جانشینی امام علی(ع) در متون اهل سنت

مسئله امامت یک مسئله درون دینی است. طبیعی است که دلایل آن را باید در آموزه‌های دین اسلام جستجو نمود. دانشمندان اسلامی برای اینکه در برابر خدا و رسولش عذر داشته باشند، وظیفه عقلی و شرعی دارند که در این راستا تمام آموزه‌های اسلامی را که صلاحیت روشنگری در باره ولایت و امامت دارند، مورد لحاظ قرار داده و از کوچکترین دلالتی که ممکن است ما را هدایت کند چشم پوشی نکنند. ولی با کمال تأسف عالمان اهل‌سنت سعی می‌کنند از هر چیزی که بر امامت امام علی علیه السلام و سایر امامان دلالت داشته باشد، خود را کنار کشیده و تا توانسته اند بزرگان آنان احادیث و روایاتی را که در باره امامت اهل‌بیت علیهم السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم صادر شده، در کتابهای شان نقل نکنند؛ ولی در عین حال احادیث زیادی در متون حدیثی اهل سنت منعکس شده که بیانگر مسئله امامت و خلافت بوده و صلاحیت برای بررسی در جهت راه‌کشایی در مسئله امامت را دارند. ما در اینجا به برخی احادیثی که در متون اهل سنت در باره جانشینی امام علی علیه السلام نقل شده اشاره می کنیم:

  1. در میزان الاعتدال نقل شده که ابن عبّاس گفت: رسول خدا در حالیکه دست علی را گرفته بود، فرمود: این اوّلین کسی است که به من ایمان آورد. و اوّل کسی است که در قیامت با من مصافحه می‌کند او فاروق امّت و امیر و ملاذ مؤمنین است و مال ملاذ ظالمین است، او صدیق اکبر و خلیفة من بعد از من است.[1]
  2. انس بن مالک می‌گوید: رسول خدا فرمود: تحقیقاً برادر و وزیر و جانشین و خلیفة من در اهلم و بهترین کسی که بعد از خود به جا می گذارم، علی بن ابی طالب علیه السلام است.[2]
  3. علی علیه السلام فرمود: هنگامی که رسول خدا بستگان نزدیک خود را جمع نمود و به آنها فرمود: ای فرزندان عبد المطلّب، به خدا قسم من هیچ جوان عربی را نمی شناسم که بهتر از آنچه من برای شما آورده ام برای قومش آورده باشد، من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام، خداوند مرا مأمور نموده تا شما را به سوی آن دعوت نمایم، پس چه کسی از شما در این امر مرا یاری می‌کند، تا او برادر و وصی و خلیفه من در میان شما باشد، همه قوم سکوت کردند، من که از همه کوچکتر بودم گفتم من وزیر و یاور تو در این امر هستم، رسول خدا سخنش را تکرار نمود، قوم سکوت کردند و من گفته خود را تکرار کردم آنگاه رسول خدا گردن مرا گرفت و به آنها فرمود: این برادر و وصی و خلیفة من در میان شما است، پس حرف های او را بشنوید و از او اطاعت کنید.[3]
  4. ام سلمه می‌گوید: «رسول خدا فرمود: به راستی که خداوند از هر امّتی پیامبری اختیار نموده و برای هر پیامبری وصی قرار داده است، من پیغمبر این امّت و علی وصی من در میان عترت و اهل بیت و امّت من بعد از من است».[4]
  5. ابن عباس می‌گوید: رسول خدا فرمود: «ای علی من شهر علمم و تو درب آن هستی، نمی‌شود داخل شهر شد مگر از دروازه آن، دروغ می‌گوید کسی که ادّعای دوستی مرا می‌کندولی با تو دشمنی می ورزد، زیرا تو از من و من از تو هستم، گوشت تو گوشت من، خون تو خون من و روح تو روح من، اسرار تو اسرار من و آشکار تو آشکار من است تو وصّی و امام امّت من هستی، به سعادت می‌رسد هر که از تو اطاعت کند، شقی و بدبخت می‌شود کسی که تو را نافرمانی و عصیان کند، …. مَثَل تو و مَثَل امامانی که از فرزندان تو است، مَثَل کشتی نوح است، هر کس بر آن سوار شد نجات یافت، و هر کس از آن تخلّف نموده و جا ماند غرق شد مَثَل شما مَثَل ستاره ای است، هرگاه ستاره غایب شود ستارة دیگر طلوع می‌کند، تا روز قیامت.[5]
  6. ابن عباس می‌گوید: رسول خدا فرمود: علی امام امّت من بعد از من است، قائم منتظر که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد، از فرزندان اوست، قسم به آن کسی که مرا به حق بشیر و نذیر مبعوث فرمود: کسی که در زمان غیبت بر امامت او استوار بماند، از طلای سرخ کمیاب تر است…[6]
  7. ابن عباس می‌گوید: «پیامبر فرمود: … امّا علی برادر و پارۀ تن و صاحب امر من بعد از من است، او صاحب لوای من در دنیا و آخرت و صاحب حوض و شفاعت من است، او مولا و سرپرست هر مسلمان و امام هر مؤمن و پیشوای هر متّقی است، او در حیات و بعد از مرگ وصی و خلیفه من بر اهل بیت و امّتم خواهد بود».[7]
  8. سلمان می‌گوید به رسول خدا عرض کردم، هر پیامبری وصی ای دارد پس وصّی تو کیست؟ حضرت سکوت نمود، مدّتی بعد مرا دید و فرمود: ای سلمان! عرض کردم بله، فرمود تو می دانی وصی موسی چه کسی بود؟ عرض کردم بلی یوشع بن نون بود، حضرت فرمود چون او داناترین فرد زمان خود بود، سپس فرمود: تحقیقاً وصی و موضع سر و بهترین کسی که من بعد از خود به جا می گذارم، علی بن ابی طالب است، هم اوست که وعده مرا تنجیز و دَین مرا ادا می‌کند.[8]
  9. علی می‌گوید رسول خدا به من فرمود: «ای علی تو برای من به منزلة شیث از آدم و سام از نوح و اسحاق از ابراهیم …. و هارون از موسی و شمعون از عیسی و وصی و وارث و امام امّت من هستی و به سبب محبّت تو بهشتی از جهنمی و ابرار از فجّار و مؤمنین از منافقین و کفّار، تشخیص و تمییز داده می‌شود».[9]
  10. علی علیه السلام می‌گوید: «رسول خدا به من فرمود: ای علی تو برادر من و من برادر تو هستم، من برای نبوّت و تو برای امامت برگزیده و انتخاب شده ای، من و تو پدران این امّت هستیم، تو وصی و وارث و پدر فرزندان من هستی، پیروان تو پیروان من، دوستان تو دوستان من و دشمنان تو دشمنان من هستند، …. یا علی تو بعد از من حجّت خدا بر مردم هستی، گفتار تو گفتار من امر تو امر من و نهی تو نهی من و طاعت تو طاعت من و معصیت تو معصیت من و حزب تو حزب من که حزب الله است، است».[10]
  11. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ذیل حدیثی به علی علیه السلام فرمود: «ای علی کسی که تو را بکشد، مرا کشته و کسی که تو را مبغوض دارد مرا مبغوض داشته و کسی که به تو فحش دهد، به من فحش داده است، برای اینکه تو نسبت به من مثل خود من هستی، روح تو از روح من و گِل تو از گِل من است خداوند من و تو را از نور خودش آفریده و برگزیده است و برای من نبوّت و برای تو امامت را اختیار کرد، پس هر کس امامت تو را انکار کند تحقیقاً نبوّت مرا انکار کرده است، ای علی تو وصی و وارث و پدر فرزندان و شوهر دختر منی، امر تو امر من و نهی تو نهی من است، قسم به خدایی که مرا به نبوّت مبعوث نمود، تو حجّت خدا بر خلق و امین خدا در اسرار و خلیفة خدا بر بندگان وی هستی».[11]
  12. رسول خدا فرمود: هر پیامبری وصی و وارثی دارد، محققاً علی وصی و وارث من است.[12]

[1] . الذهبی محمّد بن احمد، میزان الإعتدال، 2/417 دار المعرفه للطباعه و النشر بیروت 1382.

[2] . همان 4/127.

[3] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه 13/211 مؤسسه اسماعیلیان الطباعة و النشر و التوزیع.

[4] . قندوزی حنفی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّه 1/235 دار الأسوه للطباعه و النشر 1416 هـ . ق.

[5] . قندوزی حنفی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده 1/390 ح 3، پیشین.

[6] . همان ص 387.

[7] . حموینی شافعی ابراهیم بن محمّد، فرائد السمطین 2/34- 35 ح 371 باب 7.

[8] . الهیثمی علی بن ابی بکر، مجمع الزواید 9/113 دار الکتب العلمیه، بیروت 1408 هـ .

[9] . قندوزی حنفی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّه لذوی القربی 1/255، پیشین.

[10] . قندوزی حنفی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّه لذوی القربی 1/371 پیشین.

[11] . همان ص 167.

[12] . خوارزمی موفق بن احمد، المناقب، ص 85، مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجامعه المدرسین، بقم 1414 هـ .