ثواب الاعمال و عقاب الاعمال( ترجمه غفارى)

معرفى اجمالى ترجمه

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، اثر ابوجعفر محمد بن على بن حسين قمى، معروف به شيخ صدوق- ابن بابويه 381 ه. ق است كه توسط آقاى على اكبرغفارى به فارسى ترجمه شده است.

كتاب حاضر ترجمه ساده و روانى است، از دو كتاب كم حجم و كوچك به نام ثواب الاعمال و عقاب الاعمال كه از جمله سيصد كتاب كبير و نفيس و پر ارزش دانشمند عالى مقام جهان تشيّع« شيخ صدوق» است.

در چند سال قبل كه نسخه عربى اين دو كتاب مزبور را در يك مجلّد با تصحيحى نسبتا دقيق و پاورقى هايى نافع و سودمند منتشر شد، اتقان تأليف و مرغوبيّت مطالب آن و نيز زيبايى و مزاياى ديگر چاپش موجب شد كه مورد علاقه و مطالعه جمعى از فضلا و دانشمندان قرار گيرد و توجّه بيشترى بدان مبذول گشت و از اين رو كتاب ترويج شد و علاقمندان بسيارى پيدا كرد و پاره اى از كسانى كه با زبان عربى چندان آشنا نبودند، مكرّر از اين مترجم درخواست ترجمه آن را به زبان پارسى نمودند و وى نيز به درخواست آنان جواب مثبت داده و پس از فراغت از ترجمه كتاب من لايحضره الفقيه، به ترجمه كتاب حاضر مبادرت نمود.

وى در ترجمه كتاب به روش قدما استناد جسته، زيرا به نظر وى قدما در عين اينكه قداست كلام امام( ع) را حفظ مى كردند، كاملا رعايت باز گرداندن مفاهيم جمله هاى عربى را به پارسى مى نمودند و همان مفهوم كه جمله عربى داشت، عينا جمله فارسى نيز دارا بود، و ديگر اين كه از ذكر تمام سند، چون ملال آور بود، خوددارى كرده است؛ مثلا در هر كجا گفته« از فلان كس روايت شده است» يا« روايت كرده اند» نشانه آنست كه سند چندان معتبر نبوده است. و آن جا كه گفته« فلان كس گويد: امام( ع) چنين فرمود» علامت آنست كه سند قابل اعتماد بوده، و در پاره اى از موارد باعتبار سند تصريح كرده است، چنان كه به مرفوع بودن يا مرسل بودن و يا موقوف بودنش تصريح نموده و معنى هر كدام از اين اصطلاحات را در يكى دو جا در پاورقى ها تذكّر داده، و هر كجا كه راويان سند از اهل سنّت بودند و بالأخص آنجا كه راوى كه خود از امام( ع) نقل مى كند، سنّى بود، چنين آورده كه فلان كس از امام چنين روايت كرده است، نه اينكه فلان گويد، امام چنين فرمود، و نيز قرينه ديگرش اينكه راوى سند را از امام تجاوز داده و به رسول خدا( ص) رسانيده است؛ مثلا سكونى يا طلحه بن زيد يا غياث ابن ابراهيم آنچه نقل كرده اند، اين طور است؛« جعفر بن محمّد يا محمّد بن على عليهما السّلام از پدرانش از رسول خدا( ص) چنين روايت كرده» و اين خود قرينه سنّى بودن راوى است، اگر چه توثيق شده باشد، گاهى راوى شيعه است، لكن دوازده امامى نيست، در اين گونه موارد هم سند را طورى نقل كرده كه به قرينه معلوم باشد، راوى غير امامى است.

هر چند كه اعتبار سند و عدم آن در اين گونه كتب كه موضوعش اخلاق و آداب است، چندان مؤثّر نيست، و همين قدر كه انسان علم به مجعول بودن« يعنى ساختگى بودن» حديثى نداشته باشد، عمل به آن جايز است و اگر از هر راه وثوق به صدور خبرى از امام( ع) پيدا كند، براى او حجّت خواهد بود، و بالاخره صحّت و سقم سند در امثال اين گونه موضوعات چندان مدخليّت نخواهد داشت، با اين حال هر كجا كه احتمال جعل و وضع و ساختگى بودن حديثى مى رفته تمام سند را نقل كرده و به حال روات آن تا حدّ ممكن پرداخته و درباره هر يك نقل اقوال علماء رجال را نموده تا خواننده را نيازى به مراجعه به اصل عربى كه تمام سند در آن ذكر شده نباشد.

و امّا در ترجمه متن كاملا رعايت سادگى و بى تكلّفى در الفاظ شده است تا فهمش همگانى باشد، و در هر كجا احتمال مى داده كه ممكن است، ترجمه مورد خدشه واقع شود، عين عبارت عربى را آورده، چنان كه هر جمله اى كه احتمال چند معنى داشت، و مترجم يك يا دو معنا را اختيار كرده، لفظ عربى آن را نيز ذكر كرده تا كاملا روشن باشد، و در هر كجا نيازى به بيان و توضيح بود در ميان() يا در پاورقى، يا در متن پس از ترجمه تمام خبر به عنوان شرح به مقدار لازم توضيح داده تا اجمال و تعقيدى باقى نماند و تنها به ترجمه متن حديث اكتفا نكرده، و نيز هر حديثى كه فقهاء عظام به مضمون آن حديث فتوى داده اند، اشاره نموده تا هر غير مجتهدى كه بخواهد به موجب آن رفتار كند، بدون شبهه عمل كند و از روى بينش و بصيرت باشد.

و نيز براى تنوّع و فائده بيشتر، در پاره اى از موارد شرح حالى از راوى حديث به طور اختصار در پاورقى ذكر كرده تا تفنّنى در كلام شده باشد و خواننده را ملال نگيرد و مطالعه كتاب را به زودى رها نكند و در عين حال نتيجه اى نيز از جهت شناخت راوى و موقعيّتش از نظر نقل روايت برده باشد.

اعراب گذارى متن عربى به قلم مترجم است.

منابع

متن و مقدمه كتاب.