جغرافیای جمعیّتی تشیّع در عراق

1- شیعیان،
اکثریّت حاکم در عراق طبق نخستین سرشماری نفوس که در سال 1919 م. صورت پذیرفت، 53 درصد ساکنان «عراق» شیعه بودند.
در سرشماری سال 1936 م. این نسبت به 56 درصد رسید؛ (1) البته ذکر این نکته ضروری است که رویدادهای سال 1919 م. و قبل و بعد از آن به مخالفان شیعه، ما را درباره ی پایین گرفتن درصد شیعیان و دست کم، نزدیک بودن آن به واقعیّت مطمئن می سازد.
برخی از گزارش ها و تحقیقات منطقه ای و بین المللی اخیر عبارتند از:
گزارش «مرکز ابن خلدون قاهره»، سال 1991 م. شیعیان: 52 درصد.
گزارش «نهاد بین المللی دیده بان حقوق بشر خاورمیانه»، سال 1991 م. شیعیان: 50 تا 55 درصد.
«دائره المعارف بریتانیکا»، 1992 م. شیعیان: 53 درصد.
آمارهای به دست آمده از انتخابات «عراق» در سال های اخیر در اکثریّت بودن شیعیان را ثابت می کند.

2– تشیّع در کوفه

تشیّع کوفی چنان شهرت دارد که در نظر بسیاری از محقّقان، این شهر، به لحاظ قدمت، پایگاه اصلی تشیّع در جهان اسلام به شمار می آید. در این نکته هیچ تردیدی وجود ندارد و نیاز به ارائه ی شواهد و مدارک نیست. تاریخ این شهر، دست کم از زمان اقامت امام علی (ع) در آن، سال 36 ه‍.ق. با تشیّع در آمیخته است. در سخت ترین شرایط در دوران اموی، دست کم یک چهارم تا یک سوم ساکنان شهر بر مذهب تشیّع بودند. این امر سبب شده بود تا دولت اموی، نظارت بیشتری بر ساکنان این شهر داشته و همیشه آماده ی سرکوبی شورش های احتمالی در آن باشد.
در روایتی هم از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:
«خدای متعال ولایت ما را بر اهالی شهرها عرضه کرد و جز مردم کوفه آن را نپذیرفتند.» (2)

3- تشیّع در بصره

شهر «بصره» که پس از اسلام و در حوالی سال 15 ه‍.ق. پدید آمد، به صورت تاریخی نخستین گرایش مذهبی خود را در سال 36 ه‍.ق. در جنگ جمل تجربه کرد. در این نبرد شماری از مردم به حمایت از اصحاب جمل و گروه زیادی از شیعیان «بصره» به مخالفت با اصحاب جمل برخاستند و بعد از آن نیز به رغم حضور امویان در این دیار، جامعه ی شیعه ی کوچک و البتّه بسیار نیرومندی در آن پدید آمد. همان پیشینه در جنگ جمل، سبب شد که بصره تا مدّت ها به عنوان مرکز عثمانیّه شناخته شود. یکی از رهبران عبّاسیان پیش از روی کار آمدن گفته بود: «کوفه» مرکز شیعیان علی و اولاد او و بصره مرکزی برای عثمانی هاست. (3)
با این حال، مراجعه به منابع کهن تاریخی رجالی، به خوبی نشان می دهد که شیعیان این شهر از همان زمان در صحنه ی سیاست «عراق» فعّال بودند. چنان که قبیله ی عَبْدقَیْس که در این شهر زندگی می کردند از شیعیان امام علی (علیه السلام) به شمار می رفتند. برخی از قبایل دیگر بصره نیز مانند خزاعه و بجیله بر مذهب تشیّع بودند.

1ـ3. بصره در قرون اخیر

این شهر به تدریج بر اثر حملات مختلفی که از ناحیه ی خوارج و بعدها قرامطه صورت گرفت، رو به ویرانی نهاد.
بصره از زمان دولت شیعی آق قُویُونْلُو تا عصر شاه اسماعیل صفوی تابع «ایران» بود.
در اوایل قرن یازدهم هجری قمری آل افراسیاب از نسل افراسیاب دیری بر بصره حکومت داشتند که آنها هم شیعه بودند.
در جنگ جهانی اوّل (1914ـ1918م.) شیعیان بصره به مبارزه علیه انگلیسی ها پرداختند. پس از آن در قیام 1920 م. نیز شرک کردند که شکست خوردند. (4) این منطقه یکی از مهم ترن مناطق برخورد نیروهای انگلیسی و شیعیان بود و چندین قبرستان از سربازان انگلیسی در نواحی آن باقی ماند.
تشیّع در «بصره» در دو قرن اخیر رشد چشم گیری داشته و بسیاری از قبایل شیعی از اطراف به این شهر کوچ کردند، به طوری که تقریباً این شهر به جز منطقه ی «الزبیر» که مخلوطی از شیعه و سنّی است، یکسره شیعی شده است.
شیعیان بصره در دوره ی حزب بعث، ظلم و ستم بسیاری را تحمل کردند. به همین دلیل در جریان انتفاضه ی عراق (1991 م.) پس از حمله ی «آمریکا» به «کویت»، این شهر نخستین شهری بود که به دست انقلابی ها افتاد؛ اما پس از برقراری دوباره ی حکومت بعثی با حمایت آمریکا، شیعیان زیادی از این شهر قتل عام شدند. امروزه شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ «عراق» یکی از مهم ترین شهرهای شیعه نشین جهان به شمار می آید.

4– تشیّع در «کرخ بغداد»

محلّه ی شیعه نشین در قرن های چهارم و پنجم هجری
شهر «بغداد» در سال 1045 ه‍.ق. در محلّ قریه ای با همین نام تأسیس گردید و بنای آن در سال 1047 یا 1049 ه‍.ق. به پایان رسید. مرکزیت شهری که تأسیس شد، در دایره ای بود که منصور قصرش را در میان آن قرار داد. این شهر چهار دروازه داشت: 1. «دروازه ی خراسان» که آن را «دروازه ی دولت» یا «اقبال» می گفتند؛ 2. «دروازه ی کوفه»؛ 3. «دروازه ی بصره» و 4. «دروازه ی شام.»
تقسیم بندی قالب شهر به محلّات شیعه و سنّی، امری است که در منابع تاریخی به آنها اشاره شده است.
از زمانی که آل بویه به بغداد آمدند (سال 334 ه‍.ق.) و با حمایت آشکار آنان از شیعه و علنی شدن برخی از مراسم شیعه در روز عاشورا و غدیر، درگیری میان محلّه ی «باب البصره» و «کرخ» آغاز گردید.
بنا به نوشته ی ابن کثیر (متوفّای 774 ه‍.ق.) تنها در یک مورد، وزیر ابوالفضل شیرازی که سنّی متعصّبی بود، چنان آتشی در کرخ راه انداخت که 300 دکّان، 33 مسجد و 17 هزار نفر در آتش سوختند. (5)
پس از زوال امویان و آمدن ترکان که مدافع سنّیان بودند، قدرت و شوکت شیعیان کاهش یافت و بیشتر مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. (6) یکی از نقاط مهم در محلّه ی کرخ و بیشتر سمت جنوب آن، پیش از «محلّه المُحَوَّل»، «مسجد و محلّه ی بَراثا» بود. مسجد براثا جایی مقدس برای شیعیان بود؛ زیرا بنا به روایات موجود، زمانی امام علی (علیه السلام) در آنجا توقفی داشته و پیش از رفتن به جنگ با خوارج، در آنجا غسل کرده بود.
خطیب بغدادی، از مسجدی در «سوق العتیقه» یاد می کند که مورد احترام شیعه بود و تصورشان بر این بوده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آنجا آمده است. (7)
به جز محلّه ی «کرخ» که به طور کامل ویژه ی شیعیان بود، بسیاری از شیعیان در «باب الطّاق» زندگی می کردند.
حسین بن روح نوبختی،‌ از نوّاب اربعه ی امام زمان (عج)، در محله ای در حاشیه ی «رُصافَه» و «باب الطّاق» زندگی می کرد که به نام «نوبختیّه» نامیده می شد. مرقد وی امروزه در همان جاست و در حال حاضر به «سوق الشّورجه» شناخته می شود که یکی از مراکز اصلی شیعه نشین «بغداد» امروزی است. (8)
مرقد عثمان بن سعید، نایب اوّل امام زمان (علیه السلام)، هم در حاشیه ی رصافه، نزدیک «دجله» در سمت غربی در «سوق المیدان»، در قبله ی مسجدی است که به نام «مسجد الدرب» شهرت دارد. (9) سایر محلّات بغداد به طور معمول سنّی نشین با اقلیّتی از شیعه بود. سنّیان محلّات دیگر به هیچ روی حنبلی و افراطی نبودند.
«مقابر قریش» قبرستانی در شمال غربی بغداد بود، جایی که به دلیل دفن امام موسی کاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) «کاظمیه» یا «کاظمین» نامیده شد. می توان مطمئن بود که شمار قابل توجهی از ساکنان کاظمیه در جوار حرم امامان(علیه السلام)، از شیعیان بودند. مرقد سید مرتضی (م 436 ه‍.ق.) از علمای برجسته ی قرن پنجم هجری قمری در اینجا قرار دارد. پیش و پس از آن هم شمار زیادی از شخصیت های شیعه از جمله خواجه نصیرالدین طوسی (م 672 ه‍.ق.) در آنجا مدفون شدند؛ البته مزار امام موسی بن جعفر (علیه السلام) برای سنّیان میانه رو، سخت محترم بود. خطیب بغدادی در «تاریخ مدینه السلام» ج 1، ص 422 به نقل از ابوعلی خلال گوید:
هیچ امر مهمّی برایم پیش نیامد، جز آنکه قصد قبر موسی بن جعفر کرده به او توسّل جستم و خداوند آنچه را که مورد علاقه ام بود، برایم تسهیل و فراهم کرد.
درست در شمال شرقی «بغداد» و شرق «دجله» مقبره ی ابوحنیفه قرار داشت. منطقه ی «رصافه» که در شرق بغداد و در پایین مقبره ی ابوحنیفه قرار گرفته، منطقه ای سنّی نشین به شمار می آمد، جایی که اکنون به آن «اعظمیّه» گفته می شود.

5- تشیّع در واسط

پس از چیره شدن حجاج بن یوسف، در شورش های مختلفی که علیه امویان می شد، وی مصمم شد تا شهری برای استقرار سلطله ی خود در حاشیه ی دجله ایجاد کند. برای انتخاب محل، جایی درست در میان راه «کوفه» و «بصره» انتخاب شد. به همین دلیل به آن «واسط» گفته شد. (10) این نقطه یا حوالی آن را پیش از اسلام «کَسْکَر» می نامیدند. این شهر در میانه ی سال های 83-87 ه‍.ق. ایجاد گردید و قرار بود تا از این شهر به عنوان یک پایگاه نظامی برای نگهداری از سپاه «شام» جهت امور ضروری نیز استفاده شود؛ اما این شهر به زودی به شهری با شهروندان فراوان درآمد و محلّی برای فعالیت عالمان، فقیهان و محدّثان مسلمان شد؛ به طوری که یکی از مشهورترین تابعان به نام سعید بن جبیر که در نزد ابن عباس شاگردی کرده و دارای تمایلاتی شیعی بود، در آنجا می زیست.
بعدها شهر واسط به دلیل تغییر مسیر رودخانه از میان رفت؛ اما در حال حاضر استانی به نام واسط در «عراق شرقی» وجود دارد که مرکز آن شهر «الکوت» است. این ایالت، در حال حاضر، یک ایالت کاملاً شیعه نشین می باشد؛ اما صرف نظر از این مطلب، شهر واسط یکی از شهرهایی بود که در دوره ی عباسیان به تدریج محل اقامت شیعیان امامی و زیدی مذهب گردید. منطقه ی یاد شده در فاصله ی 172 کیلومتری جنوب شرقی «عراق» در منطقه ی شیعه نشین قرار دارد.

6– تشیّع در شمال عراق

آنچه در اصطلاح تاریخی، «عراق» نامیده می شود، از جنوب تا حوالی «سامرّاء» است. که در فاصله ی 100 کیلومتری شمال «بغداد» قرار دارد و در یک مقطع میانه ی قرن سوم هجری قمری، پایتخت دولت عباسی بود و به همین دلیل امام هادی (علیه السلام) و امام عسکری (علیه السلام) که زندانی و تحت کنترل دولت عباسی بودند، در این شهر مدفون هستند.
در اصل، تشیّع در جنوب عراق تا بغداد نفوذ یافت و از آنجا به تدریج به سمت شمال رفت. اکنون شهر «بلد» در 20 کیلومتری سامرّاء، از شهرهای شیعه نشین در این ناحیه به شمار می آید.
در سامراء، تشیّع سابقه ای ندارد. تنها میرزای شیرازی مرجع بزرگ شیعه، دوران مرجعیّت خود را در این شهر سپری کرد و به همین دلیل شمار زیادی از طلّاب و فضلا به این شهر آمدند؛ اما با درگذشت وی در سال 1312 ه‍.ق. بار دیگر مرجعیّت به «نجف» و «کربلا» برگشت. «مدرسه ی مرحوم میرزای شیرازی» تا این اواخر هم طلّابی داشت و گه گاه طلّابی هم از نجف و کربلا، شب های جمعه به سامرّاء می رفتند تا درِ حرم باز بماند. اندک شیعیانی هم که در این شهر بودند، پس از جنگ طایفه ای در عراق کشته شده، بیرون رانده شده یا گریختند.

7- تشیّع در موصل

«موصل»، منطقه ای حد فاصل منطقه ی عرب نشین و کردنشین با جمعیّتی از هر دو گروه است که اکثریت آنان سنّی مذهب هستند؛ اما تشیّع در پیشینه ی این شهر وجود داشته و در حال حاضر نیز گروهی شیعه در آن زندگی می کنند. ریشه ی این تشیّع به سابقه ی تسلّط برخی از دولت های شیعه عراق بر موصل باز می گردد.
یکی از معروف ترین چهره های شیعه ی موصل، حاکم این شهر در قرن هفتم هجری قمری، بَدرالدّین لُؤلُؤ مُوصِلی بود که در گسترش تشیّع در این شهر تلاش فراوانی کرد.
«اربیل» نیز از دیگر شهرهای این منطقه (در شصت کیلومتری شرق موصل) است که در قرن هفتم هجری قمری شیعیانی از آن برخاسته اند. یکی از معروف ترین آنها علیّ بن عیسی اِربِلی (م 692 ه‍.ق.) نویسنده ی کتاب ارزشمند «کشف الغّمه فی معرفه الأئمّه» است که از بهترین آثار کهن در زندگی ائمه ی اطهار(علیه السلام) شناخته می شود. او ادیب، شاعر، عالم دین و سیاست مداری است که در نیمه ی دوم قرن هفتم هجری قمری می زیست. تاج الدّین ابن الصّلایا نیز نایب خلیفه ی عباسی در اربیل، مردی شیعه مذهب بود که به دست مغولان به شهادت رسید. (11)

8- تشیّع در شهر بلد

شهر «بلد» از شهرهای کهن «عراق» است که آثار و تپه های تاریخی فراوانی از روزگاران قدیم دارد و در اطراف آن، روستاها و باغستان های فراوانی وجود دارد. شهر «دوجیل» نیز شهری شیعه نشین است که صدّام به دلیل قتل عام شیعیان آن (با اعدام 143 نفر در یک روز) در سال 1982 م. به مجازات مرگ محکوم گردید و در 30 دسامبر 2006 م. اعدام شد.
یکی از مهم ترین آثار شیعی بلد، مزار سیّد محمّد، فرزند امام هادی (علیه السلام) است که در گذشته در 3 کیلومتری این شهر و اکنون متصّل به بلد است.
در شهر بلد که تمامی ساکنانش شیعه مذهب هستند و تنها چند روستا در اطراف آن سنّی نشین است، شمار زیادی مسجد و حسینیه وجود دارد.
طیّ این سال ها عالمان فراوانی در این شهر زندگی می کردند که نمایندگی مراجع مهم تقلید عتبات را داشتند. برخی از اینان اهل بلد و برخی علمایی بودند که بنا بر دعوت مردم و توصیه ی علما در این شهر ساکن شدند. مردم این شهر در جریان قیام شیعیان علیه انگلیسی ها به رهبری علمای شیعه مشارکت فعّال داشتند.

9– تشیّع در بین ترکمنان عراق

ترکمنان «عراق» که غالباً مذهب تشیّع دارند، دوران سختی را در دوره ی بعثی ها گذراندند. گفته شده است که تشیّع ترکمنان به زمان شاه روح، نواده ی تیمور می رسد. این ترکمنان، تشیّع را در عراق به خصوص میان ترکمنان ساکن بومی آن نواحی توسعه بخشیدند.
جماعتی از ترکمنان پس از اشغال عراق توسط انگلیسی ها به «کربلا» و «نجف» رفت و آمد کردند و پیوندشان با تشیّع فقاهتی قوی تر شد. روزگاری، صدّام درصدد جذب آنان برآمد و اجازه ی تأسیس جمعیت ها و نشریاتی را به آنان داد؛ اما اندکی بعد وقتی احساس کرد توفیقی در جذب ترکمنان ندارد، مدارس آنان را تعطیل کرده و بسیاری از معلمان را از «کرکوک» و مناطق اصلی ترکمن نشین تبعید کرد. در این زمان هرچه کُرد و ترکمن بود، از شرکت نفت بیرون و بسیاری را به جنوب تبعید نمود. این وضعیّت، نوعی اتّحاد را میان ترکمن ها و کردهای منطقه ایجاد کرد.
در یک دوره، بعثی ها بسیاری از ترکمنان شیعه را به اتهام وابستگی به حزب الدّعوه تحت فشار گذاشته و تعداد زیادی را کشتند یا تبعید کردند. ترکمنان سنّی و شیعه تاکنون روابط بسیار نزدیکی داشته اند؛ برای نمونه ترکمنان سنّی کرکوک با ترکمنان روستای «تسعین» که همه شیعه هستند، رابطه ی دوستی دارند.

10- تشیّع در بین کردهای دیاله و فَیلی

کردهایی که در استان «دِیالی» شرق «بغداد»، به ویژه در منطقه ی «خانقین» و همین طور در «محله ی عید الأکْراد» در بغداد زندگی می کنند، شیعه اند و در اصطلاح محلی به نام کردهای فَیلی شناخته می شوند.
به طور معمول گفته می شود که دست کم پنجاه درصد از ساکنان استان یاد شده از عرب، کرد و ترکمن، شیعه هستند. کردهای فیلی همگی شیعه هستند. این جماعت در گذشته در استان «دیالی عراق» متمرکز بودند؛ اما در پی فشارهای دولت بعث، پراکنده شده و بسیاری به «بغداد» و سایر استان های هم جوار مهاجرت کردند.
حدس قریب به یقین آن است که کردهای فیلی عراق، قریب یک میلیون نفرند. بسیاری از آنان در دوره ی صدام از ترس دولت بعث، خود را عرب معرفی کرده و حتی تشیع خود را پنهان می کردند. این طایفه تحت عنوان «اتّحاد اسلامی کردهای فیلی عراق» در صحنه ی سیاسی عراق پس از صدّام فعالیت دارند.

11- تشیّع در عشایر جنوب عراق

اتّحادیه های عشایری بزرگی در جنوب عراق وجود دارد که برخی پیش از اسلام و برخی مقارن آغاز فتوحات اسلام و شمار فراوانی نیز در سه قرن اخیر به خصوص در پی فشار وهابی ها از «جزیره العرب» به جنوب عراق آمده و در این دیار سکونت گزیده اند.
نکته ای که برای شناخت اجتماعی و اقتصادی عشایر جنوب عراق اهمیت دارد، آن است که به دنبال هجرت آنان از «نجد» به سمت شمال و اسکان آنان در حوالی «فرات»، به تدریج زندگی زراعی جای زندگی کوچ نشینی را گرفت و بدین ترتیب تحول بسیار مهمی در زندگی عشایری پیش آمد.
این نکته هم قابل قبول است که مراکز شماری از عشایر در محورهای عراق به دلیل آنکه محل عبور زائران ایرانی بوده، سبب شده باشد تا آنان تحت تأثیر تشیّع قرار گیرند.
کسانی هم از شیعیان «بحرین» در اوایل قرن 13 ه‍.ق. راهی عراق شده و برای کشاورزی در آنجا استقرار یافتند که از آن جمله جدّ آل ابی طبیخ از سادات علوی است.

پی نوشت ها :

1. الأحزاب و الحرکات و الجماعات الاسلامیه، الجباعی، المرکز العربی للدراسات الاستراتیجیه، ج 2، ص 285.
2. بصائر الدّرجات، صص 76-77.
3. معجم البلدان، ج 2، ص 352.
4. ن.ک: دائره المعارف تشیّع، مدخل بصره.
5. البدایه و النهایه، ج 11، ص 273.
6. ن.ک: البدایه، ج 12، ص 68.
7. تاریخ مدینه السلام، ج 1، ص 404.
8. مراقد المعارف، ج 1، ص 249.
9. مراقد، ج 2، ص 62.
10. معجم البلدان، ج 5، ص 347.
11. الوافی، ج 5، ص 128.

منبع:شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، جلد دوم (عراق، عربستان و یمن)، تهران: موعود عصر (عج)، چاپ دوم.