جهاني شدن اسلامي و زنان

 مرتضي شيرودي

با توجه به مباحث گذشته ، يکي از آثار منفي جهاني سازي بر زنان ، سست شدن بنيان خانواده از جهات گوناگون است . اين در حالي است که اسلام به استحکام بنياد خانواده در جامعه ي ايده آل اسلامي ، قبل و بعد از ظهور، اهميت فراوان مي دهد ؛ زيرا خانواده نقطه ي آغازين هر صلاح يا فساد است و نيز اجتماع از ترکيب خانواده ها پديد مي آيد . به همين دليل ، اسلام بيشترين توجه خود را به خانواده معطوف داشته است . پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در اين باره مي فرمايد : « در اسلام هيچ بنايي نزد خداوند محبوب تر از تشکيل خانواده نيست .» (1)     مسلم است که بقاي خانواده همچون شکل گيري آن ، ضروري است . امام صادق عليه اسلام مردم را به تلاش براي حفظ خانواده فراخواند و فرمود : « هيچ چيز نزد خداي عزيز و بلند مرتبه ، مبغوض تر از خانه اي نيست که به خاطر جدايي ( طلاق ) خراب شود . » (2) طبيعي است هنگامي که خانواده بر اساس مودت و تفاهم متقابل شکل گيرد و پدر و مادر با تفاهم و تعاون و آگاهي ، فضايي آرام و مطلوب براي رشد فرزندان پديد آورند ، حرکت عمومي جامعه به سوي صلاح و سعادت خواهد بود. به اين سبب ، اسلام براي پدر و مادر به عنوان دو رکن سرنوشت ساز خانواده ، مقامي والا و ارزشمند در نظر گرفته ، آنان را داراي مسئوليتي حساس و ويژه مي داند ، در حالي که در طرح جهاني سازي ، زن از چنين جايگاهي در خانواده برخوردار نيست .

به طور اخص ، جايگاه خانواده و رکن رکين آن ، يعني زن ، در نظام جهاني شدن اسلامي و يا در جهاني شدن اسلام را به اين شرح مي توان تبيين کرد :

1. تلاش و فعاليت اقتصادي و اجتماعي : دختران حضرت شعيب عليه اسلام به دليل پيري پدر و نداشتن برادر ، چوپاني مي کردند و بدين دليل ، به تکدي و فقر نيفتادند . ( و وجد من دونهم امرأتين تذودان قال ما خطبکما قالتا لانسقي حتي يصدر الرعاء و أبونا شيخ کبير.) ( قصص : 23 )

2. حيا و عفت در جامعه : دختران حضرت شعيب عليه اسلام در راه رفتن و صحبت کردن با نامحرم با حيا و عفيف بودند. ( فجاءته احداهما تمشي علي استحياء قالت ان أبي يدعوک ليجزيک أجر ما سقيت لنا.) ( قصص : 25 )

3. نظر و مشورت دادن به خانواده : دختر حضرت شعيب عليه اسلام به پدرش ، با آنکه يک پيامبر الهي بود ، پيشنهاد داد که حضرت موسي عليه اسلام ، همان جوان قوي و امين ، را به کار گيرد . ( قالت احداهما يا أبت استأجره ان خير من استأجرت القوي الأمين .) ( قصص : 26 )

4. تعالي يافتن تا مهبط فرشتگان : بر حضرت مريم عليهاالسلام فرشته ي مقرب الهي نازل شد و با او به سخن پرداخت و به وي بشارت فرزند داد : ( فأرسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا … قال انما أنا رسول ربک لأهب لک غلاما زکيا ) ( مريم: 17 و 19 )

5. همسرداري و شوهرداري خوب : حضرت آسيه چنان شوهر داري کرد که نظر فردي مغرور و متکبر همچون فرعون را به خود جلب کرد ، به حدي که فرعون ، که همه ي پسران را مي کشت ، به تقاضاي آسيه ، حضرت موسي عليه اسلام را نکشت .( و قالت امرأت فرعون قرت عين لي و لک لا تقتلوه عسي ان ينفعنا أو نتخذه ولدا.) ( قصص : 9 )

6. راضي بودن به رضاي الهي ، همراه با تلاش براي جبران کمبودها : همسر حضرت زکريا عليه اسلام رضا و صبرش نتيجه ي خوبي داشت ؛ چون خدا به او فرزندي مثل حضرت يحيي عليه اسلام داد . ( فاستجبنا له و وهبنا له يحيي و أصلحنا له زوجه انهم کانوا يسارعون في الخيرات و يدعوننا رغبا و رهبا و کانوا خاشعين .) ( انبياء : 90 )

7. ولايت پذيري : حضرت هاجر با آنکه تازه زا بود ، ولي راضي به صحرا نشيني و دور ماندن از همسري همچون حضرت ابراهيم عليه اسلام گرديد ؛ به آن دليل که ابراهيم ولي زمان او بود . خداوند نيز به پاس اين ولايت پذيري ، رضا و صبر ، قبر او را در کنار کعبه و خانه ي خود قرار داد و فرزندش را براي قرباني شدن برگزيد : ( و فديناه بذبح عظيم ) ( انبياء : 107 )

8. ديگر موارد : عبارتند از : پوشاندن اندام ( و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن ) ؛ نگاه حرام نکردن ( و قل للمومنات يغضضن من أبصارهن ) ؛ پنهان کردن آرايش از نامحرمان ( و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها ) ؛ مخفي کردن زينت و جمال از نامحرمان ( و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن أو … ) ( نور: 30 )

زن در عصر ظهور

با مرور وضعيت زنان در عصر پس از ظهور حضرت مهدي عليه اسلام ، بيش از گذشته مي توان به جايگاه رفيع زن شيعي در گستره ي جهاني شدن اسلامي پي برد. آن گونه که از احاديث برمي آيد ، زن و خانواده در عصر ظهور ، به اوج جاهليت خود مي رسند. از جمله ي اين احاديث ، عبارتند از : « يرفع العلم و يظهر الجهل و يشرب الخمر و يفشوا الزنا و يقل الرجال حتي ان الخمسين امرأة فيهن رجل واحد » (3) ؛ علم برداشته مي شود و ناداني فراگير مي گردد و زنا و مشروب خواري شايع مي شوند و شمار مردان اندک مي شود ، تا جايي که گاهي ميان پنجاه زن ، يک مرد يافت مي شود.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله در حديث ديگري ، از نابرابري مرد و زن و ابتذال زن در اثر همين نابرابري ، اين گونه سخن گفته اند : « هنگامي که زن از کنار گروهي عبور مي کند ، يکي از آن ها برمي خيزد و دامن او را بالا مي زند ؛ آن چنان که دنبه ي گوسفند را بالا مي زنند .» (4) از تشبيه به گوسفند ، چنان برمي آيد که در مقابل اين جسارت بزرگ ، زنان خون سردي نشان مي دهند و اعتراضي نمي کنند.(5)

اما در جهان پس از ظهور ، زن و خانواده همانند عصر پيامبر صلي الله عليه و آله ، به جايگاه انساني و اسلامي خود دست مي يابند. احاديث ذيل مويد اين ادعا هستند:

زنان همراه حضرت مهدي عليه اسلام

اما باقر عليه اسلام مي فرمايد : « و يجيء و الله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلا منهم خمسون امرأة يجتمعون في مکة » ؛ (6) به خدا سوگند که سيصد و ده و اندي نفر مي آيند که در ميان آن ها پنجاه زن هستند و در مکه گرد مي آيند. در ادامه ي اين حديث ، آمده است که اين زنان در مکه اجتماع مي کنند ، بي آنکه وعده داده باشند ؛ آمدنشان مانند ابرهاي پاييزي است . در احاديث مربوط به ياران حضرت امام ولي عصر (عج) ، تنها در اين حديث ، از زنان سخن به ميان آمده است . از احاديث ديگر برمي آيد که اين زنان ، همانند جنگ هاي اسلامي ، تنها در امور خدماتي ، همچون پانسمان و زخم بندي مجروحان استفاده مي شود. در اين مورد ، امام صادق عليه اسلام فرمود : « سيزده نفر همراه قائم (عج) خواهند بود که مجروحان را پانسمان مي کنند و از بيماران پرستاري مي نمايند.» (7)

اين حديث به صورت ديگري نقل شده است و آن اينکه امام صادق عليه اسلام به مفضل بن عمر فرمودند : « با حضرت قائم عليه اسلام ، سيزده زن همراهند.» عرض کرد: آن ها چه مي کنند؟ حضرت فرمود : « مجروحان را مداوا و بيماران را پرستاري مي کنند ؛ همان گونه که در زمان پيامبر چنين بود.» (8) مفاد اين حديث به ذهن نزديک است ؛ چون در غالب اوقات، چه در گذشته و چه اکنون ، از زنان در ميدان هاي جنگ براي معالجه ي مجروحان استفاده مي شده است ، ولي آنچه مسلم و قطعي است آنکه در بيعت اولي با امام زمان (عج) ، هيچ زني شرکت ندارد و از ظهور آن حضرت آگاه نمي شود ، بلکه پس از آنکه ياران بقية الله در مکه گرد مي آيند ، اين زنان از آن آگاه مي شوند و به آن ها مي پيوندند.(9)

محيط امن بر زنان

در عصر پس از ظهور ، هر گونه نا امني اجتماعي و محيطي از بين مي رود. اين در حالي است که زنان و خانواده ها همواره از محيط هاي نا امن بيشترين صدمات را مي بينند که اغلب آن ها جبران ناپذيرند. احاديث گوناگوني امن بودن عصر پس از ظهور را براي زنان و خانواده ها نشان مي دهند ؛ مانند : « تأمن السبل حتي تمشي المرأة بين العراق و الشام لا تضع قدميها الا علي النبات ، و علي رأسها زينتها ، لا يهيجها سبع و لا تخافه » ؛ (10) راه ها امن شوند تا آنکه زن از عراق تا شام برود و پاي خود را جز بر روي گياه نگذارد و جواهراتش را بر سرش بگذارد و از درنده خويي هراس نداشته باشد ؛ چنان که امام صادق عليه اسلام نيز در اين زمينه مي فرمايد : « و حتي تخرج العجوز الضعيفة من المشرق تريد المغرب فلاينهنهها احد » ؛ (11) و چنان که پيرزن ناتواني از مشرق تا مغرب مي رود و از کسي آسيبي به او نمي رسد . « يطفيء به الفتنة الصماء ، و تأمن الأرض حتي أن المرأة لتحج في خمس نسوة ما معهن رجل ، لا يتقين الا الله » ؛ (12) خداوند به وسيله ي او ( حضرت مهدي عليه اسلام ) فتنه هاي جانکاه را آرام و ساکن سازد و زمين امن گردد ؛ چنان که يک زن در ميان پنج زن بدون اينکه مردي آن ها را همراهي کند ، به حج خانه ي خدا رود و جز خدا از کسي باکي نداشته باشند.

سنگسار زناکاران

حکومت جهاني امام زمان (عج) ، حکومت پاکان است و در آن ناپاکان از جمله ، زناکاران جايي ندارند. احاديث ذيل نشان مي دهند که زناکاران در حکومت صالحان کشته مي شوند و زمين از وجود آنان پاک مي شود. امام صادق عليه اسلام مي فرمايد : « دمان في الاسلام خلال من الله – عزوجل – لا يقتضي أحد فيهما بحکم الله حتي يبعث الله قائمنا أهل البيت . فأذا بعثه الله حکم فيهما بحکم الله لا يريد بينة : ألزاني المحصن يرجمه، و مانع الزکاة يضرب عنقه » ؛ (13) دو خون از سوي خداي تبارک و تعالي حلال شده اند که پيش از قيام قائم اهل بيت (عج) به حکم خدا رفتار نمي شود. هنگامي که خداوند او را برانگيخت ، حکم خدا را در آن دو اجرا مي کند و آن را با علم امامت بدون اينکه شاهدي مطالبه کند ، انجام مي دهد : زاني محصن را ( کسي که با داشتن همسر مرتکب فحشا شده باشد ) سنگسار مي کند ؛ و گردن مانع زکات را مي زند.

امام صادق عليه اسلام در حديث ديگري بر از بين رفتن روابط نامشروع در دولت حق خبر مي دهد: « و يذهب الزني و شرب الخمر و يذهب الربا و يقبل الناس علي العبادات و تودي الأمانات و تهلک الأشرار و تبقي الأخيار »؛ (14) روابط نامشروع ، مشروبات الکلي و رباخواري از بين مي روند ، مردم به عبادت و اطاعت روي مي آورند ، امانت ها را به خوبي رعايت مي کنند ، اشرار مردم نابود مي شوند و افراد صالح باقي مي مانند.

امام رضا عليه اسلام در اين باره فرموده است :« لو قد قام القائم لحکم بثلاث لم يحکم بها أحد قبله : يقتل الشيخ الزاني و يقتل مانع الزکاة و يورث الأخ آخاه في الأظلة » ؛ (15) هنگامي که قائم ما (عج) قيام کند ، به سه چيز داوري کند که احدي پيش از او داوري نکرده است : 1. پيرمرد زاني را مي کشد ؛ 2. مانع الزکات را مي کشد و …(16)

مفاد زنانه ي يک پيمان

اميرمومنان عليه اسلام در وصف بيعت ياران حضرت مهدي (عج) چنين مي فرمايد :« يبايعون علي أن لا يسرقوا، و لا يزنوا، و لا يسبوا مسلما ، و لا يقتلوا محرما ، و لا يهتکوا حريما محرما ، و لا يهجموا منزلا ، و لا يضربوا أحدا الا بالحق ، و لا يکنزوا ذهبا و لا فضة و لا برا و لا شعيرا ، و لا يأکلوا مال اليتيم ، و لا يشهدوا بما لا يعلمون ، و لا يخربوا مسجدا ، و لا يشربوا مسکرا ، و لا يلبسوا الخز و لا الحرير ، و لا يتمنطقوا بالذهب ، و لا يقطعوا طريقا ، و لا يخيفوا سبيلا ، و لا يفسقوا بغلام ، و لا يحبسوا طعاما من بر و لا شعير. و يرضون بالقليل و يشتمون علي الطيب ، و يکرهون النجاسة ، و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر ، و يلبسون الخشن من الثياب ، و يتوسدون التراب علي الخدود ، و يجاهدون في الله حق جهاده . و يشترط علي نفسه لهم : أن يمشي حيث يمشون ، و يلبس کما يلبسون ، و يرکب کما يرکبون ، و يکون من حيث يريدون ، و يرضي بالقليل ، و يملأ الأرض بعون الله عدلا کما ملئت جورا ، يعبد الله حق عبادته ، و لا يأخذ حاجبا و لا بوابا .» (17)

بخشي از اين پيمان ، ارتباط مستقيمي به زن و خانواده دارد ، از جمله : زنا نکنند ، به خانه ي کسي هجوم نبرند ، از پليدي گريزان باشند ، گرد همجنس بازي نگردند ، طرفدار پاکي باشند ، از زشتي ها بازدارند . بخشي ديگر از اين پيمان به طور غيرمستقيم ، به زن و خانواده مربوط مي شود ؛ از جمله : به آبروي کسي لطمه نزنند ، مال يتيم را نخورند ، مشروب ننوشند ، حرير و خز نپوشند ، راه را ناامن نکنند ، به نيکي فرمان دهند و در راه خدا ، حق جهاد را ادا کنند . از اين حديث استفاده مي شود که فساد ، تباهي ، بي عفتي و زشت خويي رخت برمي بندند و از مشروبات الکلي اثري نمي ماند و امنيت ناموسي دقيقا تأمين مي شود. (18)

دانش آموختن زنان

« العلم سبعة و عشرون حرفا، فجميع ما جائت به الرسل حرفان ، فلم يعرف الناس حتي اليوم غير الحرفين ، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرون حرفا فبثها في الناس و ضم اليها الحرفين حتي يبثها سبعة و عشرين حرفا » ؛ (19) علم 27 حرف است . آنچه پيامبران آوردند و براي مردم آشکار ساختند ، تنها دو حرف بوده است و مردم تا به امروز جزآن دو حرف را نشناخته اند هنگامي که قائم ما قيام کند 25 حرف ديگر را آشکار مي کند و آن ها را در ميان مردم منتشر مي سازد و آن دو حرف گذشته را هم به آن ضميمه مي کند تا 27 حرف تکميل شوند و همه ي قسمت هاي علوم در ميان مردم انتشار پيدا کنند.

اگر مضمون اين حديث مورد دقت قرار بگيرد ، معلوم مي شود که ميزان پيشرفت علوم در عصر حضرت بقية الله هرگز براي ما قابل درک و تصور نيست : « کأني بدينکم هذا لا يزال موليا يفحص بدمه ، ثم لا يرده عليکم الا رجل منا أهل البيت ، فيعطيکم في السنة عطاءين ، و يرزقکم في الشهر رزقين ، و توتون الحکمة في زمانه حتي ان المرأة لتقضي في بيتها بکتاب الله تعالي و سنة رسوله »؛ (20) گويي با چشم خود مي بينم که اين آيين مقدس هر روز کنار گذاشته مي شود و به دنبال خون خواهي مي گردد . آن گاه کسي آن را بازنمي گرداند ، بجز مردي از خاندان ما . او هر سال دوبار به شما بخشش مي کند و هر ماه دوبار به شما ماهيانه مي دهد. در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده مي شود که زن خانه دار در خانه ي خود با کتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله داوري مي کند.

اکنون ما در دوراني زندگي مي کنيم که هر روز ضربه ي جديدي بر پيکر اسلام فرود مي آيد . اين آيين پاک و حيات بخش به خون آعشته شده و همچون حالت احتضار ( جان کندن ) پاهاي خود را به زمين مي زند ، اصول آن فراموش شده و فروع آن در زير پاها لگدمال گشته اند ، و پيش از دشمنان خود ، مسلمانان کارد بر حلقوم آن نهاده ، آن را ذبح شرعي مي کنند ! ديگر اين اندرزگويان پندنگير ، ارشادگران هدايت نايافته ، آمران به معروف و ناهيان از منکر حرفه اي ، که خود از معروف به دور و در درياي گناهان غوطه ورند، نمي توانند آن را از سقوط نجات دهند ؛ تنها چيزي که مي تواند با نفس مسيحايي اش اين مرده را زنده کند لبه ي تيز شمشير الهي در دست يداللهي حضرت بقية الله (عج) است که تنها بازمانده از حجت هاي پروردگار و يکتا موعود منتظر براي اصلاح جهاني و بازگردانيدن گم گشتگان به شاه راه هدايت است . (21)

احاديثي که به توصيف وضعيت زنان در آخر الزمان پرداخته اند ، بيش از رواياتي اند که درباره ي موقعيت آنان در عصر پس از ظهور سخن گفته اند. اما احاديث توصيف کننده ي وضع زن و خانواده در آستانه ي ظهور مبين موقعيت زن و خانواده در حکومت مهدي موعود (عج) هستند ؛ يعني فساد زن و تزلزل خانواده در انتهاي عمر بشر از علل مهم ظهور آن امام معصوم است . بنابراين ، او مي آيد تا اين فسادها را از ميان بردارد. آنچه از فساد زنان و خانواده ها در آخرالزمان گفته مي شود ، در حکومت امام زمان ، عکس آن جاري و ساري است . از اين رو ، اگر تصويري معکوس از احاديث آستانه ي ظهور در ذهنمان مجسم کنيم ، توانسته ايم تصويري واقعي از جايگاه زن و خانواده در جهان پس از ظهور ارائه دهيم :

1. « و اذا رأيت المرأة تصانع زوجها علي نکاح الرجال، و رأيت خير بيت يساعد النساء علي فسقهن » (22) هنگامي که ببيني زن از همسرش مطلع است که او با همجنس خود رابطه دارد و به روي او نمي آورد ، و مي بيني که در بهترين خانه ها زن تشويق مي شود که فسق و فجور کند .

اما در دوره ي پس از ظهور ، رابطه ي نامشروعي وجود ندارد ، زن چيزي از همسر خود پنهان نمي کند و هيچ زني به هيچ گناهي تشويق نمي شود.

2. « و رأيت النساء يتزوجن بالنساء و رأيت معيشة المرأة من کد فرجها و رأيت النساء يتخذن المجالس کما يتخذها الرجال » ؛(23) زن ها را مي بيني که با زن ها آميزش مي کنند و زندگي زن از خودش تأمين مي شود و زنان بسان مردان جلساتي تشکيل مي دهند.

قطعا اثري از همجنس بازي در حکومت امام زمام (عج) وجود ندارد . در واقع ، نيازي به اين امر نيست ؛ به خاطر آنکه ازدواج ها آسان صورت مي گيرند و همه نيازهاي جنسي خود را از طريق مشروع تأمين مي کنند.

3. « تکون النسوة کاشفات عاريات متبرجات من الدين خارجات و الي الفتن مائلات و الي الشهوات و اللذات مسرعات للمحرمات مستحلات و في جهنم خالدات »؛ (24) زن ها لخت و عور باشند ، زينت هاي خود را آشکار سازند ، از دين بيرون روند ، به فتنه ها بگرايند ، به سوي شهوت ها و لذت ها بشتابند ، محرمات الهي را حلال شمارند و در جهنم جاويدانند.

در آخرين حکومت الهي ، زن ها با پوشش اند ، زينت هاي خود را تنها براي محارم خود آشکار مي کنند ، ديندارند ، و نه فتنه مي کنند و نه گرد فتنه جمع مي شوند و در پي شهوت هاي غير مشروع نمي باشند.

4. « اذا رأيت المرأة تقهر زوجها و تعمل ما لا يشتهي و تنفق عليه من کسبها فيرضي بالدنيء من الطعام و الشراب » ؛ (25) هنگامي که زن را ببيني که با خشونت با همسرش رفتار مي کند ، آنچه را که او نمي خواهد انجام مي دهد و از درآمد شخصي خود به شوهرش اتفاق نمي کند و شوهرش براي چيزي اندک از متاع دنيا خشنود مي شود و ناملايمات همسرش را تحمل مي کند.

در دولت حق صاحب امر ، زن و شوهر دوست همديگرند و هرگز بدون اجازه ي همديگر به کاري عليه هم دست نمي زنند ، و خود را به بهاي اندکي نمي فروشند و ناملايمات براي يکديگر ايجاد نمي کنند .

5. « يا لها من طامة اذا حکمت في الدولة الخصيان و النسوان و أحدث الامارة الشبان و الصبيان و خرب جامع الکوفة من العمران و انعقد الجسران فذلک الوقت زوال ملک بني العباس و ظهور قائمنا أهل البيت » ؛ (26) چه حوادث جانکاهي روي خواهند داد هنگامي که زنان و خواجگان و سياهان به حکومت برسند ، کودکان و نوجوانان حکومت کنند ، مسجد جامع کوفه پس از عمران و آبادي خراب شود و دو پل ( در بغداد) احداث گردند. در آن هنگام ، وقت سقوط بني عباس و ظهور قائم ما اهل بيت فرامي رسد .

مراد از حکومت زنان ، سلطه ي آنان بر مردان است ، در حالي که با ظهور منجي عالم بشريت و تشکيل حکومت ، نشاني از سلطه ي زنان بر مردان و سلطه ي مردان بر زنان نخواهد بود.

6. « يتشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال » ؛ (27) مردان خود را به صورت زن ، و زنان خود را به صورت مرد درمي آورند .

« اذا تزينت النساء بثياب الرجال و سلب عنهن قناع الحياء » ؛ (28) هنگامي که زنان جامه ي مرد بپوشند و پوشش حيا از آن ها گرفته شود .

اين شبيه پوشي به حدي مي رسد که اگر ويژگي هاي بدن دختران همچون ظرافت بدن و برجستگي هاي آنان نبود ، بسياري از دختران آخرالزمان با پسران اشتباه مي شدند . و از اين روست که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در حديثي ، اين گونه زنان را لعنت کرده است :« لعن الله الرجلة من النساء » ؛ (29) خداوند لعنت کند زني که خود را به صورت مرد جلوه مي دهد.

رسول اکرم صلي الله عليه وآله در حديث ديگري در اين باره مي فرمايد : « هنگامي که کلاه هاي مشترک ظاهر شوند ، زنا شايع مي گردد . » (30)

7. «… و رأيت الفسق قد ظهر و أکتفي الرجال بالرجال ، و النساء و رأيت الرجال يتسمنون للرجال و النساء ، و رأيت الرجل معيشته من دبره ، و معيشة المرأة من فرجها. و أعطوا الرجال الأموال علي فروجهم ، و تنوفس في الرجل ، و تغاير عليه الرجال ، و رأيت الرجل يغير علي اتيان النساء ، و رأيت العقوق قد ظهر ، و استخف بالوالدين و کانا من أسوء الناس حالا عند الولد ، و رأيت أعلام الحق قد درست . فکن علي حذر ، و اطلب الي الله النجاة ، و اعلم أن الناس في سخط الله – عزوجل – و انما يمهرلهم لأمر يراد بهم فکن مترقبا، و اجتهد أن يراک الله – عزوجل – في خلاف ما هم عليه » ؛ (31) و مي بيني که گناهان علني شده ، مردان به مردان بسنده کرده و زنان با زنان درآميخته اند ، مردان براي مردان آرايش کرده و زنان براي زن ها خود را آراسته اند ، زندگي مرد از خودش تأمين مي شود ، زن نيز از خود فروشي تأمين معاش مي کند ، مردان اموال فراواني در راه تأمين مسائل جنسي مي پردازند ، براي مرد داشتن يک همسر غيرت و حسادت به شمار مي آيد ، مرد براي آميزش با جنس مخالف سرزنش مي شود، عاق والدين شدن علني شده ، پدر و مادر در پيش فرزند خوار شمرده مي شوند و از ديدگاه فرزند پست تر از هر فرد ديگر به شمار مي آيند ، و مي بيني که نشانه هاي حق پوسيده شده است. در چنين زماني ، از خشم خدا بر حذر باش و از خداي تبارک و تعالي نجات بخواه و بدان که مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و خداوند به دلايلي به آن ها مهلت مي دهد. منتظر باش و تلاش کن که خداوند تو را در وضعي بر خلاف وضع آن ها ببيند .

نتيجه

قوانين زن و خانواده در اسلام بر پايه ي برقراري اصل « عدالت اجتماعي » و اصل « مودت و رحمت» تنظيم گرديده اند . ( و عاشروهن بالمعروف ) ( نساء: 19 )؛ با زنان به شايستگي و نيکي معاشرت کنيد. ( و أتمروا بينکم بالمعروف ) ( طلاق : 6 ) ؛ در مسائل خانواده ، مشورت و سازش را بر پايه ي رفتار شايسته مراعات کنيد . آميختن مسائل حقوقي با موازين اخلاقي ، که در آيات مزبور، مشهود است ، از شاه کارهاي روان شناسي تربيتي است که گاه به اصل « فضل » توصيه مي کند: ( و لا تنسوا الفضل بينکم ) ( بقره : 237 )؛ گذشت و نيکوکاري را در بين خود فراموش مکنيد ، و گاه به اصل « عفو » اشاره مي کند : ( و ان تعفوا اقرب للتقوي ) ( بقره : 237 ) ؛ اگر روح عفو و گذشت را حاکم کنيد ، به تقوا نزديک تر است ، و گاه به رعايت اصل « صلح » توصيه مي کند : ( و الصلح خير ) ( نساء: 128 ) ؛ در هنگام بروز اختلافات ، صلح منفعتش بيشتر است .

به طور کلي ، زن و خانواده در اسلام ، تمايزات فراواني با زن و خانواده در جاهليت قديم و جديد دارند و اين تمايزات به فراهم آمدن جامعه اي انساني و الهي در عرصه ي زن و خانواده مي انجامند؛ همان چيزي که در صدر اسلام تحقق يافت و در عصر پس از ظهور هم تحقق مي يابد. از جمله ي اين تمايزات عبارتند از:

الف. انسان مکمل : هدفمندي خلقت ، جهتدار بودن زندگي انسان و برخورداري او از کرامتي خاص ، سراسر ابعاد وجود را در بر مي گيرد و در مجموعه ي نظام آفرينش با برخورداري از اين کرامت ، وي را نسبت به ساير شئون جمادي ، نباتي و حيواني زندگي متمايز مي سازد و رسالتي عظيم ما بين ( انا لله ) تا ( انا اليه راجعون ) بر عهده اش قرار مي دهد و اين با بي بند و باري و آزاد زيستي و رهايي از قيود اخلاقي سازگاري ندارد . چون حرکت انسان در مسير زندگي ، به سوي کمال مطلق است ، از اين رو، بايد در زندگي مشترک ، به همسر خويش به مثابه ي يک انسان مکمل ، يک روح تعالي بخش ، يک مبدأ تحول شخصيت خويش بنگرد و در اين تحول ، بايد به گونه اي حرکت کند که عقل بر نفس اماره غالب آيد . در غير اين صورت ، حرکت سير نزولي خواهد داشت .

ب. حيات طيبه: کانون گرم خانواده محضر خداي رحمان است . از اين رو ، اعمال و کردار هر يک از زوجين مورد توجه حضرت حق بوده و با دقت ثبت و ضبط مي گردند و با عمل و نيت خالص ، آثار مفيدي بر آن خانواده مترتب مي گردند . به تعبير قرآن کريم ، ( و البلد الطيب يخرج نباته باذن ربه و الذي خبت لا يخرج الا نکدا ) ( اعراف : 58 )؛ سرزمين پاکيزه به اذن پروردگارش ثمر و حاصل خوب و با برکت به بار مي آورد ، اما سرزمين هاي شوره زار و خبيث ، حاصلي بي ارزش و بي فايده خواهند داشت . بر اين اساس ، بناي خانواده بر پايه ي پاکي زوجين شکل مي گيرد و تکوين فرزندان بر پايه ي طهارتي است که مبتني بر وراثت و تربيت باشد . بر همين مبنا ، اسلام در جاي جاي دستورالعمل هاي مربوط به زن ، مرد و خانواده ، آن ها را از خيانت ها و شرارت ها بر حذر مي دارد و آنان را به سوي حيات طيبه ، که هدف زندگي بر پايه ي آن استوار است ، سوق مي دهد.

ج. اولويت مصالح خانواده : اگر هر يک زن و مرد پس از پيوند ازدواج ، به عللي زوج خويش را مطابق با معيارهاي خويش نيافت ، ولي به خاطر مصالح خانواده و ارزش گذاري به اصل اين پيوند ، علي رغم ميل باطني خويش ، کراهت و بي ميلي نسبت به زوج خويش نشان نداد و در حفظ اين بنا و مصالح آن کوشيد ، به دليل توجه و گذشت و ترجيح مصالح خانواده بر خواسته هاي شخصي ، خداوند کريم دريچه اي از خيرات و برکات به سوي آنان مي گشايد ؛ چنان که در سوره ي نساء پس از تأکيد بر خوش رفتاري نسبت به همسران و امر به ( عاشروهن بالمعروف ) مي فرمايد : ( فان کرهتموهن فعسي ان تکرهوا شيئا و يجعل الله فيه خيرا کثيرا. ) ( نساء: 19 ) اشاره به اينکه اگر به دلايلي از همسران و زنان خود رضايت کامل نداريد و نسبت به ايشان کراهت و ناخوشايندي و در دل شماست ، از ابراز آن و به کدورت کشاندن کانون گرم خانواده بپرهيزيد و شيوه ي سازش و مدارا و معاشرت نيکو را مرام خويش سازيد ، که اگر اين گونه عمل کرديد ، پروردگار شما به جبران اين عمل ارزشمند ، خيرات و برکات و سود فراوان نصيب شما مي گرداند که از آن جمله ، اعطاي فرزنداني صالح و شايسته است .

د. حسن معاشرت : از عمده ترين وظايف مشترک زوجين « حسن معاشرت » است ؛ چنان که در اصل 1103 قانون مدني ايران آمده است :« زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با يکديگرند.» پيامبر گرامي در اين خصوص مي فرمايد :« اکمل المومنين ايمانا احسنهم خلقا و خيارکم خيارکم لنسائهم »؛ (32) « کامل ترين مومنان از حيث ايمان، خوش رفتارترين آن هايند و شايسته ترين شما آن هايند که با زنانشان خوش رفتارند. و در مورد خوش رفتاري زنان نيز مي فرمايد :« جهاد المرأة حسن التبعل » (33) بر اين اساس ، زن در عرصه ي زندگي زناشويي ، در مقابل شدايد ، گرفتاري ها و پستي ها و بلندي ها ، بايد نهايت توان و هنرمندي خويش را در تنظيم و تدبير و تحکيم امور به کار گيرد و با ايفاي مسئوليت خويش و مبارزه با آنچه مصالح خانواده را به مخاطره مي اندازد ، کارايي و توانمندي خود را در گردانندگي امور زندگي آشکار سازد . اينجاست که مصداق آيه ي ( فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله ) ( نساء: 22 ) مي گردد.

ه. ازدواج دريچه ي ورود به برکات : اصل ديگري که در فرهنگ اسلام مطرح است اينکه خداوند دريچه ي روزي و برکات را در ازدواج قرار داده و بهترين زينت هاي دنيا ، که براي تحصيل آن ها براي بندگانش مباح ، بلکه مستحب و گاه تأکيد فراوان بر آن ها دارد ، در سايه ي ازدواج براي زن و مرد حاصل مي شوند . بر اين اساس ، قرآن به صراحت مي فرمايد : ( و أنکحوا الأيامي و الصالحين من عبادکم و امائکم ان يکونوا فقراء يغنهم الله من فضله .) ( نور: 24 ) در اين آيه ، اولا بنابر اصل « تعاون و همکاري » در جامعه مسلمانان است و علاوه بر والدين ، به کساني که مي توانند مقدمات ازدواج جوانان و زنان و مردان بدون همسر با فراهم نمايند ، امر مي کند .

و. مصونيت از گناه در سايه ي ازدواج و سلامت جامعه : اصل ديگري که جزو اصول خانواده است و بر آن تکيه بسيار شده ، اين است که ازدواج کليد حرکت به سوي پاکي و طهارت و موجب پيش گيري از بسياري مفاسد و شرور اجتماعي است و در بسياري از روايات آمده :« من تروج فقد احرز نصف دينه فليتق الله في النصف الآخر .» (34) اشاره به اينکه ازدواج مصونيتي ايجاد مي کند که به واسطه ي آن نصف دين حفظ مي شود و بعضي روايات ، صيانت دو سوم دين را در گرو ازدواج قرار داده است . از اين رو ، در نقلي از رسول خدا صلي الله عليه و آله آمده است که فرمودند :« هر کس در ابتداي سنين جواني ازدواج کند ، شيطان فرياد مي زند : اي واي ، اي واي ، دو سوم دينش کامل شد!» (35)

پي نوشتها :

1- محمد باقر مجلسي ، بحارالانوار ، ج 103، ص 222.

2- شيخ حر عاملي ، وسائل الشيعه ، ج 20، ص 16.

3- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 1 ، ص 166.

4- نهج الفصاحه ، ج 1، ص 184.

5- کامل سليمان ، روزگار رهايي ، ترجمه ي علي اکبر مهدي پور ، ص 755.

6- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 53، ص 223.

7- کامل سليمان ، روزگار رهايي ، ترجمه ي علي اکبر مهدي پور ، ص 423.

8- کامل سليمان ، پيشين ، ص 423.

9- شيخ حر عاملي ، اثبات الهداة ، ج 7، ص 150 .

10- لطف الله صافي گلپايگاني ، منتخب الاثر ، ص 474 / محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 52، ص 316.

11- سيد مصطفي کاظمي ، بشارة الاسلام ، ص 230.

12- همان .

13- سيد مصطفي کاظمي ، پيشين ، ص 253.

14- لطف الله صافي گلپايگاني ، پيشين ، ص 475.

15- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 53، ص 309.

16- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 53، ص 309.

17- لطف الله صافي گلپايگاني ، پيشين ، ص 469.

18- محمد خادمي شيرازي ، جهان بعد از ظهور يا فروغ بي نهايت ، ص 152.

19- همان ، ص 112.

20- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 52، ص 352 / کامل سليمان ، روزگار رهايي ، ترجمه علي اکبر مهدي پور ، ص 622.

21- کامل سليمان ، پيشين ، ص 622.

22- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 52، ص 257.

23- همان.

24- لطف الله صافي گلپايگاني ، پيشين ، ص 426.

25- سيد مصطفي کاظمي ، پيشين ، ص 133.

26- کامل سليمان ، پيشين ، ص 758.

27- نهج الفصاحة ، ج 2، ص 645.

28- سليمان بن ابراهيم قندوزي ، ينابيع المودة ، ج 3، ص 100.

29- شيخ بهائي ، کشکول ، ص 580.

30- کامل سليمان ، پيشين ، ص 752.

31- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 51 ، ص 70.

32- نهج الفصاحة ، ج 2، ص 147.

33- شيخ حر عاملي ، وسائل الشيعه ، باب جهاد.

34- همان ، باب مقدمات نکاح.

35- محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 103، ص 221 ، روايت 34 ، باب 1.

منبع: فصلنامه تخصصي بانوان شيعه