پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » احادیث موضوعی »

تکبر در احادیث معصومین (علیهم السلام)

    اشاره

   تکبر یکی از صفات رذیله است که در علم اخلاق از آن به صورت گسترده بحث شده است. تکبر به علت خودبرتربینی در انسان ایجاد می شود و این تصور برای متکبر حاصل می گردد که گویا از  دیگران برتر است و دیگران باید به او تعظیم نموده و از او حساب ببرند. وجود این صفت در هرکسی باعث می گردد که صاحب خود را از مردم جدا نموده و به انزوا بکشاند. تکبر حتی در برابر خدواند باعث عصیان و تمرد می شود. در روایات زیر به تکبر و  صفات رذیله دیگری که با تکبر همراه است مورد اشاره قرار گرفته است.

 

 (۱) امام صادق (علیه‌السلام):

    اَلکِبرُ أَن تَغمِصَ النّاسَ وَتُسَفِّهَ الحَقَّ؛ تکبر، این است که مردم را تحقیر کنى و حق را خوار شمارى.

    (الکافى(ط-الاسلامیه)، ج۲، ص۳۱۰)

     (۲) امام على (علیه‌السلام):

    اَلحِرصُ وَالکِبرُ وَالحَسَدُ دَواعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِى الذُّنوبِ؛ حرص و تکبّر و حسادت، انگیزه هاى فرورفتن در گناهانند.

    (نهج البلاغه(صبحی صالح)،ص۵۴۱ ،حکمت ۳۷۱)

     (۳) رسول اکرم صلى الله علیه و آله:

    أَلا اُخبِرُکُم بِأَهلِ النّارِ؟ کُلُّ عُتُلٍّ جَوّاظٍ مُستَکبِرٍ؛ آیا شما را از اهل دوزخ آگاه نکنم؟ هر درشتخوىِ خشنِ متکبّر.

    (کتاب العین،ج۶،ص۱۷۰)

     (۴) امام صادق (علیه‌السلام):

    ما مِن أَحَدٍ یَتیهُ إِلاّ مِن ذِلَّهٍ یَجِدُها فى نَفسِهِ؛ هیچ کس نیست که تکبّر ورزد، مگر بر اثر خوارى و حقارتى است که در خود مى بیند.

    (الکافى(ط-الاسلامیه)، ج۲، ص۳۱۲)

     (۵) امام على (علیه‌السلام):

    عَجِبتُ لِلمُتَکَبِّرِ الَّذى کانَ بِالمسِ نُطفَهً وَیَکونُ غَدا جیفَهً؛ در شگفتم از شخص متکبّر، که دیروز نطفه اى بوده و فردا لاشه اى است.

    (نهج البلاغه(صبحی صالح)،ص۴۹۱، حکمت ۱۲۶)

     (۶) رسول اکرم صلى الله علیه و آله:

    إِنَّهُ لَیُعجِبُنى أَن یَحمِلَ الرَّجُلُ الشَّى ءَ فى یَدِهِ یَکونُ مَهنَئا لأِهلِهِ یَدفَعُ بِهِ الکِبرَ عَن نَفسِهِ؛ براستى که خوش دارم مرد با خوشحالى و افتخار چیزى را با دست خودش براى خانواده اش ببرد و بدین وسیله تکبر را از خود دور کند.

    (مجموعه ورام، ج۱، ص۲۰۱)

     (۷) امام صادق (علیه‌السلام):

    مَن ذَهَبَ یَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرینَ، (قالَ حَفصُ بنُ غیاثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما یَرى أَنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافیَهِ إذا رَآهُ مُرتَکِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَیهاتَ هَیهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتى وَ أَنتَ مَوقوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّهَ سَحَرَه موسى (علیه‌السلام) ؛ هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى (علیه‌السلام) را نخوانده اى؟

    (الکافى(ط-الاسلامیه)، ج۸، ص۱۲۸)

     (۸) امام على (علیه‌السلام):

    وَعَن ذلِکَ ما حَرَسَ اللّه  عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّکَواتِ وَمُجاهَدَهِ الصِّیامِ فِى الیّامِ المَفروضاتِ تَسکینا لأَطرافِهِم وَتَخشیعا لأَبصارِهِم وَتَذلیلاً لِنُفوسِهِم وَتَخفیضا لِقُلُوبِهِم وَإِذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم… اُنظُروا إِلى ما فى هذِهِ الفعالِ مِن قَمعِ نَواجِمِ الفَخرِ وَقَدعِ طَوالِعِ الکِبرِ؛از این جاست که خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکاتها و جدّیت در روزه دارى در روزهاى واجب، نگهبانى مى کند، زیرا که این امور باعث آرام شدن اعضاء و جوارح و خشوع دیدگان و فروتنى جانها و خضوع دلها و بیرون راندن کبر و نخوت از وجود آنان مى شود… بنگرید، که این اعمال چگونه نمودهاى فخر فروشى را در هم مى شکند و آثار و نشانه هاى تکبر را مى زداید!

    (نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۲۹۴)

     (۹) امام حسن مجتبى (علیه‌السلام):

    لَمّا قیلَ لَهُ إِنَّ فیکَ کِبرا ـ: کَلاّ، اَلکِبرُ لِلّهِ وَحدَهُ وَلکِن فىَّ عِزَّهٌ، قالَ اللّه  تَعالى: (وَلِلّهِ العِزَّهُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ)؛ در پاسخ کسى که به ایشان گفت: در وجود شما تکبّر است، فرمودند: هرگز، تکبّر تنها از آن خداست. اما در وجود من، عزّت است. خداى متعال فرموده است: «و عزّت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است».

    بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۲۵

     (۱۰) امام صادق (علیه‌السلام):

    إِنَّ فِى السَّماءِ مَلَکَینِ مُوَکَّلَینِ بِالعِبادِ، فَمَن تَواضَعَ لِلّهِ رَفَعاهُ وَمَن تَکَبَّرَ وَضَعاهُ؛ در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده اند پس هر کس براى خدا تواضع کند، او را بالا برند و هر کس تکبر ورزد او را پَست گردانند.

    (کافى(ط-الاسلامیه)، ج۲، ص۱۲۲)

     (۱۱) امام کاظم (علیه‌السلام):

    إِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلایَنبُتُ فِى الصَّفا فَکَذلِکَ الحِکمَهُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه  جَعَلَ التَّواضُعَ آلَهَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّکَبُّرَ مِن آلَهِ الجَهلِ؛ زراعت در زمین هموار مى روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل هاى متواضع جاى مى گیرد نه در دل هاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.

    (تحف العقول، ص ۳۹۶)

     (۱۲) پیامبر اکرم صلى الله‏ علیه ‏و ‏آله:

    اَلا اُخْبِرُکُمْ بِاَبْعَدِکُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى یا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَلْفاحِشُ الْمُتَفَحِّشُ الْبَذى‏ءُ، اَلْبَخِیلُ، اَلْمُخْتَالُ، اَلْحَقودُ، اَلْحَسُودُ، اَلْقاسِى الْقَلْبِ، اَلْبَعِیدُ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ یُرْجى، غَیْرُ المَاْمونِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقى؛ آیا شما را از کم شباهت‏ترینتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخیل، متکبر، کینه توز، حسود، سنگدل، کسى که هیچ امیدى به خیرش و امانى از شرش نیست.

    (الکافى(ط-الاسلامیه)، ج ۲، ص ۲۹۱)

     (۱۳) امام محمد باقر (علیه‌السلام):

    الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَهِ؛دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.

    (ثواب الاعمال(ترجمه حسن زاده)ص۶۸۸)

     (۱۴) امام صادق (علیه‌السلام):

    ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّهٍ یَجدُها فی نَفسِهِ؛ هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد.

    (وسایل الشیعه ج۱۵ ص۳۸۰)

    (۱۵) حضرت زهرا سلام الله علیها:

    فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاهَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ؛ خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.

    (الاحتجاج علی اهل اللجاج (طبرسی)، ج۱، ص۹۹)

     (۱۶) امام صادق (علیه‌السلام):

    لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر؛ کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.

    (الکافی(ط-اسلامی) ج۲ ص۳۱۰)

     (۱۷) امام على (علیه‌السلام):

    ما أقبَحَ الخُضوعَ عِندَ الحاجَهِ وَالجَفاءَ عِندَ الغِنى؛ چه زشت است فروتنى هنگام نیاز و درشتى هنگام بی ‏نیازى.

    (نهج‏ البلاغه(صبحی صالح)، نامه ۳۱،ص۴۰۴)