جنگ خيبر 15 محرم

جنگ خيبر در سال 7 هجرى قمرى رخ داد. پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) پس از مراجعت از حديبيّه نزديک به 20 روز در مدينه ماند و فرمود: آماده جنگ باشيد. 1400 نفر راه خيبر را پيش گرفتند. قابل ذکر است خيبر هفت قلعه داشت که نامهاى آنها عبارتند از: ناعم ـ قموص ـ کتيبه ـ شِقّ ـ نطاة ـ وَطيح ـ سُلالم.

سپاه اسلام با جنگ برخى از قلعه ها را فتح نمودند و از آن جمله قلعه قموص را محاصره نمودند، درد شقيقه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را فرا گرفت لذا نتوانست در ميدان حاضر شود و هر روز يک نفر را مى فرستاد اما هر که مى رفت شب بدون فتح بازمى گشت. حضرت فرمود: فردا پرچم را به دست کسى دهم که او جنگ کننده اى است که فرار نمى کند و خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند.

روز بعد پيامبر(صلى الله عليه وآله) پرچم را به دست على(عليه السلام) داد. حضرت على(عليه السلام) نزديک حصار قموص رفت و مرحب را کشت و عنتر و مُرّه و ياسر و غيرهم را به قتل رسانيد و ديگر يهوديان دروازه قموص را بستند و به آنجا پناهنده شدند. حضرت على(عليه السلام) آن در آهنين را از جا برکند و براى خود سپر قرار داد و جنگ نمود; سپس آن رابر روى خندق پلى قرار داد، و لشکراز آن عبور کرد.

پيامبر(صلى الله عليه وآله) وقتى که پس از جنگ خيبر به نواحى خيبر رسيد، حضرت على(عليه السلام) را نزد يهوديان خيبرى فرستاد. خداوند در دل ساکنان قريه فدک رعبى افکند و آنها به قصد امان يافتن فدک را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) تسليم کردند.

جبرئيل نازل شد و گفت: خداوند مى فرمايد: حق ذوى القربى را بده. حضرت فرمود: خويشان من کيانند؟ و حق آنها چيست؟ عرض کرد: فاطمه، پس بستانهاى فدک را به او بده. پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) فاطمه(عليها السلام) را نزد خود خواند و نامه اى نوشت که فاطمه(عليها السلام) نامه را پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ابوبکر نشان داد و فرمود: اين نامه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) راجع به من و فرزندانم است. ولى پس از رحلت حضرت رسول ابوبکر آن را از آنها گرفت.

ناگفته نماند که فدک قريه اى در حجاز است و فاصله آن تا مدينه در آن زمان سه روز راه بوده است. اين قريه سرزمينى يهودى نشين بود که طائفه اى از يهوديان در آن زندگى مى کردند.(1)

پي نوشت:
1-حوادث الايام، صفحه 44.