جايگاه امامزادگان در گسترش تشيع در ايران

یکی از مراحل گسترش تشیع در ایران، ورود امامزادگان بسیار به سرزمین ایران و نقش آن‌ها در این راستا است.

چنانکه تاریخ نشان می‌دهد، از همان قرن اول تا قرن سوم ه.ق به خصوص در آغاز قرن سوم پس از ورود امام هشتم علیه السلام به خراسان، امامزادگان بسیاری که معتقد به مذهب تشیع بودند، به ایران آمده‌اند. علل مختلفی موجب ورود آن‌ها گردید:

1- ایران از مراکز خلفای اموی و عباسی مانند بغداد و کوفه دور بود و طبعاً دارای امنیت بیشتر برای آن‌ها بود. آن‌ها و شیعیان مبارز از خطر گزند دشمن به ایران پناه آوردند.

2- ایرانیان پیوند محبت آمیزی با خاندان رسالت داشتند و زمینهٔ گرایش شیعی در ایران بسیار خوب و مساعد بود و همین در جذب آل رسول به سوی ایران اثر به سزای داشت.

زمینهٔ پیوند ایرانیان با خاندان رسالت صلی الله علیه و آله در حدی بود که مختار در قیام خود از وجود آن‌ها استفادهٔ بسیار کرد (چنانکه قبلاً بیان شد) و همچنین قیام ابومسلم خراسانی و یاران او بر ضد حکومت امویان به عنوان روی کار آوردن یکی از اولاد علی علیه السلام مطرح می‌شد نه به عنوان روی کار آمدن عباسیان حتی ابومسلم به عنوان رهبر سیاه جامگان خانواده می‌شد زیرا او و طرفدارانش لباس سیاه می‌پوشیدند، به این علامت که ما عزادار شهدای کربلا هستیم و به عنوان خونخواهی خون امام حسین علیه السلام قیام نموده‌ایم و به احتمال قوی به همین علت ابومسلم در سال 137 ه.ق به دستور منصور دوانیقی کشته شد.

ابومسلم از این رو که قیامش موجب پیروزی عباسیان شده است، اظهار پشیمانی می‌کرد و به گفتهٔ زمخشری در ربیع الابرار، او در عرفات گریه و زاری می‌کرد و از خدا می‌خواست که او را بیامرزد و سخت پشیمان بود که چرا راه را بر بنی عباس هموار ساخته است. (1)

3- به امامزادگان خبر رسید که حضرت رضا علیه السلام عهده دار ولایتعهدی شد و طبعاً فرهنگ تشیع در جامعه مطرح می‌شد و ایران هستهٔ مرکزی خوبی برای جذب نیروها و تشکل آن‌ها و گردآوری شیعیان برای مقاومت در برابر خلفای جور خواهد بود. مجموع این علل باعث شد که پای آن‌ها به این سرزمین باز شود.

در کتاب کنزالانساب نقل شده است که امام رضا علیه السلام پس از ولایتعهدی، نامه ای برای بستگان خود نوشت و آن‌ها را به ایران دعوت کرد، این نامه باعث شد که 12673 (دوازده هزار و ششصد هفتاد و سه) نفر از بستگان آن حضرت در چندین کاروان مدینه را به قصد خراسان ترک کردند. (2)

یکی از این کاروان‌ها به سرپرستی احمد بن موسی علیه السلام (شاه چراغ) برادر حضرت رضا علیه السلام بود که از هفتصد نفر تشکیل می‌شد، یکی دیگر از این کاروان‌ها، کاروان حضرت معصومه (س) بود که از چهار صد نفر تشکیل می‌یافت. (3)

قبل از ورود حضرت رضا علیه السلام به ایران نیز گروه‌هایی به طور پراکنده از بستگان امامان علیهم السلام به ایران آمده بودند.

پس از آنکه مأمون احساس خطر کرد و عباسیان او را بر ضد علویان تحریک می‌کردند، او تصمیم خشونت آمیزی بر ضد امام و امامزادگان گرفت. امام هشتم علیه السلام به طور مرموزی، مسموم و به شهادت رسید. حضرت احمد بن موسی علیه السلام و همراهان در سرزمین شیراز توسط مزدوران مأمون در یک جنگ نابرابر به شهادت رسیدند. بسیاری از آن‌ها به شهرهای دوردست طبرستان و دیلمان (حدود گیلان و مازندران) فراری شدند. دژخیمان عباسی با کشتن آنان، به دستگاه دیکتاتوری عباسی تقرب می‌جستند. (4)

بارگاه‌های امامزادگان که در همه جای ایران به طور پراکنده وجود دارد، به خصوص در سرزمین ری، قم، تفرش، خراسان، شمال ایران و … از این واقعیت پرده بر می‌دارد که افراد بسیاری از آل رسول صلی الله علیه و آله و بستگان آن‌ها به ایران آمده‌اند.

نتیجه اینکه ورود آن‌ها به ایران و تماس‌های آن‌ها با مردم و زمینه‌های مساعدی که در ایران به نفع خاندان رسالت وجود داشت، از یک سو و دیکتاتوری ستمگران عباسی و نارضایتی مردم از آن‌ها از سوی دیگر بیانگر تقویت و گسترش جریان شیعی در ایران است و می‌توان آن را مرحله و فصلی جدید در راستای توسعه و استحکام روند تکاملی تشیع سیاسی و اعتقادی به شمار آورد.

ایران پناهگاه شیعیان مبارز

در لابلای تاریخ به شیعیان مجاهد و مبارزی برمی خوریم که برای حفظ خود از خطر دژخیمان اموی و عباسی به کشور ایران هجرت کرده‌اند و مدت‌ها در پناه ایرانیان شیعه به زندگی خود ادامه داده‌اند.

به عنوان نمونه:

1- سلیم بن قیس یکی از شیعیان و تابعان استوار در خطر امام علی علیه السلام و امامان دیگر بود. نخستین کتابی که دربارهٔ عقاید شیعه و حوادث بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاعیات مسلمانان شیعه نوشته شد، کتاب «سلیم بن قیس» است که علمای اهل تسنن مانند حسکانی در شواهد التنزیل و حموینی در فرائد السمطین و قندوزی در ینابیع الموده از آن کتاب روایت نقل می‌کنند و کتاب او، کتاب مورد استناد راویان است. (5)

سلیم از اصحاب خاص امام علی علیه السلام و بعد از آن حضرت از اصحاب ائمهٔ اهلبیت علیه السلام تا امام باقر علیه السلام بوده است. حجاج بن یوسف ثقفی، استاندار خونخوار عبدالملک (پنجمین خلیفهٔ اموی) در جستجوی او بود تا او را دستگیر کرده و اعدام کند.

سلیم مخفی شد و به سوی ایران گریخت و در پناه ایرانیان در خفا بسر می‌برد تا اینکه در بستر مرگ افتاد. در آن حال کتاب خود را به «ابان بن ابی عیاش» سپرد.

کوتاه سخن اینکه او که پارسایی متعهد و چریکی پیر و نستوه بود، در خفا در حدود سال 79 هجری از دنیا رفت و معلوم نشد که در کجای ایران جان سپرده است. (6)

2- یحیی بن زید بن سجاد علیه السلام، یکی دیگر از شیعیان مبارز است که در ایران در سرزمین خراسان قیام خونبار کرد و سرانجام در سرزمین جوزجان، عصر روز جمعه در صحنهٔ جنگ به شهادت رسید. قبر او در جوزجان (بین استرآباد و بجنورد) نزدیک گنبد کاووس مزار شیعیان است. (7)

3- یکی از دیگر دانشمندان که به ایران پناه آورد، عطیه عوفی شاگرد معروف «جابر بن عبدالله انصاری» است.

عطیه از خطر گزند دژخیمان حجاج به منطقهٔ فارس گریخت و مدتی در پناه ایرانیان بود. سرانجام مأمورین مخفی حکومت اموی از محل اختفای او اطلاع یافتند و حجاج برای «محمد بن قاسم» حاکم فارس نوشت: «عطیه را دستگیر و سپس او را وادار ساز تا به علی علیه السلام ناسزا بگوید، اگر تسلیم نشد، چهار صد شلاق به او بزن و موسی سر و ریش او را بتراش.»

حاکم فارس، او را دستگیر کرد و به او گفت: به علی علیه السلام ناسزا بگو. او با کمال شجاعت این پیشنهاد را رد کرد و سرانجام به دستور حجاج چهارصد تازیانه به او زد و موی سر و ریش او را تراشید. (8)

پناهندگی عرب غیر اشعری به قم

4- هنگام قیام مختار (در سال‌های 66 و 67 ه.ق) جمعی از قبیلهٔ بنی اسد به قم آمدند و در قریهٔ جمکران (چند کیلومتری قم) سکونت نمودند. (9)

در قرن سوم نیز گروهی از آل مذحج در قم اقامت گزیدند و همچنین گروهی از قبیلهٔ قیس که در سپاه عبدالرحمن بن اشعث (بر ضد سپاه حجاج) بودند، به حوالی قم آمدند و در روستای انار (اراضی بالای رودخانه) سکونت گزیدند که به آن‌ها قسیه می گفتندو نیز قبیلهٔ عتره پس از شکت عبدالرحمن به قم پناهنده شدند و در روستای چاپلق و برقه رود سکونت نمودند. (10)

سعید بن جبیر، مفسر معروف در قم

5- سعید بن جبیر که از اهالی کوفه و از اصحاب خاص امام سجاد علیه السلام بود، از علمای برجسته و از مفسران بزرگ و از پارسایان شب و شیران روز به شمار می‌آمد.

در شأن و مقام این عالم بزرگ شیعی گفته شده است: «هیچکس در زمین نبود، مگر اینکه به علم او نیاز داشت.»

و روایت شده است که در آغاز (بعد از شهادت امام حسین) تنها پنج نفر در اطراف امام سجاد علیه السلام بوده‌اند: 1- سعید بن جبیر 2- سعید بن مسیب 3- یحیی بن ام طویل 4- ابوخالد کابلی 5- محمد بن جبیر. (11)

سرانجام دژخیمان حجاج بن یوسف ثقفی او را در مکه دستگیر کرده و به شهر واسط (بین کوفه و بصره) نزد حجاج بردند و به دستور حجاج سر از بدن او جدا کردند.

سعید بن جبیر در سن 49 سالگی به سال 95 هجری در ماه شعبان شهد شهادت نوشید و مرقد شریفش در شهر واسط است. (12)

این مرد بزرگ جزء سپاه عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بود که بر ضد سپاه حجاج مبارزه می‌کردند، هنگامی که سپاه عبدالرحمن شکست خورد، سعید و کمیل بن زیاد به قم آمدند. مدتی در قم سکونت کردند. سعید به نزد بنی اسد به جمکران آمد، دژخیمان در همه جا برای دستگیری او تلاش می‌کردند، سعید از قم به آذربایجان رفت و مدتی در آنجا بود، سپس از آنجا به مکه رفت و در مکه دستگیر گردید. (13)

سعید هنگام شهادت، گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله داد و سپس عرض کرد:

«اللهم لا تسلطه علی احد یقتله بعدی؛ خدایا! حجاج را بعد از من بر کشتن احدی مسلط نکن.»

این نفرین به اجابت رسید و حجاج بعد از چند روز سخت بیمار شد و در روزهای آخر زندگی، گاهی بیهوش می‌شد، وقتی به هوش می‌آمد، بارها می‌گفت: «چرا سعید بن جبیر را کشتم؟» او با وضع نکبت باری مرد.

عمر بن عبدالعزیز را در خواب دید که سراپا لاشهٔ گندیده است، از او پرسید: «خدا با تو چگونه رفتار کرد؟»

او پاسخ داد: «برای هر کسی که کشته بودم، یکبار مرا کشت ولی برای کشتن سعید، هفتاد بار مرا کشت.» (14)

پی نوشت ها:
1. تتمه المنتهی، ص 111؛ تاریخ مذهبی قم، ص 67.
2. جامع الانساب، ص 17.
3. ریاض الانساب، ج 2، ص 146؛ زندگی امام موسی بن جعفر (ع)، عمادزاده، ج 2، ص 348.
4. دائره المعارف اسلامیه، تألیف عبدالعزیز، ج 3، ص 29.
5. الغدیر، ج 1، پاورقی ص 195؛ دربارهٔ اعتبار این کتاب به سفینه البحار، ج 1، ص 652 مراجعه شود.
6. اعیان الشیعه، ج 1، ص 28 و مقدمه کتاب سلیم بن قیس.
7. مقاتل الطالبیین، ص 111 و 116.
8. طبقات ابن سعد، ج 6، ص 212.
9. ترجمه تاریخ قدیم قم، 37.
10. البلدان یعقوبی، ص 264؛ ترجمه تاریخ قدیم قم، ص 264.
11- معجم رجال الحدیث، ج 8، ص 113.
12. بهجه الآمال، ج 4، ص 355.
13. ترجمه تاریخ قدیم قم، ص 38.
14. بهجه الآمال، ج 4، ص 356.
منبع: کتاب رابطه ایران با اسلام و تشیع  به قلم  محمد محمدی اشتهاردی