رضا کريمى

يا ايُّها النَّبيُ قُل لِازواجِكَ و بَناتِكَ و نِساءِ المُؤمنينَ يُدنينَ عَليهِنّ مِن جَلابيبِهنَّ ذلكَ اَدني اَن يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ ، احزاب/59

درباره اين آيه بسيار فكر كردم كه چطور با پوشش زن شناخته مي شود؟!

به عقيده من اصلي ترين آيه درباره حجاب اين آيه است.

اين مقاله بر اين پايه نوشته شده است.

در روابط انساني بايد آشكار و خلوت آدمها و محكم و متشابه زندگي آنها تفكيك شوند تا وحدت و همزيستي و صلح به وجود بيايد و جامعه از فساد دور شود. اصل تفاوتها در مردم تغيير ناپذيرند و براي وحدت ناچار بايد تفاوتها را درك كرد و دانست كه مردمان مرد و زن، پير و جوان و كودك، زيردست و بالادست، دوست و دشمن و بيگانه وآشنا هستند.

مي توانيم زن را درآفرينش به شب شبيه بدانيم و مرد را به روز! زن سكون و آرامش (روم/21)و لباس و پوشش(بقره/187) است و شب هم سكون و لباس(نباء/10) است. شب برخلاف روز كه آشكار و روشن و مبصره است تاريك و محو است(اسراء/12). روز براي طلب وكسب (اسراء/12) و تلاش ومعاش (نباء/11) است و شب براي خواب و آرامش و آرام گرفتن.

روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز

دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد

كار در شب منع شده است چون پيروي از آنچه علم نداريم ممنوع است (اسراء/36). قيام و عمل وجهاد مال مرد است و اوست كه بر زن قوّام است و زندگي و معاش را او تدبير مي كند. زن مثل شب است كه زمينه گام محكم و سخن اقوم را براي مردان كه تلاشي طولاني را در روز در پيش دارند (مزّمّل/6و7) فراهم مي سازد و از دامن اوست كه مرد به معراج مي رود.

زن مثل يك راز است كه بايد براي اهل آن فاش شود. رازها اگر مخفي نگه داشته نشوند نابود مي شوند. سخن راست اگر براي آن كس كه ظرفيت شنيدنش را ندارد گفته شود انكار يا تفسير به رأي مي شود چون مكروه و ناسازگار است. زن يك موجود اسرارآميز است! كه اگر براي نامحرم مكشوف شود دست به دست ميان مردمان نقل مي شود و سرگردان و ولگرد افشا مي گردد. آن گاه كه حرمت شب نگه داشته نشود نامحرمان سوء استفاده مي كنند و سنگ به جام مي اندازند. پس در ادامه بيت قبلي حافظ مي خوانيم:

باده با محتسب شهر ننوشي زنهار

بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

البته خوف افشا براي راز صدق مي كند و گرنه چيزي كه خود ظاهر و فاش است نيازي به پوشيده شدن ندارد. زن نيز نبايد زينتش را آشكار كند جز آنچه كه ظاهر است:

اِلّا ما ظَهَرَ مِنها (نور/31).

خوف افشا براي زني صدق مي كند كه داراي اهل و خانواده باشد و نام و هويتي بر او باشد. چنين كساني وقتي پوشش خود را كامل نكنند مورد تعرض نگاه بيگانگان (نامحرمان) قرار مي گيرند و هويت آنها كمرنگ مي شود. بيگانه وقتي پوشيده اي را مكشوف مي بيند كسي را ديده است كه برايش مثل راز است و در واقع با او مأنوس نيست تا آن را در جاي خود بفهمد پس غير عادي مي بيند: خيره مي شود، با التهاب و بدون آرامش دروني نگاه مي كند، غيرمعقول مي گويد و غير معقول مي شنود و ادبيات و غم و لبخندش مصنوعي و ناصادقانه مي شود و … اگر در دوسوي اين ارتباط دو نفر انسان جدي و اهل صدق باشند «اذيت» مي شوند و از اينكه با شخصيت واقعي آنها برخورد نشده است احساس عدم توازن و سرخوردگي مي كنند. آدمي در اين ارتباط اگر با خودش صادق باشد مي فهمد كه «شناخته نشده» است و در توهم ارتباط گرفته است چرا كه بيگانه نمي داند كه او كيست و چه مي خواهد. اين احساس آزاردهنده است و خستگي آور. در حالي كه ديدار دوست نيروبخش و روح افزاست.

چشم پوشي و غضّ بصر براي جلوگيري از چشم چراني و هرزه بيني است. مسئله ديدن نيست، مسئله ولنگاري چشم است که محرم و نامحرم را به هم مي ريزد. از هرچه که ناسازگار با دين و مکروه قلب وناشناس براي عقل است بايد چشم پوشاند (مصباح الشريعه، باب غضّ بصر). کسي که زياد چشم مي چرخاند محرم و نامحرم را با هم مي بيند. محرم، محرمِ راز است وعيب ها را درک مي کند و به آدم هديه مي دهد و ما نيز رازها و عيب هايش را مي فهميم و در جاي خود مي نهيم. ما به محض برخورد با چيزي انس نمي گيريم ومحرم آن نمي شويم.

زنان مؤمنين بايد پوششان را كامل كنند. و هركسي نشناسدشان تا شناخته شوند! و آزار نبينند(احزاب/59). اين جمله پايه حجاب است: پوشش در عين حال كه مي پوشاند مي شناساند! پوشش بيش از همه براي زن صاحب خانواده مهم است. شدت حجاب بقاي بيشتري براي زن خانواده دار مي آورد. بي حجابي و بدحجابي مثل اين است كه كاري بيش از توان زن را به او تحميل كنيم. در حالي كه زن ريحانه است و قهرمان نيست: إنَّ المَراه رِيحانه لَيسَت بقَهرمانه (نامه 31 نهج البلاغه). زن مثل گل است و بايد در جاي خود بماند و بو بدهد. بردن گل به هرجا و دادن گل به هركس آن را پژمرده مي كند. حجاب زن بودن زن را تضمين مي كند.

در اينجا لازم است به زن به عنوان مادر نگاه كنيم:

زن مظهر خانواده است و به عبارت ديگر «مادر» است. مادر مثل حوض كوثرمحل وحدت فرزندان است ونقطه جمع شدن وانتشار فرزندان است. مادر وحدتي است كه لازمه كثرت است و اگر مادر نبود كثرت هم نبود. ام الكتاب جايي است كه كتاب در آن خلاصه و مجمل است و از آنجا كتاب تفصيل پيدا مي كند. اگر مادر نباشد فرزندان مثل مرداني كه شب آرامي نداشته اند در روز پريشان مي شوند. فرزندان در روز به نام پدر شناخته و آشكار مي شوند و عمل مي كنند و به راه پدر (مله ابيكم) مي روند اما مادر مهمتر است: اول مادر دوم مادر سوم مادر و بعد پدر! (كافي ، باب احترام به والدين).

فاطمه (سلام الله عليها) مادر است و كوثر و امّ المؤمنين و سيده زنان و بهترين شب ها. فاطمه كوثر است و كوثر كثرات است (مصباح الهدي، ص295). امّ المؤمنين كه كنينه حضرت است هم به معني خانه اي است كه مؤمنين آنجا به هم مي رسند. طوبا درختي است در خانه زهرا كه هر شاخه اش در خانه يك مؤمن است (طوباي محبت، ج1، ص193). مادر را نمي بينيم چون در واقع وجود فرزندان اوست. همانطور كه به امّ الكتاب جز پاكان نمي رسند به امّ المؤمنين هم جز محرم نمي رسد. مادر مخفي و لطيف است. «خانم زهرا خودش ليل است. ليل چيز كمي نيست قرآن هرجا ليل مي گويد مراد زهراست كه بين شيعيان و محبين و خود ائمه مخفي است. ليل است و ثبات آور» (طوباي محبت، ج1، ص78). خود حضرت گفته اند كه بهترين زنها مخفي ترين آنهاست. حضرت بهترين زنهاست و بهترين زنها بهترين شبهاست و بهترين شبها شب قدر است و مي گويند فاطمه (سلام الله عليها) ليله القدر است. شأن حضرت زهرا اين است كه مخفي باشد (طوباي محبت، ج1، ص78). حتي قبر او!

منبع: پايگاه انديشه