نقد و بررسی ادیان و فرق » وهابیت »

مقدمه: بارزترین ویژگی اعتقادی که در شرایع آسمانی یکسان مطرح است، اعتقاد به وجود خدا و یکتاپرستی است، و می توان آن را فصل ممیز انسان موحد از فرد مادّی به شمار آورد. پیامبران پس از فراخوانی مردم به اعتقاد به خدا، مهم ترین سرلوحه دعوت خود را، اصل توحید قرار داده اند.

برای روشن شدن مسئله توحید از نگاه وهابیت نیاز به توضیح چند کلید واژه می باشد:

تعریف توحید، مراحل و اقسام توحید، مفهوم عبادت، توحید در تعریف وهابیان:

واژه توحید: ریشه توحید که «وحد» است و وحدت از آن مشتق می شود به معنای انفراد است. واحد، به چیزی اطلاق می شود که جزء ندارد.[۱] و به معنای تنها قرار دادن یک چیز است.[۲]

توحید دارای هشت ۸ مرحله می باشد.

  1. توحید در ذات (توحید در الوهیت ـ لا اله الا الله) و این دارای دو معنی است:

الف) توحید ذاتی یعنی واجب الوجود، دویی بردار و تعدّد پذیر نیست و مثل و مانند و شبهه و نظیر ندارد که از آن تعبیر می شود به «واحدیت» مانند: «لَیسَ کمِثْلِهِ شَیءٌ».[۳] «وَلَمْ یکن لَّهُ کفُوًا أَحَدٌ». در مقابل کسانی که قائل به تعدد خدایان بودند دارد.

ب) توحید ذاتی یعنی این که خداوند بسیط است و جزء ندارد، هیچ گونه کثرت و ترکیبی در ذات او راه ندارد.

از این معنی، تعبیر می شود به «احدیت» مانند «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» یعنی نه تنها در خارج، بلکه در ذهن هم جزء بردار نیست.

وهابیان بر مسئله توحید ذاتی و نفی ثنویت یا نفی ترکیب در ذات مقدس، اصلاً توجه نمی کنند و بدون شناخت خداوند متعال می خواهند او را پرستش کنند، وقتی به کتب ابن تیمیه ـ بنیانگذار مکتب وهابیت ـ و به تبع آن محمد بن عبدالوهاب ـ موسس فرقه وهابیت ـ مراجعه می شود در جاهای متعدد می گویند: «ان الله تعالی سبحانه واحد فی ذاته، لا قسیم له، واحد فی صفاته لا شبیه له و واحد فی افعاله لا شریک له».[۴] از سوی دیگر وقتی به آیات صفات (صفات خبریه: صفات خبری، آن دسته از صفات خداوند مانند: ید، عرش، کرسی، استوی، اصابع وجه … است که اگر به ظاهر آن اکتفاء شود لازمه اش جسمانیت خداوند است.) می رسند نمی توانند آنها را به گونه ای معنی کنند که خداوند را از جسم بودن منزه قرار دهند و می گویند ما به ظاهر آیات ایمان داریم و حق تأویل آیات و احادیث در باب صفات را نداریم و برای فرار از تشبیه، قید. بلاکیف را می آورند. و می گویند خداوند هر شب به سوی آسمان دنیا می اید (یقول ربنا کل لیله الی السماء الدنیا) امّا چگونه می آید ما نمی دانیم و نمی فهمیم و آن را نسبت می دهد به مذهب سلف: ان مذهب السلف فی آیات الصفات و احادیثها: انه لا یفهم معانیها لا الرسول و لا غیره و ما یعلم تأویله الا الله…[۵]

محمد بن عبدالوهاب می گوید: اهل السنه و الجماعه لایؤولون آیات الصفات و احادیثها و لا یصرفونها عن ظاهرها…..[۶]

می گوید اهل سنت و جماعت آیات و احادیث صفات را نه تأویل می برند و نه از معنای ظاهری آیات عدول می کنند و لذا اگر از معنای ظاهری عبور نکنیم همان جسمانیت خداوند لازم می آید و در عمل دچار مشکل اساسی در توحید ذاتی، صفاتی و افعالی هستند.

  1. توحید در صفات: که خود به دو قسم است صفات ذات، صفات فعل تقسیم می شود.

یعنی خداوند متصف به صفاتی است که بیان گر کمالات ذاتی اوست، مثل عالم، قادر، حی…. که گرچه مفهوماً و معنا با یکدیگر فرق و تفاوت دارند امّا از حیث وجود و تحقق در ذات خداوند، با یکدیگر متحّد می باشند و لذا حیثیت علم خدا غیر از حیثیت قدرت نیست و در صفات خبریه اختلاف است بین امامیه و غیر امامیه بالخصوص با اهل حدیث و وهابیت. چون ظاهر گرا هستند و حق تأویل را ندارند.

  1. توحید در ربوبیت(توحید افعالی) یعنی تدبیر امور عالم به دست خداوند است. و هیچ مدبری غیر از خدا نیست و مراد از ربّ، مدبران اصیل و مستقل است.
  2. توحید در خالقیت: یعنی همه موجودات عالم مخلوق خداوند هستند و مراد از انحصار خالقیت به خداوند، خالقیت بالاستقلال است. و در مواردی خداوند خالقیت را به غیر خود نسبت داده است.[۷]
  3. توحید در حاکمیت: که متفرع بر توحید خالقیت و ربوبیت است. (توحید در ربوبیت و خالقیت جزء صفات افعالی هستند).
  4. توحید در تشریع و تقنین که قانون گذار اصلی خداوند است.
  5. توحید در اطاعت؛ اطاعت اختصاص به خداوند دارد.
  6. توحید در عبادت؛ به معنای این که عبادت نیز مخصوص خداوند است.

همان طور که اشاره شد، اصل خالقیت، ربوبیت، حاکمیت، تقنین و تشریع، اطاعت بالاستقلال منحصر به خداوند است امّا بالتبع،گاهی خالقیت، حاکمیت، ربوبیت، تقنین و اطاعت را به دیگران نسبت داده است.

اختلاف امامیه با سلفیه و وهابیت در چند چیز است؛

  اول: وهابیت در تقسیم بندی توحید می گویند: توحید بر سه قسم است:

  1. توحید در الوهیت.
  2. توحید در ربوبیت.
  3. توحید در اسماء و صفات.

آن گاه توحید در الوهیت را همان توحید در عبادت می دانند و توحید در ربوبیت را به معنای توحید در خالقیت پنداشته اند. چنان چه ابن تیمیه[۸] و محمد بن عبدالوهاب[۹] و بالتبع آن، دیگران نیز این تقسیم بندی را دارند.

دوم: در مفهوم عبادت: وهابیان عبادت را درست نه فهمیده و یا تعمد بر درست نفهمیدن دارد و لذا موجب شده که بسیاری از اعمال را به مفهوم عبادت بدانند و محکوم به شرک کنند به تعبیر دیگر در مصداق عبادت دچار لغزش اند.

ابتداء باید تعریف عبادت در لغت و اصطلاح را تبیین نمود تا به راحتی بتوان مصادیق آن را تشخیص داد.

عبادت از نگاه وهابیت:

وهابیان به خاطر اشتباه در فهم معنای عبادت، بسیاری از اعمالی را که مسلمانان انجام می دهند شرک می پندارند.

ابن تیمیه درباره عبادت می گوید: مردم زمان ما، در حال سختی و راحتی برای خدا، شریک قائل اند و عبادت می کنند و اگر سوال شود که انواع عبادت کدامند؟ می گوئیم: عبارتند از: دعا، استغاثه، ذبح، نذر، محبت و خشیت و تعظیم «فما انواع العباده التی لا تصلح الا الله؟ قلت: من انواع ها، الدعا و الاستغاثه و الذبح، و التعظیم».[۱۰] ملاحظه می شود که ابن تیمیه عبادت رادر قالب مصادیقی که خود انتخاب نموده، تعریف کرده است.

محمد بن عبدالوهاب در تعریف عبادت می گوید: … من قصد فی مخلوق لجلب المنفعه او دفع مضره فقد اتخذه الها…[۱۱] هر کس که غیر خدا را برای جلب منفعت و دفع مفسده قصد کند او را معبود خود قرار داده و عبادتش کرده است.

محمد بن عبد الوهاب درباره «لا اله الا الله» می گوید: این جمله چهار چیز را نفی و چهار چیز را اثبات می کند آن چهار چیزی را که نفی می‌کند عبارت است از: اله، طاغوت، ندّ و ضدّ و ارباب امّا آن چهار چیزی را که اثبات می کند عبارت است از: قصد، تعظیم، محبت، خوف و رجاء و برائت از شرک… (و تثبیت اربعه انواع: القصد و الخوف و الرجاء و التعظیم و المحبه…

آیت الله سبحانی فرموده است: وهابیان الوهیت را به معنای معبود گرفته اند و این خطا است زیرا الله و اله به یک معنی بوده، با این تفاوت که اله کلّی است و الله یک مصداق آن است.[۱۲]

واضح است که وهابیان در اعتقادات از دو فرد تبعیت محض دارند و ابن تیمیه که بنیانگذار از تفکّر وهابیت است و به او لقب شیخ الاسلام می دهند و محمد بن عبدالوهاب که بنیانگذار و موسس فرقه وهابیت است و لذا در نگاه وهابیت هر نوع قصد و تعظیم و احترام، طلب از غیر خدا جهت جلب منفعت و… عبادت به شمار می رود و هر نوع عملی که مسلمانان از غیر خدا درخواست می کنند مانند شفاعت، توسل، استغاثه، نذر، زیارت، تبرّک و.. را شرک قلمداد می کنند و همه این امور نشأت گرفته از این است که در مفهوم و مصداق عبادت دچار اشتباه بزرگ شده اند:

حقیقت عبادت

عبادت دو تا رکن دارد:

  1. خضوع و تذلل عملی و لفظی.
  2. اعتقاد به الوهیت مخضوع له.

و لذا می توان چنین تعریف کرد: عبادت: آن نهایت خضوع لفظی و عملی است که به قصد الوهیت انجام گیرد یعنی سرچشمه و منشأ آن الوهیت و پرستش باشد. به عبارت دیگر عبادت، خضوع در برابر کسی است که او را خداو یا مبدأ کارهای خدایی بدانیم و بیندیشییم و شکی نیست که کارهای مربوط به جهان خلقت و آفرینش مانند تدبیر امور جهان، زنده کردن، میراندن افراد، روزی دادن… از آن خداست که آیات فراوانی موید این مطلب است.[۱۳] و از سویی دیگر می دانیم که جهان آفرینش و هر فعلی که در این نظام رخ می دهد، بدون علل و اسباب نیست، که خود قرآن بدان تصریح دارد. اصل مرگ مربوط به خداست امّا گاهی مرگ را به فرشتگان و پیامبر الهی نسبت می دهد، اصل شفاعت متعلق به خداوند است امّا گاهی همین شفاعت را به پیامبران وصالی نسبت می دهد و… که در بحث توحید بدان اشاره شد.

بنابراین راه جمع این است که بگوئیم: فاعلیت و سببیت این علل طبیعی، اعم از مادی و غیر مادی مانند فرشتگان انبیاء و.. به اذن و دستور خداوند است. و فاعل مستقل خود خداوند است. به دیگر سخن این دو فاعل در طول یکدیگرند، یکی فاعل مستقل و دیگری فاعل بالتبع.

نتیجه این شد که وهابیان هم در معنای توحید دچار اشتباه اند و عبادت را الوهیت فرض می کنند و هم در مصداق و معنای عبادت در لغزش هستند. که هر کار و فعل تعظیمی را عمل شرک آلود می دانند و به همین خاطر است، که اعمال مسلمانان و انجام شعائر دینی را شرک قلمداد می کنند. و ما به دلیل آیات و روایات ثابت کردیم که اولا: عمل و عبادتی شرک است که در آن قصد خدایی و الوهی شود. و ثانیاً عبادت معانی مختلف دارد و ثالثاً؛ هر اعمالی چون شفاعت، توسل، زیارت منافات با عبادت ندارد چون هر مسلمانی که متوسل می شود، طلب شفاعت می کند یا زیارت می کند به قصد تعظیم و تکریم است هر کسی آنان را نمی پرسند.

پی نوشتها

[۱]. مفردات راغب، ذیل وحد، ص۵۵۱٫

[۲]. تاج العروس، ذیل وحد، ج۵، ص۲۹۸٫

[۳]. شوری/۱۱٫

[۴]. الفتاوی الکبری، ج۶، ص۵۴۹، مجموع الفتاوی، الرساله التدمیریه، ج۳، ص۹۸، در ۱۷ مورد ایشان عبارت مذکور را آورده است.

[۵]. شرح حدیث نزول، ص۶۵، ابن تیمیه، درء التعارض العقل و النقل، ص۱۵٫

[۶]. عقیده الشیخ محمد بن عبدالوهاب، ص۵۵۳٫

[۷]. آل عمران/۴۹ و۱۱۰٫

[۸]. مجموعه التوحید، ابن تیمیه، ص۳ و ۵٫

[۹]. کشف الشبهات، محمد بن عبدالوهاب، ص۷ و ۸٫

[۱۰]. مجموعه التوحید، ابن تیمیه، ص۲۲، نشر دارالفکر.

[۱۱]. عقیده الشیخ محمد بن عبدالوهاب، ص۴۶، طبع اول، سال ۱۴۰۸ق. تألیف، صاع بن عبدالله بن عبدالرحمان

[۱۲] . بحوث فی الملل و النحل، ج۴، ص۶۷، توحید و شرک، ص۸۴٫

[۱۳]. فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، آیت الله سبحانی، ج۳، ص۷۵٫