جوان، شادى و نشاط(2)

مهم‏ترين راه كارهاى شادى آفرين عبارت اند از:

1 . ايمان‏

قرآن مجيد رسيدن به اطمينان قلبى را منحصراً در ياد خدا مى‏داند و اين اطمينان، اساس هر نوع شادى است. پژوهش‏هاى روان شناسان غربى نيز نشان مى‏دهد كه افراد معتقد به خدا و جهان آخرت و تعاليم كتاب مقدس، شادتر و براى زندگى، پر انگيزه‏ترند. همچنين افرادى كه به طور مرتب به كليسا مى‏روند، شادتر از كسانى هستند كه به كليسا نمى‏روند.(51)

2 . رضايت و تحمل‏

يكى از راه‏هاى مهم شادى، كنار آمدن با مشكلات و رضامندى از مقدرات الهى است. امام صادق‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «نشاط و شادى، در پرتو راضى بودن به رضاى خدا و يقين به دست مى‏آيد و اندوه و غم، در شك و ناخشنودى به مقدرات الهى حاصل مى‏شود.»(52)

3 . عبادت‏

يكى از اسباب شادى و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادى كه به دعا و نماز مى‏پردازند، كمتر دچار نگرانى و اندوه مى‏شوند. امام صادق‏عليه السلام‏به يكى از يارانش فرمود: «چه عاملى شما را مانع شده در وقتى كه غم و اندوه دنيوى برايتان ايجاد گرديد، وضو بگيرد و داخل مسجد شود و دو ركعت نماز بخواند و خداوند بزرگ را صدا بزند و از او كمك بخواهد!؟ آيا نشنيده‏اى كلام خدا را كه فرموده: از نماز و روزه كمك بگيريد.»(53)

كسى كه گناهى مرتكب شده و عذاب وجدان او را غمگين كرده، به وسيله توبه و استغفار، از احساس گناه رهايى مى‏يابد و نشاط اوليه را به دست مى‏آورد. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏مى‏فرمايد: «كسى كه بسيار استغفار كند، خداوند او را از هر اندوهى، گشايشى و از هر تنگنايى، راه نجاتى مى‏بخشد.»(54)

ذكر خدا، آرم بخش دل و نشاط دهنده روح است. امام صادق‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «اى سفيان! زمانى كه چيزى تو را محزون ساخت، لا حول ولا قوة الا بالله زياد بگو، زيرا اين جمله، كليد شادى است.»(55)

4 . هدف مندى در زندگى‏

كسى كه در زندگى خود هدف متعالى و معقولى را دنبال مى‏كند، در پى يافتن معنا در زندگى است. تلاش براى يافتن معنا در زندگى، انسان را به حركت در مى‏آورد، در او شور و شوق وصف ناپذيرى ايجاد مى‏كند و انرژى وى را مضاعف مى‏سازد. روان‏شناس شهير، ويكتور فرانكل كه در اسارت نازى‏ها به كشف معنا درمانى نايل گرديد، در همان زمان همه نزديكان خود را از دست داد. پدر، برادر و همسرش در تنورهاى آتش از بين رفتند. همه اعضاى خانواده‏اش از بيمارى جان دادند، اما گرسنگى، سرما و شكنجه هرگز زانوان پر توان فرانكل را خم نكرد. او در اين باره مى‏گويد: آنچه انسان را از پاى در مى‏آورد، رنج‏ها و سرنوشت نامطلوب نيست، بلكه بى معنا شدن زندگى است كه مصيبت بار است. معنا تنها در لذت و شادمانى و خوشى نيست، بلكه در رنج و مرگ هم مى‏توان معنايى يافت.(56)

5 . مثبت نگرى‏

خوش بينى كه نشانه سلامت روان است، مى‏تواند شادى را افزايش دهد. «ما تصميم مى‏گيريم كه ديگران را چگونه ببينيم. وقتى مى‏خواهيم كسى را دوست داشته باشيم، مى‏توانيم بسيار صبور و شكيبا باشيم. وقتى تصميم مى‏گيريم كه از آدم‏ها برنجيم، بر اشتباهات آنها دقيق مى‏شويم؛ پس نوع احساسى كه درباره ديگران داريم به رفتارهاى آنها بستگى ندارد، بلكه به نگرش خود ما مربوط است. اكثر آدم‏ها بيشرين وقت خود را صرف جست و جوى عيب‏هاى ديگران مى‏كنند و كمتر به خوبى‏هاى آنها مى‏پردازند.»(57)

زندگى ما بازتاب كامل اعتقاداتمان است. باورها و اعتقادات انسان، تعيين كننده كيفيت زندگى او هستند؛ «مثلاً اعتقاد شما اين است كه پدرها بايد فرزندان خود را تشويق كنند و براى آنها هديه بخرند. هر گاه پدرتان مطابق اين اعتقاد شما رفتار نمى‏كند، غمگين و افسرده مى‏شويد و در نتيجه تصميم مى‏گيريد كه پدرتان را تغيير دهيد. اكثر مردم هيچ وقت فكر نمى‏كنند كه راه حل ديگرى هم وجود دارد. آيا بهتر نيست كه به جاى پدر، باورهاى خود را تغيير دهيم؟ بعضى‏ها هرگز توقع ندارند كه يك رفتار خاصى را از ديگران ببينند و در نتيجه از آرامش ذهنى بيشترى برخوردارند».(58) پس براى به دست آوردن شادى، بايد ياد بگيريم كه انديشه هايمان را كنترل كنيم، چون« آنچه مايه خوش بختى و شادى انسان مى‏شود، درون اوست، نه عوامل بيرونى». البته اين را نيز بايد به ياد داشته باشيد كه: «آنچه شما را آزرده است، نفس حادثه نيست، بلكه تفكرات شما در باره آن حادثه است.»(59)

فكرت را راست كن نيكو نگر

هست آن فكرت شعاع آن گهر(60)

منفى بافان هميشه نيمه خالى ليوان را مى‏بينند و با عينك بدبينى، به اطراف خود مى‏نگرند. اشتباهات كوچك را بزرگ مى‏شمارند، از كاه كوهى مى‏سازند و زندگى را در كام خود و ديگران تلخ مى‏كنند. اما مثبت انديشان، هميشه نيمه پر ليوان را مى‏بينند و خطاها و لغزش‏هاى ديگران را ناديده مى‏گيرند و زندگى را نشاطانگيز مى‏نمايند. «آندرو متيوس» به مراجعان خود كه از افسردگى رنج مى‏بردند، چنين توصيه مى‏كرد: «اولين كار براى رهايى از افسردگى و ناراحتى اين است: دهانت را هنگامى باز كن كه حرفى مثبت و سازنده براى گفتن داشته باشى.»(61)

پرورش حالات روحى مثبت مانند: مهربانى، همدردى، كمك به ديگران و… به سلامت و شادى روحى منجر مى‏شوند. اعمال و واكنش‏هاى ما نتيجه افكار ما هستند. پس اگر افكار مثبت و شاد داشته باشيم، زندگى‏مان شاد خواهد بود.

6 . در حال زيستن‏

شادى در گرو زندگى كردن در زمان حال است. متأسفانه بعضى از مردم به ديروز و فردا به صورت افراطى مى‏نگرند؛ يا حسرت ديروز را مى‏خورند يا خود را در آرزوهاى دست نيافتنى فردا غرق مى‏كنند و نشاط و آرامش را از خود سلب مى‏نمايند. اگر به آينده نگرى و دور انديشى اهميت داده شده؛ براى ساختن آينده است، اما نه به قيمت از دست دادن امروز. از طرفى، آينده مجموعه‏اى از امروزهاست. پس به دست آوردن آينده در صورتى است كه امروز را ذخيره كنيم. لذا اشتباه است اگر امروز را فداى آينده كنيم كه در اين صورت، آينده‏اى نيز نخواهد بود، چون مهم‏ترين آفت آينده، از دست دادن اجزاى آن، يعنى امروز است. هر وقت توانستيم از امروز استفاده كنيم، به آينده نيز خواهيم رسيد.

پيشوايان دين همواره بر اين نكته مهم تأكيد داشته‏اند. امام على‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «گذشته عمر تو رفته است و باقى مانده آن، محل ترديد است؛ پس زمانى را كه در آن به سر مى‏برى، براى عمل، غنيمت شمار».(62) در جاى ديگر مى‏فرمايد: «قلبت را از اندوه گذشته آكنده مساز كه تو را از آمادگى براى آينده باز مى‏دارد».(63) و باز فرموده است: «نگرانى‏هاى سال را بر نگرانى امروزت اضافه مكن، براى امروز مشكلات خودش كافى است.»(64)

سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست‏

در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را

ويكتور هوگو مى‏گويد: «سراسر عمر ما تلاشى است پيوسته براى دست يافتن به كام يابى و سعادت، در حالى كه شايد خوش بختى همين لحظه‏اى بود كه به آن مى‏انديشيم».(65) وقتى به جاى لذت بردن از هر لحظه زندگى، آن را صرف آماده شدن براى آينده مى‏كنيم، در واقع شادمانى خود را به تعويق مى‏اندازيم. ما توانايى خويش را براى تجربه كردن و لذت بردن از زمان حال از دست مى‏دهيم. پس وقتى فرصت شادمانى داريم، آن را از دست مى‏دهيم.(66)

صائب تبريزى مى‏گويد:

حالِ ما را غم آينده مشوّش نكند

در بهاران، نبود فكر زمستان ما را

در روايات اسلامى، از «امروز» به عنوان غنيمت و فرصت ياد شده كه دقيقاً همان چيزى است كه از سوى كارشناسان امور تعليم و تربيت و روان شناسان، در جهان امروز مطرح شده است.

7 . تبسم و خنده‏

يكى از اسباب مسرت و شادى، تبسم و لبخند مى‏باشد. اين موضوع از نظر علمى نيز ثابت شده است. متخصصان مى‏گويند: در يك قهقهه، شانه‏ها، گلو، گردن و ديافراگم تكان مى‏خورند، به طورى كه عضلات بعضى افراد كه عادت به خنده درست و حسابى ندارند، دچار گرفتگى مى‏شود، قلب تندتر مى‏زند، فشار خون بالا مى‏رود و سطح اكسيژن خون افزايش مى‏يابد؛ همچنان كه تعداد دفعات تنفس بيشتر مى‏شود. احتمالاً مهم‏تر از همه، اندورفين، داروى مغزى، ترشح مى‏شود كه نه فقط در انسان احساس سرخوشى به وجود مى‏آورد، بلكه از نظر بسيارى از پزشكان، يكى از بهترين داروهاى طبيعى است.(67)

هر كس در روابط اجتماعى خود با ديگران، به كار كرد خنده و اهميت آن در ايجاد شادى پى برده است. پيشوايان دين به خصوص پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏خنده رو بودند. در روايتى آمده است: رسول خداصلى الله عليه وآله‏هنگام سخن گفتن تبسم مى‏كرد.(68) البته خنديدن بايد به گونه‏اى باشد كه شخصيت انسان آسيب نبيند و با وقار و متانت در تضاد نباشد. در اين صورت، خنده، به موقع و متعادل خواهد بود. امام على‏عليه السلام‏در توصيف پرهيزگاران مى‏فرمايد: «اگر بخندد، صدايش به قهقهه (خنده صدادار) بلند نمى‏شود.»(69)

8 . شوخى‏

با مزاح و شوخى، خاطرات غم‏انگيز فراموش مى‏شود و طراوت و شادى جايگزين آن مى‏شود. اغلب اتفاقات و حوادث ناراحت كننده زندگى را مى‏توان با روح شوخى و بذله گويى به امورى خوشايند و قابل تحمل تبديل كرد. بر اين اساس، اسلام شوخى و بذله گويى را به منظور به دست آوردن نشاط روحى تجويز كرده و براى زدودن كسالت و ملالت، در چهارچوب نظم اخلاقى، مطلوب شمرده است. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏يكى از صفات مؤمن را شوخ طبعى و زنده دل بودن دانسته‏اند.(70) امام صادق‏عليه السلام‏به يكى از يارانش فرمود: «شوخى شما اصحاب با يكديگر چه مقدار است؟ گفت: كم است. حضرت فرمود: اين گونه نباشيد، به درستى كه شوخ طبعى از حُسن خلق است. شما بدين وسيله برادرتان را شاد مى‏كنيد؛ همان گونه كه رسول خداصلى الله عليه وآله‏اهل شوخى و مزاح بودند تا سرور و شادى را در قلب اصحاب ايجاد كنند.»(71)

البته از نظر اسلام، شوخى بايد معقول و منطقى باشد و از حد اعتدال خارج شود. رواياتى كه از شوخى كردن نهى كرده‏اند، ناظر به مواردى است كه اصول اخلاقى در آن رعايت نشده باشد. امام على‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «كسى كه زياد مزاح كند، شكوه و وقار او كم مى‏شود.»(72)

9 . خودآرايى‏

آراستگى ظاهرى، جذابيت به همراه دارد، ناخواسته توجه ديگران را به سوى انسان جلب مى‏كند و ارتباط صميمانه‏اى را ايجاد مى‏نمايد كه در پرتو آن، شادمانه زيستن پرورش خواهد يافت.

10 . بوى خوش‏

يكى از عوامل نشاط آور، استفاده از بوى خوش است. انسان با استشمام بوى خوش، نيرويى تازه مى‏گيرد و به وجد مى‏آيد. عطر زدن از سنت‏هاى پسنديده‏اى است كه اسلام بر آن تأكيد كرده است. امام صادق‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «رسول خداصلى الله عليه وآله‏براى بوى خوش، بيشتر از خوراكش خرج مى‏كرد.»(73)

11 . پوشيدن لباس‏هاى روشن‏

امروزه اين نظريه روان شناسان به اثبات رسيده است كه رنگ‏ها مى‏توانند بيانگر خلق و خو و احساسات و حالات درونى انسان باشند.(74) بر اين اساس، براى هر رنگى ويژگى و خواصى ذكر شده است. بدون ترديد رنگ روشن مثل سفيد و يا سبز، مفرح و بهجت آور است. از اين رو پزشكان و جراحان در اتاق‏هاى عمل، از اين رنگ استفاده مى‏كنند تا اميد به زندگى را در دل بيماران خود ايجاد نمايند. معمولاً در جشن‏ها و عروسى‏ها از لباس سفيد استفاده مى‏كنند كه پيام آور شادى، نشاط، عشق و محبت است. اسلام به پوشيدن لباس‏هاى روشن، به ويژه سفيد توجه زيادى مبذول داشته است. امام باقرعليه السلام‏مى‏فرمايد: «هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست».(75) از سوى ديگر، استفاده از لباس سياه كه غم‏انگيز مى‏باشد، مكروه اعلام شده است. امام على‏عليه السلام‏مى‏فرمايد: «لباس سياه نپوشيد كه لباس فرعون است.(76) (البته چادر، عمامه و لباس سياه براى عزادارى‏ها استثنا شده است و چه بسا گاهى اوقات موجب وقار و نشاط زنان در جامعه ما باشد).

12 . ورزش‏

تحرك جسمى و فكرى در زندگى ماشينى امروز، در تعادل روحى انسان بسيار مؤثر است. به تجربه ثابت شده كه پس از انجام حركات ورزشى، سرخوشى و طراوتى به آدمى دست مى‏دهد كه شايد تا آخر روز اثرش باقى باشد. ضمن اين كه بر رفتارهاى تحصيلى و شغلى نيز اثر مى‏گذارد.

13 . تغذيه مناسب‏

پژوهش‏ها نشان داده‏اند كه صبحانه مناسب و حاوى مختصرى مواد قندى، سهم به سزايى در شادى روزانه دارد. همچنين برخى پروتئين‏هاى موجود در گوشت و سبوس غلات و ويتامين‏هاى «ب»، نقش مؤثرى در شادى بخشى و پيشگيرى از افسردگى دارد. نقش سبزيجات و ميوه‏ها، به ويژه سيب، پرتقال، زيتون و شير در افزايش نشاط، غير قابل انكار است.(77)

14 . مسافرت‏

سير و سفر و تغيير محيط و جابه جايى، زندگى را از يك نواختى ملال آور خارج مى‏كند و نشاط و شادكامى را به ارمغان مى‏آورد. در شعرى كه به امام على‏عليه السلام‏نسبت داده شده، آمده است: براى رسيدن به ترقى و تعالى، از وطن‏هاى خود دور شويد و مسافرت كنيد كه در سفر پنج فايده است: تفريح و انبساط روح؛ تحصيل درآمد و تأمين معاش؛ فرار گرفتن علم و تجربه؛ يادگيرى آداب زندگى و آشنايى با افراد فاضل.(78)

15 . رويكرد به ادبيات و شعر

شعر و شادى، هر دو منشأ درونى دارند و بين آنها رابطه مستقيم برقرار است. از اين رو هر گاه انسان بخواهد احساسات و عواطف خود را بروز دهد، از شعر استفاده مى‏كند. وقتى كسى غمگين مى‏شود، اقدام به آواز خوانى مى‏كند. اگر علتش را جويا شويد، مى‏گويد: دلم گرفته است و مى‏خواهم غم‏هايم را فراموش كنم.

16 . اعتماد به نفس‏

يكى از اسباب شادى، اطمينان به خود و تجربه آن در عمل است. خانم اليزابت هارلوك، روان شناس معاصر «سه ميم» را عوامل اصلى شادى مى‏داند: 1 – محبوبيت؛ 2 – مقبوليت؛ 3 – موفقيت.(79) اين «سه» وقتى حاصل مى‏شود كه انسان به خود اعتماد داشته باشد.

تكنيك‏هاى تقويت اعتماد به نفس و كسب شادى‏

1 . خود را سرزنش نكنيد: سرزنش و سركوفت زدن به خود، نشاط و شادمانى را از شما سلب مى‏كند، زيرا نسبت‏هاى ناروا به خود دادن، در ضمير ناخودآگاه باقى مى‏ماند و از ضمير ناخودآگاه پيام‏هاى منفى به ذهن مخابره مى‏شود و در اين شرايط احساس مى‏كنيد كه توان انجام كارى را نداريد. البته اين گفته بدان معنا نيست كه اشتباهات را ناديده بگيريد، بلكه نشان مى‏دهد كه راجع به نقاط ضعف و قدرت، بايد قضاوت منصفانه داشت.

2 . خود را تشويق كنيد: انتظار نداشته باشيد كه ديگران از شما تعريف كرده و يا شما را تشويق كنند. چه بسا بى توجهى يا حسادت و نظاير آن باعث مى‏شود كه ديگران كمتر شما را تشويق كنند، ولى خودتان را هر چند وقت يك بار تحسين كنيد و پاداش بدهيد. اين امر، وجودتان را از شور و شوق و شادمانى لبريز مى‏كند.

3 . بر نقاط قوت خود پافشارى كنيد: باليدن به توانايى‏هاى خود، برچسب منفى به خود نزدن و برجسته كردن امتيازات، احساس رضايت و خرسندى به شما خواهد داد. پس با هر نوع تفكر منفى برخورد كنيد تا غم و غصه شما را فرا نگيرد.

4 . محدوديت‏ها و كمبودهاى خود را بپذيريد و با آنها كنار بياييد، از مشكلات نهراسيد و به شكست‏ها نينديشيد، بلكه به موفقيت‏ها فكر كنيد و بدانيد فقط شما نيستيد كه داراى اين مشكل هستيد. از اين طريق، جرئت پيشروى و مسئوليت پذيرى پيدا مى‏كنيد و شادى بر زندگى‏تان حاكم خواهد شد.

17 . حضور در جمع افراد شاد

بعضى از محققان، برقرارى ارتباط با خويشاوندان و تشكيل اجتماعات خانوادگى و محافل دوستانه و صميمى و بحث و گفت و گو با آنان را در ايجاد شور و نشاط درونى مؤثر مى‏دانند. همچنان كه آدم عبوس و غمگين، ديگران را اندوهگين مى‏كند، انسان متبسم و خنده رو نيز ديگران را به شادى وا مى‏دارد.

18 . خوش سخنى‏

در همه زيبايى‏ها، سخن زيبا از جايگاه خاصى برخوردار است، زيرا از يك طرف، سخن زيبا شادى ساز است و از طرفى ديگر، ساير زيبايى‏هاى عالم به وسيله سخن بيان مى‏شود. سخن و كلام، هم در كمال و شادى انسان مؤثر است و هم در سقوط و غم و اندوه وى اثر دارد و اين، بستگى به انتخاب كلمات و طرز اداى آن دارد. مسائلى كه در اين باره بايد مورد توجه قرار گيرد تا سخن زيبا تأثير خود را در شاد زيستن حفظ كند، عبارت اند از:

1 . سخن، گزنده و نيش دار نباشد؛
2 . همراه با ادب اسلامی باشد؛ 3 . با تبسم همراه گردد؛ 4 . آهنگ متنوع داشته باشد؛ 5 . با گرمی و صمیمیت درونی همراه باشد.

پینوشت ها:

1) فرهنگ فارسی عمید، واژه شاد و شادی.

2) ابوالفضل طریقه دار، شرع و شادی، ص 24.

3) مقالات فلسفی، ج 2، ص 66.

4) نشریه پیوند، ش 297، ص 33.

5) مایکل آیزنک، روان شناسی شادی، ترجمه خشایار بیگی و مهرداد فیروز بخت، ص 12.

6) روزنامه انتخاب، 7 آذر 79، ص 8.

7) خسرو امیر حسینی، مهارت های شاد زیستن، ص 62 و 63.

8) امدادهای غیبی، ص 56 و 57.

9) همان.

10) توبه (9) آیه 82.

11) تفسیر نمونه، ج 8، ص 63 و 64.

12) قصص (28) آیه 76.

13) غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 272.

14) نهج البلاغه، قصار 333.

15) مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص 239 – 240.

16) بحارالانوار، ج 75، ص 321.

17) همان.

18) غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 136.

19) بحارالانوار، ج 77، ص 52.

20) محمود اکبری، غم و شادی، ص 38.

21) نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 166.

22) بحارالانوار، ج 48، ص 174.

23) اصول کافی، ج 2، ص 206.

24) وسائل الشیعه، ج 11، ص 569.

25) بحارالانوار، ج 44، ص 286.

26) میزان الحکمه، ج 3، ص 463.

27) بحارالانوار، ج 75، ص 374.

28) زخرف (43) آیه 47.

29) میزان الحکمه، ج 7، ص 149.

30) هود (11) آیه 10.

31) خنده های بلند، ص 23.

32) غررالحکم و دررالکلم، ج 2، ص 113.

33) خسرو امیر حسینی، همان، ص 71.

34) همان، ص 72.

35) روزنامه جمهوری اسلامی، 5 / 7 / 72.

36) نهج البلاغه، قصار 188.

37) خسرو امیر حسینی، همان، ص 156.

38) کشف الغمه، ج 1، ص 363.

39) وسائل الشیعه، ج 12، ص 12.

40) لئالی الاخبار، ج 2، ص 209.

41) نشریه پیوند، ش 292، ص 34.

42) کافی، ج 6، ص 49.

43) کنز العمال، حدیث 6009.

44) مهدی بهادری نژاد، شادی و زندگی، ص 26.

45) همان.

46) همان.

47) ر.ک: مایکل آیزنک، همان، ص 53 – 56 و ابوالفضل طریقه دار، همان، ص 35.

48) مایکل آیزنک، همان، ص 158 – 159.

49) وین دایر، عظمت خود را در یابید، ترجمه محمد رضا آل یاسین، ص 46.

50) باربارا آنجلیس، لحظه های ناب زندگی، ترجمه شهرزاد لولاچی، ص 19.

51) مجله حدیث زندگی، ش 9، ص 45.

52) بحارالانوار، ج 68، ص 159.

53) همان، ج 66، ص 342.

54) نهج الفصاحه، حدیث 2941.

55) بحارالانوار، ج 75، ص 201.

56) ویکتور فرانکل، انسان در جست و جوی معنی، ترجمه دکتر نهضت صالحیان و مهین میلانی، ص 225.

57) اندرو متیوس، آخرین راز شاد زیستن، ترجمه وحید افضلی راد، ص 96.

58) همان، ص 62.

59) همان، ص 164.

60) مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت 860.

61) آندرو متیوس، ص 83.

62) میزان الحکمه، ج 8، ص 4036.

63) غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 345.

64) همان، ص 329.

65) ابوالفضل طریقه دار، همان، ص 36.

66) بارباراد آنجلیس، همان، ص 9.

67) روزنامه ایران، 8 آبان 1379، ص 1.

68) مکارم الاخلاق، ج 1، ص 20.

69) نهج البلاغه، خطبه 184.

70) بحارالانوار، ج 74، ص 153.

71) اصول کافی، ج 2، ص 663.

72) غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 591.

73) وسائل الشیعه، ج 1، ص 443.

74) خسرو امیر حسینی، همان، ص 179.

75) بحارالانوار، ج 78، ص 330.

76) همان، ج 83، ص 248.

77) مجله حدیث زندگی، همان، ص 46.

78) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 22.

79) مجله حدیث زندگی، همان، ص 45

منبع: معارف اسلامی، شماره 60