شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عرفان و معنویت »

جهاد با نفس

نفس بزرگترین دشمن ما است. همواره با عقل در جنگ و ستیز است. از وسوسه هاى شیطان الهام مى گیرد و با سپاهیانش بر عقل مى تازد تا او را منزوى و خاموش سازد و خود، یکه تاز میدان تن باشد. هدفش این است که فرشتگان را از کشور نفس بیرون براند و آن را در اشغال کامل شیاطین قرار دهد. سرکوب کردن این دشمن غدار، کار آسانى نیست، قاطعیت و پایدارى و مقاومت و حتى جهاد لازم دارد. آن هم نه یک مرتبه و دو مرتبه، یا یک روز و دو روز، یا یک سال و دو سال، بلکه جهاد مداوم و تا آخر عمر، مبارزه سخت و جدّى و پیگیر. براى مهار کردن نفس و کنترل غرائز باید سخت بجنگیم، از فرمانهاى پیامبر و ائمه اطهار الهام بگیریم و به یارى عقل و جنودش بشتابیم، جلو تجاوزات و تعدیات نفس را بگیریم و سپاهیانش را محصور و ریشه کن سازیم، تا عقل بر کشور تن حاکمیت بیابد و با الهام از دستورات شرع، ما را در مسیر کمال انسانى و سیر و صعود الى اللّه قرار دهد. با نفس نمى توان صلح و سازش برقرار نمود بلکه باید با او جنگید تا مغلوب گردد و سر جاى خودش بنشیند و دست از توطئه بردارد. براى نیل به سعادت جز این راه، راه دیگرى وجود ندارد، به همین جهت از مبارزه با نفس در احادیث به عنوان جهاد یاد شده است. از باب نمونه چند مورد از فرمایشات حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام را نقل مى کنیم:

«حضرت على علیه السّلام فرمود: با تداوم جهاد، بر نفس خودتان مسلط شوید»[۱].

و فرمود: «بر هوى ها و هوسها و خواسته هاى نفس غلبه کنید و با آنها بجنگید، که اگر شما را در قیدوبند قرار دهند به پست ترین درجه هلاکت ساقط خواهند نمود»[۲].

و فرمود: «آگاه باشید که جهاد (با نفس) متاعى است که به وسیله آن بهشت خریدارى مى شود. پس هرکس که با نفس خودش جهاد کند بر او مسلط خواهد شد، بهشت (یا خود نفس) بهترین پاداشى است براى کسى که قدر آن را بشناسد»[۳].

و فرمود: «به وسیله جهاد با نفس او را به اطاعت خدا وادار کن، همانند جهادى که دشمن با دشمن مى کند، و بر او غلبه کن مانند غلبه ضدى بر ضد دیگر. زیرا قوى ترین مردم کسى است که بر نفس خودش پیروز گردد»[۴].

و فرمود: «عاقل کسى است که خودش را به جهاد با نفس مشغول بدارد. پس او را اصلاح کند و از هوسها و لذتجوییها بازبدارد و بدین وسیله او را مهار کند و در کنترل خویش در آورد. همانا انسان عاقل آن چنان به اصلاح نفس خویش مشغول است که به دنیا و آنچه در آن است و اهل دنیا، توجه ندارد»[۵].

جهاد با نفس یک جنگ مهم و سرنوشت ساز است، جنگى که چگونه زیستن ما، در دنیا و آخرت و چگونه بودن و حتى چه بودن ما به آن بستگى دارد. اگر ما با جهاد، نفسمان را مغلوب نسازیم و زمامش را در دست نگیریم، او ما را مغلوب مى کند و به هر طرف خواست مى کشد، اگر ما او را به اسارت در نیاوریم او ما را اسیر و برده خویش مى گرداند و اگر ما او را به اخلاق و کردار نیک وادار نکنیم، او ما را به اخلاق زشت و کردار بد وادار مى کند.

بنابراین باید گفت، جهاد با نفس مهمترین و دشوارترین وظیفه اى است که بر عهده سالکین الى اللّه نهاده شده است، و هرچه در این راه نیرو صرف کنند ارزش دارد.

جهاد اکبر

جهاد با نفس آن قدر مهم بوده که پیامبر گرامى اسلام آن را به عنوان جهاد اکبر، یعنى جهاد بزرگتر، معرفى نموده است. آن قدر مهم بوده که حتى از جهاد مسلحانه هم بزرگتر معرفى شده است.

امیر المؤمنین علیه السّلام نقل کرده که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سپاهى را به جنگ دشمن فرستاد، هنگامى که از جنگ برگشتند به آنها فرمود: آفرین بر کسانى که جهاد کوچک را انجام دادند ولى جهاد اکبر هنوز بر آنها واجب است. گفته شد: یا رسول اللّه! جهاد اکبر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس [۶].

حضرت على علیه السّلام فرمود: بهترین جهادها جهاد کسى است که با نفس خودش که در بین دو پهلویش قرار گرفته، جهاد کند[۷].

پیامبر اکرم در وصیتش به حضرت على فرمود: یا على! بهترین جهادها جهاد کسى است که صبح کند درحالى که قصد ستم به احدى را نداشته باشد[۸].

جهاد با نفس در این احادیث به عنوان جهاد اکبر و جهاد افضل معرفى شده است. جهادى که حتى بر جهاد فى سبیل اللّه فضیلت و برترى دارد. با توجه به ارزش فوق العاده جهاد فى سبیل اللّه و اینکه از بهترین عبادات محسوب شده است، اهمیت و ارزش جهاد با نفس روشن مى شود. در توجیه برترى جهاد با نفس، سه وجه را مى توان بیان کرد:

وجه اول: هر عبادتى حتى جهاد مسلحانه از دو جهت، به جهاد با نفس نیاز دارد:

اولا خود انجام عبادت بطور کامل و با جمیع شرائط نیازمند جهاد با نفس مى باشد.

آیا اداى نماز با حضور قلب و رعایت جمیع شرائط به طورى که معراج مؤمن و ناهى از فحشاء و منکر باشد، بدون جهاد و تلاش امکان پذیر است؟.

آیا اداى روزه بطور کامل به طورى که سپر آتش دوزخ باشد بدون جهاد میسر است؟.

آیا بدون جهاد با نفس، انسان جهادگر مى تواند جان برکف در میدان نبرد حاضر گردد و با دشمنان اسلام، خوب بجنگد؟ و هم چنین در سایر عبادتها.

ثانیا هر عبادتى در صورتى مورد قبول حق قرار مى گیرد و اسباب تقرب مى شود که صرفا براى رضاى خدا انجام بگیرد و از هرگونه شرک و ریا و خودبینى و اغراض نفسانى پاک و خالص باشد، و چنین امرى نیز بدون جهاد با نفس امکان پذیر نیست. حتى جهاد مسلحانه و شهادت نیز در صورتى ارزش دارد و سبب تکامل و تقرب مى شود که صرفا براى رضاى خدا و اعلاء کلمه توحید باشد. ولى همین عبادت بزرگ اگر به قصد کسب شهرت، یا انتقام جوئى از دشمن، یا باقى ماندن نام، یا خودنمائى و ریاکارى، یا کسب مقام و مال، یا فرار از گرفتاریهاى زندگى و یا دیگر اغراض نفسانى، انجام بگیرد ارزش معنوى ندارد و سبب تقرب الى اللّه نمى شود. بنابراین، جهاد با نفس بر همه عبادتها و عملهاى خیر حتى جهاد فى سبیل اللّه، برترى و تقدم دارد، زیرا صحت و کمال همه آنها توقف بر جهاد با نفس دارد. به همین جهت بوده که جهاد با نفس جهاد اکبر نامیده شده است.

وجه دوم: جهاد مسلحانه در زمان مخصوص و با شرائط خاصى واجب مى شود، بعلاوه واجب عینى نیست بلکه واجب کفائى است، و از بعض افراد نیز ساقط است. در بعض زمانها اصلا جهاد واجب نیست و در صورت وجوب نیز واجب کفائى است که اگر به مقدار لازم شرکت نمودند از دیگران ساقط مى شود.

علاوه بر این، بر زنان و پیران و افراد عاجز و ناتوان و بیمار نیز واجب نیست. بر خلاف جهاد با نفس که بر همه کس و در تمام زمانها و با همه اوضاع و احوال و شرائط واجب عینى است، و باید تا آخرین لحظات زندگى ادامه یابد، و جز معصومین علیهم السّلام هیچکس و هیچگاه بى نیاز از آن نخواهد شد.

وجه سوم: جهاد با نفس از تمام عبادتها حتى از جهاد مسلحانه که جهادگر از جان خود مى گذرد و خویشتن را در معرض شهادت قرار مى دهد، دشوارتر است، زیرا تسلیم محض حق شدن و یک عمر با خواسته ها و هوسهاى نفسانى مبارزه کردن و در صراط مستقیم تکامل، ره پیمودن، بسیار دشوارتر از این است که انسان جهادگر چند صباحى در میدان نبرد با دشمنان اسلام بجنگد و در نهایت به فیض شهادت نائل گردد. مبارزه با نفس آن قدر دشوار است که جز با جهاد سخت و مداوم و تحمل رنج فراوان و تأییدات الهى امکان پذیر نیست. به همین جهت پیوسته در نمازها مى خوانیم که: اهدنا الصراط المستقیم. پیمودن صراط مستقیم تکامل، آن قدر سخت و ظریف است که رسول گرامى اسلام به خداى منان مى گوید: الهى لا تکلنى الى نفسى طرفه عین ابدا.

جهاد و تأییدات الهى

درست است که جهاد با نفس بسیار دشوار است و نیاز به استقامت،پایدارى، هوشیارى و مراقبت دارد، لیکن به هرحال امرى است ممکن و براى سعادت انسان کاملا ضرورت دارد، و اگر تصمیم بگیرد و شروع کند از جانب خدا تأیید خواهد شد.

خدا در قرآن مى فرماید: کسانى که در راه ما جهاد کنند آنها را به راههاى خودمان هدایت خواهیم کرد[۹].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خوشا به حال بنده اى که براى رضاى خدا با نفس خویش و خواسته هایش جهاد کند. هرکس که بر سپاه هوى هاى نفس پیروز گردد رضایت خدا را فراهم ساخته است، و هرکس که با جهاد و فروتنى و خضوع در برابر خدا، عقلش را مجاور نفس اماره اش قرار دهد، به سعادت بزرگى نائل خواهد شد. در بین بنده و پروردگار حجابى تاریکتر و وحشتناکتر از نفس امّاره و خواسته هایش وجود ندارد، و براى ریشه کن کردن آنها سلاحى بهتر از (احساس) احتیاج به خدا و خشوع و گرسنگى و تشنگى در روز (روزه دارى) و شب زنده دارى وجود ندارد. چنین شخصى اگر بمیرد شهید از دنیا رفته و اگر زنده بماند سرانجام به رضوان اکبر خواهد رسید. خدا در قرآن مى فرماید: «کسانى را که در راه ما جهاد کنند به راههاى خودمان هدایت خواهیم کرد و خدا با نیکوکاران است» وقتى جهادگرى را دیدى که بیشتر از تو در اصلاح نفس خودش کوشش مى کند، نفس خودت را ملامت و توبیخ نما و او را به مراقبت بیشتر ترغیب کن. به وسیله اوامر و نواهى خدا براى نفس افسارى بساز و همانند شخصى که غلام بازیگوش و ناآزموده اى را تربیت مى کند نفس خودت را به جانب خوبیها سوق بده. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آن قدر نماز خواند که پاهاى مبارکش ورم کرد و در پاسخ اعتراض کنندگان فرمود: آیا بنده شاکر خدا نباشم؟ پیامبر اکرم با جدیت و کوشش در عبادت به امتش درس مى داد. پس هیچگاه از کوشش و عبادت و ریاضت غفلت مکن. بدان که اگر شیرینى عبادت و برکاتش را مشاهده کنى و قلبت را با انوارش نورانى گردانى چنان خواهى شد که حتى یک ساعت نمى توانى دست بردارى، گرچه تو را قطعه قطعه نمایند.

پس اعراض از عبادت جز در اثر محرومیت از فوائد مسابقه در مصونیت از گناه و نیل به توفیقات الهى نخواهد بود[۱۰].

جهاد با نفس درست مانند جهاد مسلحانه است. هر ضربه اى که بر دشمن وارد شود و هر سنگرى که به وسیله سپاهیان مفتوح گردد، به همان مقدار دشمن ضعیف مى شود و سپاهیان نیرومند مى گردند، و براى ضربه ها و فتوحات بعد آماده تر مى شوند، این است سنت الهى که فرمود: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ. در جهاد با نفس نیز همین طور است، هر ضربه اى که بر نفس امّاره وارد آید و با خواسته ها و هوسهاى غیر مشروعش مخالفت شود، به همان مقدار او ضعیف و شما قوى تر و براى فتوحات بعد آماده تر مى شوید. برعکس هرچه سستى کنید و تسلیم خواسته هاى نفس شوید، شما ضعیف و او قوى تر و براى فتوحات بعد آماده تر مى گردد. اگر ما در طریق تهذیب نفس قدم برداریم از جانب خدا تأیید مى شویم و هر روز بهتر و بیشتر بر نفس امّاره تسلط مى یابیم ولى اگر در برابر هوى ها و سپاهیان نفس میدان تهى کنیم آنها قوى تر مى شوند و بر ما تسلط بیشترى پیدا مى کنند.[۱۱]

پی نوشتها

[۱] – قال على علیه السّلام: املکوا انفسکم بدوام جهادها- غرر الحکم/ ج ۱ ص ۱۳۱٫

[۲] – قال على علیه السّلام: اغلبوا اهوائکم و حاربوها فانها ان تقیّدکم توردکم من الهلکه ابعد غایه غرر الحکم/ ج ۱ ص ۱۳۸٫

[۳] – قال على علیه السّلام: الا و ان الجهاد ثمن الجنه فمن جاهد نفسه ملکها و هى اکرم ثواب اللّه لمن عرفها- غرر الحکم/ ج ۱ ص ۱۶۵٫

[۴] – قال على علیه السّلام: جاهد نفسک على طاعه اللّه مجاهده العدوّ عدوّه، و غالبها مغالبه الضد ضده فان اقوى الناس من قوى على نفسه- غرر الحکم/ ج ۱ ص ۳۷۱٫

[۵] – قال على علیه السّلام: ان الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فاصلحها و حبسها عن اهویتها و لذاتها فملکها و ان للعاقل بنفسه عن الدنیا و ما فیها و اهلها شغلا- غرر الحکم/ ج ۱ ص ۲۳۷٫

[۶] – عن امیر المؤمنین علیه السّلام قال: ان رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله بعث سریه فلمّا رجعوا قال:

مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقى علیهم الجهاد الاکبر. قیل: یا رسول اللّه! و ما الجهاد الاکبر؟

فقال: جهاد النفس- وسائل الشیعه/ ج ۱۱ ص ۱۲۴٫

[۷] – قال على علیه السّلام: ان افضل الجهاد من جاهد نفسه التى بین جنبیه- وسائل الشیعه/ ج ۱۱ ص ۱۲۴٫

[۸] – فى وصیه النبى لعلى علیهم السّلام قال: یا على! افضل الجهاد من اصبح لا یهمّ بظلم احد- وسائل/ ج ۱۱ ص ۱۲۳٫

[۹] – وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا- عنکبوت/ ۶۹٫

[۱۰] – قال الصادق علیه السّلام: طوبى لعبد جاهد للّه نفسه و هواه و من هزم جند هواه ظفر برضا اللّه و من جاور عقله نفس الامّاره بالسوء با الجهد و الاستکانه و الخضوع على بساط خدمه اللّه تعالى فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِیماً، و لا حجاب اظلم و اوحش بین العبد و بین الرب من النفس و الهوى و لیس لقتلهما فى قطعهما سلاح و آله مثل الافتقار الى اللّه و الخشوع و الجوع و الظماء بالنهار و السهر باللّیل. فان مات صاحبه مات شهیدا، و ان عاش و استقام ادّاه عاقبته الى الرضوان الاکبر. قال اللّه تعالى:« وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» و اذا رأیت مجتهدا ابلغ منک فى الاجتهاد فوبّخ نفسک و لمّها و عیّرها و حثّها على الازدیاد علیه. و اجعل لها زماما من الامر و عنانا من النهى و سقها کالرائض للفاره الذى لا یذهب علیه خطوه الّا و قد صحّح اولها و آخرها. و کان رسول اللّه یصلّى حتى یتورّم قدماه و یقول: أ فلا اکون عبدا شکورا؟ اراد ان یعتبر به امته. فلا تغفلوا عن الاجتهاد و التعبد و الریاضه بحال. الا و انک لو وجدت حلاوه عباده اللّه و رأیت برکاتها و استضأت بنورها لم تصبر عنها ساعه واحده، و لو قطعت اربا اربا، فما اعرض من اعرض عنها الّا بحرمان فوائد السبق من العصمه و التوفیق- بحار/ ج ۷۰ ص ۶۹٫

[۱۱]. برگرفته از: امینى، ابراهیم، خودسازى(یا تزکیه و تهذیب نفس)، ص۸۴-۹۰، شفق – ایران – قم، چاپ: ۸، ۱۳۷۵ ه.ش.