پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » دعا ، نماز ،زیارت »

تکوین نماز پیامبر.

اشاره:

در سیر تکوین نمازهای پیامبر گزارهایی در تاریخ هست که به آنها اشاره می کنیم. این گزارشها نشان می دهد، پیامبر از ابتدای بعثت نماز می خوانده اما نمازش با نماز دیگر پیروان ادیان تفاوت داشته است. نمازی که بعدها با کیفیتی غیر از کیفیت نخستین آن برگزار شد. به این گزارش دقت بفرمایید. پس از آن که به چهل سالگى رسید به او دستور داد که نماز بخواند و حدود آن را به وى آموخت. امّا اوقات نماز هنوز نازل نشده بود و براى همین رسول الله در هر وقتى نماز را به صورت دو رکعتى به جاى مى‏ آورد.

در این حال على بن ابى طالب با وى مأنوس بود و دائما به همراهش بود و از او جدا نمى‏ شد. یک بار على علیه السّلام نزد رسول اللّه رفت و دید که مشغول نماز است. از او سؤال کرد که اى ابو القاسم! این حرکات چیست؟ رسول الله صلّى اللّه علیه و اله فرمود: این نماز است که خداوند مرا بدان امر کرده است. [ این گزارش نشان می دهد حضرت علی چنین نمازی را هرگز ندیده بود و با توجه به انکه ایشان در مکه می زیست و مکه محل آمد و شد پیروان ادیان دیگر بود، می توان چنین نتیجه گرفت که نماز پیامبر هیچ تناسبی با نماز پیروان دیگر ادیان نداشته است ] آن گاه على علیه السّلام را به اسلام دعوت کرد و او هم اسلام آورد و به همراهش نماز خواند. پس از آن خدیجه اسلام آورد و در این زمان تنها رسول الله و على و خدیجه نماز مى ‏خواندند.

پس از مدتى ابو طالب به همراه فرزندش جعفر بر رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله وارد شد و دید که آن حضرت به همراه على علیه السّلام مشغول نماز خواندن است. پس به جعفر گفت: اى جعفر برو در کنار پسر عمویت بایست. جعفر هم رفت و در پهلوى دیگر رسول الله صلّى اللّه علیه و اله ایستاد. پس از آن که جعفر در طرف چپ رسول الله صلّى اللّه علیه و اله ایستاد، آن حضرت کمى حرکت کرد و جلوتر از آن دو ایستاد.

پس از آن که على و خدیجه و جعفر اسلام آوردند، زید (بن حارث کلبى) مسلمان شد و بعد از آن على، جعفر، زید و خدیجه پشت سر رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله نماز مى‏خواندند.[۱]

گویا در نمازهای آغازین دوان بعثت پیامبر، رکوع نبوده است. در مرحله بعد به نمازها رکوع افزوده شد. در این مرحله نماز با رکوع و سجده انجام می شد. در حالی که قبلا تنها قیام و سجده در نماز وجود داشت. در این باره ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه و فتال صاحب روضه الواعظین مى ‏گویند : علی علیه السلام فرمود: «هفت سال قبل از مردم نماز خواندم و در آن حال سجده مى‏کردیم و رکوع نمى‏کردیم. اولین نمازى که در آن رکوع به جاى آوردیم، نماز عصر بود. سپس گفتیم: یا رسول اللّه، این چیست؟ فرمود: به این کار مأمور شده‏ایم.».[۲]

از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که اولین نمازى را که با رسول الله صلّى اللّه علیه و اله به جاى آوردم، دو رکعت نماز ظهر بود.[۳]

پس نخستین نمازى که آن حضرت علیه السّلام با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواند دو رکعت نماز ظهر بود، و خداوند متعال نماز را براى مسلمانانى که در مکّه بودند این گونه دو رکعت دو رکعت واجب کرده بود، و پیامبر خدا نیز در مکه نماز را دو رکعتى برپا مى‏کرد، و على علیه السّلام نیز با آن حضرت در مدّت ده سالى که در مکّه بود نماز را دو رکعتى برپا مى‏کرد تا زمانى که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به مدینه هجرت کرد، و على علیه السّلام را براى انجام کارهایى که جز او کسى توان انجام آن را نداشت در مکّه به جاى خود گذاشت.[۴]

آنچه در بالا آمد این مساله را ثابت می کرد که

۱-نماز پیامبر در ابتدا دو رکعت بیشتر نبوده و نماز چهر رکعتی نداشته ایم

۲- نمازهای پیامبر رکوع نداشته است و بعدها رکوع به آن اضافه شد

۳- نمازهای سایر ادیان نیز رکوع نداشته و با امدن دستور رکوع، در واقع این تفاوت نمازهای مسلمانان با دیگران بود. که البته با دقتی که در گزارشها شد گویا اصلا پیروان ادیان پیشین نمازی به مانند نماز حضرت رسول نداشته اند که حتی قیام و قعود داشته باشد. البته روایاتی هست که می نماید پیروان ادیان دیگر هم نماز داشته اند اما نمازشان رکوع نداشته است.البته آنگونه که در خاطرم هست جایی خواندم که الان یادم نیست کجا بود، که نماز یهودی ها قیام و رکوع داشته است.

اما آنچه در ادامه به آن اشاره می کنیم گزارشی است که نشان می دهد نماز پیامبر در هما ابتدا رکوع داشته است. و تقریبا عکس آنچیزی خواهد بود که تا الان گفته می شد.

شیخ مفید در ارشاد با سند خود از یحیى بن عفیف بن قیس کندى، از پدرش عفیف نقل کرده است که گفت: قبل از آن که دعوت نبى اکرم صلّى اللّه علیه و اله علنى شود با عباس بن عبد المطلّب در مکّه نشسته بودم، در این حال جوانى پیش آمد و به خورشید که در حال زوال بود، نگاه کرد.

پس از آن رو به کعبه به نماز ایستاد، پس از لحظه‏اى نوجوانى پیش آمد و در سمت راست او ایستاد و سپس زنى آمد و پشت سر آنها ایستاد. آن جوان به رکوع رفت و آن نوجوان و زن هم به رکوع رفتند و سپس آن جوان از رکوع بلند شد و آن دو نفر هم همین کار را کردند. سپس او سجده کرد و آنها هم با او سجده کردند. من گفتم: اى عباس، امر عظیمى است! عباس گفت:

بله امر عظیمى است. آیا مى‏دانى که اینها چه کسانى هستند؟ این جوان محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلّب، برادرزاده من است و این نوجوان على بن ابى طالب، برادرزاده دیگر من و این زن هم خدیجه دختر خویلد مى‏باشد.

برادرزاده‏ام به من گفته است که پروردگار آسمان‏ها و زمین به او دستور داده است که از این دین پیروى کند و به خدا قسم که در تمام دنیا کسى به غیر از این سه نفر به این دین عقیده ندارد.[۵]

در بحار از کافی نقل شده چون پیغمبر به سن۳۷ سال رسید در خواب چنان می‏دید که گویا کسی به نزد او می‏آید و می‏گوید یا رسول الله وقتی در آن هنگام که در میان کوه‏ها گوسفند می‏چرانید چنان اتفاق افتاد که کسی او را دید به او گفت یا رسول الله از وی پرسید تو کیستی؟ پاسخ داد من جبرئیلم وخدا مرا به سوی تو فرستاده که به رسالت مژده‏ات دهم آنگاه برای پیغمبر وضو ساخت و به او یاد داد که رو و دو دست را از مرفق بشوید و سر و دو پا را تاکعبین مسح کند آنگاه رکوع و سجود را به او آموخت.

بنابر این نماز قبل از بعثت بوده و پیامبر قبل از بعثت نیز نماز می‏گذارد. و حکم وجود نمازهای پنجگانه نه در شب معراج صدور یافته است که به نظر اکثر دانشمندان و صاحب نظران در سال دوازدهم بعثت واقع شده است. در آن شب نمازهای پنجگانه دو رکعت دو رکعت واجب گردید و بعد از هجرت به مدینه از سال دوم به بعد دو رکعت به غیر نماز مغرب و صبح و یک رکعت به نماز مغرب افزوده شده است.

آنچه منابع در باره موضوع مطرح شده به آن پرداخته اند بدین گونه است که

برخی نوشته اندجبرئیل روز دوم بعثت رسول خدا ،برای تعلیم نماز و وضو نازل شد(۱)

یعقوبی مینویسد نخستین نمازی که بر وی واجب گشت نماز ظهر بودووضو گرفتن و نماز خواندن را از جبرئیل آموخت.(۲)

ابن اسحاق می نویسد:نماز در ابتدا دو رکعتی بر رسول خدا واجب شد وسپس خداوند آن را در حضر چهار رکعت تمام قرار دادودر سفر بر همان صورتی که اول واجب بود باقی گذاشت.در ادامه روایتی نقل میکند که دو روزجبرئیل در اوقات پنج نماز، بر رسول خدا نازل می شدودر وقت هر نماز ،رسول خدا را به خواندن آن نمازراهنمایی می کرد.(۳)

حضرت علی بن ابیطالب(ع)می فرماید:با پیامبر هفت سال (برخی روایات پنج سال )پیش از آنکه کسی با پیامبر نماز بخواند، نماز گزارده ام و من اول کسی هستم که با او نماز خواندم(۴)

وعثمان بن سعید الخرازو ابو داود الطیالسی روایتی از حضرت علی (ع)نقل میکنند که ایشان فرمودند:هفت سال قبل از مردم نماز میخواندم و {کنا نسجد ولا نرکع} یعنی در نماز سجده میکردیم اما رکوع نداشت واولین نمازی که در آن رکوع را بجا آوردیم نماز عصر بود که بعد از نماز علت را جویا شدم حضرت فرمود به آن امر شدم.(۵)

محمدبن اسحاق از ام هانی، دختر ابوطالب روایت می کندکه گفت در شب معراج رسول

پیامبر نماز عشاءرا در منزل من خواند و آن شب در منزل ما خوابید کمی قبل از فجر بیدار شد ونماز صبح را خواند و فرمود ام هانی من نماز عشاء را در همین خانه خواندم و سپس بیت المقدس رفتم و آنجا نیز نماز خواندم.(۶)

بطوریکه در شب معراج ،پیامبر(ص)وقتی از خانه ام هانی خواهر حضرت علی(ع)به بیت المقدس{مسجد الاقصی}روانه شد از نقاط مختلف مسجد الاقصی وبیت اللحم{زادگاه حضرت مسیح}و منازل انبیاءوآثار وجایگاه آنها دیدن کردو در برخی از منازل دو رکعت نماز خواند(۷)

پیامبر(ص)می فرماید در شب معراج چون به آسمان هفتم رسیدم نماز های پنجگانه واجب شدو جبرئیل همراه پیامبر نماز های پنجگانه را به جا آوردند(۸)

مزنی یکی از یاران شافعی می گوید نماز قبل از معراج واجب شده بود ویک نماز قبل از طلوع خورشیدو یکی پیش ازغروب آفتاب بجای آورده می شد(۹)

ابوذر غفاری صحابه پیامبر از سه سال پیش از بعثت پیامبر،خدا رامی پرستیدو بندگی میکردو نماز میگزارد(صحیح مسلم۲سال قبل از بعثت را آورده است ج۱۶ص۳۲)(۱۰)

پی نوشت:

۱.محمد ابراهیم آیتی،تاریخ پیامبر اسلام،انتشارات دانشگاه تهران،تهران،چاپ چهارم،۱۳۶۶ش،ص۹۰. به نقل از امتاع الاسماع،ص۱۵.

۲همان ،ص۹۰.

۳.همان،ص۹۱.به نقل از سیره النبی،ج۱،ص۲۶۳.

۴.جعفر سبحانی،فروغ ابدیت،بی تا،بی جا،جلد اول،ص۲۰۴فبه نقل از الغدیر ج۳ص۲۲۲.

۵.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،مصحح،محمد ابو الفضل ابراهیم،کتابخانه مرعشی نجفی،قم،۱۳۳۷ش،چاپ اول،ج۱۳،ص۲۲۹.

۶.حسین علی عربی،تاریخ تحقیقی اسلام،موسسه امام خمینی،قم،۱۳۸۳ش،چاپ چهارم،ج۱،صص۳۹۹-۴۰۰.

۷.جعفر سبحانی،همان،ص۳۰۵.

۸.ابن سعد،ترجمه طبقات الکبری،محقق عطاء محمد عبد القادر،دار الکتب العلمیه، بیروت،ج۱،ص۱۹۹.

۹.حسین صابری،خاتم پیامبران(ص)،آستان قدس رضوی،۱۳۸۰ش،چاپ سوم،ج۱،ص۵۹۱.

۱۰.مصطفی دلشاد تهرانی،سیره نبوی منطق عملی،دریا،تهران،۱۳۸۵ش،چاپ دوم،ج۳،ص۱۰۸.