جايگاه و مسايل زنان

 خانم گوهرالشريعه دستغيب*

مساءله ى زن ، يك مساءله ى بسيار مهم

مساءله ى زن ، كه موضوع كار جمع خانمهاى حاضر است و شما (*) اندكى از مباحث مربوط به زن را بيان فرموديد، مساءله ى بسيار مهمى است . البته بعد از انقلاب در كشور ما، وضع زن به عنوان عضوى از جامعه و همچنين به عنوان كسى كه صاحب وظايف زنانه است – وظيفه ى مادرى و همسرى و امثال اينها – خيلى بهتر از گذشته است . هر چند در گذشته ، برخى از زنان كشور – نه اكثريت آنها – از جنبه ى شخصى – نه از آن دو جنبه يى كه اشاره كردم – شايد وضعشان بد نبود و زنان خاصى ، از مقدارى از تنعمات عمومى جامعه برخوردار بودند؛ ليكن مساءله ى شخصى براى زن ، مساءله ى درجه ى يك نيست . اگر ما به ابعاد زندگى زن نگاه كنيم ، واقعا مهمترين جهات و حيثيات وجود او، آن مسايل شخصى محض نيست .

امروز زنان نقاط دورافتاده هم براى خود شاءن قايلند

شخصيت اجتماعى زن به عنوان عضوى از اين مجموعه ى عظيم ، خيلى حايز اهميت است . زنان در گذشته ، اصلا به اين بخش توجهى نداشتند و اهميتى نمى دادند. در مسؤوليتهاى عمومى جامعه ، نقشى براى زنان فرض نمى شد؛ خودشان هم نقشى را فرض نمى كردند؛ بخصوص در اين سطح وسيعى كه امروز مطرح است . الان شما ملاحظه كنيد، همه ى زنان روستاها و شهرهاى دورافتاده ، به عنوان افرادى از مجموعه ى نگهدارنده ى اين انقلاب و اصحاب و صاحبان آن ، براى خودشان شاءن قايلند. از اين جهت ، هيچ فرقى بين زن و مرد نيست ؛ بلكه گاهى زنان ، ايمان پُرشورتر و ديد روشنترى نسبت به مسايل جامعه دارند و كشور و مسايل آن را متعلق به خودشان مى دانند.

چه زمانى چنين احساسى در بين زنان ما، آن هم در چنين سطح وسيعى از جامعه وجود داشت ؟ اين ، به بركت انقلاب است . همان حالت خودآگاهى و احساس ‍ شخصيت اجتماعى كه در مردان به وجود آمده است ، مى توان گفت كه در زنان با جست بيشترى به وجود آمده است . قبلا هيچ نبوده ؛ ولى حالا به ميزان خيلى بالايى هست . همچنين آن جنبه ى مشاغل و شؤ ون خاص زنانه و قدر مادر و همسر بودن را دانستن ، از جمله چيزهايى است كه به آن توجه شده است .

زن جاى بسيار اساسى و رفيعى در خانواده دارد

در اين دو، سه دهه ى قبل از انقلاب ، به خاطر ورود فرهنگهاى اروپايى ، بنيان خانواده متزلزل شده بود؛ يعنى حقيقتا خانواده ، آن اصالت و ارزش و عظمتى را كه در اسلام و فرهنگ سنتى ما دارد، ديگر نداشت . وقتى خانواده هست ، همسر و مادر عضو اصلى است . زن در اين مجموعه ، جاى بسيار اساسى و رفيعى دارد. به همين خاطر، وقتى اصل خانواده – يعنى زن – زير سؤال و متزلزل است ، در آن جا هيچ چيزى در جاى خودش قرار ندارد. اينها بحثهايى است كه واقعا بايد روى آنها خيلى تاءمل و تدقيق بشود.

اسلام ، چه تاءملات صحيح و چه راهنماييهاى ارزشمندى در مورد اين مسايل دارد. اين چيزى است كه انقلاب به زنان جامعه ى ما اعطا كرد و آنها را در صحنه ى جهاد، سياست و تاءثير در سازندگى اساسى كشور – كه همان سازندگى انقلاب است – وارد نمود. اين ، چيز خيلى مهمى است و جز با صدر اسلام ، با هيچ وقت ديگر قابل مقايسه نيست .

اسلام حيات دوباره يى به زن بخشيد

آنچه كه در گذشته ، در فرهنگهاى شرقى و غربى و ايرانى و غير ايرانى ، بر زنان رفته است ، لزومى ندارد كه من آنها را تكرار كنم ؛ بر همه ى شما معلوم است . اسلام واقعا حيات دوباره يى به زن بخشيد؛ منتهاى مراتب ، نكته يى كه شما هم اخيرا به آن اشاره كرديد، نكته ى مهمى است و من هميشه روى آن تكيه دارم . آن نكته اين است كه با وجود همه ى اينها، زن در جامعه ى ايرانى ما، نه از لحاظ حقوق اجتماعى ، نه از لحاظ تمكن و قدرت تصرف فردى ، نه از لحاظ قوانينى كه به اينها ارتباط پيدا مى كند، هنوز در آن حد و سطحى كه اسلام خواسته است ، قرار ندارد.

بر بخشى از جامعه ى ما، اخلاق بدى نسبت به زن حاكم است ، كه البته مخصوص ‍ ايران هم نيست . اگر آدم نگاه كند، مى بيند كه متاءسفانه در طول تاريخ ، همواره يك ستم تاريخى بر زن رفته است ؛ كه بيشتر هم ناشى از اين است كه قدر زن و جاى او را ندانسته اند. البته هرجاى ديگر چنين بوده ، به هر شكلى بوده و هست ، به ما ربطى ندارد؛ ولى در جامعه ى ما بايستى به آن شكلى باشد كه اسلام خواسته است . زن بايد شاءن حقيقى خودش را پيدا كند و نبايستى به خاطر زن بودن ، هيچ ستم و ظلمى به او بشود. اين ، چيز بسيار بدى است .

چه ستمهايى كه در حق زن روا داشته شده و اسمش ستم است ، و چه ستمهايى كه اسمش هم ستم نيست ، اما در حقيقت ستم است ؛ مثل همين سوق دادن به تجمل و مصرف گرايى و آرايشهاى بيهوده و مخارج سنگين و تبديل شدن به يك وسيله ى مصرف . اين ، ستم بزرگى بر زن است . شايد بشود گفت كه هيچ ظلمى بالاتر از اين نيست ؛ زيرا كه او را بكلى از آرمانها و اهداف تكاملى خودش غافل و منصرف مى كند و به چيزهاى خيلى كوچك و حقير سرگرم مى نمايد. اين ، كارى بوده كه در رژيم ظالم پادشاهى انجام شده ، و حالا بايد جلوى آن گرفته مى شد. البته در اوايل انقلاب ، خيلى هم خوب بود؛ ليكن بعدها باز غفلتهايى شده است ، كه بايد نسبت به آن ، حسابى برنامه ريزى كرد.

اسلام به نيازها و آرمانهاى بشر توجه كرده است

اسلام نسبت به زن و مرد و همه ى خلايق ، يك ديد واقع بينانه و متكى بر فطرت و طبيعت و نيازهاى حقيقى دارد؛ يعنى از هيچ كس بيش از تمكنش و بيش از آن چيزى كه به او داده شده است ، توقعى ندارد. اصلا بناى اسلام بر اين است ؛ يك بناى واقعى و منطقى است . در دعاى سحرهاى جمعه ، فقره يى است كه بيان مى كند: ((و جعل ما امتنّ به على عباده فى كفاء لتاءدية حقّه ))(**)؛ يعنى آن چيزى كه خداى متعال منت گذاشته و به كسى داده ، در حد كفايت است ، براى اين كه حقوق الهى را ادا كند. اصلا شناخت واقعيات هر كس ، متناسب با همان توقعى است كه از او وجود دارد.

پس ، اسلام به نيازها و خواهشها و طبايع بشرى و غيربشرى اهتمام ورزيده ، اصلا به آنها نظر كرده و حكم الهى را داده است ؛ اما به معناى آن نيست كه آرمانى براى انسانها ندارد. ما محكوم و اسير زندان طبيعتيم و در چارچوب قوانين طبيعت حركت مى كنيم ؛ اما آيا در اين چارچوب كه ما حركت مى كنيم ، هدفى در مقابل ما نگذاشته اند كه بگويند بايد به اين سمت حركت بكنيد؟

آرمانگرايى در اسلام و گرايش به سمت قله ها و اوجها و آرمانها، يك چيز قطعى و حتمى است . زن مثل مرد و مثل همه ى خلايق ، بايد در اين سمت حركت كند. اين ، با گرايشهاى غليظ و در لاك چيزهاى صددرصد شخصى و بى ارزش رفتن نمى سازد. البته در نظام اسلامى ، بايستى آنها ريشه كن بشود. اين گرايش به مصرف و تجمل گرايى و امثال آن ، كه در جوامع جاهلى رشد داده مى شود، بايد در جامعه ى اسلامى ريشه كن مى شد، يا لااقل در حد متوسطى قرار مى گرفت و افراطى در آن نمى شد؛ اما متاءسفانه الان ملاحظه مى شود كه قشرهايى از مردم ، باز سرگرم همان سرگرميهاى گذشته اند، كه باب جوامع دور از اسلام و دور از معنويت و حقيقت است . اين ، غلط است

ما بايد ببينيم كه زنان به چه ابزار قانونى احتياج دارند

آن چيزى كه من مى خواستم عرض بكنم ، اين است كه هر نقصى كه در وضع زن در جامعه ى ما وجود داشته باشد، علاجى دارد؛ چون اسلام نسبت به زن ، ديد شامل و كامل و جامعى دارد. بايد راههاى علاج را پيدا كرد. آن روزى كه شوراى فرهنگى ، اجتماعى زنان تشكيل مى شد، دقيقا به همين نكات نظر بود. در آن جمع ، جناب آقاى احمدى و ديگر برادران هم شركت داشتند. ما بايد امروز ببينيم كه زنان براى حركت در آن مسير مطلوب اسلام براى زن ، به چه ابزار قانونى احتياج دارند، چه تفكرات و تاءملاتى بايستى انجام بگيرد، چه راهنماييهايى بايد بشوند، چه مراكز هدايتى بايد به وجود بيايد؛ آن را بايستى برايشان فراهم كنيم و تدارك ببينيم . البته بايستى مركزى باشد كه اين تداركها و پشتيبانهاى معنوى را تدبير و اداره و دنبال كند – منظورم پشتيبانهاى مادّى نيست ؛ در پشتيبانها مادّى ، همه با هم شريكند – آن مركز، همين شوراى فرهنگى ، اجتماعى زنان است كه شما خانمها عضو آن هستيد.

شما بايستى نسبت به اين مساءله ، فكر و تاءمل كنيد. با مجلس و دولت هم كه رابطه داريد. بعلاوه ، خود شوراى عالى انقلاب فرهنگى ، مصوباتى را كه لازم الاجراست ، مى گذراند. از اوايلى كه اين شورا تشكيل شد، حضرت امام (رضوان اللّه تعالى عليه ) تصريح فرمودند كه مصوبات اين جلسه بايد اجرا بشود. اصلا اين مجموعه يى كه شما خانمها تشكيل داده ايد، وصل به آن مركز است ؛ بايد جدى فكر كنيد و ببينيد مشكلات زنان چيست . البته منظور، اين مشكلات كوچك عمومى كه بايد در بخشهاى مختلف ادارى برطرف بشود – مثل مشكل بيمه و امثال آن – نيست . اينها چيزهايى نيست كه مجموعه ى خاصى به آنها رسيدگى كند.

شما بايد ببينيد، زن به جهت زن بودن ، چه تكاليفى دارد و براى تحمل اين تكاليف ، احتياج به چه هدايتهايى دارد؛ چه توصيه هايى بايد به زنان بشود و چه قوانينى لازم است ، براى اين كه آنها از حقوق اجتماعى و انسانى خود برخوردار بشوند؛ چه سازمانهايى احيانا بايد به وجود بيايد كه بخشى از كارها را به عهده بگيرد. شما اينها را بررسى كنيد؛ آن وقت به دستگاههاى مختلف – مثل مجلس ، يا شوراى عالى انقلاب فرهنگى – توصيه كنيد، تا مصوبه بگذرانند و اين كارها انجام بگيرد. وقتى ما اين مجموعه را نداشتيم ، نداشته ايم ؛ ولى حالا كه داريم ، بايستى خيلى كار و حركت بكند.

باورهاى غلط ذهن زن ايرانى را بزداييد

به نظر من ، اهميت اين كارى كه امروز خانمها دارند، از اهميت مشاغل معمولى آنها در سطح كشور كمتر نيست ؛ بلكه از اغلب آنها بيشتر است . بله ، شما همين سؤال را مطرح بكنيد كه چرا زنان مسؤوليتها و مديريتهاى كليدى ندارند؟ اين سؤ ال قابل قبولى است . چنانچه صلاحيتهاى خوبى در زنان هست – نه اين كه ما تعصب بورزيم و بگوييم بايد حتما زن در جايى مسؤ ول شود – آن جاهايى كه منع اسلامى ندارد – چون در جاهايى ممكن است منع اسلامى داشته باشد – تا سطوح بالا را شامل مى شود. وقتى در اين نوع موارد مى خواهند بررسى كنند و كسانى را به عنوان اصلح انتخاب نمايند، زنان را هم در كنار مردان و بين اين مجموعه ببينند و بدون هيچ گونه تعصب ، اصلح را انتخاب كنند. البته اين ، يك عرف و يك فرهنگ است . اين طور چيزها، دستورى هم نيست كه بخشنامه صادر كنيم . نه ، اينها جزو فرهنگ و باورهاى جامعه است . بايد اين قدر گفته بشود، اين قدر تكرار و استدلال بشود، تا اين كه جا بيفتد.

به نظر من ، آن چيزى كه امروز مجموعه ى شما و هر مجموعه يى از زنان – كه در شكلها و با هدفهاى مختلف كار مى كنند – برعهده دارند، اين است كه باور غلطى را كه فرهنگ غربى و اروپايى در اين دهها سال اخير در ذهن زن ايرانى وارد كرده است ، بزدايد. البته باور غلطى هم در گذشته بوده است ؛ يعنى گرايش به برخى از شكلهاى غلط مصرف و تجمل ، از گذشته هم وجود داشته است . با ورود فرهنگ اروپايى ، اين مدگرايى و نوگرايى در مصرف ، به شكل عجيبى تشديد شد. اين ، محاسبه شده و پيش بينى شده بود. سردمداران سياستهاى غربى – كه غالبا صهيونيستها و استعمارگران بودند – به قصدى و با نيتى اين كار را كردند. اين باورهاى غلط را بايد بزداييد؛ و اين نمى شود، مگر با ارايه ى بحثها و كارهاى اسلامى . اگر اين كار بشود، ريشه ى اين مشكلاتى كه گاهى اوقات مطرح مى شود – بدحجابى و رواج فساد و فحشا و اين چيزها – به خودى خود كنده خواهد شد. اينها غالبا معلولند؛ علل ، همان باورها و فرهنگها هستند كه بايد روى آنها كار بشود.

اميدواريم كه خداوند ان شاءاللّه به بركت هدايت اسلامى و به بركت وجود فاطمه ى زهرا(سلام اللّه عليها) اين توفيق را به زنان ما بدهد. در بين مسلمين و در فرهنگ اسلامى ، زنى با اين عظمت وجود دارد. خداى متعال مى توانست بزرگترين و رفيعترين زن را در ميان ملتهاى ديگر و امتهاى سلف قرار بدهد – اشكالى هم نداشت ؛ اين كار مى شد – اما در امت اسلام قرار داده است . اين هم براى ما حجت و تنبيهى است كه مى توان اين الگوى عالى و والا را در مقابل چشم قرار داد و آن را دنبال كرد. ان شاءاللّه شما خواهران عزيز هم موفق باشيد كه اين راه مهم را باقدرت و باصلابت بپيماييد و خداوند به شما هم توفيق عنايت كند.

والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

*-خانم گوهرالشريعه دستغيب ، رئيس وقت شوراى فرهنگى ، اجتماعى زنان

**-بحارالانوار، ج 87 ، ص 277

منبع:www.ghadeer.org