماد داشته باشد.

تکنیک‏هاى تقویت اعتماد به نفس و کسب شادى‏

۱ . خود را سرزنش نکنید: سرزنش و سرکوفت زدن به خود، نشاط و شادمانى را از شما سلب می‌‏کند، زیرا نسبت‏هاى ناروا به خود دادن، در ضمیر ناخودآگاه باقى می‌‏ماند و از ضمیر ناخودآگاه پیام‏هاى منفى به ذهن مخابره می‌‏شود و در این شرایط احساس می‌‏کنید که توان انجام کارى را ندارید. البته این گفته بدان معنا نیست که اشتباهات را نادیده بگیرید، بلکه نشان می‌‏دهد که راجع به نقاط ضعف و قدرت، باید قضاوت منصفانه داشت.

۲ . خود را تشویق کنید: انتظار نداشته باشید که دیگران از شما تعریف کرده و یا شما را تشویق کنند. چه بسا بى توجهى یا حسادت و نظایر آن باعث می‌‏شود که دیگران کمتر شما را تشویق کنند، ولى خودتان را هر چند وقت یک بار تحسین کنید و پاداش بدهید. این امر، وجودتان را از شور و شوق و شادمانى لبریز می‌‏کند.

۳ . بر نقاط قوت خود پافشارى کنید: بالیدن به توانایی‌هاى خود، برچسب منفى به خود نزدن و برجسته کردن امتیازات، احساس رضایت و خرسندى به شما خواهد داد. پس با هر نوع تفکر منفى برخورد کنید تا غم و غصه شما را فرا نگیرد.

۴ . محدودیت‏ها و کمبودهاى خود را بپذیرید و با آنها کنار بیایید، از مشکلات نهراسید و به شکست‏ها نیندیشید، بلکه به موفقیت‏ها فکر کنید و بدانید فقط شما نیستید که داراى این مشکل هستید. از این طریق، جرئت پیشروى و مسئولیت پذیرى پیدا می‌‏کنید و شادى بر زندگى‏تان حاکم خواهد شد.

۱۷ . حضور در جمع افراد شاد

بعضى از محققان، برقرارى ارتباط با خویشاوندان و تشکیل اجتماعات خانوادگى و محافل دوستانه و صمیمی‌ و بحث و گفت و گو با آنان را در ایجاد شور و نشاط درونى مؤثر می‌‏دانند. همچنان که آدم عبوس و غمگین، دیگران را اندوهگین می‌‏کند، انسان متبسم و خنده رو نیز دیگران را به شادى وا می‌‏دارد.

۱۸ . خوش سخنى‏

در همه زیبایی‌ها، سخن زیبا از جایگاه خاصى برخوردار است، زیرا از یک طرف، سخن زیبا شادى ساز است و از طرفى دیگر، سایر زیبایی‌‏هاى عالم به وسیله سخن بیان می‌‏شود. سخن و کلام، هم در کمال و شادى انسان مؤثر است و هم در سقوط و غم و اندوه وى اثر دارد و این، بستگى به انتخاب کلمات و طرز اداى آن دارد. مسائلى که در این باره باید مورد توجه قرار گیرد تا سخن زیبا تأثیر خود را در شاد زیستن حفظ کند، عبارت اند از:

۱ . سخن، گزنده و نیش دار نباشد؛

۲ . همراه با ادب اسلامی باشد؛

۳ . با تبسم همراه گردد؛

۴ . آهنگ متنوع داشته باشد؛

۵ . با گرمی و صمیمیت درونی همراه باشد.

پی‌نوشت‌ها

۱) فرهنگ فارسی عمید، واژه شاد و شادی.

۲) ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، ص ۲۴؛

۳) مقالات فلسفی، ج ۲، ص ۶۶؛

۴) نشریه پیوند، ش ۲۹۷، ص ۳۳؛

۵) مایکل آیزنک، روان شناسی شادی، ترجمه خشایار بیگی و مهرداد فیروز بخت، ص ۱۲؛

۶) روزنامه انتخاب، ۷ آذر ۷۹، ص ۸؛

۷) خسرو امیر حسینی، مهارت های شاد زیستن، ص ۶۲ و ۶۳؛

۸) امدادهای غیبی، ص ۵۶ و ۵۷؛

۹) همان.

۱۰) توبه (۹) آیه ۸۲؛

۱۱) تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۶۳ و ۶۴؛

۱۲) قصص (۲۸) آیه ۷۶؛

۱۳) غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۲۷۲؛

۱۴) نهج البلاغه، قصار ۳۳۳؛

۱۵) مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص ۲۳۹ – ۲۴۰؛

۱۶) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۲۱؛

۱۷) همان.

۱۸) غررالحکم و دررالکلم، ج ۴، ص ۱۳۶؛

۱۹) بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۲؛

۲۰) محمود اکبری، غم و شادی، ص ۳۸؛

۲۱) نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ۱۶۶؛

۲۲) بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۷۴؛

۲۳) اصول کافی، ج ۲، ص ۲۰۶؛

۲۴) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۶۹؛

۲۵) بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶؛

۲۶) میزان الحکمه، ج ۳، ص ۴۶۳؛

۲۷) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۴؛

۲۸) زخرف (۴۳) آیه ۴۷؛

۲۹) میزان الحکمه، ج ۷، ص ۱۴۹؛

۳۰) هود (۱۱) آیه ۱۰؛

۳۱) خنده های بلند، ص ۲۳؛

۳۲) غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۱۱۳؛

۳۳) خسرو امیر حسینی، همان، ص ۷۱؛

۳۴) همان، ص ۷۲؛

۳۵) روزنامه جمهوری اسلامی، ۵ / ۷ / ۷۲؛

۳۶) نهج البلاغه، قصار ۱۸۸؛

۳۷) خسرو امیر حسینی، همان، ص ۱۵۶؛

۳۸) کشف الغمه، ج ۱، ص ۳۶۳؛

۳۹) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۲؛

۴۰) لئالی الاخبار، ج ۲، ص ۲۰۹؛

۴۱) نشریه پیوند، ش ۲۹۲، ص ۳۴؛

۴۲) کافی، ج ۶، ص ۴۹؛

۴۳) کنز العمال، حدیث ۶۰۰۹؛

۴۴) مهدی بهادری نژاد، شادی و زندگی، ص ۲۶؛

۴۵) همان.

۴۶) همان.

۴۷) ر.ک: مایکل آیزنک، همان، ص ۵۳ – ۵۶ و ابوالفضل طریقه دار، همان، ص ۳۵؛

۴۸) مایکل آیزنک، همان، ص ۱۵۸ – ۱۵۹؛

۴۹) وین دایر، عظمت خود را در یابید، ترجمه محمد رضا آل یاسین، ص ۴۶؛

۵۰) باربارا آنجلیس، لحظه های ناب زندگی، ترجمه شهرزاد لولاچی، ص ۱۹؛

۵۱) مجله حدیث زندگی، ش ۹، ص ۴۵؛

۵۲) بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۹؛

۵۳) همان، ج ۶۶، ص ۳۴۲؛

۵۴) نهج الفصاحه، حدیث ۲۹۴۱؛

۵۵) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۰۱؛

۵۶) ویکتور فرانکل، انسان در جست و جوی معنی، ترجمه دکتر نهضت صالحیان و مهین میلانی، ص ۲۲۵؛

۵۷) اندرو متیوس، آخرین راز شاد زیستن، ترجمه وحید افضلی راد، ص ۹۶؛

۵۸) همان، ص ۶۲؛

۵۹) همان، ص ۱۶۴؛

۶۰) مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت ۸۶۰؛

۶۱) آندرو متیوس، ص ۸۳؛

۶۲) میزان الحکمه، ج ۸، ص ۴۰۳۶؛

۶۳) غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۳۴۵؛

۶۴) همان، ص ۳۲۹؛

۶۵) ابوالفضل طریقه دار، همان، ص ۳۶؛

۶۶) بارباراد آنجلیس، همان، ص ۹؛

۶۷) روزنامه ایران، ۸ آبان ۱۳۷۹، ص ۱؛

۶۸) مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۲۰؛

۶۹) نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴؛

۷۰) بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۵۳؛

۷۱) اصول کافی، ج ۲، ص ۶۶۳؛

۷۲) غررالحکم و دررالکلم، ج ۴، ص ۵۹۱؛

۷۳) وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۴۳؛

۷۴) خسرو امیر حسینی، همان، ص ۱۷۹؛

۷۵) بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۳۰؛

۷۶) همان، ج ۸۳، ص ۲۴۸؛

۷۷) مجله حدیث زندگی، همان، ص ۴۶؛

۷۸) مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۲؛

۷۹) مجله حدیث زندگی، همان، ص ۴۵

منبع: معارف اسلامی؛ شماره ۶۰